ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۵٬۹۶۱ تا ۵۵٬۹۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۵۵۹۶۱.

جایگاه کتابخانه های عمومی در توانمندسازی زنان خانه دار با تأکید بر ظرفیت های فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۳۹۸
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی جایگاه کتابخانه های عمومی در توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی زنان خانه دار با تأکید بر ظرفیت های فضای مجازی به ویژه شبکه های اجتماعی مجازی است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد کیفی به روشِ تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتابداران و مسئولان کتابخانه های عمومیِ زیر پوشش اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان جنوبی بود. در این پژوهش، از روش نمونه گیری غیراحتمالاتی (غیرتصادفی) از نوع نمونه گیری گلوله برفی استفاده و در مجموع با 21 نفر مصاحبه انجام شد. روش اجرای مصاحبه استفاده شده از نوع نیمه ساختاریافته بود. یافته ها: موضوعات مورد درخواست زنان خانه دار از کتابخانه های عمومی در دو مقوله عملی (سلامت، کشاورزی و هنری) و نظری (ادبی-دینی و تربیتی) دسته بندی شدند. چگونگی نقش آفرینی کتابخانه های عمومی در توانمندسازی زنان خانه دار در حوزه های اجتماعی و اقتصادی نیز در دو مقوله برنامه های آموزشی (تربیتی-اجتماعی و فنی-اقتصادی) و برنامه های فرهنگی-ترویجی (اشتغال محور، تفننی، کتاب محور و مشاروه ای-ارجاعی) گروه بندی شدند که برنامه های فرهنگی-ترویجی دارای فراوانی بیشتری بودند. خدمات قابل ارائه به زنان خانه دار در فضای مجازی در دو مقوله اطلاعاتی (آموزشی و منبع یابی) و ترویجی (اطلاع رسانی و منبع گستری) قرار گرفتند که یافته ها نشان داد که سهم خدمات فرهنگی-ترویجی بیشتر است. مشوق های استفاده از فضای مجازی توسط کتابخانه های عمومی جهت توانمندسازی زنان خانه دار نیز در دو مقوله تبلیغی و کارکردی و موانع موجود در این حوزه در سه مقوله اجتماعی-اقتصادی، فردی و فناورانه دسته بندی شد. اصالت/ارزش: ارزش مسئله این پژوهش در این نکته است که کتابخانه های عمومی می توانند از امکانات فضای مجازی به ویژه شبکه های اجتماعی مجازی در توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی زنان خانه دار استفاده کنند. البته، موانعی جدی در این زمینه وجود دارد که نیازمند توجه از سوی دست اندرکاران کتابخانه های عمومی است. برای رفع این موانع پیشنهاد می شود کتابخانه های عمومی قبل از اجرای برنامه های توانمندسازی زنان خانه دار، برنامه هایی را در زمینه ارتقای سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی آنان اجرا کنند.
۵۵۹۶۲.

بررسی وضعیت خدمات جنبی بخش کودکان کتابخانه های عمومی استان خوزستان و رابطه آن با وفاداری اعضای کودک 7- 11 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۴۰۰
هدف: هدف اصلی این پژوهش کشف وضعیت خدمات جنبی بخش کودکان کتابخانه های عمومی استان خوزستان است. روش: روش پژوهش از نوع آمیخته است. در بخش کیفی پژوهش، با مراجعه به کتابخانه های عمومی استان خوزستان و بررسی آیین نامه ها یک سیاهه وارسی شامل خدمات جنبی بخش کودکان ارائه شده است. سپس در بخش کمّی پژوهش، با استفاده از پرسش نامه ارزیابی میزان وفاداری مشتری (مقیمی و رمضان، 1390، مون کیو و لارنس 2001)، متغیرهای موردمطالعه اندازه گیری و با استفاده از روش های کمّی به سؤالات پژوهش پاسخ داده شده است. یافته ها: در بخش کیفی 27 خدمت جنبی برای کودکان در کتابخانه های عمومی شناسایی شد. مهم ترین خدمات اجراشده در بخش کودک کتابخانه ها که در صدر لیست قرار گرفتند عبارت اند از: ارسال منابع به صورت غیرحضوری با میانگین 3.69، نمایشگاه کتاب با میانگین 3.67، ارائه بروشورهای آموزشی و فرهنگی با میانگین 3.55، فهرست تازه های کتاب نوجوان با میانگین 3.52، معرفی کتاب و داستان گویی با میانگین 3.47، برنامه های فرهنگی مشترک با مدارس با میانگین 3.67، امانت بین کتابخانه ای با میانگین 3.38، کلاس های کمک آموزشی با میانگین 3.31، جلسات شعرخوانی و نقد شعر با میانگین 3.24، و اختصاص فضا برای برگزاری کلاس های خصوصی با میانگین 3.29. اصالت/ارزش: مشخص شد که میزان رضایت اعضای کودک 7 تا 11 سال کتابخانه های عمومی استان خوزستان از خدمات جنبی ارائه شده در این کتابخانه ها در وضعیتی مطلوب قرار دارد و بین رضایت این کودکان و همه ابعاد وفاداری بررسی شده در این پژوهش رابطه ای معنادار وجود دارد.
۵۵۹۶۳.

Free Will as a Fundamental Basis of Moral Action According to Mulla Sadra and Kant(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۳ تعداد دانلود : ۶۴۹
Introduction: In this comparative research, while discussing free will as the basis of moral action, Mulla Sadra's and Kant's views were examined. In examining Mulla Sadra's views, his fundamental approach in relation to free will and the fruit of practical reason, i.e. the attainment of transcendental agency, has been considered as the main paradigm. Material and Methods: The research method is logical analysis on the use of library texts. Conclusion: From the comparison of these two theories, it can be concluded that Kant's theory has led to humanist ethics due to benefiting from the essence of human knowledge and using elements such as independence of will. Because according to Kant, man has a true identity and is free from all external and transcendental factors. According to him, independence of will is the highest principle of morality. Mulla Sadra's theory is an epistemological-divine theory and his epistemological basis is also rooted in the beyond. From his point of view, although man is a creator, but he is really the same as belonging, needing, and connecting with the origin of existence, that is, God, and Mullah Sadra's upward course is based on the movement of his essence, the originality of his existence, its skepticism, and the connection of man with the holy intellect and the active intellect, and finally it shows communication with God; that man has no independence from himself and his whole existence is mortal in the existence of the Almighty. Kant considered will and free will as the most fundamental bases, while Mulla Sadra considered theoretical reason to be the basis of human knowledge
۵۵۹۶۴.

The Relationship between Dewey's Moral Contextualism and Kant's Deontological Ethics in Abortion(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۹ تعداد دانلود : ۵۱۷
Introduction: Abortion is related to local ethics and is one of the situations in which all conditions and cases should be taken into account. In this article, by examining John Dewey's opinions about Kant's contextualism and deontology, the issue of conflicts and moral duties in abortion was investigated. Material and Methods: The research method is the logical analysis of the opinions of these two thinkers. Conclusion: It seems that based on Kant's duty approach, it is not possible to provide a general rule for abortion, and this depends entirely on whether we accept the fetus as a person whose criterion is reasoning, feeling and receiving experience or not. But according to the analysis that Dewey's contextualism claims, if a general rule can be used to make the right decision for a person that results in the most virtue and action, then the general rule is also one of the conditions and environment that the person has in the issue (abortion) deals with it and makes a moral decision based on them. From Dewey's point of view, if our non-abortion is a valid reason that can be followed and we are born, we should not end any pregnancy. That is, if the fetus produces the truth that can be followed by surviving, then abortion is immoral. Therefore, in general, the duties towards the mother and the fetus are different in terms and contexts, but the duties that man has towards himself and the principle of humanity give him general principles for action Article number: 4
۵۵۹۶۵.

تدوین و اعتباریابی الگوی رضایت زناشویی درپاندمی ها و ارزیابی اثر بخشی آن بر بهزیستی روان شناختی در دوره کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۶ تعداد دانلود : ۴۸۳
هدف: این پژوهش با هدف تدوین و اعتبار یابی الگوی رضایت زناشویی در پاندمی ها و بررسی اثربخشی آن بر بهزیستی روان شناختی در دوره کرونا اجرا شد. روش: در این پژوهش از روش تحقیق آمیخته (در بخش کیفی، از روش نظام مند نظریه داده بنیاد و در بخش کمّی، از روش نیمه آزمایشی و طرح تک آزمودنی از نوع AB) استفاده شد. مشارکت کنندگان پژوهش در بخش کیفی، 24 نفر از زنان متاهل25- 55 سال (12 نفر دارای رضایت زناشویی و 12 نفر فاقد رضایت زناشویی) بودند که با رعایت معیارهای لازم و روش نمونه گیری هدفمند تا مرز اشباع داده ها، انتخاب شدند. جامعه هدف در بخش کمّی، زنان متاهل 25 تا 55 ساله دارای فرزند 6 تا 13 ساله شهر تهران بودند که تعداد 3 نفر از آنان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در مداخله شرکت کردند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمّی، مقیاس رضایت زناشویی اینریچ (1993) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1988) بود. داده ها در بخش کیفی، با استفاده از روش تحلیل مقایسه مداوم استراوس و کُربین (در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی) و در بخش کمّی، بر اساس شاخص های تحلیل دیداری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده ها در بخش کیفی منجر به شناسایی 79 کد باز و 26 کد محوری و 4 کد انتخابی شامل «نیازهای ارتباطی؛ ویژگی های شخصیتی؛ عوامل اجتماعی و راهبردهای رفتاری» شد. پس از تلفیق مقوله ها، الگوی رضایت زناشویی در ایام کرونا، تدوین و روایی محتوای آن تائید شد. نتایج تحقیق در بخش کمّی، اثربخشی مداخله مبتنی بر الگو بر بهزیستی روان شناختی را نشان داد. نتیجه گیری: بر اساس نتیجه پژوهش حاضر می توان از الگوی استخراج شده، جهت انجام مداخلات مشاوره ای در حوزه های زوج و خانواده برای تسهیل انطباق پذیری با بحران های مشابه استفاده کرد.
۵۵۹۶۶.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودمراقبتی و هموگلوبین گلیکوزیله بیماران زن مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۳۸۲
مقدمه: دیابت نوع دو 90 تا 95 درصد مواردِ تازه تشخیص داده شده دیابت در بزرگسالان را تشکیل می دهد. هدف این پژوهش تعیین میزان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودمراقبتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران زن مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی پیش آزمون و پس آزمون با پیگیری، 30 زن مبتلا به دیابت نوع دو که از دی ماه 1398 تا اردیبهشت ۱۳۹9 مراجعه کننده به انجمن دیابت ایران واقع در استان تهران بودند با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل تخصیص یافتند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش (تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به مدت 8 جلسه هفتگی هر جلسه 90 دقیقه) و گروه کنترل تحت درمان های معمول قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه مقیاس خودمراقبتی دیابت و هموگلوبین گلیکوزیله در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه جمع آوری شدند. داده ها در نرم افزار SPSS-21 با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که در گروه تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، میانگین نمره خودمراقبتی به طرز معناداری بالاتر از گروه کنترل است. به علاوه، زنان مبتلا به دیابت گروه آزمایش در میانگین نمره هموگلوبین گلیکوزیله در مقایسه با گروه کنترل به نحو قابل توجهی کاهش پیدا کردند (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند در بهبود خودمراقبتی و کاهش هموگلوبین گلیکوزیله در زنان مبتلا به دیابت نوع دو موثر باشد. پژوهشگران برای بسط یافته های این مطالعه، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را بر روی بیماران مشابه در سایر بیمارستان ها اجرا نمایند.
۵۵۹۶۷.

بررسی اثر استرس ملایم غیر قابل پیش بینی بلندمدت بر اضطراب، حافظه اجتنابی غیر فعال، رفتار شبه افسردگی و شاخص دویدن موش های نر ویستار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۷ تعداد دانلود : ۴۱۱
مقدمه: استرس مجموعه واکنش هایی است که در پاسخ به هر عاملی که موجب به هم خوردن تعادل درونی (هومئوستاز) شود به وجود می آید. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر استرس بلندمدت غیرقابل پیش بینی بر شاخص دویدن، حافظه اجتنابی غیرفعال، اضطراب، و رفتارهای شبه افسردگی در موش های نر ویستار بود. روش کار: 16 سر موش صحرایی نر به صورت تصادفی به دو گروه (8 سر در هر گروه) تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی در معرض چهار هفته استرس قرار گرفت در حالی که گروه کنترل در شرایط استرس زا نبودند. 48 ساعت پس از پایان مداخله، از تمام حیوانات آزمون های رفتاری و دویدن اختیاری گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تحلیل واریانس یک طرفه انجام شد. 05/0P˂ به عنوان تغییر معنا دار در نظر گرفته شد. یافته ها: استرس بلندمدت باعث کاهش وزن، افزایش زمان ماندن در بازوی بسته (آزمون ماز مرتفع بعلاوه)، افزایش مدت زمان بی حرکتی (آزمون شنای اجباری) کاهش مسافت طی شده در آزمون جعبه باز، کاهش مسافت طی شده با استفاده از چرخ دوار، افزایش تعداد دفعات ورود به جعبه سیاه (آزمون شاتل باکس)، افزایش مدت زمان ماندن در جعبه سیاه و افزایش زمان تأخیر در ورود به جعبه سیاه شد. مسافت دویدن با استرس و افسردگی همبستگی منفی و با حافظه و وزن گیری همبستگی مثبت داشت. نتیجه گیری: استرس طولانی مدت بر افزایش وزن، اضطراب، افسردگی، حافظه و شاخص دویدن حیوانات تأثیر منفی داشت. با توجه به نتایج همبستگی ها، شاخص دویدن بیشتر، با اختلالات رفتاری کمتر همراه است.
۵۵۹۶۸.

تدوین بسته آموزشی مبتنی بر قالب های معنایی و تأثیر آن بر مهارت نوشتن دانش آموزان پایه ششم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۳۱۶
مقدمه: نوشتن را می توان از جمله بزرگ ترین چالش های مقاطع مختلف تحصیلی از دبستان تا دوره های تحصیلات تکمیلی دانشگاه برشمرد. هدف پژوهش تدوین بسته آموزش غیرمستقیم قالب های معنایی و تأثیر آن بر مهارت نوشتن دانش آموزان بود. روش کار: پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون، با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه ششم دوره دبستان شهر رشت در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که از میان آنها 100 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده گرفتند. ابزار سنجش شامل یک پرسشنامه ده گزینه ای محقق ساخته بود. بسته آموزش غیرمستقیم قالب های معنایی طی 10 جلسه 60 دقیقه ای به صورت هفته ای دو جلسه با استفاده از روش تکلیف محور برای دانش آموزان گروه آزمایش در دو مدرسه دخترانه و پسرانه صورت پذیرفت. گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای در آن زمان دریافت نکردند. در پایان جلسات آموزشی، از هر دو گروه آزمایش و کنترل در شرایط یکسان پس آزمون گرفته شد و نتایج با نرم افزار SPSS-26 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بسته آموزشی قالب های معنایی بر مهارت نوشتن دانش آموزان پایه ششم دبستان تأثیرگذار است. به سخن دیگر، میزان پیشرفت در نگارش دانش آموزانی که در جلسات آموزشی شرکت کرده بودند در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت (01/0P<). نتیجه گیری: با استناد به نتایج پژوهش، می توان بسته آموزش غیرمستقیم قالب های معنایی را به عنوان تسهیل کننده در امر یادگیری و عاملی موثر بر مهارت نوشتن دانش آموزان پایه ششم دبستان پیشنهاد داد. به طوری که به صورت عملی در مدارس و دوره های آموزشی برای آموزگاران در نظر گرفته شود.
۵۵۹۶۹.

Policy Implications of Helicopter Emergency Medical Services in Isfahan Province(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۰ تعداد دانلود : ۳۶۸
INTRODUCTION: Helicopter Emergency Medical Services (HEMS) provide medical care to critically ill patients and the injured immediately and provide faster treatment, thereby reducing the length of hospitalization. This study aimed to identify the policy implications of HEMS in Isfahan province. METHODS: This qualitative study was conducted using the thematic analysis method. The study population included the managers, personnel, and flight crews of Isfahan HEMS. The participants were selected using the purposive sampling method, followed by the snowball method. Initially, 14 individuals from the HEMS personnel were interviewed using the interview guide form, and then, the opinions of 15 participants from the flight crews were collected through an open questionnaire. Maxqda10 software was used for data coding. FINDINGS: The research findings were classified into challenges, opportunities, and implications. In terms of challenges, 11 themes and 34 categories were identified in this study. HEMS opportunities were also divided into 8 themes and 11 categories. The policy implications provided by the participants were also categorized into 8 themes and 28 categories. CONCLUSION: Considering that one of the most important known challenges was the lack of specialized helicopters and medicopters, according to the results, it is suggested that the managers of Isfahan HEMS take measures to solve the existing challenges and develop plans to strengthen the capacities and utilize the opportunities.
۵۵۹۷۰.

اثربخشی درمان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای مغز بر عاطفه خودآگاه شرم و گناه و حساسیت انزجاری نوجوانان مبتلا به اختلال وسواسی-جبری: یک مطالعه تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۲ تعداد دانلود : ۴۷۴
زمینه: تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای، یک تکنیک تحریک تعدیل عصبی غیرتهاجمی با تحمل خوب و بدون عوارض جانبی در درمان و بهبود نشانه های وسواسی است که قابلیت تحریک پذیری قشری را به طور مؤثری تعدیل می کند. با این حال، هنوز شواهد قوی و کافی برای استفاده از این روش درمانی در نوجوانان مبتلا به اختلال وسواسی-جبری وجود ندارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر عاطفه خودآگاه شرم و گناه و حساسیت انزجاری نوجوانان مبتلا به اختلال وسواسی-جبری انجام شد. روش: در این پژوهش از روش تجربی از نوع تک موردی با طرح سنجش پیوسته و آزمودنی های متفاوت استفاده شد. جامعه آماری شامل نوجوانان مبتلا به اختلال وسواسی-جبری مراجعه کننده به مرکز مشاوره یاس شهر تبریز بودند که از بین آن ها، تعداد 4 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و بر اساس پروتکل گرین و همکاران (2020) تحت مداخله ده جلسه ای درمان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای به صورت هفته ای دو بار و هر بار به مدت 20 دقیقه قرار گرفتند. آزمودنی ها در مراحل خط پایه، جلسات دوم، چهارم، ششم، هشتم، دهم و یک ماه پیگیری با مقیاس حساسیت انزجاری (هیدت، مککوالی و روزین، 1994)، پرسشنامه احساس گناه (کوگلر و جونز،1992) و پرسشنامه احساس شرم (کوهن، وولف، پانتر و اینسکو،2011) مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تحلیل داده ها روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا، درصد بهبودی و درصد داده های ناهمپوش استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای در کاهش احساس شرم و گناه و حساسیت انزجاری در نوجوانان با اختلال وسواسی-جبری تأثیر معناداری دارد (RCI≥1/96) و اثرات درمانی در مرحله پیگیری نیز حفظ شده است. نتیجه گیری: نوجوانان مبتلا به اختلال وسواسی-جبری که تحت درمان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای قرار گرفتند، احساس شرم و گناه و حساسیت انزجاری کمتری را تجربه کردند، استفاده از این روش در درمان نوجوانان مبتلا به اختلال وسواسی-جبری پیشنهاد می شود.
۵۵۹۷۱.

ساخت و اعتباریابی آزمون هوش درون فردی بر روی کودکان 7 تا 12 ساله شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۴۵۱
زمینه: هوش درون فردی یکی از ابعاد هوش چندگانه گاردنر است که شامل آگاهی از هیجان ها، نقاط ضعف و قوت خود، ادراک خود، اعتماد به خود و توانایی خودنظم دهی است و به افراد کمک می کند تا افکار و احساسات خود را مورد قضاوت قرار دهند و به الگوهای ذهنی مناسبی برای تصمیم گیری در زندگی برسند. مرور مطالعات پیشین نشان می دهد، هوش درون فردی کمتر مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است و ساخت ابزاری مبتنی بر فرهنگ ایرانی برای شناسایی این نوع هوش در کودکان، ضروری به نظر می رسد. هدف: این پژوهش با هدف ساخت و اعتباریابی آزمون هوش درون فردی در کودکان 7 تا 12 ساله شهر همدان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی - پیمایشی و از نوع اعتباریابی آزمون بود. جامعه پژوهش شامل والدین کودکان 7 تا 12 ساله شهر همدان بود. نمونه پژوهش مشتمل بر 577 نفر از والدینِ دانش آموزان دبستانی بود که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شده و به آزمون محقق ساخته و نیز آزمون هوش چندگانه مکنزی (1999) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش های همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و تحلیل آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS22 و LISREL v8.80 انجام شد. یافته ها: یافته های به دست آمده از تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد آزمون محقق ساخته از سه عامل خودآگاهی، آگاهی هیجانی و اندیشه ورزی تشکیل شده است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز ساختار سه عاملی ابزار محقق ساخته را تأیید کرد. روایی محتوایی با استفاده از نظر متخصصان بررسی و 0/78 بدست آمد. همبستگی آزمون محقق ساخته با آزمون هوش درون فردی مکنزی 0/70 به دست آمد که معنادار بود (0/01 p<). پایایی کل آزمون با روش آلفای کرونباخ 0/89 و برای عامل های خودآگاهی 0/92، آگاهی هیجانی 0/87 و اندیشه ورزی 0/90 به دست آمد. نتیجه گیری: بدین ترتیب می توان گفت پرسشنامه محقق ساخته هوش درون فردی در نمونه کودکان 7 تا 12 ساله ایرانی از خصوصیات روانسنجی قابل قبولی برخوردار است و متخصصان حوزه های روانشناسی می توانند از این ابزار در پژوهش های خود بهره ببرند.
۵۵۹۷۲.

مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی بر تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۴۲۸
زمینه: تصویر بدنی تجسم درونی ظاهر بیرونی فرد است که این بازنمایی ابعاد جسمانی، ادراکی و نگرشی را در بر می گیرد. تحقیقات نشان داده که هر دو شیوه آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی بر تصویر بدنی مؤثر است. با این حال در زمینه مقایسه تأثیر این دو بر تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان شکاف تحقیقاتی وجود داشت. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی بر تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان به اجرا در آمد. روش: روش تحقیق شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری بود، جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران 30 – 50 ساله مبتلا به سرطان پستان بودند که جهت درمان به کلینیک پزشک متخصص مراجعه کرده و تشخیص سرطان پستان دریافت کرده بودند. نمونه پژوهش از نوع در دسترس و شامل 45 نفر (برای هر گروه 15 نفر؛ یعنی 15 نفر در گروه آزمایشی 1، یعنی 15 نفر در گروه آزمایشی 2 و 15 نفر نیز در گروه کنترل) بود. ابزار پژوهش شامل؛ آزمون تصویر بدنی فیشر (1970)، خلاصه طرح جلسات آموزش ذهن آگاهی کابات زین (2015) و خلاصه طرح جلسات آموزش خود مراقبتی کلارک و همکاران (2014) بود. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان دادکه دو شیوه آموزش ذهن آگاهی و آموزش خودمراقبتی بر نمرات تصویر بدنی در پس آزمون اثر معنی دار داشت. اثر گروه با توجه به سطوح زمان اندازه گیری متفاوت است. مداخله آزمایشی منجر به تغییراتی در گروه آزمایش شده که 0/31 کل تغییرات ناشی از عمل آزمایشی بوده است (0/1 p<). با توجه به این که میانگین گروه آموزش ذهن آگاهی از گروه آموزش خودمراقبتی بیشتر بوده است، بنابراین آموزش ذهن آگاهی در افزایش تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان مؤثرتر بوده است. نتیجه گیری: با هر دو شیوه آموزش ذهن آگاهی و آموزش خودمراقبتی، می توان تصویر بدنی را در زنان مبتلا به سرطان پستان بهبود داد.
۵۵۹۷۳.

رابطه بین کمال گرایی و سبک های دفاعی در نوجوانان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۵۴۱
پژوهش حاضر با هدف ارائه رابطه بین کمال گرایی و سبک های دفاعی در نوجوانان صورت گرفت. روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه ی دانش آموزان دوره متوسطه ناحیه دو شهرستان ساری به تعداد 2800 نفر(1550 نفر دختر و1250 پسر)که در سال تحصیلی 94-93 مشغول به تحصیل هستند. نمونه آماری با توجه به جدول کرجسی و مورگان تعداد 338 نفر هستند که به صورت تصادفی طبقه ای از بین دانش آموزان انتخاب شدند .برای گردآوری داده ها از دو روش میدانی وکتابخانه ای استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها دو پرسشنامه کمال گرایی هیل و همکاران (2004) وپرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ) اندروز وهمکاران (1993) می باشد. در این تحقیق به منظور تجزیه و تحلیل داده ها هم از روش توصیفی و هم از روش استنباطی استفاده شده است. در بخش یافته های توصیفی،با استفاده از جداول و نمودارها و در بخش یافته های استنباطی نیز تجزیه و تحلیل برای بررسی فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی و آزمون t توسط نرم افزارهای SPSS انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین تغییرات متغیر ملاک سبک های دفاعی و متغیرهای پیش بین کمال گرایی دانش آموزان دوره متوسطه مدارس ناحیه دو شهرستان ساری رابطه رگرسیونی معنی دار برقرار است.
۵۵۹۷۴.

رابطه ذهن آگاهی با پیشرفت تحصیلی بر اساس نقش میانجی انعطاف شناختی در دانش آموزان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۴۸۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطهی ذهنآگاهی با پیشرفت تحصیلی بر اساس نقش میانجی انعطاف شناختی دانشآموزان در سال 1400 انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان مقطع متوسطه دوم تهران در سال تحصیلی 1401-1400 میباشند. تعداد اعضای نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 365 نفر در نظر گرفته شده که به صورت نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. اطلاعات اصلی این پژوهش با استفاده از مقیاس انعطافپذیری شناختی دنیس و همکاران و پرسشنامه ذهنآگاهی فرایبورگ و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور بدست آمد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی (شاخصهای مرکزی، چولگی و کشیدگی) و آمار استنباطی (مدلیابی معادلات ساختاری) استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که بین ذهنآگاهی و پیشرفت تحصیلی با نقش میانجی انعطاف شناختی در دانشآموزان رابطه وجود دارد.
۵۵۹۷۵.

نقش سازگاری اجتماعی و اهداف پیشرفت در پیش بینی درگیری تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۳۶۸
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی سازگاری اجتماعی و اهداف پیشرفت در پیش بینی درگیری تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان با اختلال یادگیری شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بود که تعداد 150 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های سازگاری اجتماعی سینها و سینگ (1993)، اهداف پیشرفت الیوت و مک گریگور (2001) و درگیری تحصیلی ریو (2013) بود که از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار استنباطی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS-23 بهره برده شد. نتایج نشان داد که بین سازگاری اجتماعی و درگیری تحصیلی؛ و بین اهداف پیشرفت و درگیری تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری رابطه وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل آماری حاکی از آن بود که سازگاری اجتماعی و اهداف پیشرفت، پیش بینی کننده درگیری تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری هستند.
۵۵۹۷۶.

ارائه مدل مسئولیت پذیری براساس سبک های هویت با نقش میانجی گری خودپنداره در دانشجویان دانشگاه های تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۱ تعداد دانلود : ۴۱۶
مقدمه: مسئولیت پذیری دانشجویان اثر تعیین کننده بر پیشرفت تحصیلی، موفقیت شغلی و سرنوشت جامعه دارد؛ بنابراین بررسی عوامل تأثیرگذار بر مسئولیت پذیری آن ها ضروری به نظر می رسد. هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مسئولیت پذیری براساس سبک های هویت با نقش میانجی گری خودپنداره انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی به شیوه تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش حاضر تمامی دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه های تهران، شهید بهشتی و آزاد واحد علوم تحقیقات تهران در سال ۱۴۰۱ بودند. تعداد ۴۱۱ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه مسئولیت پذیری کردلو (۱۳۹۵)، پرسشنامه سبک هویت (۱۹۸۹) و مقیاس خودپنداره راجرز (۱۹۵۷) بود. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار AMOS نسخه ۲۴ و SPSS نسخه ۲۵ و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: ضرایب همبستگی محاسبه شده بین سبک های هویت اطلاعاتی، هنجاری و همچنین خودپنداره با مسئولیت پذیری مثبت و معنی دار و همبستگی بین سبک هویت سردرگم/ اجتنابی با مسئولیت پذیری منفی و معنی دار بود (۰/۰۱>p). همچنین ضرایب مربوط به تأثیر غیرمستقیم سبک هویت اطلاعاتی (t=۵/۱۷, β=۰/۰۲۸)، سبک هویت هنجاری (t=۴/۳۲, β=۰/۰۴۷) و سبک هویت سردرگم/ اجتنابی (t=-۳/۲۷, β=-۰/۰۵۶) با میانجی گری خودپنداره بر مسئولیت پذیری معنی دار بود (۰/۰۵>p). ضرایب مسیر مستقیم هر سه سبک هویت نیز در پیش بینی مسئولیت پذیری معنی دار بود (۰/۰۱>p). نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده آن است که خودپنداره براساس سبک های هویت، مسئولیت پذیری را میانجی گری می نماید؛ بنابراین متولیان امر باید سعی کنند نسبت به مسئولیت پذیری دانشجویان براساس سبک های هویت تدابیر لازم را اتخاذ نمایند.
۵۵۹۷۷.

Exploring the Predicting Role of Emotional Intelligence (EQ) in Reading Comprehension Proficiency among Iranian EFL Learners

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۹ تعداد دانلود : ۳۲۶
The present study scrutinized the probable significant correlation between Iranian language learners’ emotional intelligence (EQ) and reading proficiency. Moreover, the significant predicting role of the participants’ EQ for their reading comprehension proficiency was investigated. To this end, 196 Iranian B.A. English language teaching students at Islamic Azad university of Neyshabur attended the study. They formed unequal proportion of gender. The study followed a quantitative descriptive design, in which the significant correlation between the variables and the significant predicting role of EQ were investigated. As the normality of data was proved through Kolmogrow-smirnow test, the parametric statistical analyses, including descriptive statistics, Pearson correlation coefficient, independent sample T-test, and linear regression analyses were employed. The data collection instruments were an ETS TOEFL reading comprehension test and Bar On’s (1997) inventory of emotional quotient. The findings demonstrated significant positive correlation coefficients between the participants’ reading proficiency and overall EQ as well as most of its subcategories. Three highest positive significant correlation coefficients were seen among the participants’ reading proficiency level, happiness, problem-solving, and emotional self-awareness successively. The results of linear regression analysis also reflected that EQ significantly predicted the participants’ reading proficiency. No significant differences were found between the genders concerning EQ. The findings laid emphasis on the influential importance of psychological non-linguistic factors in improving linguistic competence of language learners. Language teachers should be acutely conscious of the highly influential role of psychological paradigms in boosting language learning process of language learners.
۵۵۹۷۸.

The Impact of Genre-based Pedagogy in the Development of Critical Stance in MBA Students’ Writing

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۳۷۶
There has been a debate over the use of genre-based pedagogy to develop university students’ ability to create valued meaning in academic writing. Some researchers support an implicit genre-based instruction while others support an explicit genre-based instruction. However, few empirical studies move beyond this debate to investigate the effectiveness of genre-based approach to developing university students’ academic writing skills. Therefore, this study investigates the impact of genre-based pedagogy in developing MBA students’ ability to construe critical stance in their writing. The data consisted of 28219 words corpus of 40 essay assignments, collected pre-genre-based course and post-genre-based course. Using Hyland’ s (2005) model of intersubjective positioning and Martin and White’s (2005) theory of evaluation in discourse, the data were analyzed for the distribution of hedges, boosters, attitude markers, and disclaim markers through manual coding using UAM corpus tool. The results showed a significant decrease in the use of key linguistic resources that function to make a text informal. In addition, the results showed a less significant increase and a less significant decrease in the use of key linguistic resources that function to construe critical stance in academic writing. These results have implication for the use of genre-based pedagogy in developing students’ ability to create valued meaning in academic writing. They show the extent to which genre-based pedagogy, implemented at the beginning or during subject learning, impacts students’ academic writing skills.
۵۵۹۷۹.

اثربخشی آموزش غنی سازی روابط زناشویی مبتنی بر هیجان در دوران بارداری بر همدلی-عاطفی، ادراک انصاف و تمایلات جنسی زوجین جوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۲۴۳
هدف از انجام این پژوهش،تعیین اثربخشی آموزش غنی سازی روابط زناشویی مبتنی بر هیجان در دوران بارداری بر همدلی عاطفی، ادراک انصاف و تمایلات جنسی زوجین جوان شهر اهواز بود. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه زوجین جوان دارای زن باردار 22 تا 31 ساله، مراجعه کننده به بیمارستان و مطب های خصوصی پزشکان زنان و زایمان شهر اهواز در سال1400 بودند که از میان آنها30 زوج داوطلب و واجد شرایط در چهارچوب نمونه گیری هدفمند گزینش و به شیوه تصادفی در دوگروه آزمایش و گواه (هرگروه 15زوج یا 30 نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس همدلی عاطفی (مهرابیان و اپستین، 1972،EES)، پرسشنامه ادراک انصاف (پری، 2004،PEM) و پرسشنامه تمایل جنسی (هالبرت، 1992، HSDQ) استفاده شد. برای گروه آزمایش 8 جلسه 180 دقیقه ای آموزش غنی سازی روابط زناشویی بصورت گروهی اجرا شد و در گروه گواه مداخله ای صورت نگرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کورانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین دو گروه در همدلی عاطفی، ادراک انصاف و تمایلات جنسی در مرحله پس آزمون وجود دارد(05/0>P). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزش غنی سازی روابط زناشویی مبتنی بر هیجان در دوران بارداری بر بهبود همدلی عاطفی، ادراک انصاف و تمایلات جنسی زوجین جوان مؤثر است.
۵۵۹۸۰.

مدل قدرت ایگو براساس روابط موضوعی و نقش میانجی سازمان شخصیت در افراد متقاضی جراحی زیبایی سر و صورت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۳ تعداد دانلود : ۲۶۸
با توجه به اینکه عوامل روانشناختی نقش مهمی در تصمیم به انجام جراحی زیبایی دارد. هدف این پژوهش تبیین مدل قدرت ایگو براساس روابط موضوعی و نقش میانجی سازمان شخصیت در افراد متقاضی جراحی زیبایی سر و صورت بود. پژوهش حاضر توصیفی همبستگی است. جامعه ی آماری شامل کلیه ی افراد مراجعه کننده به مرکز جراحی زیبایی ونک تهران در بهار و تابستان 1399 بودند. تعداد 350 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و براساس ملاک های ورود و خروج برگزیده شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های قدرت ایگو استروم (PIES، 1997)، روابط موضوعی بل (BORI، 1995) و سازمان شخصیت کرنبرگ (IPO، 2002) انجام گرفت. تحلیل داده ها به روش تحلیل مسیر انجام شد. روابط ساختاری میان متغیرها نشان داد که روابط موضوعی دارای اثر مثبت و مستقیم بر سازمان شخصیت(119/0=β و 01/0>P) و قدرت ایگو بود (228/0=β و 01/0>P). همچنین، سازمان شخصیت دارای اثر مثبت و مستقیم بر قدرت ایگو بود(400/0 =β و 01/0>P). علاوه براین، اثر غیر مستقیم روابط موضوعی بر قدرت ایگو برابر با 027/0 و معنادار بود (01/0>P). می توان نتیجه گرفت که آسیب در روابط موضوعی اولیه با تأثیر بر سازمان شخصیت می تواند در ایجاد ایگویی ضعیف در بین افراد خواهان جراحی زیبایی اثر بگذارد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان