در پاسخ به سؤال فوق، نویسنده معتقد است که بسیارى از تفاوتها و تبعیضها نسبت به دختران و زنان جوان، ناشى از فرهنگ نامناسب موجود است و در اندیشه اسلامى جایگاهى ندارد؛ از این رو مىبایست با تبیین درستِ حقوق زنان و دختران جوان و فراهم آوردن شرایط مناسب براى بهرهمند شدن آنان از امکانات علمى، فرهنگى و ورزشى جامعه، موقعیت آنان را ارتقا بخشید.
نویسنده مقاله ضمن بررسى معانى سنت در بستر تغییرات تاریخى و فرهنگى، به نشانههاى ظهور و افول سنن اشاره کرده و جایگاه سنت و کارائى آن را در تمدنهاى جدید به بحث پرداخته است.
نویسنده این مقاله معتقد است تمدن آینده بشرى و رفتارهاى انسانى در زندگى واقعى باید بر محور «وحدت همه موجودات»، «وحدت بشرى» و «وحدت بشر با خدا» پایه ریزى شود و تنها از طریق پذیرش و التزام به این سه حقیقت است که انسانها و جوامع انسانى پس از سالیان دراز تلاش و ناکامى، به جامعه متمدن بشرى و روح تمدن بشرى دست مى یابند، جامعه اى که در آن آزادى، برابرى و برادرى حاکم است. نویسنده در پایان مقاله با اشاره به ضعفهاى توسعه اقتصادى، طرح گفتگوى تمدنها را نیز بى ثمر مى داند.