بهنظر آقای آذرنگ، جهان گستری دور تازهای است در تمدن رایج کنونی حاکم برجهان که براثر انقلابها و تحولات در عرصه اطلاعات و ارتباطات پیش آمده است. او براین عقیده است که هر بحرانی الزاما نگران کننده نیست، باید آن را درست شناخت و راه حل مناسب در پیش گرفت.
وی پیشنهاد میکند که در ماجرای جهانی شدن تصمیمگیریها را برپایه بررسیها و دیدگاههای کارشناسی - تخصصی استوارکنیم. به زعم او، برخی پدیده جهانی شدن را حتی با پدیده اطلاعات یکی دانستهاند. از این دیدگاه، چنانچه اطلاع را در اختیار داشته باشیم، میتوانیم روند امور را در مسیر دلخواه به شکل دلخواه تغییر دهیم.
در تحلیل رسانههای جمعی، همة کسانی که دادههای مکتوب، شنیداری یا دیداری را به منظور پر کردن اوقات فراغت یا رفع نیازشان دریافت میکنند مخاطب قلمداد میشوند. مخاطبان در دو گروه فعال (هدفمند) و غیرفعال قرار میگیرند ویژگی های فردی و تحصیلی در عام و خاص بودن مخاطب دخیل نیست و تنها ، هدف تعیین کننده طبقه مخاطب است .نداشتن تعریف درستی از مصرف کننده پیام به ویژه در رادیو و تلویزیون از مشکلات عمده پیام رسانان است و بدیهی است که قایل شدن به ویژگی ثابت برای مخاطبان ، برنامه سازان را در تهیه برنامه آسوده خاطر می کند . به لحاظ تعدد شبکه ها و تنوع برنامه های صدا و سیما مخاطبان عام در گذر زمان به مخاطبان خاص تبدیل می شوند که این عین توسعه یافتگی است . دو مقوله شناسایی مخاطبان در تدوین برنامه ها و شناخت ساختارهای اجتماعی - اقتصادی از مقوله هایی هستند که توجه به آن ها ضروری به نظر می رسد. فعالیت های اقتصادی ، شغلی و مطالعاتی مخاطبان غیر فعال را در زمره مخاطبان فعال در می آورد چرا که هدف تعریف شده ای از زندگی ( یا خود سازی ) به آنان می دهد. خانم دکتر کاظمی پور ، سه فرایند شناخت جامعه ، شناخت نیازهای مخاطب و شناخت مصلحت او را گام هایی می داند که می تواند رابطه رسانه و مخاطب را بهینه کند . به اعتقاد وی اگر رادیو و تلویزیون رسالت خود را به عنوان تبلور فکری و فهنگی انسان ها تعریف کند می تواند به توسعه اقتصادی و ارتقاء جامعه در پرورش انسان های کوشا و توانمند کمک کند . به نظر ایشان مصلحت همان نیاز واقعی است و منظور از مصلحتی که ما می گوئیم همان چیزی است که مخاطب را والا و توانمند می کند ، به طوری که اگر رسانه بیش از حد به نیازهای مخاطبان عام توجه کند ، کارکردهای منفی داشته و در خوش بینانه ترین وضعیت رسانه ای مخدر است که فقط برای گذران اوقات فراغت به کار می آید.
حوادث 11 سپتامبر و رویدادهای پس از آن، درمجموع با یک ضربه، تصویری آمرانه را به جهان تحمیل کرد که تقریبا بسیاری از افراد حساس نسبت به مسائل خرد و کلان جاری در جهان را وادار ساخت این مقطع تاریخی را، اگر نه نقطه عطف، که دست کم تکیه گاهی برای آغاز بررسیهای جدید بدانند: حتی آنکه که شروع تازه جدید را بسیار زودتر از این میدانستند، نتوانستهاند اهمیت این مرحله را به کلی نادیده بگیرند.
این مقاله نگاهی است به ساختار تولید، پردازش، انتشار و بازتولید خبر به ویژه بعداز رویدادهای 11 سپتامبر، که لزوم ارجاع به ایدئولوژی و تعمیم و گسترش آن را به خبر، باتوجه به کاربرد خبرایدئولوژیک درجهانی سازی یادآور میشود. در این نگاه، خبر نظامی است فراسازمانی که باید جهانی سازی را در پیشبرد هدفهای خود یاری دهد و روند آن را تسهیل کند.
ارزشیابی مرحلهای یا ارزشیابی اصلاحی به عنوان یکی از روشهای معمول نظارت و ارزیابی به ویژه در تولید برنامههای رادیو تلویزیونی کارایی بسیار دارد. این شیوه ارزشیابی با هدف اصلاح دائم رویهها و روشهای تولید یک برنامه دنبالهدار همچون مجموعههای نمایشی مورد استفاده قرار میگیرد. نگارنده در این مقاله ضمن ارائه تعریف عملیاتی از این شیوه ارزشیابی، مراحل گوناگون، موضوعات، ساختار مورد نیاز و روشهای مورد استفاده در ارزشیابی مرحلهای از جمله مشاهده، آزمون تئاتری، استفاده از پرسشنامه، مصاحبه و روش S.B را به بحث میگذارد و شرایط لازم جهت انجام موفق آن را برمیشمارد
رشد و توسعه روستاها نیازمند برنامه ریزی و همچنین نظام برنامه ریزی جامع و کار آمد است. علیرغم سابقه بیش از پنجاه سا له برنامه ریزی توسعه در کشور، نظام برنامه ریزی توسعه ملی و توسعه روستایی دارای نارسائیهای اساسی است. این تحقیق با هدف شناخت، نقد و تحلیل نظام برنامه ریزی روستایی کشور و با استفاده از روش تطبیقی- مقایسه اس انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که فقدان برنامه ریزی و تهیه برنامه های پنج ساله توسعه در سطح محلی، عدم وجود رابطه منطقی بین سطوح ملی، منطقه ای و محلی برنامه ریزی و حاکمیت تصمیم گیری بالا به پایین در این زمینه، حاکمیت برنامه ریزی بخشی در ساختار نظام برنامه ریزی روستایی، عدم مشارکت مردم و سازمانهای غیر دولتی در برنامه ریزی روستایی و همچنین فقدان مدیریت یکپارچه در برنامه ریزی و توسعه نواحی روستایی ، مهمترین ویژگیها و یا بعبارتی نارسائی های نظام برنامه ریزی روستایی کشور است. از آنجا که بسیاری از نکامیهای برنامه های توسعه روستایی در کشور ، با این نارسائیها در ارتباط است، اصلاح نظام برنامه ریزی توسعه روستایی ضروری می باشد. در این راستا اقداماتی مانند: تهیه و اجرای برنامه های پنج ساله توسعه در سطح محلی همانند سطح ملی و منطقه ای ، برقراری روند تصمیم گیری پایین به بالا و بالا به پایین در نظام برنامه ریزی، تلفیق برنامه های بخش عمران روستایی با ایجاد شورای تلفیق برنامه های عمران روستایی در نظام برنامه ریزی ، تشویق و نهادینه کردن مشارکت مردم در تهیه ، تصویب ، نظارت و اجرای برنامه های و ایجاد مدیریت یکپارچه توسعه روستایی با ایجاد سازمان عمران و توسعه روستایی در سطح ملی، استانها و شهرستانها می تواند در بهبود نظام برنامه ریزی و دستیابی به توسعه مؤثر باشد.
هدف این مقاله، طرح مطالبی است که انتظار می رود در ساماندهی نظام سیاسی – اداری کشور مورد ملاحظه قرار گیرد و روند توسعه پایدار را تسهیل کند. روش تحقیق در تهیه مقاله، روش مطالعات اسنادی و تجزیه و تحلیل موضوعی از منظر جغرافیای سیاسی است که ابتدا مفاهیم و الگوهای توزیع فضایی قدرت تشریح شده، سپس با مروری تاریخی بر الگوهای شکل گرفته در کشور، سیر سازمان های محلی ایران بیان گردیده و در نهایت وضعیت کنونی کشور وضرورت توجه به اهمیت و نقش نهادهای محلی – مردمی در توزیع فضایی قدرت سیاسی مطرح شده است.