متنبى از سالى 337ه .ق تا 346 در خدمت سیف الدوله حمدانى بوده و در این مدت در فن رثا مجموعأ شش قصیده گفته است. در پنج مرثیه از این مراثى، هر چند ابیات نغز و نیکو فراوان است ولى بهترین قصایدى نیست که در رثاگفته است, زیرا متنبى بیشتر این قصاید را براى انجام وظیفه گفته نه به حکم احساس و عاطفه و سوز درون. وى در این قصاید به هنر و عقلش بیشتر پناه برده تا دل و احساسش، از همین رو شنونده درآنها احساس سردى مى کند. اما باید قصید ه اى را که در رثاى خوله ساخته است از بقیهء قصاید استثنا کنیم؟ زیرا این قصیده را هنکامى گفته که جدایى وى از سیف الدوله به درازاکشیده، شوقش به وى زیاد گشته و حوادثى که براى هر دو پیش آمده، آن دو را به یکدیگر نیازمند ساخته است. وى در این قصیده به عقلش- خصوصأ عقل فلسفى اش- تکیه نموده و به بسیارى از حکم شایع میان ملت ها پناه برده و آنها را در قالبى موجز و دقیق ریخته است به گونه اى که به صورت امثال سائره در آمده و در هر زمان و مکان براى تسلیت گفتن صلاحیت دارد.
قسمى از ادبیات عریى عصر نهضت که به فکر چاره اندیشى و در صدد روشنگرى و تبیین چالشها و معضلات پیش روى جامعه بشرى است چندان به آرایه هاى لفظى نمى اندیشد بلکه زیبایى را در معنا بویژه معانى بلند انسانى مى داند. سهولت، روانى، وضوح و تأثیر عمیق از مهمترین ویژگیهاى چنین ادبیاتى است. یکى از چهره هاى برجسته اپن گرایش ادبى که گاه زیر شاخه ادبیات متعهد قرارگرفته و زمانى عنوان ادبیات اجتماعى را پسندیده و وقتى به عنوان ادبیات انسانى مطرح مى گردد ""عبدالرحمن کواکبى "" است. وى قلم و حیات خود را در خدمت به ارزشهاى انسانى قرار مى دهد. مقاله و داستان دو بازوى نیرومندى است که کواکبى به کمک آنها مى کوشد تا انسان معاصر را از غرقاب بحرانها بیرون کشیده، ساحل اطمینان را به وى بشارت دهد. آزادیخواهى، استبداد ستیزى، تمسک به مفاهیم بلند قرآنى، احیاى شیوه شورامدارى با تکیه بر رعایت حقوق حقه مسلمانان و سنت شکنى از مهمترین مسائل مورد تأکید کواکبى در آثارش مى باشد.
یکى از احکام عدد ساختن اسم منسوب از الفاظ عدد است. اسم منسوب عددى متناسب با نوع عدد متفاوت است. کلأ در بناى نسبت از الفاظ عدد روش قاعده مند و معینى ذکر نشده است اما آنچه مسلم است این است که گاهى بر وزن "" فعال "" که احیانأ ""یاء"" نسبت هم همراه آن است، ساخته مى شود, مانند: ثلاث و رباع و ثلاثى ورباعى. در عین حال ساختن اسم منسوب از عدد، مطابق قواعد نسبت نیز امرى جایز است, مانند: واحدئ از واحد و أربعئ از أربعة. در عدد مرکب از آن نظرکه مرکب مزجى است، مطابق قاعده مربوط به بناى اسم منسوب در مرکب مزجى، اسم منسوب ساخته مى شود, مانند:"" تسعئ "" از ""تسعة عشر، یاگفته مى شود""تسعة عشرئ "" چنانکه گفته مى شود ""الشیعة الاثناعشریة"". نسبت در اعداد عقود با الحاق "" یائ "" نسبت به لفظ عدد حاصل مى شود, مانند: "" خمسونی "" منسوب به ""خمسون "" و در اعداد معطوف به هر دو جزءعددیاءنسبت مى پیوندد.
ایلیا ابوماضى از شاعران برجسته معاصر به شمار مى آید، که احساس فاصله اى عمیق میان عالم مطلوب و حقایق موجود نوعى گرایش صوفیانه در وى پدید آورده است. او با نماد خوش بینى و بدبینى به جدل برمى خیزد. گاه شک و نومیدى فزایند ه ا ى بر جانش سایه مى افکند. متحیرانه از اسرار وجود، ناموس طبیعت، سرشت آدمى و امور ماوراء الطبیعه پرسش مى کند. در پى یافتن حقیقت به هرکوى و برزن سر مى کشد تا عطش درونى خرد را سیراب سازد. مهاجرتها و فراز و نشیبهاى زندگر، او را به فلسفه بافى سوق مى دهد و در نهایت به تسلیم و رضا تن مى سپارد، بدان امید که اندکى آرامش یابد. د ر این میان خیال گسترده، واژگانى آهنگین و اسلوبى دلنشین به یارى شاعر مى شتابد، تا سخاوتمندانه نغمهء سرور و زیبایى را در تار و پود خواننده اش در افکند.