"معمولا مترجمین و دست اندرکاران تدریس ترجمه کم و بیش به این واقعیت پی برده اند که علی رغم اهمیت بالای استفاده از حسن تعبیرات در زبانهای مختلف، متاسفانه توجه و تحقیق ناچیزی در خصوص آنها چه در فرآیند آموزش و برنامه ریزی و چه در روند ترجمه و برگردان متون صرف می گردد. به هر ترتیب، دو نکته اساسی ذیل را در مورد حسن تعبیر نباید از نظر دور نگه داشت:
.1 سلاست (fluency) و روانی در کلام و نیز در برگردان متون از یک زبان به زبان دیگر بدون احاطه کافی بر چنین اصطلاحاتی امکان پذیر نیست.
.2 بعید نیست که بسیاری از زبان آموزان و ترجمه آموزان در مواجهه با چنین اصطلاحاتی و نیز در فهم و به کارگیری و یا برگردان آنها از یک زبان به زبان دیگر دچار مشکل شوند.
این مقاله با در نظر گرفتن اهمیت و حوزه کاربردی حسن تعبیرات آنها را به چهار گروه عمده تقسیم بندی نموده و پس از آن در خصوص اهمیت حسن تعبیرات در ترجمه متون بحث می نماید. در ادامه ضمن بررسی تفاوتهای بین مفاهیم تصریحی و تلویحی واژگان این توصیه را در بر دارد که یک مترجم خوب هرگز نباید از تفاوت بین مفاهیم تصریحی (denotative meanings) و مفاهیم تلویحی یا ضمنی (connotative meanings) عبارات غافل می گردد."
از آنجایی که برگردان اسامی خاص همواره یکی از مباحث پیچیده و چالش برانگیز در امر ترجمه بوده است. هدف عمده این مقاله آن است که توجه خوانندگان و مترجمین را به برخی از مشکلات عمده در ترجمه اسامی خاص از یک زبان به زبان دیگر معطوف سازد و راهکارهایی مفید در این خصوص ارایه نماید. بدین منظور، پس از طرح برخی مشکلات عمده در روند ترجمه این اسامی از زبان مبدا به زبان مقصد، به تقسیم بندی کلی اسامی خاص از لحاظ معنایی پرداخته ایم؛ سپس مثالهای متعددی در خصوص برگردان اسامی خاص در نامگذاری اشیا، اشخاص و اماکن جغرافیایی و در نهایت راهکارها و پیشنهادهایی در جهت بهبود امر ترجمه اسامی خاص ارایه کرده ایم. هدف نهایی این مقاله تنویر فکری خوانندگان و جلب توجه و مداقه بیشتر مترجمین، علاقمندان و دست اندرکاران در این زمینه از ترجمه است.
با عنایت به چهارچوب نظری تحلیل و ارزیابی متون ترجمه شده که از سوی حتیم و میسن (1990، 1991، 1997) و نیز میسن (1994) ارایه شده و به مقوله های ژانر، گفتمان و متن، به مثابه منظومه ای نشانه شناسی می نگرد که در قلمرو آن پدیدآورندگان متون به بیان ایدئولوژی و جهان بینی خویش می پردازند، چهارچوب انتقادی کالزادا پرز (2002) برای نقد و تحلیل متون ترجمه، و نیز بر مبنای تقسیم بندی دو گانه ای که از سوی شلایر ماخر (1813) پیشنهاد شده و به طور کلی دو روش ترجمه – یعنی «بیگانه گرایی» / «بومی گرایی» - را بر آثار ترجمه ای حاکم می داند، این پژوهش به مطالعه تبعات ایدئولوژیک ترجمه انگلیسی رمان بوف کور، اثر صادق هدایت، نویسنده معاصر، می پردازد، که در سال 1957 میلادی به دست دزموند پاتریک کاستلو گردانیده شده است. مقاله در چهارچوب ویژگیهای مربوط به ژانر، گفتمان و متن، آن دسته از تغییرات ترجمه را که می توان نمایانگر «بومی گرایی» دانست مورد بررسی قرار داده و به تفسیر و تحلیل پیامدهای ایدئولوژیک آنها پرداخته است. دلیل انتخاب یک اثر ادبی فارسی و ترجمه آن به انگلیسی، بررسی فرضیه ای است که از سوی ونوتی (1995) پیشنهاد شده و مدعی است به دلیل تداول فراگیر زبان انگلیسی به منزله «زبان مسلط» در جهان امروز و در نتیجه سلطه فرهنگ آنگلوساکسون – آمریکایی، در دو، سه سده اخیر، عموم مترجمانی که از سایر زبانها آثاری را به انگلیسی گردانیده اند به راهکار «بومی گرایی» گرایش داشته اند. نگارنده در تحلیل نهایی خود نتیجه گیری می کند که ترجمه کاستلو از اثر هدایت را نیز می توان مصداقی از فرضیه «بومی گرایی» ونوتی دانست.
مترجم یک متن ادبی باید به بار معنایی لغات و زمینه فرهنگی و خصوصیات دیگر متن اصلی توجه زیادی داشته باشد تا بتواند ترجمه قابل قبولی در زبان هدف ارائه نماید. ترجمه متون ادبی کار چندان ساده ای نیست چرا که مترجم موانع قابل توجهی سر راه خود دارد. مترجم باید با انواع روشهای تحلیل ادبی آشنا باشد و بعد از تعبیر و تفسیر متن اصلی برای بیان آن در زبان هدف و به نحوی که خواننده همان برداشت خوانندگان متن اصلی را داشته باشد اقدام کند. از آنجا که یک متن ادبی محدود به یک تفسیر خاصی نیست مترجم باید تمام توان خود را به کار بگیرد تا پیام واقعی متن را فهمیده و آن را به زبان دیگر که فرم و ساختار خاص خود را دارد برگرداند. زمینه فرهنگی و تاثیرات آن خیلی اهمیت دارد. ادبیات از تاثیر غالب وقت در امان نمی ماند. سبک و ساختاریک متن ادبی با زبان روزمره کاملا متفاوت است چرا که هدف از به کارگیری هر کدام متفاوت است. پیدا کردن معادلهای مناسب اهمیت زیادی دارد. برگرداندن اصطلاحات که خاص فرهنگ هر کشوری است تلاشی جدی می طلبد و در نهایت این مترجم خلاق و عالم به هر دو زبان اصلی و هدف است که می تواند تا حدود زیادی امیدوار به ارائه ترجمه ای رضایت بخش باشد
"این مقاله به بررسی ترجمه طنزهایی می پردازد که در زیرنویس فیلمها به کار رفته اند. در این راستا سعی براین است که ایده های زیرنویس فیلم و ترجمه طنز را از لحاظ نظر مطالعه کنیم و راهبردهای مترجم را که در فرایند ترجمه آنها به کار می روند شناسایی و معرفی نماییم . در انجام این پژوهش از شیوه توصیفی استفاده شده است و پژوهشگران سعی کرده اند پاسخهای دقیقی را برای دو پرسش به دست آورند: یکی اینکه در ترجمه فارسی طنزهای گوناگون در زیرنویس فیلمهای انگلیسی آیا گرایش مترجم بیشتر به فرهنگ و زبان هدف است یا به فرهنگ و زبان مبدا؟ و دوم اینکه آیا مترجمان این گونه زیرنویسها راهبردهای خاصی در کار ترجمه خود به کارمی گیرند یا نه؟
البته، در ابتدای مقاله حاضر توضیح کوتاه نظر در مورد برخی از مفاهیم بنیادی ترجمه فیلم، مانند ترجمه سمعی و بصری، ترجمه زیرنویس و ترجمه طنز ارائه شده است. داده های مورد بررسی عبارتند از دو فیلم نمادین آمریکایی به نامهایDumb amd Dumber(1994) وLiar Liar(1997) که هر دو دارای زیرنویس های ترجمه شده به زبان فارسی هستند. در مرحله نخست تجزیه و تحلیل، نوعی طبقه بندی از انواع ترجمه طنز صورت پذیرفته و آن گاه انواع راهبردهای ترجمه ای که توسط مترجمان زیرنویس هنگام ترجمه طنز به کار گرفته شده مورد بررسی و بحث قرار گرفته است. "
"بررسی ترجمه آثار اسلامی یکی از دروسی است که در رشته زبان و ادبیات انگلیسی و همچنین تربیت مترجم زبان انگلیسی ارائه می گردد. هدف اصلی این درس در واقع چهار واحدی آن است که به دانشجویان آموزش داده شود چگونه متون اسلامی ترجمه شده به انگلیسی (و احتمالا به زبانهای دیگر) را ارزیابی کرده، محاسن و معایب آنها را یافته و اظهار نظر کنند که آیا ترجمه مورد بررسی ترجمه ای رضایتبخش و قابل قبولی است یا خیر.
تا آنجایی که بنده مطلع هستم چارچوبی منسجم و سازمان یافته برای نیل به این هدف هنوز شکل نگرفته است. به همین دلیل بعضی از استادان محترم زبان انگلیسی که بررسی آثار ترجمه شده اسلامی را تدریس می نمایند احتمالا دانشجویان را به ترجمه متون اسلامی به انگلیسی ترغیب می کنند تا به ارزیابی آنها.
نگارنده در این مقاله چارچوبی را پیشنهاد می دهد که بتوان از آن در ارزیابی ترجمه انگلیسی متون اسلامی استفاده کرد و تصمیم گرفت که آیا ترجمه مورد بررسی ویژگیهای یک ترجمه خوب را دارد یا خیر. این چارچوب در واقع مجموعه ای است از معیارهای ارزیابی که متن ترجمه شده را از حیث انتقال صحیح و درست مفاهیم، وفاداری به جنبه های صوری و روانی مورد ارزیابی قرار می دهد."
"در هر زبانی مفاهیمی وجود دارد که به علت دارا بودن بار فرهنگی ترجمه را با مشکلاتی مواجه می کند. از اینرو نظریه پردازان و محققان ترجمه – مانند مونا بیکر (1992) – شیوه های متعددی را برای ترجمه این مفاهیم فرهنگی معرفی کرده اند. با توجه به محدودیت زمانی این تحقیق از میان متداول ترین روشهای ترجمه عناصر فرهنگی، تنها پنج مورد از آنها را به شرح زیر بررسی می کند:
1- به کارگیری واژگان قرضی (Borrowing)
2- ترجمه تحت اللفظی: (Literal Translation)
3- دگرنویسی یا بیان دوباره اطلاعات معنایی (Paraphrasing)
4- جایگزینی فرهنگی (Cultural Substitute)
5- معادل فرهنگی (Cultural Equivalence)
هدف از این تحقیق شناسایی متداول ترین شیوه ترجمه این عناصر فرهنگی بود. بدین منظور حدود 20 واژه و اصطلاح فرهنگی از فرهنگ لغات لانگمن، Longman (1998)، استخراج و در قالب آزمونی به 30 دانشجوی سال آخر تربیت مترجم زبان انگلیسی (واحد کرج) داده شد تا آن را از انگلیسی به فارسی ترجمه کنند. با توجه به اینکه این مفاهیم به لحاظ دارا بودن بار فرهنگی زبان مبدا برای مترجمان ناآشنا بودند، جهت درک بهتر آنها، هر یک درون جملاتی قرار گرفتند که در واقع تعریفی بودند برای همان مفاهیم در فرهنگ لغات.
پس از گردآوری داده ها، فراوانی (frequency) هر یک از این روشها محاسبه شد و معلوم گردید دگرنویسی (paraphrasing) با فراوانی 58.6% متداول ترین شیوه ترجمه مفاهیم فرهنگی است."
"علی رغم اینکه ""تغییر صورت"" به عنوان یکی از جهانیهای ترجمه پذیرفته شده است، تقسیم بندی به دو نوع ""وفادار"" و ""مقبول"" سالهاست که موضوع اصلی بسیاری از مطالعات در زمینه ترجمه شناسی بوده است. اکثر این تحقیقات توسط محققان در زمینه ترجمه بین زبانی صورت گرفته است. فناوری نوین، رسانه های جدید و به تبع آن شکل جدیدی از ترجمه یعنی ترجمه چند رسانه ای را معرفی کرده است. این تحقیق بر آن است که به پرسشهای زیر پاسخ دهد:
آیا هنگام ترجمه یک متن از یک رسانه به رسانه دیگر، تغییراتی (چرخشهایی) در محصول ترجمه صورت می گیرد؟ و اگر صورت می گیرد چه عواملی در بروز این تغییرات (چرخشها) موثرند؟
این تحقیق ثابت کرده است که در ترجمه چند رسانه ای تغییرات (چرخشهایی) روی می دهند که اکثرا به صورت ""افزایش""، ""کاهش"" و یا ""تبدیل"" بروز می کنند. این تغییرات (چرخشها) را می توان به دو گروه ""خرد متنی"" و ""کلان متنی"" تقسیم کرد.
این تغییرات (چرخشها) تحت تاثیر ""ماهیت رسانه""، ""توقعات و فرهنگ مخاطب"" و ""هدف ترجمه"" صورت می گیرند. به نظر می رسد که بروز تغییرات (چرخشها) در ترجمه چند رسانه ای تاثیری در کاهش وفاداری ترجمه به متن اصلی (مبدا) ندارد.
"