"
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطة بین کمرویی و مهارتهای ارتباطی، مقایسه این دو سازه در دو جنس و مقایسه سطح مهارتهای ارتباطی افراد کمرو و عادی شکل گرفت. 115 دختر و 69 پسر از دانشجویان دانشگاه شیراز به سؤالهای آزمون تجدیدنظر شده مهارتهای ارتباطی (کوئین دام، 2004) و مقیاس کمرویی (چیک و باس، 1981) پاسخ دادند. یافتهها یک همبستگی منفی معنادار بین مهارتهای ارتباطی و کمرویی نشان دادند (0001/0 P < و 35/0- = r). تفاوت بین دو جنس در مقیاس کمرویی معنادار بود (02/0 P < و 3/2- = t)، بدین معنا که دختران کمروتر از پسران بودند، اما در مهارتهای ارتباطی معنادار نبود. مقایسه تفاوتهای مهارتهای ارتباطی در گروه کمرو و عادی نیز معنادار بود (0001/0 P < ، 25/4 = t).
"
"
در این پژوهش رابطة بین سبکهای یادگیری، سبکهای شناختی و انتخاب رشتههای تحصیلی دانشآموزان پسر دبیرستانی بررسی شد. 300 پسر سال دوم دبیرستانهای تهران که رشتههای ریاضی، علوم تجربی و علوم انسانی را به عنوان رشته تحصیلی انتخاب کرده بودند، نمونه این بررسی را تشکیل دادند. از پرسشنامة سبکهای یادگیری کلب (LSI) و آزمون شکلهای گروهی نهفته ویتکین (GEFT) استفاده شد تا چهار سبک یادگیری (همگرا، واگرا، جذبکننده و انطباقی) و دو سبک شناختی (وابسته به زمینه و مستقل از زمینه) در آزمودنیها اندازهگیری شود. نتایج نشان دادند که آزمودنیهای برخوردار از سبکشناختی مستقل از زمینه، بیشتر ریاضی و علوم تجربی را به عنوان رشتههای تحصیلی انتخاب میکنند. در حالی که آزمودنیهای دارای سبک شناختی وابسته به زمینة بیشتر علوم انسانی را به عنوان رشته تحصیلی بر میگزیند. همچنین، آزمودنیهای دارای سبک یادگیری همگرا و جذبکننده بیش از آزمودنیهایی که از سبکهای واگرا و انطباقی بهره میجویند به انتخاب رشتههای ریاضی و علوم تجربی میپردازند. اما دانشآموزان دارای سبکهای واگرا و انطباقی در مقایسه با گروه همگرا و جذبکننده بیشتر علوم انسانی را بر میگزینند.
"
"
هدف پژوهش حاضر بررسی قابلیت اعتماد و اعتبار آزمون دست برتری چاپمن در دانشآموزان راهنمایی بود. بدین منظور 1000 دانشآموز (441 پسر، 559 دختر) کلاس اول تا سوم راهنمایی با میانگین سنی 13 سال و 5 ماه و انحراف استاندارد 1 سال و دو ماه که در سال تحصیلی 84-83 در منطقه 5 آموزش و پرورش تهران در مدارس عادی به تحصیل اشتغال داشتند، از بین 6 مدرسه راهنمایی (سه مدرسه دخترانه و سه مدرسه پسرانه) به صورت تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای سنجش دست برتری از پرسشنامه چاپمن و چاپمن (1987) استفاده شد. از 13 مادّه پرسشنامه سه مادّه حذف شدند و آلفای کرونباخ پرسشنامه 94/0، همبستگی دو نیمه آن 94/0 و قابلیت اعتماد بازآزمایی آن 92/0 به دست آمد. برای بررسی اعتبار از دو روش استفاده شد. همه دانشآموزانی که بر اساس نتایج آزمون راست برتر و چپ برتر تشخیص داده شدند، خود را راست برتر و چپ برتر میدانستند. تحلیل عوامل نیز نشان داد که این آزمون تنها یک عامل دارد که 43/68 درصد واریانس را تبیین میکند و همه مواد پرسشنامه این عامل را میسنجد. نتیجه کلی نشان داد که پرسشنامه دست برتری چاپمن و چاپمن به منظور متمایز کردن برتری جانبی دانشآموزان راهنمایی از قابلیت اعتماد و اعتبار مناسبی برخوردار است.
"
" پژوهش حاضر، انگیزش پیشرفت و خودپنداشت دانشآموزان پایه هشتم کشورهای مختلف و رابطه آن با پیشرفت در درس علوم در تکرار سومین مطالعه بینالمللی ریاضیات و علوم (تیمز ـ آر) بررسی شد. جامعه مورد بررسی (همان جامعه آزمون تیمز ـ آر) 38 کشور شرکتکننده در آزمون تیمز ـ آر 1999 و نمونه آماری 187000 دانشآموز پایه هشتم در مقطع راهنمایی بوده است که با روش نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای از بین دانشآموزان هر کشور توسط مؤسسه بینالمللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی انتخاب شد. دادهها از طریق تکمیل پرسشنامه 146 سؤال علوم و پرسشنامه فردی دانشآموز در تمامی کشورها توسط آموزش و پرورش هر کشور به دست آمد و در دسامبر 2000 در اختیار عموم قرار گرفت که پژوهش حاضر نیز از آن استفاده کرده است. برای تجزیه و تحلیل آماری پژوهش از تحلیل واریانس یکراهه، تحلیل واریانس رتبهای کروسکال والیس و آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج پژوهش، تفاوت معنادار بین انتظار برای ادامه تحصیل و خودپنداشت با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان را نشان داد ولی بین بازخورد، علاقه و ادراک دانشآموزان از اهمیت علوم، زمان مطالعه خارج از خانه و جنس دانشآموز با پیشرفت در این زمینه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
در
"
"
عوامل آموزشی، سازمانی و اقتصادی که بر رضایت شغلی استادان دانشگاه آزاد اسلامی تأثیر منفی دارند با استفاده از پرسشهای مبتنی بر پژوهشهای پیشین بررسی شد. اعضای هیأت علمی تمام وقت و نیمه وقت دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 9 جامعه آماری را تشکیل دادند و حجم نمونه شامل 269 نفر از استادانی بود که به روش نمونهگیری طبقهای و تصادفی ساده انتخاب شدند. عواملی که به سطوح بالای تنیدگی و سطوح پایین رضایت شغلی در استادان منجر شدند شامل تعداد زیاد دانشجویان در کلاس، دشواری ادامه تحصیل و ارتقای سطح علمی استادان، نبود قوانین حمایتی لازم از حقوق حرفهای آنان، پایین بودن میزان حقوق و مزایای شغلی، کم توجهی واحدهای دانشگاهی در انجام به موقع ترفیع و تغییر وضعیت استخدامی، دشواری تصویب طرحهای پژوهشی از نظر مراحل اداری، ضعف انگیزش تحصیلی برخی از دانشجویان و دشواری امکان نقل و انتقال اعضای هیأت علمی بودند.
"
"
پژوهش حاضر با هدف وارسی روایی و اعتبار پرسشنامه رگه هوش هیجانی (پترایدز و فـارنهام، 2001) و نیز بررسی تفـاوت احتمالی بین دانشآموزان دختر و پسر دورههای تحصیلی در متغیر هوش هیجانی اجرا شد. 936 نفر از دانشآموزان دورههای راهنمایی و متوسطه از 19 منطقه آموزشی در استان گیلان به روش نمونهگیری سهمیهای انتخاب شدند و افزون بر پرسشنامه مذکور، آزمون هوش هیجانی شرینک (1999) نیر اجرا شد. نتایج تحلیل عاملی به روش بیشینه درستنمایی نشان دادند که پرسشنامه رگه هوش هیجانی (پترایدز و فـارنهام، 2001) از چهار عامل درک و ارزیابی عواطف خود و دیگران، خوشبینی، خودآگاهی و مهارتهای اجتماعی تشکیل شده است و عوامل عمده موجود در ساخت نظری، سازه هوش هیجانی را میسنجد. همبستگیهای بالا بین نمرههای دو مقیاس، روایی همگرای آن را تأیید کردند. اعتبار مقیاس با روشهای همسانی درونی و بازآزمایی به ترتیب برابر با 76/0 و 714/0 به دست آمد. نتایج نشان دادند نمرههای هوش هیجانی دختران بیشتر از پسران است اما تفاوت بین دورههای تحصیلی و تعامل آن با جنس در هوش هیجانی معنادار نیست. یافتههای پژوهش روایی سازه و اعتبار پرسشنامه رگه هوش هیجانی را مورد تأیید قرار دادند و ضرورت تداوم انجام پژوهشها به منظور بررسی تفاوتهای بین دو جنس و سطح تحصیلی درسازه هوش هیجانی مطرح شد.
"
"طرح مساله: این پژوهش با هدف تعیین میزان رضایتمندی بیماران روانی و خانواده شان از برنامه بهداشت روان در مناطق روستایی شهرستان سنندج در سال 1383 انجام گرفته است.
روش: در این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی با استفاده از روش طبقه ای، به طور تصادفی، اطلاعات مربوط به 51 بیمار روانی و خانواده شان که تحت پوشش خانه های بهداشت و مراکز روستایی بودند، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافته ها: این پژوهش نشان داد که 47.6% از بیماران روانی و خانواده آنها از نحوه برخورد بهورزان و 47.3% از این بیماران از نحوه ارایه خدمات در خانه بهداشت (دارو، پیگیری، آموزش و ارجاع) راضی بودند. همچنین 57.1% از آنها از نحوه ارایه خدمت در مراکز روستایی (آموزش، دارو، پیگیری و ارجاع) راضی بودند. 86.30% از بیماران مراجعه کننده به مراکز روستایی به دلیل به صرفه بودن از نظر اقتصادی و 84.30% از آنها به دلیل به صرفه بودن از حیث وقت و زمان رضایت داشتند. اما 64.8% از بیماران مراجعه کننده به مراکز روستایی از لحاظ نتیجه درمانی ناراضی بودند.
نتایج: با ارتقای کیفیت ارایه خدمات، خصوصا دارو، می توان به طور مداوم بر میزان رضایت مندی بیماران روانی و خانواده شان افزود.
"