لوله یکی از راه های اصلی انتقال گاز، نفت و فرآورده های نفتی در صنعت نفت است. به همین دلیل تولید، واردات و صادرات لوله از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عمده ترین تولید کننده ی لوله در ایران شرکت لوله سازی اهواز است. بنابراین، در این تحقیق تابع تولید این شرکت طی دوره ی 81- 1358 با استفاده از روش های اقتصاد سنجی همجمعی انگل - گرنجر برآورد و مدل تصحیح خطای آن تخمین زده شده است. نتایج حاصل نشان داد که در طول دوره ی مورد بررسی شکل تابع به صورت کاب- داگلاس است. سرعت تعدیل مدل 0/96 است. کشش نیروی کار 0/58 و کشش سرمایه 0/53 و بازدهی تولید نسبت به مقیاس صعودی است. همچنین، بررسی ها نشان داد که با توجه به مقدار تولید و تقاضای داخلی، صادرات لوله در کوتاه مدت نمی تواند اولویت اصلی شرکت باشد. در بلند مدت با توجه به اشباع نسبی بازار، صادرات لوله به کشورهای همسایه و با توجه به اصل مشتری مداری می تواند یکی از اولویت های فعالیت شرکت باشد.
در این مقاله، ابتدا این نکات تبیین شده است: محدودبودن انسان به درک واقعیتهای جهان اطراف خود بر حسب حقایقی که تعریف کرده است؛ محدودیت تعاریف حوزه معنی شناسی به درک انسانی، به ویژه تعریف معنی، و نبود تعریفی دقیق از موضوع این علم؛ محدودیتها و کاستیهای معنی شناسی و نشانه شناسی در درک و شناخت هنر و نشانه های هنری. مؤلف بر مبنای نکات مذکور چنین نتیجه می گیرد: وجود معنی شناسی ای که به مطالعه معنای همه نشانه های قابل درک برای انسان بپردازد ممکن نیست؛ ابزارهای علم، از جمله علم معنی شناسی، چندان در حوزه هنر کارامد نیست؛ تمیز هنر از ناهنر از توان علم خارج است.
در این مقاله، از رابطه هنر و جهانی شدن تعبیری زبان شناختی شده است. مؤلف در ابتدا به مسئله جهانی شدن و نیز جهانی شدن هنر پرداخته و سپس دو ابزار زبان شناختی، یعنی تحلیل مؤلفه ای و پدیده نشان داری، را بر طبق نظریات زبان شناسان تبیین و تشریح کرده است. در قسمت سوم مقاله جهانی شدن بر اساس ملاکهای نشان داری تحلیل و نتایج آن صورت بندی شده است. مقاله با پیش بینی روند جهانی شدن پایان می یابد.
موضوع اصلی این تحقیق بررسی و تجزیه و تحلیل رابطه نرخ بازده سهام و نسبت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. از این رو در هر گروه نسبت های مالی که دارای همبستگی درونی پایین بوده به عنوان متغیر مستقل و نرخ بازده سهام شرکت ها به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده اند. ایده اصلی فرضیه های ارایه شده آن است که میان نسبت های مالی مطرح شده و نرخ بازده سهام رابطه معنی دار وجود دارد. در این تحقیق اطلاعات مورد نیاز در دوره زمانی 1378 تا 1382 بررسی شد. برای بررسی صحت فرضیه های تحقیق، از روش تلفیق داده های زمانی و مقطعی استفاده شده است. نتایج به دست آمده از بررسی کل شرکت ها و بررسی صنایع به طور جداگانه نشان دهنده آن بود که میان کلیه نسبت های مالی و نرخ بازده سهام رابطه معنی دار وجود دارد. بنابراین کلیه فرضیه های ارایه شده در تحقیق تایید شد.
در این مطالعه رابطه بین وجه نقد ناشی از عملیات شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و رفتار اقلام تعهدی اختیاری، طی دوره 1382-1379 مورد بررسی قرار گرفته است. فرض اصلی این تحقیق آن است که در شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، مدیریت سود اعمال می شود و میزان مدیریت سود بستگی به عملکرد شرکت دارد. به منظور بررسی ارتباط مذکور، 12 پرتفوی جداگانه بر اساس وجوه نقد حاصل از عملیات (CFO) ایجاد شد تا وجود تفاوت سیستماتیک در اقلام تعهدی اختیاری بین پرتفوی های مذکور آزمون شود. 3 نوع آزمون مختلف شامل آزمون میانگین اقلام تعهدی، آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون، برای بررسی این که آیا فعالیت های عملیاتی بر تفاوت اقلام تعهدی اختیاری اثر می گذارد، به کار گرفته شده است. نتایج این مطالعه حاکی از تایید فرضیه اصلی تحقیق مبنی بر انجام مدیریت سود در شرکت های مورد بررسی می باشد. هم چنین مشخص گردید، هنگامی که فعالیت های عملیاتی ضعیف است (بر مبنای وجه نقد ناشی از عملیات)، شرکت ها تمایل دارند که استراتژی های افزایش سود در پیش بگیرند. ولی در مورد شرکت های با فعالیت عملیاتی خوب (بر مبنای وجه نقد ناشی از عملیات) در کل کاهش اقلام تعهدی مشاهده می شود ولی با بررسی پرتفوها مشاهده می شود که تعداد قابل توجهی از شرکت های با فعالیت خوب نیز تمایل به سیاست های افزایشی سود از خود نشان می دهند. بعضی از شرکت های با فعالیت های عملیاتی بسیار عالی نیز تمایل به سیاست های کاهشی سود دارد.
رابطه بین متغیرهای حسابداری و ریسک نظام مند یکی از پرجاذبه ترین موضوعاتی است که مباحث تفسیری زیادی را در حوزه تحقیقات حسابداری و امور مالی طرح کرده است. بدیهی است که کشف رابطه بین این متغیرها می تواند برای سیاست گذاران حسابداری دو فایده مهم داشته باشد. یکی پاسخ گویی به این سوال که متغیرهای حسابداری به چه میزان با ریسک نظام مند حقوق سهامداران عادی مرتبط هستند و دیگر این که بین شاخص های ریسک تجاری و ریسک حقوق سهامداران عادی چه ارتباطی وجود دارد. هم چنین با کشف این روابط می توانیم خط مشی افشا در صورت های مالی را به گونه ای تکامل بخشیم که اطلاعات بیشتری در مورد ریسک نظام مند برای سهامداران ارایه شود. در این تحقیق رابطه بین متغیرهای رشد سود خالص و رشد سود عملیاتی شرکت ها با ریسک نظام مند بررسی شده و هم چنین دو متغیر اندازه شرکت و نوع صنعت به عنوان متغیرهای کنترلی مورد بررسی قرار گرفتند. تحقیق یاد شده از نوع مطالعه توصیفی- همبستگی مبتنی بر تحلیل سری زمانی- مقطعی است. در این راستاَ، تعداد 87 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 82-1378 به طور نمونه ای انتخاب گردیدند. به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از تحلیل رگرسیون و همبستگی بهره گرفته شد و معنی دار بودن الگوها نیز با استفاده از آزمون آماری F، آزمون T، ضریب تعیین، ضریب همبستگی و آزمون دوربین- واتسن، مورد سنجش قرار گرفت. نتایج حاصله بیانگر وجود رابطه ای مثبت، بین ریسک نظام مند با رشد سود خالص و رشد سود عملیاتی در سطح اطمینان 95 درصد است. یافته های این تحقیق تاکید مجددی بر فایده مندی متغیرهای حسابداری برای ارزیابی ریسک نظام مند می باشد
"
در این پژوهش شکلگیری عملیات طبقهبندی در دانشآموزان دورة راهنمایی شهر تهران، بررسی شد. 1020 دانشآموز (510 دختر، 510 پسر) پایههای تحصیلی اوّل تا سوم راهنمایی، از پنج منطقه اقتصادی ـ اجتماعی شهر تهران با روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند و آزمون عملیات طبقهبندی (کمیسازی درون گنجی و گروهههای ضربی) در مورد آنها به اجرا در آمد. تحلیل دادهها نشان داد : 1) فقط درصد محدودی از آزمودنیهای پژوهش به حد نصاب موفقیت (75%) رسیدند و تراکم درصدها در شرایط مرحلة بین بینی بود. 2) بین دو جنس تفاوت معناداری مشاهده نشد. 3) میانگین نمرههای دانشآموزان در مناطق غیرمرفه (9، 13، 16) پایینتر از میانگین نمرههای مناطق 3 و 6 بود. 4) مقایسة نتایج کودکان ایرانی با همتاهای خارجی یک تأخیر سه ساله را نشان داد که با توجه به عدم وجود تفاوتهای زیربنایی، میتوان آن را به موانعی نسبت داد که در راه تجربههای ارتجالی و تفویضهای اجتماعی که بخش عمدة آن حاصل نارساییهای آموزش رسمی است، وجود دارد.
"