The problem of the hermeneutical circle is one of the contentious issues in philosophical hermeneutics. This paper, begins with focusing on the question as to whether what hermeneuts mean by a hermeneutical circle is in fact a real circle with no analogical sense involved. Recognizing that this problem is not confined to the relation between part and whole, this study confines itself to explore the problem of the hermeneutical circle with regard to the circularity between part and whole in a sentence. I will argue that, as far as the interdependence between part and whole of a sentence is concerned, there is no real circularity between them. This will be followed by scrutinizing the source of such a misunderstanding, i.e., the circular interdependence between understanding the part and the whole of a sentence. I will present my analysis through a critical reading of two contemporary hermeneuts, Eric Donald Hirsch and Graeme Nicholson, even though both are on the right track in questioning the existence of such a circle in the first place. The argument presented could apply to contexts well beyond that of the circularity between part and whole in a sentence.
این مقاله بر اساس نتایج طرح پژوهشی « بررسی سوگیری های ارزشی دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی منطقه چهار» تدوین گردیده است. مبنای نظری طرح را مفهوم «متغیرهای الگویی» پارسونز تشکیل داده است که شامل متغیرهای «کنش غیر عاطفی واکنش عاطفی ، ویژگی پخش ، عام گرایی خاص گرایی ، دستاورد ماهیّت » می باشد. حجم نمونه شامل 165 دانشجوی زن و 245 دانشجوی مرد در سنین 24-18 سال و در مقاطع تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد بود که از طریق فرمول کوکران محاسبه شد. واحدهای دانشگاهی انتخاب شده در نمونه شامل واحدهای خوراسگان، نجف آباد، خمینی شهر، کاشان، شهرضا، مبارکه، یزد و شهرکرد بود. روش نمونه گیری از دانشجویان ، روش مطبق تصادفی بود . علاوه بر بررسی متغیرهای الگویی به بررسی روابط احتمالی این متغیرها با متغیرهای جنسیّت ، سال های حضور در دانشگاه و گروه تحصیلی نیز پرداخته شد. پس از شاخص سازی متغیرهای الگویی ، به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای با سؤال های بسته استفاده شد. در واقع پرسشها در قالب 18 گویه و 3 سؤال مشخصات فردی و تحصیلی تدوین گردید. در تجزیه و تحلیل آماری داده ها از آزمون های آماری میانگین وزنی، آزمون t، تحلیل واریانس یکراهه و آزمون مقابله های شفه استفاده گردید. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که دانشجویان مزبور سوگیری های ارزشی غیرعاطفی، دستاورد، پخش و عام گرایی داشتند. دانشجویان زن از سوگیری ارزشی به سمت وجوه دستاورد و خاص گرایی در مقایسه با دانشجویان مرد بهره مند بودند . میزان سال های تحصیل دانشگاهی با سوگیری های ارزشی دانشجویان از ارتباط معناداری برخوردار نبود. دانشجویان علوم انسانی در مقایسه با دانشجویان فنی و مهندسی، غیر عاطفی تر بودند و دانشجویان علوم پایه در مقایسه با دانشجویان فنی ومهندسی سوگیری ارزشی بیشتری به سمت وجه ویژگی از متغیر الگویی ویژگی پخش داشتند