تجربهی تجدد، تجربه ای است که در کوردستان به شکلی جدی و عمیق مورد مطالعه قرار نگرفته است. مطالعهی تجربهی رویارویی جامعهی سراپا سنتی کوردستان با پدیده ها و مظاهر و ایده های مدرن از جمله چیزهایی است که میتواند نحوهی رویارویی و واکنش این جامعه را با جهان مدرن نشان دهد. این مقاله در پی آن است که با خوانش افکار و آثار «امین زکی بگ» به عنوان یک فرد صاحب منصب در امپراطوری عثمانی و حکومت عراق،که به سمتهای عالی حکومتی دست یافته است، و هم به عنوان یک اندیشمند متجدد، چگونگی تجربهی مدرنیته از نگاه وی و بینش او نسبت به جامعهی مدرن و نیز جامعهی غیر مدرن کوردستان را نشان دهد. امین زکی بگ در این راستا پروژه های تجددطلبانه و اصلاح طلبانهی خاصی از قبیل گسترش آموزش، بهداشت، پرورش نخبگان، تاریخ نویسی و... را در نظر داشت و در پی طرح و اجرای آن بوده است. این مقاله به تفصیل جایگاه وی در ورود افکار مدرن و مدرنیزاسیون به کوردستان را بررسی میکند.
در این نوشتار برای درک بهتر مفهوم دل و فهم جایگاه آن در حکمت و عرفان اسلامی به خصوص در اندیشه مولوی، ابتدا قرآن، احادیث و آراء و عقاید بزرگان اندیشه نقل و بررسی شده سپس با تکیه بر اهم ابیاتی که در مثنوی آمده و در آنها از دل و احوال آن سخن رفته، سعی شده است دیدگاه این عارف بزرگ روشن گردد.
از نتایج مهم گفتار حاضر آن است که دل یا قلب از منظر قرآن و روایات عرفای بزرگ اسلامی، اصل و اساس و همه چیز انسان است، اگر دل نباشد انسان جماد و هیچ است. ارزش انسان در پرداختن به دل و صاحب دل بودن اوست و صاحب دلی انسان در تحصیل انقطاع از اغیار و متوجه کردن قلب به سوی حضرت حق است و ارباب قلوب میدانند که قلب با انقطاع در مقام سلوک مصداق واقعی «عرش رحمان» میگردد.
مقاله حاضر پیرامون نقش و ضرورت استاد سلوکی و راهنمای راه معنوی در طی مقامات عرفانی یا سیر و سلوک پژوهش و پردازش نموده است و استاد را به دو قسم الف) استاد خاص ب) استاد عام تقسیم نمود.
پس از آن در خصوص شرایط علمی و عملی استاد و راهنما، ویژگیهای مرید و شاگرد طریق الهی و فواید و محاسن داشتن استاد خبیر، فانی فیالله، مجتهد و فقیه در شریعت، مؤید از سوی خدا سبحان و عنایات انسان کامل معصوم(ع) بحث و بررسی کرده است.
نوشتار پیش رو بیانگر آن است که بدون استاد آگاه و بصیر که اسلام شناس و عرفان شناس باشد و شریعت را مغزای سلوک الیالله قرار دهد و توحید و ولایت را بنیاد و ریشه عرفان حقیقی بداند و خودتسلیم ولایت باشد امکان پذیر نیست و منهای چنین راهنمایان رفتن مخاطرات و مهالک راه را افزون و خطر سقوط و هبوط را بیشتر خواهد کرد.
به طورسنتّی، دو موضع متضاد فلسفی در ارتباط با مشروعیّت ارزیابی کردن هنر وجود دارد: ""مورالیزم"" (بر اساس اصول اخلاقی)، و "" اُتونامیزم"" (بر اساس استقلال گرایی). طبق مورالیزم، ارزش های زیباشناسی هنر می بایست توسط ارزش های اخلاقی مشخص شود. در مقابل، در شیوه ی اُتونامیزم به کار بستن اصول اخلاقی برای ارزیابی هنر صحیح نیست و صرفاً جنبه های زیباشناسی باید مد نظر قرارگیرد.
کارهای اخیری که در مورد نقد اخلاقی هنر انجام شده است، به ارایه ی نظریه های جدیدی در این موضوع منجر شده است که برخی از آن ها نمون های تعدیل شده ی نظریه های مورالیزم و اتونامیزم بوده، حدّ وسط این دو نظریه ی افراطی قرار می گیرند.
اکنون نه تنها موضوع بررسی اخلاقی آثار هنری بی اشکال است، بلکه بحث بر سر این است که آیا می توان این نوع ارزشیابی را جزء بررسی های زیباشناسی آثار هنری دانست. منازعات معاصر، بیشتر بر روی هنرهای روایی متمرکز شده است؛ زیرا این بخش از هنر دارای ویژگی های منحصر به فردی است که نقد اخلاقی هنر به آن ها مرتبط می شود. تلاش هایی برای ساده کردن موضوع نقد اخلاقی هنر با اجتناب از ورود به مباحث فرعی، از قبیل تأثیر هنر بر روی مخاطب و سانسور، انجام شده است. با این حال، هنوز علاقه ی زیادی برای درگیرکردن آثار هنری روایی در داشتن نقشی مهم تر در مباحث اخلاقی وجود دارد. از این رو، منازعه ی نقد اخلاقی هنر، به موضوعاتی نظیر این که چرا هنرهای روایی دارای ارزش خاص شده و یا وسعت و ملاک های مفهوم زیبا شناسی چیست، نیز پرداخته است.
«آثار تقوا در دنیا و آخرت با الهام از آیات قرآن و سخنان اهل بیت :» عنوانی است جهت دستیابی به مفهوم تقوا و آثار آن در دنیا و آخرت که از دیدگاه قرآن و سنّت بررسی گردیده است. تقوا از «وقایه» گرفته شده و در لغت، به معنای خویشتنداری و بازداشتن نفس از آن چیزی است که در آخرت برای انسان زیان دارد. تقوا، محصورکردن نفس به چیزهایی است که برای او مفید است. تقوا، دارای اثر نیک در دنیا و آخرت است.آثار دنیوی نیز در دو قالب آثار فردی و آثار اجتماعی ذکر شده اند. لازم به ذکر است که پاره ای از آثار، رابطه ای تعاملی یا دو سویه با تقوا دارند؛ یعنی هم این عوامل تقوا را به دنبال دارند و نیز تقواپیشگی سبب پیدایش آنهاست.
نظریه های جدید تجارت بین الملل، صادرات را تابعی از متغیرهای قیمتی شامل نرخ ارز، نرخ تورم و متغیر غیر قیمتی شامل هزینه های تحقیق و توسعه، سرمایه انسانی و متغیرهای نهادی می دانند. اخیرا بهبود روابط بین انسانها و کاهش احتمال بروز اختلافات در روابط انسانی مورد توجه اقتصاددانان نهادگرا قرار گرفته است، زیرا نهادها با ایجاد یک ساختار باثبات در روابط بشری منجر به کاهش نااطمینانی بازار، کاهش هزینه های مبادلات و معاملات تجاری، افزایش رقابت در بازار و افزایش صادرات می شوند. هدف تحقیق حاضر نیز بررسی تاثیر عوامل نهادی بر صادرات غیرنفتی کشورهای عضو گروه D8 با استفاده از روش های اقتصادسنجی پانل دیتا، برای دوره زمانی 2007-1995 است. نتایج بیانگر آن است که کشور های عضو گروه D8 همانند سایر کشورها از سازوکار درونزای صادرات غیرنفتی، سرمایه انسانی و انباشت تحقیق و توسعه برخوردار می باشند. همچنین عوامل نهادی نظیر؛ رعایت حق ثبت اختراع، محیط کسب و کار، منشا قانونی و کیفیت آموزش در افزایش اثرگذاری عوامل غیرقیمتی نظیر؛ انباشت تحقیق و توسعه داخلی و انباشت تحقیق و توسعه خارجی و سرمایه انسانی بر صادرات غیرنفتی کشورهای عضو گروه D8 موثر است
در جامعه اطلاعاتی، شرکت ها به توسعه مزیت های رقابتی مبنی بر استفاده مناسب و متمرکز از فناوری های اطلاعات و ارتباطات نیاز دارند، که عاملی حیاتی برای موفقیت در بازار امروزی است. این واقعیت به ویژه در رابطه با شرکت های کوچک و متوسط امری حیاتی است، زیرا فناوری های اطلاعات و ارتباطات، در توسعه مدل های سازمانی جدید، رقابت در بازارهای جدید یا ارتقا ارتباطات درونی و بیرونی به آنها یاری می رساند. به منظور اطمینان از پیاده سازی موثر و سودمند فناوری های اینترنت محوری چون تجارت الکترونیکی در روابط کسب و کار، گام نخست اندازه گیری آمادگی الکترونیکی شرکت ها برای پذیرش این فناوری های نوین می باشد. نتایج این پژوهش، سطوح آمادگی شرکت های یاد شده در حوزه تولید را در ابعاد ششگانه زیر ساخت فنی-مخابراتی، ارتباطات با محیط، آمادگی اطلاعاتی، مدیریت و خط مشی سازمانی، منابع انسانی و زیر ساخت فرهنگی، امنیت فناوری اطلاعات و محیط قانونی تبیین کرده و حاکی از آن است که به جز در ابعاد آمادگی اطلاعاتی و مدیریت و خط مشی سازمانی در بقیه ابعاد از آمادگی لازم برخوردار نمی باشند.