مقاله حاضر به بررسی صوت شناختی فرایند واجی همگونی واکه با همخوان در گفتار فارسی زبانان می پردازد. در این راستا، تحلیل صوت شناختی در حوزه های شدت صوت ، دیرش ، سازه اول (F1)، سازه دوم (F2) ، و سازه سوم (F3) آواهای همجواری انجام می گیرد که در آنها فرایند همگونی اعمال می گردد. بدین منظور، تعدادی گفتار ضبط شده مورد تجزیه و تحلیل صوت شناختی قرار می گیرد. در ابتدا تحلیل ویژگی های صوت شناختی هر یک از آواهای مورد نظر در بافت غیرهمگون در مواضع آغازین ، میان دو واکه و پایانی آمده، و سپس ویژگی های به دست آمده آواهای مورد نظر با ویژگی های صوت شناختی همان آواها در بافت همگونی مقایسه می گردد. در این حال، در مواردی که ارزش میانگین هر یک از مشخصه های صوت شناختی آوای همگون شده به مشخصه های صوت شناختی آوای تاثیرگذار بر فرایند همگونی در بافت همگون نزدیک شود آن متغیر خاص در فرایند مورد نظر نوعی همگونی ایجاد کرده است. نتایج تجزیه و تحلیل ها در این تحقیق نشان می دهد در زیربنای فرایند واجی همگونی واکه با همخوان در فارسی محاوره ای نوعی همگونی صوت شناختی در متغیرهای فیزیکی شدت، دیرش، سازه اول، دوم، و سوم وجود دارد.
این مقاله درصدد آن است تا با روشی توصیفی- تحلیلی در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی نمود زبانیِ قدرت در نامه های مولانا از طریق متغیّرِ شیوة بیان که بر دو نوع بیان مستقیم و بیان غیرمستقیم است، بپردازد. برای بررسی این متغیر زبانی در چهل نامه، نخستنامه ها به دو ردة اصلیِ غیرخویشاوندان و خویشاوندان رده بندی شد. سپس هریک از این رده ها به دو ردة فرعی تقسیم گردید: ردة غیرخویشاوندان به رده های سیاسیون و مریدان و ردة خویشاوندان به رده های فرزندان و عروس. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در نامه های بررسی شده، شیوة بیان غالب، غیر مستقیم است که مولانا از این شیوة بیان برای حفظ وجهة ردة سیاسیون و رعایت ادب در برابر آنها بهره جسته است که این نشان دهنده در موضع قدرت بودن این رده نسبت به وی می باشد. شیوة بیانی دیگر که به میزان محدودی در نامه ها به کار رفته، بیان مستقیم است که نشان دهنده تهدید وجهة ردة سیاسیون و نیز فرادست بودن مولانا و در جایگاه قدرت بودن وی نسبت به رده های مریدان، فرزندان و عروس است.
بحث اصلی این مقاله، تحلیل محتوایی گفتمان محققان در عرصه مطالعات زبان و ترجمه درباره تعامل فرهنگ، زبان و ترجمه با هدف کشف مبانی و متغیرهای تاثیرگذار در این تعامل است. در بررسی کلان دیدگاه های ترجمه شناسان، زبان شناسان و مترجمین درباره چگونگی تعامل فرهنگ، زبان و ترجمه مشخص شد که 69/76% بر ماهیت فرهنگی ترجمه نظر دارند، 44/67% تعامل فرهنگ و زبان را تجزیه و تحلیل نموده اند و 46/60% بر تاثیرچارچوب متفاوت دو جهان و فرهنگ بر مبانی اقدامات مترجم معتقدند. تحلیل خرد دیدگاه ها نشان داد 86% دیدگاه ها درباره تأثیر فرهنگ بر رفتار گفتمانی مترجم می باشد و 13/35% محققین نیز بر این باورند که ترجمه ها در طول تاریخ، بر ماهیت فرهنگ ها و هویت ملی انسان ها موثر بوده اند. نتیجه نشان می دهد که زبان ها از طریق فرهنگ ها گسترش می یابند و فرهنگ ها از طریق زبان و فرهنگ در کانون عوامل مؤثر در کاربرد موفق زبان در جامعه قرار دارد و باعث کشف، گسترش و رشد امکانات، روش ها و راهبردهای یادگیری زبان و ترجمه می گردد. هدف آموزش زبان، ادبیات و ترجمه، شناخت افکار انسان هاست و در فرآیند آموزش ارتباطات بین فرهنگی و بین زبانی لازم است تعاملی منطقی میان این متغیرها ایجاد گردد. بنابراین، لازمه اتخاذ چنین رویکردی بازنگری و تحول در ابعاد گوناگون نظام آموزش زبان، ادبیات و تربیت مترجم از قبیل تهیه و تدوین مطالب درسی، برنامه ریزی آموزشی و پژوهشی و مبانی ارزشیابی می باشد.
قید، یکی از اجزای کلام است که عموماً از ابعاد مختلفی همچون صرف، نحو و معنا مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. در این تحقیق برای نخستین بار، ساخت های اشتقاقی قید با نگرش بر جنبه های ساختاری و معنایی آن در زبان های روسی و فارسی مورد بررسی قرارگرفته است. در هر دو زبان، نظام واژه سازی قیود، متفاوت و با امکانات واژه سازی از یکدیگر متمایز می شود. قیود مشتق ارتباط بسیار نزدیکی با سایر اقسام کلام دارند و روابط صوری و معنایی خود را با اقسام کلام حفظ کرده اند. ابزارهای واژه ساز (وند های اشتقاقی) قیود در زبان روسی به مراتب گسترده تر از زبان فارسی است. هریک از این وندها در زبان های مربوطه، بیانگر معانی گوناگون بوده و از میزان زایایی مختلفی برخوردار هستند.