تنگه ها به عنوان آبراه های دریایی همواره در اقتصاد دولت ها نقش بارزی را ایفا میکنند. ملوک هرموز با انتخاب پایتخت جدید خود، جزیره جرون که به یاد وطن خود آن را هرمز نامیدند، نبض تجارت منطقه را به دست گرفتند. مورخان جملگی از تجارت پررونق جزیره هرمز با هندوستان یاد کرده اند. با تصرف جزیره هرمز توسط آلبوکرک پرتغالی تجارت این منطقه تحت کنترل آنان قرار گرفت، اما شاه عباس کبیر با کمک انگلیسیها پرتغالیها را شکست داده، از جزیره بیرون کرد. بعد از سقوط هرمز، بندر گمبرون نقش فعالی را در مناسبات اقتصادی ایفا کرد. این پژوهش در پی یافته هایی برای این پرسش هاست که اولاً: نقش جزیره و تنگه هرمز در تجارت دریایی منطقه خلیج فارس چگونه بوده است، و ثانیاً: پیآمدهای اقتصادی تصرف هرمز در این منطقه چه بود، ثالثاً: رشد تجاری بندرعباس چگونه شکل گرفت؟
این پژوهش، با هدف بررسی وضع موجود علوم تربیتی، و ارائة نمایی از وضع مطلوب و جهت گیری ایده آل و آرمانی مطالعات تربیتی صورت گرفته است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. برای تبیین وضعیت موجود، در باب ماهیت و نیز وحدت یا تکثر علوم تربیتی و استقلال علمی آن، دو نظریه ترکیب اتحادی و انضمامی مطرح شده است. با ارائه شواهدی، دیدگاه هویت واحدِ علوم تربیتی و ترکیب اتحادی، ترجیح داده شد. اما از آنجایی که دیدگاه اتحادی نیز با کاستیهایی روبروست، با تعمیق نظرگاه ترکیب اتحادی، پیشنهاد تأسیس دانش تربیت مطرح گردید. برای تئوری سازی این ایده، زوایا و مقتضیات این اندیشه، تبیین شد. «دانش تربیت» این پیشنهاد دارای نگاه جامع به همه ابعاد تربیت است و در پژوهش های تربیتی از روش های چند گانه بهره میبرند در عین استدلال از دانش های میان رشته ای موسوم به «علوم تربیتی»، تعامل خود را با یافته های مطالعاتی آنان حفظ میکند و خود نیز مولد گرایش های تخصصی خواهد بود.
دیوان عدالت اداری وظیفة خطیر رسیدگی به شکایات و تظلمات مردم مورد تصمیمات و اعمال سازمان های اداری و دولتی را به عهده دارد. با توجه به تأسیس این نهاد پس از پیروزی انقلاب و نوپا بودن آن، در سال های اخیر در مورد صلاحیت و حدود اختیارات دیوان در رابطه با ارکان دعوا مناقشاتی صورت گرفته است. در این مقاله با بررسی اصول قانون اساسیِ ناظر به دیوان عدالت اداری، قانون دیوان و برخی آرای صادره از آن و تحلیل آنها صلاحیت دیوان در رابطه با خواهان، خوانده و موضوع دعوا در کانون بحث قرار گرفته است. در پایان مقاله به چگونگی تقسیم این صلاحیت ها و اختیارات بین بخش ها و ارکان مختلف دیوان اشاره شده است.
هدف این مقاله، شناسایی مفهوم و ماهیت پژوهش کمی و کیفی، درعرصة تحقیقات علوم انسانی، اجتماعی و طبیعی میباشد. در این مقاله ضمن پاسخ به تقابل ها، راه حل گریز از این تقابل معرفت شناسانة فرسایشی در عرصة علوم انسانی و طبیعی بیان شده است و مشخص میشود نظریه، پارادایم ها، راهبردها و روش شناسی در پژوهش کیفی درهم تنیده شده اند و بر این فرض استوار است که رفتار انسان میتواند بر مبنای واقعیت اجتماعی و به کمک روش شناسیهایی که از منطق قیاسی و کل گرای علوم طبیعی پیروی میکنند، مورد مطالعه قرار گیرد؛ اما در تحقیق کیفی، ماهیت های مبادی علوم و مفروضات آنها، دچار تغییروتحول میشوند، همچنین در هزارة سوم تحقیق کیفیگرایانه برعکس پژوهش کمیگرایانه در علوم انسانی و طبیعی، یک اقتضای اجتماعی و فرهنگی محسوب میشود که حاکی از تقابل این دو رویکرد است و برای رفع این تقابل معرفت شناسانه، دیدگاه سوم یعنی: رویکرد معرفت شناسی تلفیقی پیشنهاد میشود که منبعث از تفکرات دین مبین اسلام است که دو رویکرد معرفت شناسی کمیگرا و کیفیگرا در عرصة علوم انسانی و طبیعی را به شکل مکمّل،برهم افزایانه و تلفیقی بهکار میگیرد.
امروزه پژوهشگران برای بررسی پدیده های پیرامون، به انتخاب روش تحقیق میپردازند. در دهه های اخیر رویکرد کمّی در قلمرو پژوهش های علوم انسانی، تسلط زیادی داشته است؛ اما ازآنجایی که تمام پدیده های علوم انسانی به ویژه پدیده هایی که با رفتار انسانی سروکار دارند را نمیتوان به شیوة کاملاً عینی مشاهده نمود، محققان پژوهش های کیفی را نیز مورد توجه و بررسی قرار داده و تلفیقی از هر دو روش را تحت عنوان روش ترکیبی پیشنهاد میکنند. در این مقاله سعی شده است به بررسی دو رویکرد پژوهشیِ مطرح در روش شناسی علوم انسانی پرداخته شود. در این راستا برخی از دشواریهای پژوهش های کمّی که منجر به ناکامی آنها در پژوهش های علوم انسانی شده است، مطرح و مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
سنجش و آزمایش، لازمة ترقی و پیشرفت هر علم و فنی است. دانشمندان به فراخور رشته خود، اصولی برای نقد برشمرده و برکاربست آنها در نقدهای علمی تأکید کرده اند. اما آیا به راستی در باب نقد تاریخی هم چنین است؟ آیا نقد تاریخی، علمی و اطمینان بخش است؟ اینها پرسش هایی است که ذهن هر پژوهشگر و ناقد تاریخی را به خود مشغول میکند. باید اعتراف کرد که علم تاریخ دچار ضعف مفرط در حوزة نقد تاریخی و ادبیات آن بیمارگون است. هنوز درعرصة نقادی و اصول و موازین نقد و شناخت الگوها و معیارهای آن در آغاز راهیم. بنابراین، هر پژوهشی در این باره، خود پرتوی به این راه پرمخاطره و ناهموار است. این مقاله، برآن است تا در باب نقد تاریخی پرسش گری کند و درصدد پاسخ به پرسش های مذکور برآید. آنچه در این مقال در خصوص موازین و اصول نقد گفته میشود، نه سخن آخر و تام، بلکه دانسته ها و پیشنهادهای نگارنده است تا شاید بابی گشوده شود و فروغی بر پهنة نقد تاریخی بتابد.
براساس اصل نود و نهم قانون اساسی، نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری بر عهدة شورای نگهبان است. دربارة نظارت شورای نگهبان بر این انتخابات، دیدگاه های متفاوتی طرح شده است: برخی براین باورند که اصل نود و نهم، فقط نهاد ناظر را تعیین کرده است و تشخیص صلاحیت داوطلبان مجلس خبرگان بر عهدة شورای نگهبان نیست؛ بعضی دیگر میگویند: استادان معروف درس خارج، مرجع تشخیص صلاحیت اند؛ شماری دیگر، نظارت شورای نگهبان را دور باطل میدانند و عده ای شرط اجتهاد را قبول ندارند.
در تحقیق حاضر، این دیدگاه ها بررسی شده است و مهم ترین یافته های آن عبارتند از: اینکه: اصل نود و نهم مطلق و اعم از مرجعیت، نظارت و تشخیص صلاحیت است. ارائة گواهی سه نفر از استادان معروف درس خارج حوزه های علمیه، مبنی بر واجد شرایط بودن داوطلبان شرکت در انتخابات، مربوط به قبل از بازنگری قانون اساسی و تغییر اصل نود و نهم است. شرایط تحقق دور در انتخابات وجود ندارد و در زمان غیبت شرط اجتهاد ممیزه بارز رهبری اسلامی است و فقط کسانی از قدرت تشخیص این شرط برخوردارند که در حد اجتهاد باشند.
قهستان در جغرافیای تاریخی ایران هویتی مشخص در پیوند با خراسان بزرگ دارد. این منطقه طی قرن های سوم و چهارم هجری هم زمان با به قدرت رسیدن حکومت های متقارن، نظیر طاهریان، صفاریان، سامانیان و غزنویان اهمیت فراوانی داشت و بین این حکومت ها یکی پس از دیگری دست به دست میشد. از ویژگیهایی که باعث جذابیت قهستان برای نهضت های ضد خلافت عباسی شده بود، وجود موقعیت های جغرافیایی خاص (بین سیستان و خراسان) و گروه های اجتماعی (عیاران، مطوعه و...) و گروه های مذهبی مختلف (مسلمانان، یهودیان، مسیحیان و...) در این منطقه بود.
هدف از این مقاله، بررسی جغرافیای تاریخی قهستان و وضعیت سیاسی - اجتماعی و مذهبی آن، هم زمان با حکومت های متقارن است که با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای بررسی شده است.
برجسته ترین اقدام قصیبن کلاب (جد چهارم پیامبر(ص)) تأسیس انجمن تصمیم گیری و تبادل نظر رؤسای تیره های قبیله بزرگ قریش در مکه بود. این انجمن که به دارالندوه شهرت داشت، مجلسی برای مشاوره اشراف و بزرگان قبیله قریش در مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دینی بود. بر پا شدن چنین مجلسی در شهر مکه که اهمیت خود را از وجود کعبه و استقرار بر سر راه کاروان های تجاری یمن و شام کسب کرده بود، بسیار مهم است.
در این پژوهش، سابقة تأسیس دارالندوه، حدود صلاحیت و اختیار آن، نقش قصی در تأسیس و تداوم آن و نیز ستیز اعضای این مجلس با اسلام بررسی میشود.
هرچند در بینش سیاسی اسلام حاکمیت اصلی از آن خداست، اما اعتقاد به برتری حاکمیت الهی و احکام شرعی به هیچ روی به معنای تحدید و یا نقصان نقش و تأثیر مردم در ارتقای کارکرد دولت اسلامی، در مقام مدیریت کلان اجتماعی سیاسی نیست، زیرا برخلاف باور برخی نحله های فکری در حوزة سیاست اسلامی، که با طرح وامداری مستقیم قدرت خلیفه و دولت اسلامی از ذات خداوندی، در عمل نقشی برای مردم در همراهی و کارآمدسازی نهاد قدرت در انجام وظایف و انتظارات ناشی از آن در عرصة عمومی قائل نیستند، سیرة پیامبر گرامی اسلام در بنای حکومت، به منزلة اهرم اجرایی قدرت، خلاف این باور را ثابت می کند.
در پی مخالفت اهل مکه با رسالت نبوی و هجرت اجباری به مدینه، حضرت با یاری و همراهی اهالی آن شهر بود که توانست شالودة حکومتی بر پایة عدالت اجتماعی را بیفکند. بی شک، متناسب با چنین شیوه ای است که پیامبر بزرگوار اسلام تداوم رسالت و تکمیل دیانت خود را در فرایند تعیین جانشین خویش در غدیر خم دنبال می کند و به رغم برخورداری از حق و قابلیت والای انتصاب مستقیم علی بن ابی طالب، با تبیین محورهای شایستگی چنین عنصری در مقام هدایت امور مسلمین، بر آن است تا با درونی سازی پذیرش وی از سوی مخاطبین، بر ضرورت احراز ویژگی کارآمدی دولت اسلامی از رهگذر همکاری و مساعدت همگانی آحاد جامعه تأکید کند.
مقالة حاضر ابتدا با معرفی و تعریف «حدیث ثقلین» به اهمیت آن در اعتقادات شیعه و نیز در تقویت جریان تقریب میان مذاهب اسلامی می پردازد. حدیث ثقلین بیان گر اعتقاد شیعه به تحریف ناپذیری قرآن، عصمت ائمه (ع)، استمرار امامت، و زنده بودن امام زمان (عج) است. هم چنین این حدیث با خطابی جهان شمول جانشینان پیامبر اکرم (ص) و مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا (ص) را تبیین می کند. در این زمینه برخی مناقشات نیز مطرح است، ازقبیل انحصار وجوب تمسک به قرآن با استفاده از حدیث صحیح مسلم و یا ترجیح احادیثی که اصطلاح عترت و اهل بیت پیامبر در آن ها نیامده است، که بدان ها اشاره می شود.
سپس با توجه به اهمیت علمی و تاریخی حدیث الثقلین اثر قوام الدین محمد وشنوی قمی، به بررسی شیوة خاص و آموزندة او در بررسی اسناد و طرق روایی حدیث ثقلین می پردازیم و بر جایگاه مهم این کتاب در مناسبات تاریخی تقریب میان مذاهب اسلامی تأکید می شود.
ماکس وبر، یکی از مهم ترین جامعه شناسانی است که تأثیرات زیادی بر محققان رشته های مختلف علوم اجتماعی داشته است. مورخان نیز هم از جنبه روش شناسی و هم تبیین رویدادهای تاریخی، از اندیشه های وی تأثیر پذیرفته اند؛ و با ترجمه آثار وبر به زبان فارسی، دامنه این تأثیرپذیری افزایش یافت.
آن دسته از مورخانی که به تبیین وقایع تاریخی به خصوص تاریخ معاصر روی آورده اند، با واژه هایی ازقبیل «تفهم»، «مشروعیت»، «عقلانیت» و نظایر آن که وبر وارد مطالعات جامعه شناسی کرد، ارتباط دایمی دارند. میزان اثرپذیری درزمینه مباحثی ازقبیل «منشأ و کارکرد دولت» و نیز موضوع انقلاب، وسیع تر از مباحث دیگر است. در این مقاله، با رویکردی تحلیلی، ابعاد این تأثیرپذیری به طور دقیق و مستند درباره این دو مفهوم بررسی می شود.
توجه روزافزون به علم تاریخ و انتشار کتب غنی و سودمند به زبان های مختلف در این زمینه، مترجمان متون تاریخی را ملزم می سازد تا با رعایت چهارچوب های علمی به این امر مهم بپردازند. بی تردید انجام این کار بدون آگاهی از شاخصه های علمی این فن ممکن نیست. در این مقاله ضمن معرفی ویژگی های متون علمی و ادبی، سعی شده است با طرح یک مدل، ترجمة علمی و ترجمة ادبی با هم مقایسه و شاخصه های هر یک برشمرده شود. در ادامه، با تشریح ویژگی های ساختاری و محتوایی متون تاریخی، روشن می شود که در ترجمه این گونه متن ها باید هم به شاخصه های علمی و هم به شاخصه های ادبی توجه شود.
مقالة حاضر با اشاره ای به شعر، به مثابه ابزاری برای کشف واقعیات روانی زندگی آدمیان، آغاز می شود و با پیشینة پژوهش به زندگی نامه و اظهارات نویسندگان و شعرای ایران دربارة پروین و گام های مقدماتی مربوط به طرح مسئلة کار در سروده های پروین اعتصامی می پردازد. آن گاه مقاله با عناوینی نظیر وفور واژگانی کار و ترکیبات آن در اشعار پروین، جدایی گفتار از کردار و کار، هستی در کار، تشویق به تلاش و صبوری در کار، نکوهش تنبلی و تن پروری، «رفوگری وقت» (فرصت اندوزی و مدیریت زمان)، انواع کار، کار بی رویه، کارکردهای کار، کارآموزی و آموزش کار، لزوم همکاری کار گروهی و کار تخصصی، و همکاری به شیوة دگریاری ادامه می یابد و سرانجام به نقش مور، نماد کوشندگی در شعر پروین، و به آسیب شناسی فرهنگ کار و دلایل شگفتی خود از کارِ به هنگام وی در زمانة نابه هنگام می پردازد و پژوهشگران ایرانی را به کاوش در سرچشمه های اندیشة پروین تشویق می کند.
مقالة حاضر به بررسی اخلاق اجتماعی و آداب و رسوم لوطیان در دورة
قاجار می پردازد. لوطی گری بخشی از زنجیره ای است که، در نظر، با فتوت آغاز می شود و در اصناف بازار و عیاری نمود می یابد. هر چند این نمود خارجی
نیز در دوره هایی تحول و توسعه می یابد اما، در سراشیبی زوال، تبدیل به لوطیان می شود و در سدة حاضر با ارجاع به متون مارکسیستی به لمپن ها تغییر شکل می دهد. برداشت های متفاوت و گاه معارض از اصطلاح لوتیان/ لوطیان وجود دارد: از لوت به معنای «پابرهنه» تا لوط به معنای «منحرف». لوتی به معنای «داش مشتی» نیز برای ارجاع به بی نیازی لوطیان به کار می رود. در این مقاله، ضمن توضیح این برداشت ها، به اخلاق لوطیان پرداخته می شود و تمایز
آنان با پِِِنطی ها ذکر می شود و به طور مشخص پوشش و اجزای لباس لوطیان، آداب لوطی گری، لهجه و زبان لوطیان، بازی ها و سرگرمی های آنان، و نام های لوطیان بررسی می شود. در پایان مقاله، از مراسم مذهبی لوطیان بحث می شود
و روایتی از هم چشمی های لوطیانه در مراسم عزاداری محرم و زد و خوردهای آنان ارائه می شود.