رشد روز افزون شهر نشینی، جمعیت شهری و به تبع آن رشد عبور و مرور و رفت و آمدهای ساکنان شهر با وسایل نقلیه موتوری در سطح برون و درون شهری، مشکلات بسیاری را در سیستم حمل و نقل ایجاد نموده است. بر این اساس برای کاهش معضلات ترافیک، حمل و نقل وآلودگی هوا برنامه ها و طر حهای متنوعی اجرا می گردد. یکی از برنامه هایی که با اجرای عملی و صحیح آن می توان تا حد قابل توجهی آرامش را به سیستم حمل و نقل و عبور و مرور شهری باز گرداند، توسعه حمل و نقل انسان گرا (پیاده روی _ دوچرخه سواری) می باشد.
در این پژوهش چگونگی انتخاب معیارهای صحیح و مناسب برای مسیر های دوچرخه در مناطق مختلف با توجه به موقعیت مکانی و عوامل موثر بر آن مورد بررسی قرار گرفته و این نتیجه به دست آمده است که در طراحی مسیر های دوچرخه هر اندازه به کیفیت طراحی توجه گردد و معیارهای مناسب برای مسیر های دوچرخه سواری در نظر گرفته شود استفاده از دوچرخه و درنتیجه گسترش دوچرخه سواری در امر حمل و نقل درون شهری، گذران اوقات فراغت توسط افراد مختلف بیشتر می گردد، زیرا امنیت و آرامش خاطر استفاده کنندگان که از عوامل بسیار مهم در طراحی مسیر می باشد، در نظر گرفته شده است.
روش پژوهش در این تحقیق توصیفی، تحلیلی بوده، جمع آوری اطلاعات نیز به روش اسنادی و میدانی انجام گرفته که با استناد به طرح های اجرا شده و معیارهای طراحی مربوط به موضوع، بررسی و نتیجه گیری شده است.
این مقاله به بررسی مدارا، بعنوان به رسمیت شناختن دیگری متفاوت، عوامل و پیامدهای آن در میان خانواده های شهر شیراز می پردازد. به این منظور ابتدا تحقیقات و نظریه های مختلف پیرامون مدارا و عوامل آن مرور شده و سپس 7 فرضیه در زمینه عوامل و 3 فرضیه با محوریت پیامدهای مدارا مورد بررسی قرارگرفت. در مرحله میدانی، تعداد 701 خانواده به روش تصادفی بعنوان نمونه تحقیق انتخاب، و پرسشنامه تحقیق را تکمیل نمودند. یافته های تحقیق نشان می دهد متغیرهای تحصیلات والدین، استفاده از رسانه ها، امکانات زندگی، درآمد خانواده، روابط اجتماعی و فعالیت های مدنی اعضای خانواده دارای رابطه معناداری با میزان حاکمیت مدارا در فضای خانواده ها می باشد. در میان عوامل موثر بر مدارا، روابط و میزان برخورداری از امکانات زندگی، بیشترین تاثیر را بر مدارا نشان داد. در مورد پیامدهای مدارا نیز، نتایج نشان داد که مدارا رابطه معکوسی با تمایل اعضا به ترک خانواده، انحرافات و دورویی در خانواده دارد.
اوقات فراغت فعالیتی است که اعضای جامعه فارغ از اجبارهای محیط کار و الزامات زندگی، از طریق آن استعدادهای خود را توسعه بخشیده و شخصیت خود را گسترش می دهند. چگونگی گذران اوقات فراغت بازتابی از شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هر جامعه است که استفاده مطلوب از این اوقات می تواند تاثیر قابل توجهی در بهبود کیفیت زندگی اجتماعی و اقتصادی افراد جامعه داشته باشد.
پژوهش حاضر به قصد بررسی عوامل اجتماعی موثر بر اوقات فراغت افراد 64- 15 ساله شهرستان جویبار صورت گرفته است. در این پژوهش با استفاده از روش پیمایش بر روی 510 نفر از اعضای جامعه مورد نظر- که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند- اطلاعات لازم جمع آوری گردید. متغیرهای مستقل که ارتباط آنها با میزان اوقات فراغت (فعال و غیرفعال) سنجیده شده است عبارتند از: پایگاه اجتماعی- اقتصادی (میزان درآمد، تحصیلات و شغل والدین)، وضعیت تاهل، محل زندگی، سن و جنسیت.
نتایج حاکی از آن است که میانگین اوقات فراغت فعال (87/1 از 4) بیشتر از میانگین فراغت غیر فعال (4/1 از 4) است. بررسی الگوهای گذران اوقات فراغت نشان می دهد که فعالیت های فراغتی«بودن در کنار خانواده» و «تماشای تلویزیون» از مهمترین الگوهای فراغتی جامعه مورد نظر می باشند. همچنین؛ نتیجه رگرسیون خطی چند متغیره متغیرهای مستقل با اوقات فراغت نشان می دهد که از میان متغیرهای مستقل، چهار متغیر (سن، تحصیلات پاسخگو، تحصیلات پدر و مادر) دارای تاثیر معنادار بر اوقالت فراغت می باشند. مقایسه بتاها نشان می دهد متغیر سن و تحصیلات پاسخگو با ضرایب بتای (32/0- و 117/0)، به ترتیب، قوی ترین و ضعیف ترین تاثیر را بر متغیر وابسته اوقات فراغت نشان می دهد.
مساله تحقیق حاضر در پی این است که مشارکت اعضاء تعاونی های مسکن مهر در سال 1388 در سطح شهر مشهد چقدر است و عوامل موثر بر آن کدامند. مباحث نظری در قالب چهار پارادایم جامعه شناختی واقعیت اجتماعی، تعریف اجتماعی، رفتار اجتماعی و پارادایم ترکیبی بیان گردیده است. روش تحقیق در این پژوهش به صورت پیمایش با حجم نمونه 380 نفر با کمک فرمول کوکران از جامعه آماری 36330 نفر اعضاء تعاونی مسکن مهر در شهر مشهد می باشد. روش نمونه گیری و روش طبقه ای تصادفی است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS در قالب بیان آماره های توصیفی و میانگین، میانه، انحراف معیار و ضرایب چولگی و کشیدگی و آزمون فرضیات با کمک آزمون های متناسب با هدف و سطح سنجش متغیرها و استفاده از تحلیل رگرسیون و بالاخره تحلیل مسیر انجام گرفته است و تاثیر متغیرهای مستقل:
عدم دسترسی منابع و ناتوانی اقتصادی، ارزیابی از حمایت های مالی و سیاسی دولت، کمبود وقت اضافه اعضاء، اعتماد نسبت به مدیران، اطمینان به نتایج طرح، سنت گرایی، تقدیرگرایی، توجه به تبلیغات رسانه های جمعی، تحصیلات، آمادگی روانی، مسئولیت پذیری، آگاهی، رضایت از مدیران، پایگاه اجتماعی، واقعی فرض کردن، خانه دار شدن، استفاده از رسانه های جمعی، از خودبیگانگی بر میزان مشارکت اعضاء سنجیده شده و در نتیجه، آگاهی اعضاء، استفاده از رسانه های جمعی و توجه به تبلیغات رسانه ها و اعتماد به مدیران بیشترین تاثیر بر مشارکت اقتصادی ـ اجتماعی آنان را دارا بودند.
اعتماد یکی از مولفه های تاثیر گذار بر سلامت افراد جامعه است. تامین سلامت گروه های مختلف جامعه، یکی از مسائل اساسی هر کشوری به شمار می آید. اما شخصیت و تعادل روانی معلمان بیش از سایر طبقات اجتماعی موردتوجه و با اهمیت است.
مطالعه حاضر، پژوهشی مقطعی و کاربردی است و با روش پیمایش، میان معلمان سه دوره (ابتدایی، راهنمایی و متوسطه) شاغل در شهرستان تیران و کرون در سال 1390 انجام شده است. به علت گستردگی و پراکندگی منطقه، جهت تعیین حجم نمونه موردنظر، از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شده است. در این نمونه گیری، 240 نفر از معلمان منطقه مورد مطالعه قرار گرفته اند. داده ها با استفاده از ابزار پرسش نامه جمع آوری، و به کمک نرم افزارهای SPSS و لیزرل تحلیل شده است.
یافته های تحقیق بیانگر این است که بین میزان سلامت روان زنان و مردان، افراد مجرد و متاهل و همچنین معلمان مشغول به خدمت در شهر و روستا تفاوت معنا داری وجود ندارد. از سوی دیگر، بین میزان سلامت روان با ابعاد مختلف اعتماد اجتماعی رابطه مستقیم و معنا داری وجود دارد؛ به عبارت دیگر با زیادشدن میزان اعتماد اجتماعی، میزان سلامت روانی افزایش پیدا می کند. نتایج این تحقیق همسو با نظریات اندیشمندانی همچون پاتنام، ویلکینسون و کاواچی است.
ورود هر فناوری جدید به جوامع، باعث ایجاد تغییرات مثبت یا منفی در زندگی بشر می شود. عوامل متعددی نوع تاثیر فناوری را تعیین می کند؛ ازجمله نوع استفاده از آن. اینترنت به عنوان یکی از فناوری های قرن حاضر، به علت جذابیت های خاص برای برخی از افراد، مسئله «اعتیاد به اینترنت» را به همراه می آورد. در این مقاله تلاش می کنیم اعتیاد به اینترنت را به عنوان آسیبی اجتماعی مورد بررسی قرار دهیم.
اعتیاد به اینترنت به استفاده افراطی و وسواس گونه از اینترنت گفته می شود که می تواند باعث ایجاد مشکلات روانی، اجتماعی، درسی، شغلی و همچنین ایجاد مشکلات فیزیکی مثل چشم درد، کمر درد، تغییر در الگوی خواب و تغذیه در فرد شود.
جامعه آماری این پژوهش شامل تمام کاربرانی است که در کافی نت های شاهین شهر اصفهان در زمستان 1388 از اینترنت استفاده کرده اند. درمجموع، با 170نفر از این کاربران مصاحبه، و داده های مورد نیاز برای پاسخ گویی به سوالات پژوهش گردآوری شد. برای جمع آوری اطلاعات اصلی از پرسش نامه IAS یانگ استفاده، و سپس ارتباط این اعتیاد با نظریه «ارضای نیازها» بررسی شد.
نتایج نشان می دهد 4 نفر (2/3 درصد) نمره بالای 80 داشتند و در زمره گروه اول یا اعتیاد شدید بودند؛ 46 نفر (05/27 درصد) اعتیاد متوسط داشتند؛ 120 نفر هم (58/70 درصد) نمره پایین تر از 50 به دست آوردند و کاربر معمولی بودند. بین استفاده افراطی از اینترنت و ارضای نیاز ها نیز رابطه وجود دارد. با اینکه در حال حاضر، موضوع اعتیاد به اینترنت در جامعه مورد مطالعه در وضعیت عادی و غیر آسیبی قرار دارد، انتظار می رود حرکت گروه دوم (اعتیاد متوسط) به سمت اعتیاد شدید (پدیده مورد مطالعه) شکل آسیبی به خود گیرد.
در این مقاله تاثیر شخصیت (اعم از اقتدارطلب و دموکرات)، احساس کارآمدی (اعم از کارآمدی سیاسی و اجتماعی) و آگاهی سیاسی بر غرور ملی بررسی شده است. هدف پژوهش، توضیح مفهوم غرور ملی به معنای احساس مثبت افراد نسبت به کشورشان و مفهوم سازی آن در دو شکل ناسیونالیستی و میهن دوستانه و همچنین بررسی تاثیر برخی از متغیرها بر غرور ملی ناسیونالیستی و میهن دوستانه است.
از روش پیمایش برای تحقیق استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش نیز شهروندان بالای پانزده سال ساکن در مناطق چهارده گانه شهر اصفهان است که بر اساس سرشماری سال 1385، تعداد آن ها 754/248/1 نفر است. با استفاده از فرمول کوکران و نمونه گیری سهمیه ای تعداد 384 به عنوان نمونه انتخاب و بررسی شدند.
نتایج پژوهش حاکی از این است که غرور ملی ناسیونالیستی با شخصیت اقتدارطلب و کارآمدی سیاسی اجتماعی رابطه مثبت، و با شخصیت دموکراتیک و آگاهی سیاسی رابطه منفی دارد. در مقابل، غرور ملی میهن دوستانه با شخصیت اقتدارطلب و کارآمدی سیاسی رابطه منفی دارد و از سوی دیگر با شخصیت دموکراتیک، آگاهی سیاسی و کارآمدی اجتماعی رابطه آن مثبت است.
فیلسوف اسماعیلی، حجت العراقین، حمیدالدین کرمانی (م. 411 ق) در تکوین، و تکمیل آرای فلسفی اسماعیلیه و تشریح مبانی فکری ـ کلامی فاطمیان نقش موثری بر عهده داشت. طرح مجدد تئوری امامت ائمه فاطمی و پیوند جایگاه علوی و تجسم مراتب دنیوی امام با مراتب خلقت و هستی، از شاخصه های بارز تفکرات علمی اوست. دغدغه این پژوهش، پاسخ به این پرسش اساسی است که سازوکار حمیدالدین در تئوریزه کردن مفهوم امامت و بازاندیشی اصول فکری اسماعیلیه چه بود؟ و حاصل تلاش های او در طرح مجدد تئوری امامت اسماعیلیه کدام اند؟ فرضیه مرکبی که در پاسخ به این دو پرسش مطرح است آنکه: حمیدالدین با ارائه طرح واره ای تلفیقی و تطبیقی (علوی و سفلی) که رویکردی تاویلی، اساسی عقلانی و ماهیتی فلسفی داشت، به بازاندیشی اصول فکری اسماعیلیه پرداخت و طرح سازمان یافته مبانی کلامی اسماعیلیه را با محویت امام فاطمی ارائه داد.