بر اساس منابع تاریخی، آذربایجان از اوایل دوره ساسانی به سبب همجواری با مسیحیان ارمنی در (شمال) و رومی در (غرب)، به صورت پایگاه عمده نظامی، و به سبب وجود آتشکده آذرگ ُشنسپ در تخت سلیمان ( شیز باستانی ) به صورت جایگاه دینی مهمی برای ساسانیان به شمار می آمد. تخت سلیمان در شمال شرقی تکاب و در جنوب دریاچه اورمیه با بقایای معماری دو دوره (هخامنشیان و ساسانیان) از محوطه های باستانی مهم و مورد علاقه باستان شناسان جهان است. در واقع تخت سلیمان وسیع ترین تاسیسات دینی ، سیاسی و اداری اواخر دوره ساسانی است که تا کنون شناسایی و بخشی از آن از زیر خاک بیرون آورده شده است. بقایای مجموعه تاریخی آتشکده آذرگُشنَسپ در درون حصاری بیضی شکل و با دروازه های بزرگ مربوط به دوره ساسانی و آثاری از دوران اسلامی باقی مانده است.
در کاوش های باستان شناسان آلمانی و سوئدی در تخت سلیمان، شمار فراوانی مُهر و اثر مُهر(نقشی که توسط مُهرها بر روی گِل ایجاد شده است) از اواخر دوره ساسانیان کشف شده است که به روشن شدن اوضاع اداری آن دوره، به ویژه نام کارکنان و بلندپایگان این ناحیه و حتی نوع مقــام و سِمَت آن ها کمک بسیاری می کنند و سبب فزونی دانش ما از مجموعه نام های خاص از آن دوران گشته اند. هم چنین، از طریق تصاویر ایدئوگرام های موجود بر اثر مُهرها به باورها و اعتقادات مردم در آن دوران می توان پی برد. کشف مُهری که نام آذرگُشنَسپ بر روی آن آمده، سبب اثبات این نام ( آذرگُشنَسپ) برای تخت سلیمان امروزی شده است. روشن شدن نام برخی ضرابخانه ها را که به صورت اختصار بر روی سکه های آن دوران آمده، نیز مدیون این کشف بزرگ هستیم.
مبانی فرهنگی، تاریخی و تمدنی از مهمترین مولفه های هویت ملی است که موجب تمایز ملت ها و جوامع مختلف از یکدیگر می شود. باستان شناسی به عنوان یکی از شاخه های علم انسان شناسی می تواند نقش مهمی در ارتقای هویت ملی جوامع کنونی ایفا نماید. از سوی دیگر، یکی از مهمترین موضوعاتی که به صور مختلف با تمامی عناصر هویت ملی مرتبط است، آثار باستانی یا آثار مادی برجای مانده از یک ملت خاص با خط و زبان و تاریخ و جغرافیای خاص است که نشان دهنده میزان نبوغ و پشتکار نسل های گذشته و بیانگر قدیمی ترین دوره های شکل گیری روح جمعی و دیرینه بودن هویت ملی است. بنابراین، باستان شناسی در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی با مقوله هویت ملی ارتباط پیدا می کند. کشور باستانی ایران به دلیل برخورداری از یک سابقه تاریخی و تمدنی و فرهنگی کهن می تواند به کمک باستان شناسی از استعداد بالای خود در زمینه ارتقای هویت ملی ایرانی یاری گیرد. تحقیق حاضر درصدد اثبات این حقیقت است که باستان شناسی می-تواند به طرق مختلف از جمله تقویت وحدت سیاسی و انسجام ملی، تقویت اراده ملی و روحیه خودباوری و رونق صنعت گردشگری در جهت توسعه اقتصادی کشور، میزان هویت ملی ایرانیان را ارتقا ببخشد.
زمینه و هدف: این تحقیق، با رویکردی تطبیقی یافته های پژوهش ها که توسط ایوان وایسون در خصوص اعتماد مردم چین به پلیس انجام شده است را با اطلاعات مربوط به اعتماد مردم تهران به پلیس مقایسه نموده و علاوه بر مقایسه، میزان اعتماد مردم این دو کشور به پلیس، شاخص های سنجش اعتماد مردم به پلیس را هم مورد بررسی قرارداده است.
روش: در بحث نظری با استفاده از تئوری تعارض به عنوان چارچوب نظری راهنما، آثار متغیر های متضاد جنسیت، سن، تحصیلات، درآمد و شغل و همچنین، اثر سیاسی، رضایت از امنیت عمومی و رضایت از کیفیت زندگی با استفاده از روش مطالعه تطبیقی در دو کشور ایران و جین باهم مقایسه شدند.
یافته ها: نتایج نشان میدهد که متغیر های متضاد، وضوح چندانی درباره میزان طرز فکر مردم راجع به پلیس ندارند. معمولاً جوانان چینی و فقیران تهرانی و آن هایی که قدرت سیاسی زیادی ندارند، اعتماد بالایی هم به پلیس نمیکنند.
نتیجه گیری: رضایت مردم از ایجاد امنیت و کیفیت زندگی خود، رابطه مثبت با اعتماد مردم به پلیس دارد.
فانتزی و فرایندهای آن در ادبیات یکی از مباحث نو و قابل بررسی در گستره ادبیات فارسی به خصوص آثاری است که در ارتباط تنگاتنگ با اسطوره ها و حماسه ها قرار دارند ، از جمله مولفه های حیاتی در فضای وهم انگیز ، فانتزی جادو و جادوگریست . این مقاله تلاشی است برای دستیابی به نقاط تشابه و تفاوت کاربرد این مولفه در دو متن حماسی گرشاسپ نامه و بهمن نامه و سعی دارد ابتدا تعریفی اجمالی از فانتزی ارائه کند، پس از آن، مشخصات گرشاسپ و بهمن در دو منظومه مذکور بررسی شود و در نهایت، با ذکر شواهد مربوط، به مقایسه بسامد کاربرد جادو در دو منظومه بپردازد.
مقاله حاضر درصدد بررسی تأثیرات عوامل فرهنگ سازمانی بر کارآفرینی شرکتی در بنگاه های کوچک و متوسط است. بدین منظور، نخست مقیاس هایی با هدف اندازه گیری مؤلفه های فرهنگ سازمانی و اقدامات کارآفرینانه شرکتی توسعه می یابد. انتخاب نمونه ها، به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده و از بنگاه های کوچک و متوسط استان یزد صورت گرفت. بر اساس مقدار بارهای عاملی و نحوه بارگیری مؤلفه ها بر عوامل در رابطه با هریک از نه عامل فرهنگ سازمانی، عوامل مکنون استخراج و نام گذاری گردید. نتایج مؤید وجود نه عامل فرهنگ سازمانی مجزا و چهار عامل پیشگامی، نوآوری شرکتی، خودنوسازی و اقدامات ریسک آمیز در رابطه با کارآفرینی شرکتی می باشد. اعتبار مدل های مفهومی استخراج شده در رابطه با عوامل فرهنگ سازمانی و کارآفرینی شرکتی از طریق تحلیل مسیر و تحلیل عاملی تاییدی ارزیابی شد. در نهایت تأثیرات عوامل فرهنگ سازمانی بر عوامل شکل دهنده کارآفرینی شرکتی در قالب مدل ساختار به آزمون گذارده شد. نتایج، حاکی از تأثیر تمامی عوامل فرهنگی جز تمایلات و هدف جویی استراتژیک، بر اقدامات نوآورانه سازمان های کوچک و متوسط بودند. عامل انسجام و هماهنگی بر نوآوری، تأثیر منفی و عامل ایجاد تغییرات، بیش ترین تأثیر را بر پرداختن به نوآوری در بین بنگاه های کوچک و متوسط دارد. خودنوسازی سازمانی در بالاترین سطح، تحت تأثیر عامل فرهنگی ایجاد تغییرات می باشد. به منظور پیشگامی در بین بنگاه های کوچک و متوسط، توسعه فرهنگ تغییرپذیری و بهبود مستمر می تواند مؤثرترین راهکار باشد. سرمایه گذاری بر اقدامات ریسک آمیز جدید به صورت قابل توجهی، متاثر از توسعه فرهنگ توافق در درون سازمان می باشد.
در قرن بیست و یکم تعامل میان رشته های علمی مختلف بر تلاش در جهت بازتعریف رویکردها و مدل های ذهنی متمرکز گردیده است. پیشرفت های بزرگ علم فیزیک و شکل گیری فیزیک کوانتومی ، موجب ارتقاء درک و شناخت انسان در مورد پدیده های آشوبناک و پیچیده شد . رشد نفوذ علمی تئوری کوانتوم چنان بود که اصول و مفاهیم آن، به صورت پارادایمی در سایر رشته های علمی از جمله در علم مدیریت، مورد استفاده قرار گرفت.
هدف این مقاله توضیح دلالت های تئوری کوانتومی در علم مدیریت است. برای این منظور از روش مطالعه مبانی نظری و شیوه هرمنوتیک تفسیری استفاده گردیده است . در این مقاله بر اساس بررسی مبانی نظری؛ مفاهیم ، اصول و قوانین نظریه کوانتومی شناسایی و تفاسیر آن در علم مدیریت تبیین شد.
در این مطالعه نتایج نشان داد پارادایم کوانتومی در مدیریت از قابلیت تحلیلی فوق العاده ای برخوردار است. پارادایم کوانتومی میتواند در درک و بهبود سازمان، رهبری و مدیریت در شرایط بسیار پیچیده مفید واقع شود. ارزش این پارادایم، تبیین زندگی سازمانی در چشم اندازی نوین است، عدم قطعیت ، ابهام وپیچیدگی از خصوصیات اصلی این چشم انداز محسوب می شوند.
افزایش سریع شهرنشینی بدون همراهی رشد و توسعه شاخص های اقتصادی و اجتماعی به عنوان لازمه شهرنشینی پایدار، شهرها را با مشکلات و معضلات بسیاری مواجه کرده است. یکی از این مشکلات حاشیه نشینی است. حاشیه نشینی از نظر بهداشت محیط، بهداشت روان، سلامت اجتماعی، پایداری شهری و ... دارای پیامدهای مخربی بر توسعه پایدار شهری است. حاشیه ها با ویژگی هایی همچون کیفیت پایین زندگی، وضعیت نامساعد مسکن، تراکم بالای جمعیت، خدمات نازل شهری و... و حاشیه نشینان با خصوصیاتی چون سطح پایین سواد، بیکاری، مشاغل نامطمئن و... محیط مساعدی برای رشد و ظهور انواع آسیب های اجتماعی را مانند اعتیاد، دزدی، ولگردی، فروش و مصرف مواد مخدر، فروش و مصرف مشروبات الکلی، فحشا و ... فراهم می کنند که این امر می تواند تهدیدی جدی برای توسعه و سلامت پایدار شهری محسوب شود. این مطالعه به شیوه پیمایشی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و تجربه زیسته پژوهشگران در حاشیه های شهرهای همدان و کرمانشاه به منظور بررسی معضل حاشیه نشینی به عنوان تهدیدی جدی برای توسعه و سلامت پایدار شهری است. حجم نمونه شامل 523 نفر از حاشیه نشینان شهر همدان و 374 نفر از حاشیه نشینان جعفرآباد کرمانشاه است. یافته های تحقیق نشان می دهد که حدود 63 درصد از پاسخگویان یا اصلاً از وضعیت بهداشتی محله خود راضی نبوده اند و یا رضایت اندکی داشته اند، خانوارهای مناطق حاشیه نشین از نظر کمیت مسکن بطور متوسط دارای دو اتاق بوده اند. حدود 43 درصد از آنها وضعیت مالی و اقتصادی خود را از لحاظ شیوع فقر در محله بد و ضعیف ارزیابی نموده اند.
امروزه هر از چندگاهی بشر مدعی می شود جریان های جدیدی را با هدف برقراری عدالت در سطوح گوناگون جامعه شناسایی و طراحی کرده است. یکی از این جریان های جدید که مدعی دفاع از حقوق زنان، به ویژه با ویژگی های غربی آن است، به نام «فمینیسم» (feminism) چهره نشان داده است. این پدیده در کشور ما نیز مدتی است با نام «فمینیسم اسلامی» مطرح شده است. این مقاله بر آن است که با نگاهی انتقادی این پدیده را واکاوی کند، و ضمن نقد و بررسی آن، در چهارچوب مطالعه ای پیمایشی، به تعیین میزان گرایش به این مکتب در میان دانشجویان دختر مؤسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی استان یزد بپردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد که دانشجویان دختر مؤسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی یزد از میان ابعاد چهارگانة فمینیسم اسلامی به بعد «تساوی و تشابه حقوق زن و مرد» گرایش دارند و دیدگاه آنان در خصوص سه بعد دیگر منفی است. هم چنین، از میان شاخص های فرعی فمینیسم اسلامی، شاخص فرعی «مشارکت یک سان زن و مرد در تربیت فرزندان» با رتبة میانگین 74/574 بیش ترین میزان شدت را دارد و شاخص فرعی «مناسب و کافی نبودن فرصت های موجود در جامعه برای زنان» با رتبة میانگین 44/383 کم ترین میزان شدت در میان دانشجویان مذکور است.
در دوران معاصر، می توان سه کلان الگوی خداباوری را دنبال کرد. این سه کلان الگو عبارت اند از ایمان گرایی، قرینه گرایی، عمل گرایی. هر یک از این سه کلان الگو متضمن الگوهایی است. ایمان گروی سه نظریه عمده را شامل می شود که بر اساس آن ها، ایمان در تعارض با استدلال عقلانی، بی ارتباط با استدلال عقلانی یا بی نیاز از استدلال عقلانی است. قرینه گرایی دو نظریه عمده قرینه گرایی برهانی و قرینه گرایی استقرایی (احتمالاتی) را در بر می گیرد. عمل گرایی نیز مشتمل بر دو نظریه عمل گرایی آخرت محور و عمل گرایی دنیا محور است. مراجعه به آرای فیلسوفان مسلمان و باز سازی آن ها به زبان جدید هم سخنی با نظریات معاصر را برای ما ممکن می کند؛ مثلاً با تأمل در اندیشه های ابن سینا می توان به باز سازی دیدگاه او در قالب قرینه گرایی برهانی و با تأمل در اندیشه های ملا صدرا می توان به بازسازی دیدگاه او در قالب ایمان گرایی از نوع سوم اقدام کرد. همچنین توجه به آرای غزالی امکان بازسازی آن ها را در قالب عمل گرایی به ما می دهد. فهم دقیق الگوهای خداباوری در دوران معاصر و تلاش برای بازسازی نظریات فیلسوفان مسلمان این امکان را به ما می دهد که در مواجهه با الحاد و الگوهای مختلف آن نیز به خوبی عمل کنیم.