مفهوم هویت در سال های اخیر، به شدت متأثر از فناوری اطلاعات و ارتباطات بوده است و فضای مجازی، نقشی پررنگ در شکل گیری یا تغییر هویت کاربران، به ویژه جوانان داشته است. هویت، در تاریخ مشترک افراد، اشیا و مکانها ریشه دارد. رویدادهای مهم تاریخی، مانند جنگها، جشنها، مراسم، بازارها، سبک زندگی، زبان (مانند زبان پارسی)، یک کوه مشهور (مانند دماوند)، یک درخت (مانند سرو)، یک رنگ (مانند سرخ یا آبی) و ... مهم ترین ارکان برساخت هویت ملی و قومی است. در فضای مجازی، جغرافیا وجود ندارد و همه این اشیا تعریفی متفاوت می یابند که از بار معنایی و ارزشی خود تهی می شوند. بدین ترتیب، هویت مجازی به شکلی عمیق و جدی از هویت عینی متمایز می شود. پژوهش حاضر، حاصل بررسی رابطه فضای مجازی و هویت دینی و ملی در میان دانشجویان دانشگاه یاسوج است. برای این منظور، با استفاده از روش پیمایشی و فرمول نمونه گیری کوکران، حجم نمونه 340 نفر تعیین و رابطه بین دو متغیر مورد سنجش قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد، دانشجویانی که بیشتر در معرض فضای مجازی قرار دارند نسبت به همتایان خود که کمتر از فضای مجازی استفاده می کنند، از هویت دینی و ملی ضعیف تری برخوردار هستند. به عبارت دیگر، نوعی رابطه معکوس بین فضای مجازی و هویت دینی و ملی دانشجویان وجود دارد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش هوش اخلاقی، فرهنگی و معنوی بر ناسازگاری زناشویی زنان متاهل انجام شد. روش: با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از میان زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان کرمانشاه در سال 91-92تعداد20نفر انتخاب و صورت تصادفی در دو گروه 10 نفره آزمایشی و گواه گمارده شدند. پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. برای گروه آزمایش 10 جلسه درمان هوش محور برگزار شد. ابزار پژوهش مقیاس سازگاری زناشویی دو طرفه اسپانیر(1976) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیر (مانکوا) و نرم افزارspss نسخه 19 انجام شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین دو گروه از نظر سازگاری زناشویی و مولفه های آن (رضامندی دو نفره، توافق دو نفره، همبستگی دو نفره، و ابراز محبت و عواطف در روابط دو نفره) تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به تفاوت معنی دار سازگاری زناشویی در دوگروه، تقویت هوش اخلاقی، معنوی و فرهنگی می تواند در بهبود روابط بین فردی و زناشویی موثرواقع شود. در کل یافته ها لزوم گنجاندن برنامه آموزش هوش اخلاقی، معنوی و فرهنگی به زوجین را متذکر می سازد.
هدف: هدف پژوهش بررسی اثربخشی آموزش شناختی- رفتاری برکاهش اختلال کاستی توجه / بیش فعالی کودکان آنها و افزایش شادکامی مادر و پیرو آن شادکامی پدر. روش: طرح پژوهش نیمه تجربی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه شامل 45 کودک مراجعه کننده به کلینیک امام حسین استان یزد که دارای نشانگان ADHD بودند. نمونه ها به صورت داوطلبانه و با جایگزینی تصادفی (هر گروه 15 نفر) در سه گروه، 1- آزمایشی (دارو درمانی کودک) 2- آزمایشی (دارو درمانی کودک به همراه آموزش به مادر)، و 3- (کنترل) قرار گرفتند. گروه آزمایشی اوّل علاوه بر دارو درمانی کودکان، طی 9 جلسه به مادران آموزش ارایه شد و گروه آزمایشی دوّم، فرزندانشان فقط تحت نظر روانپزشک دارو دریافت کردند و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند و در لیست انتظار کلنیک قرار گرفت. ابزار های مورد استفاده شامل پرسشنامه کانرز فرم والدین، پرسشنامه شادکامی آکسفورد بزرگسالان بود. نمره پرسشنامه کانرز و شادکامی آکسفورد به عنوان پیش آزمون و پس آزمون مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس یک راهه و دو راهه تحلیل شد. یافته ها نشان داد دارو درمانی و آموزش به مادران هر دو موثر است و منجر به کاهش علائم شده است (01/0>P). اما تفاوت بین دارو درمانی و آموزش به مادران نیز معنا دار است (05/0>P) و این نشان می دهد آموزش به مادران به همراه دارو در مانی در کاهش علایم موفق تر است. به علاوه تاثیر آموزش به مادران در افزایش شادکامی آنها معنا دار است (01/0>P) همچنین یافته ها حاکی از آن است افزایش شادکاهی مادران می تواند شادکامی پدران را که در جلسات آموزشی حضور نداشتند به دنبال داشته باشد (05/0>P). نتیجه گیری: در نهایت نتیجه گیری می شود گرچه دارو درمانی برای کاهش علائم و افزایش شادکامی مادران مؤثر است اما با اضافه کردن متغیر آموش به مادر این اثربخشی افزایش می یابد. همچنین نتیجه گیری می شود متغیر شادکامی انتقالی است و به پدر که در جلسات حضور نداشته است نیز منتقل می شود.
موضوع مقاله حاضر بررسی اثر کیفیت نهادی بر سازوکارهای تأثیر گذاری درآمدهای نفتی در تبدیل موهبت به نفرین منابع برای اقتصاد ایران در دوره زمانی 1390-1352 است. مسأله اصلی تحقیق این است که در شرایطی که با نهادهای ناکارا و کژکارکرد رو به رو هستیم، تزریق بی محابای درآمدهای نفتی به اقتصاد از چه کانال هایی و با چه سازوکارهایی باعث تبدیل موهبت حاصل از منابع طبیعی به نفرین منابع طبیعی خواهد شد. این مقاله همچنین نشان می دهد، منابع طبیعی مانند نفت، به طور ذاتی موجب بروز مصیبت در یک کشور نمی شوند، بلکه چهارچوب نهادی حاکم در یک کشور و تعامل بین چهارچوب نهادی و رانت حاصل از منابع نفتی است که تعیین می کند نفت برای یک کشور مصیبت خواهد بود یا موهبت؛ مطالعه حاضر توصیفی تحلیلی بوده و تحلیل یافته ها با بهره گیری از آموزه های نهادگرایان است. براساس یافته های این تحقیق، وفور درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران با زیرساخت ها و نهادهای ناکارا و کژکارکرد به کاهش رشد اقتصادی در بلندمدت و کوتاه مدت و در نهایت، نفرین منابع منجر شده است. بدین صورت که در ایران درآمدهای نفتی ابتدا از طریق سیاست های مالی و بودجه ای دولت خود را نشان می دهد (تأثیر قیمت نفت بر هزینه های دولت) و سپس، از طریق کسری بودجه با بخش پولی اقتصاد ارتباط می یابد (تأثیر زیاد قیمت نفت بر حجم نقدینگی). بنابراین، بی ثباتی درآمدهای نفتی و چسبندگی بودجه دولت به درآمدهای نفتی یکی از کانال های اصلی ایجاد پدیده نفرین منابع در ایران بوده و به تداوم رشد نقدینگی و تورم منجر شده است و مهم ترین تبعات آن نیز عبارت است از: افزایش واردات، کاهش صادرات غیر نفتی، افزایش سهم ارزش افزوده خدمات از تولید ناخالص داخلی، به گونه ای که بخش خدمات (با سهم بالای خدمات دلالی و واسطه گری) بیش از 50 درصد تولید ناخالص داخلی را در ایران به خود اختصاص داده است.
مسأله اثر درآمدهای نفتی بر عملکرد اقتصادی کشورهای صاحب این درآمدها محل بحث بخش قابل توجهی از ادبیات اقتصادی است. از عمده دلایلی که برای عملکرد ضعیف اقتصادی کشورهای غنی مطرح می شود، رخداد «بیماری هلندی» در اقتصاد این کشور هاست. با توجه به این موضوع، مقاله حاضر پس از مرور ادبیات مربوط به بیماری هلندی، در مرحله نخست، رخداد این پدیده را در اقتصاد ایران و پس از آن اثر بروز این بیماری را بر رشد اقتصادی مورد توجه قرار می دهد. برای بررسی رخداد یا عدم رخداد بیماری هلندی، سهم تولید بخش های مختلف قابل مبادله (صنعت و کشاورزی) و غیر قابل مبادله (خدمات و ساختمان) مورد ارزیابی قرار گرفت و برای بررسی اثر رخداد بیماری هلندی بر رشد اقتصادی از مدل های رشد مربوط به این حوزه کمک گرفته شد که به روش حداقل مربعات معمولی، OLS (با تصحیح وایت) برآورد شد. نتایج تحقیق نشان داد که بیماری هلندی در اقتصاد ایران هم زمان با افزایش درآمدهای نفتی، به خصوص برای دهه های 1350 و 1380 بروز کرده و از سویی، وقوع بیماری هلندی اثری منفی بر رشد اقتصادی ایران داشته است.
نگاهی اجمالی به آثار طراحیِ گرافیک تولید شده ی ایران در دهه ی اخیر نشان از گرایش نسل جدید به استفاده از تایپ در طراحی، آن هم به صورت ساخت شکنانه (deconstructive) دارد و از آن جا که به گفته ی محققین، ولفگانگ وینگارت(wolfgang weingart)، در حیطه ی تایپوگرافی از بانیان طراحیِ ساخت شکن محسوب می شود، شناخت دیدگاه ها و روش های او می تواند به ارتقایِ شناخت طراحان جوان ایرانی از اصول و راه کارهای اتخاذ شده و یافتن جایگاه بومی تایپوگرافی و پرهیز از تقلید کورکورانه از غرب یاری رساند. هدف از این پژوهش، شناسایی اندیشه ها و راه کارهای ساخت شکن ولفگانگ وینگارت در حوزه ی تایپوگرافی و استخراج ویژگی های آثار او می باشد. پژوهش حاضر با رویکردی ترکیبی انجام شده است، بدان معنا که به جهت استفاده از شاخص ها، مشاهدات و تحلیل های کاملاً محقق محور، کیفی است و به دلیل استفاده از نتایجِ شبه آماری و ارقامی، مشابه تحقیقاتِ کمی است. هم چنین در به دست آوردن حجم نمونه ها از روش شناسیِ نظریه ی بنیادی methodology) (Grounded theory برای پیش بر د پژوهش استفاده شده است. این روش به جهت تحلیل داده های کیفی نیز استفاده می شود. ابزار تولید داده نیز، پرسش نامه ی محقق محور بوده است. نتیجه ی پژوهش حاکی از این است که ویژگی های مشخص پوسترهای وینگارت عبارتند از حاشیه های پهن و قاب بندی های تصاویر، صفحات ساخته شده با استفاده از عکس برداری ماشینی و چیدمان لایه ای تصاویر بر یکدیگر که مشخصه ی متمایز کننده ی آثار پست مدرن از مدرن می باشد. هم چنین نمودارهای درصد فراوانی نشان می دهند که وینگارت در آثارش بیش تر از حروف بدون سریف، حروف زیرخط دار و نیز حروف منفی استفاده کرده است. بهره گیری از بلوک های زیرنوشتار و نیز فرم های هندسی به خصوص مستطیل از دیگر مواردی هستند که در آثار وینگارت دیده می شوند.
تصویرسازی معاصر ایران برخاسته از تجربیات تصویرگران دهه های گذشته ی ایران، تحت تأثیر شیوه های اروپایی و تلفیق آن با خصوصیات بومی، سنتی و قومی است. با تمام تلاش هایی که در دهه های اخیر در این راستا انجام پذیرفته، کودکان پیش از دبستان (گروه سنی الف) در ایران کمتر از دیگر گروه های سنی(گروه سنی ب، ج و د) مورد توجه نویسندگان و تصویرگران قرار گرفته اند و شاهد عدم توجه به کتاب های این گروه سنی می باشیم. با بررسی های انجام گرفته، آن چه به نام این گروه سنی یافت می شود در دو بخش تجاری(بازاری) و هنری(با کیفیتی نسبتاً مطلوب) وجود دارند، که آمار کتب مصور تجاری (عاری از کیفیات ادبی و بصری) در ایران، بیشتر از کتب مصور هنری می باشد. این مقاله در نظر دارد کیفیات تصویرسازی کتاب های مصور کودکان پیش از دبستان را در ایران بررسی نماید و معیارهایی جهت بررسی این کتاب ها مطرح سازد و با معیارهای ارائه شده، به تجزیه و تحلیل و مطابقت تصاویر کتب این گروه سنی به پردازد. در این میان نیز، عوامل ضعف سنت تصویرگری کتاب های مصور کودکان این گروه سنی آشکار می گردد. بدین جهت، از میان ناشران کتاب های کودک به صورت تصادفی طی پنج سال(90-1385)، تعداد 50 عنوان کتاب انتخاب شد تا با بررسی آن ها از طریق روش های آماری و تحلیل داده ها فرضیات اثبات شود. روش پژوهش در این مقاله به صورت کتابخانه ای و در برخی قسمت ها از روش توصیفی و تحلیل محتوا استفاده شده است.
انسان در طول تاریخ هنر، همواره موجودی است که می سازد و ساخته می شود. شیوه های نگاه به بدن انسان در ادوار مختلف شکل ویژه ای به خود گرفته است. با بررسی تاریخ هنر و آثار هنری می توان دریافت که موضوع بدن انسان به شیوه های متفاوت مطرح شده و مورد توجه هنرمندان واقع می شود. مقایسه و تطبیق آثار هنری یک دوره، خصوصیات نهفته در آثار و تنوع دیدگاه هنرمندان به موضوعی واحد را آشکار می سازد. در عین حال با وجود تنوع در بیان های هنری مختلف، شاهد اشتراکات و شباهت هایی بین آثار هنری نیز می باشیم. مقاله ی حاضر، مقایسه ی تطبیقی مجسمه های پیکرساز دو مجسمه ساز معاصر، ایوان پنی و ران موئک است که با استفاده از موضوع بدن انسان، با نگاهی نو، مفهوم را که دغدغه ی هنر معاصر است، در آثارشان گسترش داده اند. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که دو هنرمند مذکور برای خلق آثار پیکرنگار جدید از چه شیوه ها و شاخصه هایی استفاده کرده اند و تفاوت ها و شباهت های شیوه ی این دو هنرمند چیست؟ در این نوشتار ضمن معرفی این دو هنرمند، شاخصه های مجسمه سازی این هنرمندان بررسی و تفاوت ها و شباهت های شیوه ی کارشان مورد مطالعه و مقایسه واقع شده است و در انتها به نظر می رسد که هر دو هنرمند برای دست یابی به مفهوم مورد نظر خود، با حذف، اضافه و یا تغییر در ویژگی های شناسا برای بیننده، آثارشان را خلق می کنند.
با خروج مستشاران مالی آمریکا به ریاست دکتر میلسپو از ایران، راه برای استخدام متخصصین و مستشاران آلمانی در موسسات مالی و بانکی ایران گشوده شد، دولت ایران برای برقراری روابط مالی و تجاری بیشتر متوجه آلمان شد، در این زمینه هم ایران و هم آلمان به تاسیس یک بانک آلمانی در ایران راغب بودند ولی اینکه باید یک بانک آلمانی مستقل تاسیس شود یا اینکه تنها شعبه ای از یکی از بانکهای آلمانی در ایران تاسیس شود مشخص نبود در داخل اختلافاتی وجود داشت، دولتمردان غیر وابسته ایران تمایل داشتند که آلمانها را ترغیب کنند تا نقش فعال تری در ایران ایفا کنند و آلمان نیز علاقه داشت که نفوذ انگلستان و روسیه در ایران محدود شود. در این مقاله ما چکونگی ورود مستشاران مالی آلمانی به ایران و اقدامات آنها برای تاسیس بانک آلمانی و سرانجام چگونگی تاسیس بانک ملی را مورد بررسی قرار می دهیم.
در 13 مارس 1961 رئیس جمهور آمریکا جان اف. کندی طرح اتحاد برای پیشرفت را به جمهوری های آمریکای لاتین پیشنهاد نمود که برای اجرای این طرح بیست میلیارد دلار در نظر گرفته شد و در نشستی که در پونتادل استه اوروگوئه برگزار شد منشور اتحاد برای پیشرفت به امضای جمهوری های آمریکای لاتین به جز کوبا رسید. کشورهای آمریکای لاتین متعهد شدند که در ازای کمک آمریکا به منظور دستیابی به توسعه از سیاست های آمریکا پیروی کنند و روابط خود را با کوبا، شوروی و کشورهای سوسیالیستی قطع نمایند. کندی قصد داشت تا با کمک به کشورهای فقیر مانع از گرایش آنان به کمونیسم گردد و بتواند ضمن اتحاد کشورهای آمریکای لاتین برای دستیابی به توسعه، به اعتبار خود در آمریکای لاتین بیفزاید. به منظور اجرای این پروژه نهادهای اجرائی گوناگونی به فعالیت پرداختند. این برنامه اگر چه توانست به بهبود نسبی زندگی مردم بیانجامد اما به دلیل ضعف در فرایند اجرا نتوانست اهداف اصلی طرح را تحقق بخشد. این مقاله درصدد است شرایط، فرایند و نتایج این مسئله را مورد ارزیابی قرار دهد.
پیشگویی و اخترشماری در امور نظامی از ویژگی های لشکرکشی ها در طول تاریخ بخصوص در قرون اولیه اسلامی می باشد. هرچند در صدر اسلام این پیشگویی ها جایی در بین تاکتیک های نظامی مسلمانان نداشت، لیکن پس از جذب تمدن های قدیمی بخصوص تمدن ایرانی در تمدن اسلام به تدریج پیشگویی و اخترشماری نیز از مهمترین امور فرماندهان جنگ شد. این پژوهش با تکیه بر منابع تاریخی و با رویکری توصیفی و تحلیلی در پی بازنمایی تاثیر ایرانیان در بکارگیری و رواج اخترشماری در امور نظامی بوده و نشان داده است که همزمان با استقرار دولت عباسیان بر مبانی ایرانی این وجه از تمدن ایرانی در تمدن اسلام بکار گرفته شده است.
در میان سلسله های پادشاهی سرزمین ایران، امپراطوری اشکانی از برجسته ترین دولت ها بشمار می آید؛ چراکه یکی از طولانی ترین و نیرومندترین آنهاست که در تاریک ترین دوران تاریخی به مدت 470 سال دفاع از ایران را برعهده گرفت. حکومت اشکانی (225ق.م تا 226 م) یکی از سلسله های پادشاهی دوران تاریخی ایران است که آثار باستانی قابل توجهی از این دوره در مرزهای کنونی ایران یا خارج از آن شناسایی شده، لیکن درباره دوره اشکانیان، اطلاعات ما در زمینه مسائل تاریخی بسیار اندک و محدود است. مدارکی که ما را در این امر یاری می کند به جزء چند نوشته مختصر بر روی پوست، تعدادی کتیبه و سفال نوشته های نسا، که مربوط به خود اشکانیان است، بقیه را متونی تشکیل می دهد که توسط یونانی ها و رومی ها نگاشته شده است. نگاهی به تاریخ این دوران نشان می دهد که اغلب نواحی ایران بخصوص نواحی شرقی و شمال شرقی آن هیچگاه دست از تلاش و ستیز برنداشتند و مبارزه ای پیگیر و بی امان را دنبال می کردند. نکته ی دیگر در بررسی خصوصیات هنر این دوران، عامل تسلط سیاسی و وجود یک ساتراپ یونانی بمنزله ی نفوذ فرهنگ یونانی است. بنابراین با توجه به آنچه که گفته شد ملاحضه می گردد که بطور ضمنی بوجود یک هنر مشخص پارتی پی می بریم که در میان آن نفوذ و پیوند با هنر هلنی را نمی توان نادیده گرفت. این مقاله به تاریخ و هنر در عصر اشکانی نگاهی کوتاه افکنده و به بررسی علل و چگونگی بنیان سلسله اشکانی، سرانجام، وسعت و هنر این دوران می پردازد. نوشتار حاضر با توجه به ماهیت این موضوع، روشی توصیفی _ تحلیلی را برای پژوهش برگزیده است تا به ارزیابی منطقی درباره ی آنها دست یابد. بنابراین به روش کتابخانه ای و با تأکید بر منابع اصلی پس از توصیف موضوع به تحلیل و تبیین گوشه و کنار آن خواهد پرداخت.
پدیدارشناسی برجسته ترین گرایش فلسفی قرن بیستم و حتی قرن فعلی است. برخی از مدعیات این نحله فلسفی بنای بسیاری از گرایشات پیشین فلسفی که در علوم انسانی آنها را به کار می بردیم ویران نموده است. ولی متاسفانه شاهد آنیم که پژوهشگران علوم انسانی بدون توجه به انتقادات وارده از جانب پدیدارشناسان بزرگی همچون هایدگر به راه غلط پیشین خود گام گذاشته و دستاوردهای ابطال شده قبلی را همچنان بسط و گسترش می دهند. هدف این نوشتار نشان دادن این موضوع است که پدیدارشناسی هایدگر به عنوان منطقی برسازنده می تواند این نقص بنیادین گرایشات سنت فلسفی غرب را بر طرف ساخته و با طرح انتولوژی بنیادین شیوه هستی دازاین در جهان را مورد واکاوی قرار داده و خلا بسیاری از روش شناسی های معمول در علوم انسانی را پر کرده و باعث شود تا این روش شناسی های از مدعیات پیشین خود مبنی بر دست یافتن به حقیقتی جدید دست بردارند و مداقه بیشتری درباره ماهیت هستی انسان داشته باشند.
برخلاف تصور رایج، اختلافات ایران با کمپانی نفت انگلیس و ایران (AIOC) و درپی آن با دولت بریتانیا در خصوص مسئله نفت، به سال های منتهی به ملی شدن نفت و رویدادهای پس از آن بازنمی گردد، بلکه سابقه آن تقریباً به همان آغاز و به مرحله تجاری شدن میدان های نفت ایران مربوط می شود. پژوهش حاضر به بررسی اختلافات مالی دولت ایران با کمپانی نفت انگلیس و ایران قبل از ملی شدن صنعت نفت و راه حل های پیشنهادی طرفین و نتایج آنها می پردازد. فرضیه مقاله حاضر بر این گزاره بنا نهاده شده که شکست مطالبات ایران در خصوص اصلاح ساختار کمپانی نفت انگلیس و ایران و تعدیل چارچوبه امتیاز 1933م برای بهبود واقعی موقعیت دولت ایران در این قرارداد، زمینه عینی و ذهنی را برای ملی شدن صنعت نفت در سال 1329ش فراهم ساخته است.
با وقوع تحولات در برخی کشورهای اسلامی واقع در جغرافیای جهان عرب در سال 2011م و تغییر نظام های سیاسی پیشین آنها که سه ویژگی بارز اقتدارگرایی، اسلام ستیزی و همراهی با غرب و اسرائیل در سیاست های داخلی، منطقه ای و بین المللی را دارا بودند، شاهد انتشار ادبیات تحلیلی متعددی پیرامون این وقایع هستیم که یکی از آنها اعتقاد به «بیداری اسلامی» در «بهار عربی» است. در این نوشتار ضمن مفروض دانستن این ایده در پی پاسخ گویی به این پرسش اصلی برآمده ایم که «خیزش های اسلامی در جهان عرب چه فرصت ها و تهدیدهای منطقه ای را برای گرایش اسلام خواهی با قرائت «شیعی امت گرای» جمهوری اسلامی ایران به ارمغان خواهد آورد؟» در پاسخ نیز فرضیه مقاله، ارزیابی این فرصت ها و تهدیدها را به تبیین و اتخاذ «الگوی رفتاری» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وابسته دانسته و سه مؤلفه «بی طرفی فعال»، «اعتمادسازی» و «منطقه گرایی گفتمانی» را از اصول تشکیل دهنده این الگوی رفتاری بر شمرده است.
ده سال از مداخله نظامی امریکا در افغانستان که هدف از آن مبارزه با تروریسم اعلام شده بود، می گذرد. طی این مدت نه تنها تروریسم ریشه کن نشده، بلکه فزونی یافته است. در حالی که امریکا هدف از مداخله نظامی خود در افغانستان را مبارزه با تروریسم می داند، برخی از آن به عنوان ابزار استراتژی کلان امریکا برای سیطره بر جهان یاد می کنند. این پژوهش در پاسخ به این پرسش که دلیل اصلی مداخله نظامی امریکا در افغانستان چیست و افغانستان چه مزیتی دارد که ایالات متحده هزینه های زیادی را در آن صرف کرده است؟ این فرضیه را مطرح ساخته و به بررسی آن پرداخته است که «دلیل اصلی مداخله نظامی امریکا در افغانستان، ناشی از منافع مجتمع صنعتی– نظامی ایالات متحده در ایجاد بحران و نظامی گری است».
بدون تردید مقوله «خوشبختی و سعادت»، از مسائل بنیادین و پرسش های دیرینه و پایدار بشر به شمار می آید که بسیاری از مکاتب دینی و فکری نیز آن را مد نظر داشته اند. بررسی متون دینی و سخنان پیشوایان دین در رابطه با سعادت بشر و شناخت بهتر این مفهوم از دیدگاه آنان می تواند بر نحوه زندگی فردی انسان و حتی جهت گیری ها و سیاست گذاری های کلان جامعه تأثیر گذارد. این پژوهش بر آن است تا با تمرکز بر موارد به کارگیری ریشه «سعد» در نهج البلاغه امیرالمؤمنین، به دریافت منظور امام علی (ع) از «سعادت» بپردازد. در این مقاله با توجه به کاربرد ریشه «سعد»، به دسته بندی موارد کاربرد این ریشه، و نیز گیرنده سعادت، اعطاکننده آن، ماهیت آن، سعادت دنیوی و اخروی و رابطه امور اخلاقی، دینی و معرفتی با سعادت پرداخته شده و برخی از الزامات و پیامدهای آن برای سیاست بیان گردیده است.