در این مقاله با مروری کلی بر مفهوم احیا و احیا گری، دستاورد امام در این خصوص در دو سطح خارجی و داخلی بررسی می شود. به طور خاص، در سطح خارجی به احیای خدا در ساحت خرد ورزی و احیای معنویت در ساحت روابط اجتماعی و در سطح داخلی به بازگشت روح واقعی دین و احیای همراه با نو آوری وجوه سیاسی دین در قالب رهبری انقلاب اسلامی، نظریه پردازی آن و تشکیل نظام جمهوری اسلامی با ارائه فلسفه سیاسی جدید «جمهوری اسلامی» به عنوان تعریفی جدید از مشروعیت و مفاهیم مرتبط حقوق انسانی در ساحت های مختلف آن اشاره خواهد شد. وجه مقبولیت مشروعیت یا قانونی بودن یک نظام مستقر، عدم تحمیل رای به مردم و شرعیت نظارت آن ها بر حکام از جمله حقوق مورد اشاره در این مقاله است و در نهایت، به نقش زمان و مکان در روش اجتهادی امام و مفروضات و دلالت های آن با استناد به آرای ایشان و تفاسیر صاحب نظران به عنوان زمینه دیگر احیا اشاره خواهد شد.
حرمت استظلال از مسلمات و ضروریات فقه شیعه است که پیش از حضرت امام مورد فتوای صریح فقها قرار نگرفته است. بنابراین می توان آن را از متفردات امام راحل محسوب کرد. پس از حضرت امام اکثر مراجع عظام این مطلب را پذیرفته و بدان فتوا داده اند. نویسنده نیز با توجه به مهم بودن مسأله آن را مورد بحث قرار داده و روایات وارده در این زمینه را مورد بررسی قرار داده است. به طور کلی، این روایات به چهار دسته تقسیم می شود: الف) روایاتی که در آنها «استتار عن الشمس» مورد نهی واقع شده است. ب) روایاتی که در آنها از کلمه اضحاء استفاده شده است. ج) روایاتی که بر حرمت تظلیل و استظلال دلالت دارند، یعنی روایاتی که در آنها از عنوان تظلیل و استظلال و مشتقاتش استفاده شده است.
د) روایاتی که بر حرمت استظلال به آنها تمسک شده، یعنی روایاتی که در آنها از نشستن در قبه و کنیسه نهی شده است.
همچنین، نویسنده به بیان معنای مختلف واژه استظلال از فرهنگهای مختلف پرداخته و در پایان نتیجه گرفته است که این روایات هیچ دلالتی بر زیر چتر رفتن در شب ندارند و لذا می توان در این مورد به سهولت حکم به برائت کرد.
یکی از مسائلی که در علم «کلام» و «علوم قرآنی» مشترکا مورد بحث قرار میگیرد، «اعجاز قرآن کریم» است. اصل مسئله اعجاز قرآن، امری مسلّم و غیرقابل تردید بوده، اما آنچه مهم است بررسی وجه اعجاز آن است که بسیار جای بحث و تضارب آرا دارد. امام خمینی درباره اعجاز قرآن، نظری بدیع و خاص و رویکردی منحصر به فرد و متفاوت با دیگران دارد.
پیروزی معجزه آسای انقلاب اسلامی که مهمترین واقعه قرن بیستم در ایران است، بدون رهبری پیامبرگونه امام خمینی، در شروع و استمرار انقلاب، امکان پذیر نبود. مشروعیت رهبری ایشان از عوامل و عناصر چندی نشأت می گیرد که مرجعیت از مهمترین آنهاست.
این مقاله بدون اینکه نقش سایر عوامل ــ از جمله شخصیت فردی، شجاعت انقلابی، نفوذناپذیری و قاطعیت امام خمینی ــ را نفی کند، در پی بررسی نقش مرجعیت در رهبری سیاسی ایشان است. این امر مستلزم بررسی مفهوم مرجعیت و جایگاه آن در کلام شیعه است که ابتدا مختصری به آن پرداخته شده است. سپس با بررسی کارکردهای مرجعیت، نقش این مقوله در قیام انقلابی امام خمینی و فراگیر شدن انقلاب و تبعیت مردم ایران از ایشان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
نگارنده در این مقاله ابتدا مفهوم دولت اخلاقی را بیان کرده و به دلیل مناقشه آمیز بودن این مفهوم و اختلافات فزاینده ای که در معنا و کاربرد آن وجود دارد، ضمن بررسی رویکردهای مختلف در باب دولت اخلاقی به بازخوانی اندیشه سیاسی امام در این نوشتار پرداخته است.
در ادامه، دیرینه شناسی رویکردهای مختلف در دولت اخلاقی را در آثار و نوشته های پیشینیان حتی پیش از یونان باستان تا به امروز بررسی نموده است.
در پایان مقاله، دولت اخلاقی را با توجه به اندیشه سیاسی امام خمینی(س) بررسی و نتیجه گیری کرده است.
برای درک بهتر احیای تفکر دین از نظر حضرت امام خمینی(ره) باید تلاشهائی را مد نظر قرار داد تا تفکر و نقش حضرت امام (ره) را در احیای تفکرات دینیةهم از جنبه تاریخی و هم به لحاظ اهمیت آن در رویارویی با جریانات استعماری و استکباری مورد بررسی قرار دهیم. برخورد با تفکر دینی در طول تاریخ اسلام عملاً یک روز از رحلت پیامبر بزرگوار اسلام نگذشته بود که امامت و ولایت از مسیر""من کنت مولا""،خارج و در مسیر سقیفه بنی ساعده قرار گرفت و بستر تاریخ را آماده ضدیت با تفکر شیعه قرار داد، که بعد از حکومت علی(ع) نزدیک به هفت قرن اسلام ناب محمدی (تشیع) در کاخهای بنی امیه و بنی عباس محصور شد ولی تفکر دینی تشیع متوفق نگردید، و شخصیت هایی چون خواجه نصیرالدین طوسی در حکومت مغول نفوذ کرده که اوج ترقی و عظمت اسلام یعنی تشیع گردیدند تا جایی که آخرین بازمانده مغول(ابو سعید) از مبلغین و پیروان این تفکر گردید.