ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۵٬۷۸۱ تا ۵۵٬۸۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۵۵۷۸۱.

طراحی چارچوب مفهومی برای مؤلفه های نرم تحول دیجیتال با استفاده از تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۰ تعداد دانلود : ۳۷۷
زمینه و هدف: امروزه تحول دیجیتال، ماهیت کار، مرزهای سازمانی و مسئولیت های کارکنان سازمان ها را تغییر داده است. تحول دیجیتال، پاسخ مناسبی برای دنیای سراسر تغییر، ابهام و نامطمئن است، از این رو، برای سازمان ها ضروری است تا به منظور باقی ماندن در میدان رقابت، به تحول دیجیتال مجهز شوند. تحول دیجیتال فقط به فناوری های دیجیتال نوین مربوط نمی شود و بیشتر به انسان وابسته است که در اصطلاح به آن، بخش نرم تحول دیجیتال گفته می شود. مدیران باید با مؤلفه های نرم تحول دیجیتال که لازمه پیاده سازی تحول شگرف دیجیتال است، آشنا شوند و آن ها را در سازمان های خود به کار گیرند. با توجه به آنچه بیان شد، هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های نرم تحول دیجیتال و طراحی چارچوب مفهومی برای تبیین آن هاست. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی است و با استفاده از روش تحلیل مضمون، اجرا شده است. منابع اطلاعاتی پژوهش را مقاله های پایگاه های داده و مجله های معتبر بین المللی در این حوزه تشکیل داده است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 43 نمونه مرتبط با موضوع پژوهش انتخاب شده است. یافته ها: طی فرایند تحلیل، تفسیر و ترکیب یافته ها، چارچوب مفهومی حاصل از مؤلفه های نرم تحول دیجیتال ترسیم شد که متشکل است از: مضمون فراگیر فرهنگ، مشتمل بر 12 مضمون سازمان دهنده و 50 مضمون پایه؛ مضمون فراگیر مهارت ها، مشتمل بر 4 مضمون سازمان دهنده و 31 مضمون پایه؛ مضمون فراگیر مدیر سازمان، مشتمل بر 3 مضمون سازمان دهنده و 24 مضمون پایه؛ مضمون فراگیر رهبری دیجیتال، مشتمل بر 2 مضمون سازمان دهنده و 12 مضمون پایه. نتیجه گیری: مؤلفه های نرم تحول دیجیتال شناسایی شده، نشان می دهد که سازمان برای موفقیت در تحول دیجیتال، بر مدیر سازمان، به عنوان کسی که کشتی سازمان را هدایت می کند، متکی است. همچنین رهبر دیجیتال است که اشتیاق تحول دیجیتال را در افراد ایجاد می کند و پیش گام و محرک این تحول در سازمان می شود و با ایجاد فرهنگ مناسب، مسیر را برای تحول دیجیتال هموار می کند. همه آنچه بیان شد، در کنار افراد و مهارت های آنان به ثمر می نشیند، بنابراین سازمانی که به همه این مؤلفه های نرم مجهز شود، می تواند مدعی موفقیت در عرصه تحول دیجیتال باشد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کیفی بوده و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. منابع اطلاعاتی پژوهش را مقالات پایگاه های داده و مجلات معتبر بین المللی در این حوزه تشکیل داده که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 43 نمونه مرتبط با موضوع مورد مطالعه انتخاب شده است. یافته ها: طی فرآیند تحلیل، تفسیر و ترکیب یافته ها، چهارچوب مفهومی حاصل از مولفه های نرم تحول دیجیتال شامل مضمون فراگیر فرهنگ دارای 12 مضمون سازمان دهنده و 50 مضمون پایه؛ مضمون فراگیر مهارت ها دارای 4 مضمون سازمان دهنده و 31 مضمون پایه؛ همچنین مضمون فراگیر مدیر سازمان دارای 3 مضمون سازمان دهنده و 24 مضمون پایه و در نهایت مضمون فراگیر رهبری دیجیتال دارای 2 مضمون سازمان دهنده و 12 مضمون پایه، ترسیم شد. نتیجه گیری: مولفه های نرم تحول دیجیتال شناسایی شده، بیانگر این هستند که سازمان برای موفقیت در تحول دیجیتال بر مدیرسازمان به عنوان کسی که کشتی سازمان را هدایت می کند، متکی است، همچنین رهبر دیجیتال است که اشتیاق تحول دیجیتال را در افراد ایجاد کرده و پیشگام و محرک این تحول در سازمان می گردد و با ایجاد فرهنگ مناسب، مسیر را برای تحول دیجیتال هموار می سازد. همه موارد مذکور در کنار افراد و مهارت های آن ها به ثمر می نشیند؛ بنابراین، سازمانی که به همه این مولفه های نرم مجهز باشد می تواند مدعی موفقیت در عرصه تحول دیجیتال باشد.
۵۵۷۸۲.

مدل شایستگی های نیروی انسانی در مراقبت بهداشتی 4.0(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۵۷
زمینه و هدف: بروز صنعت نسل ۴ در دنیا و به ویژه در بخش مراقبت های بهداشتی، تحولات زیادی ایجاد کرده است. برای اجرای صحیح این تحول، نیروی انسانی باید شایستگی های لازم را داشته باشد. اهمیت این موضوع در بخش مراقبت های بهداشتی، به دلیل تعاملات انسانی، بیشتر است. پژوهش های قبلی به این بحث در حوزه مراقبت های بهداشتی توجه زیادی نکرده و مدلی از این شایستگی ها در بخش مراقبت های بهداشتی ارائه نداده اند. شناسایی این شایستگی ها و ارائه مدل روابط بین آن ها، لازمه تحول در بخش مراقبت های بهداشتی کشور است. پژوهش حاضر، به منظور پوشش این خلأ پژوهشی اجرا شده است. روش: این پژوهش طی دو مرحله اجرا شده است. در مرحله نخست، به منظور شناسایی شایستگی ها، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان استفاده شده است. شیوه نمونه گیری در این مرحله، قضاوتی و گلوله برفی و حجم نمونه ۱۵ نفر بوده است. برای تحلیل مصاحبه ها، از تحلیل تماتیک استفاده شده است. در مرحله دوم، به منظور ارائه مدل، از روش مدل سازی ساختاری تفسیری فراگیر فازی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده های مرحله دوم، پرسش نامه محقق ساخته، شیوه نمونه گیری، قضاوتی و گلوله برفی و حجم نمونه ۱۰ نفر بوده است. یافته ها: بر اساس نتایج، ۳۰ شایستگی شناسایی شد که در قالب ۷ دسته کلی قرار گرفت. از میان شایستگی ها، شایستگی های «توان ادراکی عالی» و «امکان بهره گیری از حواس چندگانه» در مقاله های بررسی شده مشاهده نشد. مدل ساختاری تفسیری نشان داد که ویژگی های شخصیتی، مهم ترین و بنیادی ترین شایستگی است و پس از آن، شایستگی های مهارت تحلیلی، مهارت تحلیلی و مهارت فناورانه مهم ترند. نتیجه گیری: از آنجا که شخصیت افراد در دوران کودکی شکل می گیرد، لازم است فرایندهای جذب بر اساس شایستگی های موجود، به ویژه شایستگی های شخصیتی بازنگری شود. یکی از ابزارهای مهم هر سازمان، ظرفیت سیستم های آموزش ضمن خدمت است که از آن برای تقویت سایر شایستگی ها بهره می برد. در اغلب سازمان ها اثربخشی این آموزش ها کم شده است. بازنگری سیستم آموزش کارکنان، بر فرایند ایجاد انگیزه، آموزش گروهی و پیگیری های مستمر مبتنی است.
۵۵۷۸۳.

بازنمایی عوامل مؤثر در شکل گیری رفتارهای غیراخلاقی به نفع سازمان در بستر دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۲۷۴
زمینه و هدف: رفتارهای غیراخلاقی به نفع سازمان، مجموعه اقدام هایی توصیف می شود که با زیر پا گذاشتن ارزش های اجتماعی، اخلاقی، قوانین یا استانداردهای رفتاری، در راستای منافع سازمان یا اعضای آن انجام می شود. بی شک در پشت هر رفتار غیراخلاقی به نفع سازمان، انگیزه یا انگیزه هایی نهفته است که باعث می شود چنین رفتاری در جهت منافع سازمان یا اعضای آن بروز کند؛ از این رو هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر در شکل گیری رفتارهای غیراخلاقی به نفع سازمان در بستر دانشگاهی است. روش: برای نیل به این مقصود، پژوهشگران از رویکرد آمیخته متوالی اکتشافی بهره بردند؛ بدین صورت که در مرحله کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۲ نفر از خبرگان، عوامل مؤثر بر شکل گیری رفتارهای غیراخلاقی به نفع سازمان به روش تحلیل کلایزی احصا شد. در مرحله کمّی، برای اعتبارسنجی عوامل احصاشده، از روش دلفی کلاسیک استفاده شد؛ بدین صورت که پرسش نامه ای بر اساس عوامل احصاشده در مرحله کیفی، طراحی شد و در اختیار ۱۲ نفر خبره قرار گرفت تا میزان اجماع آن ها در خصوص عوامل احصاشده به دست آید. داده های مرحله کمّی با استفاده از روش های آماری ضریب هماهنگی کندال و اندازه های گرایش به مرکز و دور از مرکز تحلیل شدند. یافته ها: یافته های حاصل از دو مرحله کیفی و کمّی نشان داد که خبرگان، روی هشت عامل مهمِ شکل گیری رفتارهای غیراخلاقی به نفع سازمان در بستر دانشگاهی به اجماع رسیدند. این هشت عامل عبارت اند از: فرهنگ سازمانی؛ ساختار سازمانی؛ رویکرد مدیریتی؛ عدم استقلال دانشگاهی؛ بده بستان های سیاسی و حزبی؛ ضعف قانونی؛ منفعت طلبی شخصی؛ محدودیت فکری. نتیجه گیری: نتیجه کلی این پژوهش نشان داد که در مقایسه با بستر سازمان های دولتی و غیردولتی، عوامل فردی و سازمانی و محیطی در شکل گیری رفتارهای غیراخلاقی به نفع سازمان در بستر دانشگاهی نقش مؤثری دارند؛ از این رو به منظور دانش افزایی، می بایست برگزاری این کارگاه ها مدنظر مدیران عالی در دانشگاه ها قرار گیرد: ارتقای آگاهی افراد سازمان در خصوص رفتارهای غیراخلاقی به نفع سازمان در بستر دانشگاهی؛ تقویت فرهنگ شفافیت در زمینه عواقب انجام رفتارهای غیراخلاقی به نفع سازمان در بستر دانشگاهی؛ مشخص کردن دقیق رفتارهای غیراخلاقی به نفع سازمان در آیین نامه ها و قوانین داخلی دانشگاه.
۵۵۷۸۴.

تبیین فلسفی نسبت میان حیا و حجاب و دلالت های تربیتی آن در تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۳۹۰
هدف پژوهش حاضر، تبیین فلسفی نسبت میان حیا و حجاب در تربیت اسلامی و ارائه دلالت های تربیتی این رابطه است. پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش توصیفی−تحلیلی انجام شد. ابتدا به شیوه توصیفی به بررسی مفهوم و جایگاه حیا و حجاب در متون تربیت اسلامی با بهره گیری از آیات قرآن، احادیث و روایات مبادرت شد. سپس تحلیل ها در ارتباط با نسبت میان حیا و حجاب به عمل آمد. نتایج نشان داد حیا در مقایسه با حجاب امری فطری، درونی و زیربنایی است. نسبت میان حیا و حجاب به شیوه ای نمادین اینگونه است که حجاب لباس حیا بوده و امری بیرونی و روبنایی است. هر چند حفظ آن در جامعه اسلامی ارزش محسوب شده و واجب است. لذا بیدارساختن و زنده نگاه داشتن فطرت حیا مقدم بر توصیه صرف به حجاب است. نتیجه آنکه از منظر تربیت اسلامی، دستور مستقیم به رعایت حجاب بدون پرورش بعد فطری حیا که از دوران کودکی صورت می گیرد، نوعی شتابزدگی در تربیت به حساب می آید. براین اساس، پیشنهاد می شود در برنامه ها و اقدامات تربیتی، توصیه به رعایت حجاب همراه با بیدار ساختن امر فطری حیا صورت گیرد و بدون پرورش فطرت حیا و بدون ملاحظه نقش مقدمه ای حیا، اقدامات در خصوص توصیه به رعایت حجاب مؤثر نخواهد بود.
۵۵۷۸۵.

تبیین چارچوب نظری تربیت اعتقادی از رهیافت انسان شناسی فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۳۶۲
تربیت اعتقادی به عنوان مهم ترین بخش تربیت دینی، بر مبانی مختلفی استوار است که تبیین کننده فرایند عملی آن خواهد بود. عدم انتخاب و تبیین صحیح مبانی نظری از رهیافت انسان شناسی ناقص، آسیب هایی از جمله یکسونگری و غالب شدن فرهنگ آموزشگری صرف را در تربیت اعتقادی به دنبال دارد. پژوهش حاضر درصدد است با تبیین چارچوب نظری تربیت اعتقادی از رهیافت انسان شناسی دینی، مبانی این ساحت تربیتی و مدلول های آن را ذیل فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاه علامه مصباح یزدی استنتاج نماید. رویکرد پژوهش، نظری است و با روش تحلیلی استنتاجی اقدام به توصیف، تحلیل و درنهایت استنتاج می نماید. مبانی به دست آمده به عنوان یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که استقلال ابعاد سه گانه نفس−بینش، گرایش و توانش− در مقام نظر است و در مقام عمل، نباید جدای از هم در نظر گرفته شود؛ عمل تربیتی حاصل درهم آمیختگی همه ابعاد است و در تربیت انسان نقش مؤثر دارند. در این میان، بعد گرایشی، پل ارتباطی بین بعدشناختی و بعد رفتاری است و غفلت و کم توجهی به این بعد در تربیت اعتقادی موجب یک سونگری وتنزل به آموزش گری صرف و درنهایت عدم دستیابی به هدف غایی تربیت اعتقادی یعنی ایمان می شود. ازاین رو، مقصد تربیت اعتقادی، ایجاد رفتارهای ارادی هماهنگ با آموزه های اعتقادی خواهد بود.
۵۵۷۸۶.

تبیین اصول تربیت فلسفی براساس تلقی علامه طباطبایی از فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۹ تعداد دانلود : ۳۹۹
تربیتِ فلسفی از ساحت های مهم تربیت در دنیای معاصر می باشد؛ لکن از ظرفیت فلسفه اسلامی و آراء فیلسوفان مسلمان دراین عرصه تربیتی کمتر استفاده شده است و عموماً متأثر از فلسفه های غربی، اصول و روش هایی برای تربیت فلسفی نسل جوان و نوجوان تجویز می شود. تلقی علامه طباطبایی از فلسفه در میان فلاسفه مسلمان واجد ظرائف و ویژگی های بدیعی است که در مجموع از ظرفیت خوبی برای تبیین اصول تربیت فلسفی برخوردار است. چیستی ویژگی های فلسفه از نگاه علامه و در پی آن تبیین اهم اصول تربیت فلسفی مبتنی بر آن، دو سؤال اساسی این پژوهش را تشکیل می دهد. برای تبیین تلقی علامه از فلسفه از روش تحلیل مفهوم استفاده شده و برای به دست آوردن اصول تربیت فلسفی مبتنی بر آن از روش استنتاجی بهره گرفته شده است، ده اصل تربیتِ فلسفی منتج از این پژوهش شامل: حرکت به سمت تفاهم فکری با دیگران، حقیقت جویی و سنجش حقیقت و پندار، کلی نگری، علت شناسی، خداشناسی، انسجام گرایی توحیدی، طرد روش های غیریقینی در فلسفه ورزی، حضور وجودشناسانه فلسفه در علوم، فلسفه ورزی در اعتقادات و تطهیر نفس می باشد.
۵۵۷۸۷.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های شایستگی حرفه ای معلمان و ارائه مدل مفهومی در تراز جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵۶ تعداد دانلود : ۵۶۹
شایستگی سازه ای است که همچون چتر بر تمام موفقیت ها و عملکردهای عالی معلم سایه می اندازد. هدف از این مطالعه، شناسایی ابعاد و مؤلفه های شایستگی حرفه ای معلمان و ارائه مدل مفهومی در تراز جمهوری اسلامی ایران است.با روش پژوهش داده بنیاد انجام شده است .جامعه آماری این پژوهش شامل متخصصان علوم تربیتی و کلیه اسناد تحولی و بود . تعداد 11نفر به عنوان نمونه پژوهش بر اساس دو عامل تخصص و تجربه، از استادان دانشگاه تا رسیدن دادها به اشباع نظری از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند ؛ ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته و بحث گروه کانونی و اسناد مرتبط با موضوع بود . پس از پیاده سازی مصاحبه ها، تحلیل داده های اولیه از طریق تحلیل محتوای استقرایی با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با بهره گیری از نرم افزار مکس کیو دا انجام شد. روایی آن با روش سه سویه نگری منابع داده ها تأیید شد و پایایی آن با روش توافق بین دو کدگذار 03/86 درصد به دست آمد که بیانگر همخوانی بالا و پایایی مناسب است. یافته پژوهش موجود در4 بعد و 19 مؤلفه و 96 خرده مؤلفه شناسایی شد که این ابعاد شامل دانش حرفه ای، عمل حرفه ای، تعهد حرفه ای و توسعه هویت حرفه ای است، شایستگی حرفه ای بر اساس اخلاق حرفه ای، پایبندی به ارزش های دینی و صلاحیت حرفه ای تبیین شده است. در شیوه های جدید تربیتِ معلم توصیه می شود.
۵۵۷۸۸.

تحلیل نظریه محمود ایوب با عنوان رنج رهایی بخش در اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)

تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۲۹۲
این مقاله با روش تحلیلی به نظریه محمود ایوب با عنوان رنج رهایی بخش در اسلام می پردازد. وی در این نظریه، از آموزه رنج رهایی بخش در مسیحیت الهام گرفته است که در آن مصائب و رنج های عیسی مسیح× به عنوان فدیه ای برای نجات بشر و رهایی ایشان از بردگی گناه معرفی می شود. ایوب با درنظرگرفتن اینکه رنج ها و شهادت امام حسین× در کربلا سبب اعطای حق شفاعت از جانب خداوند به ایشان، در مقیاسی بسیار وسیع گردید؛ به طوری که بشریت را با آن مورد شفاعت قرار می دهند و از آتش عذاب نجات خواهند داد، به ارائه الگویی برای رهایی بخشی و نجات بر اساس آموزه های اسلام و کلام تشیع امامی پرداخت. در این مقاله، الگوی ایوب هم از جهت اصطلاحات کلامی و هم تطابق با آموزه های بنیادین کلام تشیع امامی مورد بررسی انتقادی قرار می گیرد و در انتها تلاش می شود تا دفاعیه ای نیز از این نقدها ارائه شود. درنهایت این مقاله با امکان سنجی و ظرفیت سنجی مفهوم رهایی بخشی در کلام شیعه، در تلاش است تا مسیر دیگر پژوهش ها را برای بررسی سازگاری کامل آن با مبانی کلامی تشیع امامی هموار سازد.
۵۵۷۸۹.

تفکر؛ ساحت پرسش گری، رهایی و انکشاف (بررسی دیدگاه هیدگر درباره تفکر وجودی)(مقاله پژوهشی حوزه)

تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۵۴
بسیاری از فیلسوفان معاصر از آثار هیدگر در اندیشه خویش بهره برده اند؛ بنابراین بررسی اندیشه هیدگر و تعیین چارچوب تفکر وی راهگشای این تأثیرپذیری ها خواهد بود. چنانکه مرز میان تفکر محاسبه ای و تفکر انکشافی نشان گر این تفاوت خواهد بود. در این مقاله با روش تحلیلی، به بررسی آثار هیدگر پرداخته ایم که وی میان فلسفه ای که وجوداندیش است و فلسفه ای که به موجوداندیشی دچار شده و از وجوداندیشی غفلت ورزیده است، تمایز قائل می شود. سپس چنین تبیین کرده ایم که وی انسان را در ساحتی می بیند که با فراخوانده شدن از سوی وجود، پرسش گری می کند. پس هیدگر خود را در راه می بیند و در انتظار ندای وجود است. درنتیجه چنانکه نشان داده شده است، هیدگر اعتقاد به نوع دیگری از تفکر دارد؛ یعنی تفکری که با نوعی رهایی به دست آمده و انسان در پرتو آن در مسیرهای ناهموار اندیشیدن، به حقیقت که نوعی انکشاف و فتوح است، رسیده و با زبان شاعرانه همان را که یافته است، بیان می دارد. از این منظر، وجود با تفکر معنوی نسبت برقرار می کند و در زبان، یعنی خانه وجود سکنا می گزیند. هیدگر خود نیز بارقه ای از حقیقت را شهود کرده است.
۵۵۷۹۰.

پیشینه و اهمّیّت دانش اصول فقه به همراه معرّفی نرم افزار «جامع اصول فقه - نسخه 3»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۳۱
با توجّه به برگزاری آیین رونمایی نرم افزار «جامع اصول فقه - نسخه3» در مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی و انعکاس آن در این شماره از فصلنامه ره آورد نور، ضروری می نمود تا نوشتاری را به معرّفی تفصیلی این محصول اختصاص دهیم. ازاین رو، نگارنده با استفاده از بخش «درباره برنامه» این نرم افزار، متن حاضر را تنظیم و تدوین نموده است که امید است مورد استفاده علاقه مندان و پژوهشگران اصول فقه قرار گیرد.مقاله پیش رو، مشتمل است بر پیشینه و اهمّیّت دانش اصول فقه و معرّفی محتوای علمی و قابلیت های تحقیقاتی نسخه سوم نرم افزار «جامع اصول فقه».
۵۵۷۹۱.

تأثیر ژئومورفولوژی مخروط افکنه بر تغییرات فیزیکی و شیمیایی نهشته های سطح مخروط افکنه جنوب شرق گنبد نمکی شاه غیب لارستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۹۷
مخروط افکنه ها مکان های ایده آلی برای بررسی تأثیر فرآیندهای ژئومورفیک و شکل زمین بر ویژگی های خاک هستند. این پژوهش، به منظور بررسی فرم ها و فرایندهای ژئومورفولوژی سطح مخروط افکنه بر ویژگی های فیزیکی و شیمیایی نهشته های سطح مخروط افکنه جنوب شرق گنبد نمکی شاه غیب انجام شده است. مخروط افکنه مذکور از سه سطح خیلی قدیمی، قدیمی و جدید تشکیل شده است. تعداد 72 نمونه نهشته به طور هدفمند در میاناب ها و کانال های منطقه موردمطالعه برداشت شد. پارامترهای فسفر، پتاسیم، سدیم قابل جذب، کربنات کلسیم، رطوبت اشباع خاک، ظرفیت نگهداری آب در خاک، بافت خاک و کربن آلی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد در سطوح خیلی قدیمی و قدیمی مخروط افکنه، سدیم، پتاسیم، EC، آهک، فسفر، نگهداشت آب در خاک، سیلت و رس در میاناب ها بیش تر از کانال ها است. در کانال ها، مواد آلی، pH خاک، رطوبت اشباع خاک و شن بیش تر می باشد. همچنین مقدار عناصر سدیم، پتاسیم و EC در سطح جدید نسبت به سطح خیلی قدیمی و قدیمی بیش تر می باشد. مقادیر pH، فسفر و رطوبت اشباع در سطح قدیمی نسبت به سطح جدید و خیلی قدیمی بیش تر است. مقدار عناصر آهک، نگهداشت آب در خاک و سیلت در سطح خیلی قدیمی بیش ترین مقدار را دارند. ضریب همبستگی بین عناصر اندازه گیری شده نهشته ها نشان داد که بین مقدار رس و پارامترهای سدیم، هدایت الکتریکی، کربنات کلسیم و پتاسیم رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. به طورکلی نتایج نشان می دهد که فرایندهای ژئومورفولوژی مانند برش در کانال ها و هوازدگی در سطح میاناب ها بر مقادیر پارامترهای فیزیکوشیمیایی نهشته های سطح مخروط افکنه منطقه موردمطالعه مؤثر می باشد.
۵۵۷۹۲.

پهنه بندی زمانی و مکانی خطر سیل خیزی در حوضه آبریز کَرگانرود با استفاده از مدل AWBM و روش Fuzzy-ANP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۵۶
ارزیابی پتانسیل سیل خیزی حوضه های آبریز مختلف از اقدامات مهم در زمینه کاهش خسارت های ناشی از سیل بشمار می رود. حوضه آبریز کرگان رود به عنوان یکی از حوضه های سیل خیز استان گیلان، در سال های اخیر همواره خسارت های فراوانی را به ساکنین منطقه تحمیل کرده است. از همین رو تحقیق جاری به دلیل خلاء مطالعاتی در این حوضه، اقدام به پهنه بندی خطر وقوع سیل نموده و به همین منظور از مدل AWBM و روش Fuzzy-ANP استفاده شده است که مقادیر به دست آمده از مدل سازی AWBM، روند رواناب را از لحاظ زمانی در سال های 2011، 2014، 2017 و اواخر 2018 صعودی برآورد نموده و با سیل های سال 90، 93، 96 و 97 برابری می کند. در پهنه بندی مکانی خطر وقوع سیل از 10 فاکتور موثر شامل: بارش، دما، فاصله از رودخانه، شیب، جهت شیب، ارتفاع، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، زمین شناسی و خاک استفاده شد. در تحلیل نتایج بیش ترین خطر سیل خیزی در نواحی جنوبی و خروجی حوضه به دریای خزر برآورد شده که سکونت در حریم رودخانه، عدم توجه به آبخیزداری، تخریب جنگل و مراتع و تغییر کاربری اراضی از جمله مهم ترین عوامل موثر در این مسئله به شمار می آیند. در مجموع 90/3 درصد از مساحت حوضه دارای بیش ترین خطر وقوع سیل از نظر مکانی محاسبه شده است.
۵۵۷۹۳.

تحلیل رویکرد ارزیابی سریع خدمات اکوسیستمی تالاب بین المللی زریوار در شهرستان مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۴۱
شناخت و ارزیابی خدمات اکوسیستم تالاب، علاوه بر انسجام اکولوژیکی می تواند در عرضه و پایداری خدمات در سطوح مختلف مؤثر باشد. در این راستا پژوهش حاضر به ارزیابی خدمات اکوسیستمی تالاب زریوار با به کارگیری رویکرد ارزیابی سریع خدمات اکوسیستم و چارچوب ارزیابی خدمات اکوسیستم هزاره جهت پایداری و توسعه خدمات آن پرداخته است. به منظور ارزیابی خدمات در 4 دسته خدمت تأمینی، تنظیمی، فرهنگی و پشتیبانی از رویکرد ارزیابی سریع خدمات کنوانسیون رامسر استفاده گردید. گردآوری داده ها مبتنی بر ابزار مصاحبه و پرسشنامه از خبرگان محلی و کارشناسان نهادهای مرتبط با تالاب و اعضای انجمن های زیست محیطی منطقه بودند که تعداد 55 نفر از آن ها به صورت هدفمند انتخاب شدند. از شاخص خدمات اکوسیستم (ESI) برای مقایسه و امتیاز اهمیت خدمات استفاده گردید. نتایج بیانگر پتانسیل مثبت تالاب زریوار در هر 4 دسته خدمات بود به گونه ای که خدمات فرهنگی با (66/0=ESI) بالاترین پتانسیل مثبت خدمات و خدمات پشتیبانی (57/0=ESI)، تنظیمی (42/0=ESI) و تأمینی (38/0=ESI) در جایگاه بعدی قرار داشتند. مقایسه خدمات ارائه شده در سطوح مختلف نشان داد بیشترین خدمات ارائه شده در سطح محلی گزارش شده است. آزمون همبستگی نشان داد رابطه مثبت و معنی داری بین خدمات مختلف اکوسیستم تالاب وجود دارد که سبب هم افزایی بین خدمات آن می گردد. نتایج به کارگیری رویکرد ارزیابی سریع می تواند در چارچوب های سیاست محلی، ملی و فرآیندهای تصمیم گیری مورداستفاده قرار گیرد.
۵۵۷۹۴.

بررسی عوامل مؤثر بر جرم در مکان های بی پناه شهری (مورد مطالعه: منطقه 19 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۸۲
زمینه و هدف: از دیدگاه طراحان شهری و معماران، ویژگی های فیزیکی و از دید نظریه پردازان جامعه شناسی و روان شناسی، ویژگی های اجتماعی بیش تر در مستعد کردن فضاها جهت وقوع خشونت نقش دارند، بنابراین در پژوهش حاضر ضمن بررسی فضاهای بی پناه شهری عوامل مؤثر در جرم در این مناطق استخراج خواهدشد؛ از این رو هدف اصلی در این پژوهش بررسی فضاهای شهری در منطقه 19 و عوامل مؤثر بر جرم این مناطق خواهد بود.روش: پژوهش حاضراز نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است که با استفاده از روش پژوهش آمیخته (کمّی و کیفی)، دادههای لازم جمعآوری و تجزیه وتحلیل شدند. حجم نمونه با بهره گیری از فرمول کوکران 314 نفر به دست آمده و برای مصاحبه با استفاده از روش (غیر احتمالی سهمیه ای) گلوله برفی با تعداد 15 نفراز خبرگان مصاحبه انجام شدکه پس از تأیید روایی وپایایی، داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.یافته ها: در پژوهش حاضرکه در منطقه 19 شهر تهران انجام شده است، عامل دیدکه در اثرکمبود نور، مه گرفتگی، عوامل طبیعی به وجود می آید، به عنوان مهم ترین عامل در فضاهایی بی پناه شهری به دست آمده است و به ترتیب مجاورت با عرصه های طبیعی مانند جنگل ها، باغات وسیع و عرصه های رها شده طبیعی به عنوان کم ترین عامل در جرم در مناطق بی دفاع شهری به دست آمده است.نتیجه گیری: مقیاس محله ای فضاهای مستعد برای جرم شامل فضاهای تاریک در شب، گوشه های پنهان و خارج از دید ساکنان، فضاهای دارای پوشش گیاهی انبوه، فضاهای متروک و رها شده، شبکه شطرنجی دسترسی ها، کارگاه های ساختمانی نیمه کاره، فضاهای دارای در رو، تورفتگی و عقب نشینی بدنه فضاهای ساخته شده است ودر مقیاس شهری این فضاها را می توان به بخش های جدا مانده از حوزه فعالیت شهروندان، پوشش گیاهی انبوه در حاشیه فضاهای عمومی، فضاهای متروک و رهاشده با کارکرد متناوب دسته بندی کرد.
۵۵۷۹۵.

شهر هوشمند راهبردی برای ارتقای احساس امنیت در فضاهای شهری (مورد مطالعه: شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۲۶۱
زمینه و هدف: شهرهای جهان به دلیل افزایش جمعیت و پیچیده تر شدن، دشواری های بیش تری در راه تحقق امنیت دارند. هدف از این پژوهش لزوم توجه به نظریه شهر هوشمند به عنوان یک راهبرد به منظور ارتقای امنیت در شهرها و ارایه راه کارهای هوشمندانه بوده است.روش پژوهش: نوع پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیف – تحلیلی است. جمع آوری داده از طریق پرسش نامه پژوهش گرساخته (384 نفر) در سطح مناطق شهر کرج انجام شده است و برای تحلیل از تحلیل های آماری تی تک نمونه ای و رگرسیون استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، جمعیت بالای 15 سال ساکن در شهر کرج بود حجم نمونه تحقیق با استفاده از فرمول کوکران برابر با 384 نفر محاسبه شد. روش نمونه گیری پژوهش نیز به صورت خوشه ای چند مرحله در سطح فضاهای شهری مورد مطالعه بوده است. برای ارزیابی پایایی پرسش نامه از آزمون کرونباخ در نرم افزار اس پی اس اس استفاده شده و طبق قاعده تجربی، آلفا دست کم باید 7/0 باشد تا بتوان مقیاس را دارای پایایی به شمار آورد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد در بین عوامل امنیت فضای عمومی عوامل کالبدی – فضایی با میانگین (97/2)، رفتاری و اجتماعی (77/2) در شرایط نامطلوب و عوامل نظارتی (5/3) و دسترسی (63/3) در شرایط مطلوبی قرار دارند. هم چنین تحلیل رگرسیون نشان می دهد که مؤلفه های هوشمندی بر مؤلفه های امنیت تأثیرگذار هستند به طوری که بعد زندگی هوشمند با بتای 423/0 و شهروندی هوشمند با بتای 332/0 بیش ترین تأثیر را را از نظر پاسخ دهندگان در افزایش امنیت در فضاهای عمومی کرج داشته است.نتیجه گیری: با پیچیده شده فضای شهرها و توسعه فناوری، هوشمندی از الزامات ضروری مدیریت شهرها به شمار می رود و در جهت تحقق امنیت به عنوان راهبرد نوین در ارتقای امنیت فضاهای عمومی مطرح شده است که از طریق مؤلفه های زندگی و شهروندی هوشمندی می تواند امنیت در فضاهای عمومی شهر را محقق سازد.
۵۵۷۹۶.

تحلیل کیفیت زندگی در فضاهای پیراشهری کلانشهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۲۷
امروزه شناخت دقیق و همه جانبه از وضعیت کیفیت زندگی در جوامع از ضروریات به شمارمی رود و لازمه تحقق این مهم نیازمند نگرش نظام مند می باشد ازاین رو تحقیق حاضر باهدف  تحلیل کیفیت زندگی درمحلات عینک، نخودچر، پاسکیاب وسلیمانداراب ازمحلات حاشیه شهر رشت به انجام رسیده است. جامعه آماری در این تحقیق جمعیت محله های حاشیه نشین موردمطالعه در شهر رشت درسال 1395تشکیل می دهند که جمعیتی بالغ بر 82604 هزار نفر بودند و به روش نمونه گیری ساده ، 382 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی صورت گرفت. متغیرهای این تحقیق در ابعاد عینی و ذهنی به شاخص های (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی - فرهنگی، زیست محیطی و روحی- عاطفی) تقسیم شدند و با استفاده از آزمون تی تست تک نمونه ای در نرم افزار spss موردتجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد میزان کیفیت زندگی در بعد کالبدی  با میانگین 486/32 و سطح معناداری 000/0.، همچنین میزان کیفیت زندگی در بعد اقتصادی و با میانگین 932/7 و سطح معناداری 000/ 0 ،میزان کیفیت زندگی در بعد اجتماعی با میانگین 613/32 و سطح معناداری 000/0 ، میزان کیفیت زندگی در بعد محیطی با میانگین 285/9 و سطح معناداری 000/0 و میزان کیفیت زندگی در بعد روحی-عاطفی با میانگین 496/11 و سطح معناداری 000/0 در محله های موردبررسی در سطح پایین تر از متوسط قرار دارند. نتیجه این مطالعه حاکی از این است که از دیدگاه ساکنان نواحی موردبررسی؛ این مناطق فاقد کیفیت زندگی مناسب می باشند. 
۵۵۷۹۷.

تحلیل عوامل مؤثر بر اتخاذ استراتژی های مقابله خانوارهای روستاهایی در برابر ناامنی غذایی با تأکید بر همه گیری کرونا (مطالعه موردی: روستاهای پیراشهری زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۳۶
شیوع همه گیری کرونا دارای اثرات مختلفی بر نواحی روستایی بود، یکی از این اثرات بر روی روند ناامنی غذایی و به دنبال آن استراتژی های مقابله خانوارهای روستایی با ناامنی غذایی است. هدف تحقیق حاضر ابتدا شناخت وضعیت امنیت غذایی خانوارهای روستاهای موردمطالعه و سپس بررسی تفاوت نوع استراتژی های مقابله این خانوارها قبل و بعد از شیوع همه گیری کرونا است. نوع تحقیق حاضر کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق حاضر هشت روستای پیراشهری شهرستان زنجان است، این ۸ روستا دارای ۳۰۴۷ خانوار هستند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونه موردنیاز جهت تکمیل پرسش نامه (۳4۲) خانوار محاسبه و پرسش نامه ها با استفاده از روش سیستماتیک تکمیل شد. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه) و جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون ویلکاکسون و معادلات ساختاری اموس) استفاده شده است. یافته های تحقیق داد، بعد از همه گیری کرونا ۳۴٫۱۴ درصد خانوارها دارای امنیت غذایی، ۲۲٫۱۸ درصد خانوارها دارای ناامنی غذایی بدون گرسنگی، ۱۸٫۶۴ درصد خانوارها ناامنی غذایی با گرسنگی متوسط و ۲۵٫۰۴ درصد خانوارها دارای ناامنی غذایی با گرسنگی شدید می باشند. جهت تحلیل تفاوت معناداری در بین شاخص های استراتژی های غذایی و غیر غذایی مقابله با ناامنی غذایی نشان می دهد، بیشترین تفاوت معناداری مربوط به شاخص های اضافه کاری غیر از بخش کشاورزی و استفاده از غذای ارزان قیمت با مقدار آماره آزمون ۱۱٫۳۳- و ۱۴٫۵۷- است. نتایج نشان می دهد، شاخص های نوع شغل خانوار، داشتن شغل فرعی، میزان اراضی آبی، وسیله نقلیه، تورم مواد غذایی، قدرت خرید خانوار، دسترسی به فروشگاه های مواد غذایی و تنوع درآمدی، تحصیلات، بعد خانوار و تحصیلات همسر، وجوه ارسالی، پیوند اجتماعی، اعتماد اجتماعی و عادات و الگوی غذایی بر انتخاب استراتراتژی های مقابله خانوارهای روستاهای موردمطالعه در برابر ناامنی غذایی تأثیرگذار است.
۵۵۷۹۸.

ارزیابی بستر SDI شهری اهواز با استفاده از مدل شاخص آمادگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۶۰
جمع آوری، مدیریت و واکاوی داده های موردنیاز، یک پیش شرط اساسی در زمینه مدیریت کلان و یکپارچه شهری محسوب می شود. امروزه این عملیات در قالب  SDI قابل تحقق است که ارزیابی و شناسایی بسترهای پیاده سازی آن از مباحث کلیدی آن می باشد. هدف این تحقیق شناسائی عوامل محدودکننده ایجاد و برپایی زیرساخت اطلاعات فضایی شهری اهواز، بر اساس مدل فازی پایه شاخص آمادگی می باشد. داده های پژوهش به صورت پیمایشی گردآوری شده سپس تحلیل آن در مدل آمادگی زیرساخت اطلاعات فضایی انجام شده است. بنابراین زیرساخت اطلاعات فضایی شهری اهواز در پنج عامل سازمانی، منابع انسانی، اطلاعات، فناوری و مالی، و در قالب 16 مورد معیار تصمیم گیری، مورد ارزیابی قرار گرفته است. در گام نخست پژوهش، داده های موردنیاز از پرسش نامه های تکمیل شده توسط کارشناسان و متخصصان آشنا با SDI و GIS، از مراکز دولتی و بخش خصوصی اهواز، استخراج گردیده است در مرحله بعد و پس از گردآوری داده، مقادیر شاخص های کلی و عوامل پنج گانه بر اساس مدل مورداستفاده تحقیق محاسبه شدند. یافته های کلی پژوهش نشان داد وضعیت شاخص آمادگی زیرساخت اطلاعات فضایی شهری اهواز، برابر با 47/0 می باشد. ارزیابی عوامل موردمطالعه مدل نشان داد که عامل سازمانی مهم ترین مورد محدودکننده در توسعه زیرساخت SDI اهواز است و از میان معیارها نیز، بالاترین و کمترین امتیاز را به ترتیب دسترسی به نرم افزارهای مکان محور و رهبری فردی، به خود اختصاص داده اند. در مجموع، مطابق نتایج به دست آمده این پژوهش، 44% از مجموع 16 معیارهای تصمیم گیری (شامل 7 معیار)، در سطح پایین تر از مقادیر متوسط (50%) بوده اند که به عنوان عامل محدودکننده اصلی در توسعه زیرساخت اطلاعات مکان محور شهری اهواز عمل می نمایند. همچنین بر اساس نتایج این تحقیق، چنین به نظر می رسد که در توسعه SDI شهری اهواز، عوامل غیرفنی بیشتر از مسائل فنی می توانند به عنوان عامل محدودکننده مؤثر باشند.
۵۵۷۹۹.

بررسی رابطه نوسانات دما و ارتفاع وردایست با تغییرات اقلیمی دمای سطحی و بارش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۲۴۰
نیاز روزافزون به شناخت پارامترهای هواشناسی در ناحیه گذار وردایست باعث شد تا تغییرات زمانی دما و ارتفاع این لایه طی دو دهه گذشته (2022-2002) با استفاده از داده های بازتحلیل شده AIRS/MODIS در ایران بررسی شود. همچنین رابطه بین تغییرات ویژگی های وردایست و تغییر اقلیم دمای سطحی و بارش ایران با استفاده از داده های بارش روزانه GPCP(2022-2000) و داده های حداقل، حداکثر و میانگین دمای روزانه مدل MERRA-2 (2022-1980) مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا برای بررسی رابطه بین متغیرهای تحقیق از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون و برای تحلیل روند میانگین منطقه ای روزانه و ماهانه داده ها از آزمون های سری زمانی فصلی کندال و من-کندال دنباله ای استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای دما و ارتفاع وردایست در محدوده ایران به میزان 93/0- با یکدیگر همبستگی معکوس (85/0=R2) دارند. از سوی دیگر، متغیر میانگین منطقه ای روزانه ی ارتفاع وردایست با متغیرهای دمای روزانه سطح زمین(با ضرایب بیش از 8/0) همبستگی مثبت و معناداری دارد. همچنین مقادیر R2 بالاتر از 6/0 حکایت از همبستگی کاملاً معنادار داده های مجموع بارش ماهانه با تغییرات میانگین ماهانه دما و ارتفاع وردایست داشته است. از این چشمگیرتر همبستگی نوسانات بارش فصول بهار و پاییز با تغییرات دما و ارتفاع وردایست می باشد که می تواند امکان پیش بینی نوسان بارش کشور ایران را با پایش ویژگی های وردایست فراهم سازد. تحلیل سری های زمانی متغیرهای تحقیق با استفاده از آزمون های کندال فصلی و دنباله ای نشان داد که متغیر ارتفاع وردایست و متغیرهای دمای سطح زمین به ترتیب با مقادیر آماره(τ)؛ 18/0، 22/0، 27/0 و 32/0 روندهای افزایشی کاملاً معناداری را به نمایش گذاشته اند. این مهم تأییدکننده تغییرات اقلیمی چشمگیر دما و بارش ایران طی چند دهه اخیر می باشد. در نهایت با معرفی ارتفاع وردایست به عنوان یک شاخص تغییر اقلیم در محدوده کشور ایران بر لزوم تحقیقات بیشتر در این زمینه تأکید می گردد.
۵۵۸۰۰.

تحلیل کیفیت زندگی در قبل و بعد از تبدیل سکونتگاه ها به شهر (مطالعه موردی: شهرهای مصیری و کوپن، استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۲۴۴
مقدمه: در چند دهه گذشته بهبود کیفیت سکونتگاهی از طریق تبدیل روستاهای بزرگ به شهر به عنوان یکی از سیاست های توسعه برای دسترسی مطلوب تر ساکنان محلی به امکانات، تاسیسات و خدمات شهری مورد توجه  بوده است. در پژوهش حاضر هدف بررسی تاثیر تبدیل نقاط روستایی به شهر بر کیفیت زندگی ساکنان و مقایسه وضع موجود این سکونتگاه ها در دو شهر کوپن و مصیری در استان فارس است.داده و روش: پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و نوع آن کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان شهرهای مورد مطالعه است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه ۳۸۰ نفر تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است.یافته ها: نتایج آزمون کولموگروف اسمیرونوف نشان می دهد میزان رضایت از مولفه های کیفیت زندگی در هر دو شهر در دو دوره قبل و بعد از ارتقاء متفاوت است. با توجه به نتایج آزمون یومن ویتنی قبل از ارتقاء میانگین رتبه رضایت از مولفه های کیفیت زندگی در شهر مصیری مطلوب تر است. در حالی که بعد از ارتقاء شهر کوپن در همه مولفه ها شرایط بسیار مطلوبی دارد. آزمون رتبه های دبلیوکندال نشان می دهد رضایت از مولفه های کیفیت زندگی در هر دو شهر (به تفکیک) در دو دوره با هم متفاوت است. همچنین با توجه به آزمون رگرسیون خطی ساده، ارتباط قویی بین متغیر مستقل (کیفیت زندگی) با امید به آینده در هر دو سکونتگاه برقرار است.نتیجه گیری: نتایج کلی پژوهش نشان می دهد سیاست ارتقاء سکونتگاه و اقدامات صورت گرفته در این زمینه در شهر کوپن موفق بوده است. در حالی که در شهر مصیری این موفقیت رقم نخورده است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان