یکی از اسباب توسعه قواعد حقوقی مقابله با تهدیدهایی است که سلامت محیط زیست و در نتیجه حیات انسان را به مخاطره می افکند. حقوق بین الملل محیط زیست با اینکه چند صباحی از عمر آن نمی گذرد و شاخه ای جوان از حقوق بین الملل محسوب می شود ولی توانسته است بسیاری از بخشهای نظام حقوقی بین المللی (مثل حقوق بشر و حقوق بین الملل اقتصادی ) را با تلاطمی جدی مواجه سازد. به نظر می رسد حقوق بین الملل محیط زیست سهمی بسزا در بسط و گسترش حقوق مسؤولیت بین المللی داشته است . مطرح شدن بحثهایی چون مسؤولیت عینی و مسؤولیت ناشی از اعمال منع نشده در حقوق بین الملل ، تا حدی حاصل تأثیر حقوق بین الملل محیط زیست بر نظام مسؤولیت بین المللی بوده است .
اساسنامه دیوان کیفری بین المللی در اول ژوئیه 2002 قوت اجرایی یافت . این سند برای اولین بار نهادی دائمی در جامعه بین المللی مستقر نمود که به شماری از جرائم بین المللی افراد رسیدگی می نماید. برخی نسبت به این که چنین محکمه ای بتواند به صورت مستقل و بی طرف ، صلح و عدالت را در هم آمیزد و از میان آن مأمنی قابل اعتماد برای جامعه بشری به ارمغان آورد خوشبین هستند و شماری دیگر در این مورد اظهار تردید می نمایند.
جهان هستی با اراده خالق منان به صورت مستمر راه تکامل و تعالی را می پیماید و هر جزیی که از این اراده عظیم الهی تبعیت نکند، محکوم به فناست. در قاموس این اراده متعالی، ایستایی و خموشی طرد شده است و فقط تحرک، پویایی و مجاهدت های پیوسته، مقبول واقع می شود. در این جهان هستی، انسان به عنوان اشرف مخلوقات و نماینده خالق هستی که راهبری تحول و تکامل آن را برعهده دارد، نمی تواند از این قاعده کلی مستثنا باشد. بنابراین، جهان هستی هر روز بر سرعت خود در سیر تحول همه جانبه عرصه های حیات بشری می افزاید. در این برهه از تاریخ بشری، سرعت تحولات، پیچیدگی و تعمیق هرگز قابل مقایسه با ادوار دیگر تاریخ نیست. در چنین دورانی ملت هایی می توانند پایدار بمانند و در این تحولات نقش سازنده ای را ایفا کنند که عملکرد آنها مبتنی بر راهبری خردمندانه ، آرمانی متعالی، طرحی ریزی راهبردی، هدفت گذاری بلند مدت و کوتاه مدت و ارزیابی مستمر عملکردها باشد. راهبری خردمندانه و جهت گیری متعالی، فقط توسط انسان های آموزش دیده، مسئول و متعهد امکان پذیر است. بنابراین، تعلیم و تربیت افراد یک جامعه محوری ترین و اساسی ترین موضوعی است که باید مورد توجه راهبران هر جامعه ای قرار گیرد. در این نوشتار، اصول بنیادین، شیوه طرح ریزی، برنامه ریزی و هدفت گذاری نظام های تعلیم و تربیت نوین، به اختصار مورد بررسی قرار گرفته است.
مهندسی همزمان(CE) یک مفهوم کلیدی است که شرکت های تولیدی را قادر می ساز تا محصولات جدید را با سرعت و صرفه جویی و بدون کاهش کیفیت گسترش دهند. در کشورهای پیشرفته، صنایع زیادی مزایای مهندسی همزامان را دریافته اند. آنها این روش را در تولید محصولات جدی به منظور احراز برتری جهانی در بازار رقابتی به کار می برند. به طور کلی، این مقاله برای ارزیابی سطح اجرای مهندسی همزمان در صنایع سازه ای کشور مالزی نگاشته شده است. این ارزیابی از طریق ارسال پرسشنامه به شرکت های تولیدی مورد نظر صورت گرفت تا اطلاعات لازم فراهم گردد. این تحقیق نشان می دهد که بیشتر شرکت های تولیدی کشور مالزی در راستای مفهوم مهندسی همزمان گرچه آن را کاملاً نمی شناسند گام برداشته اند بنابراین چنین مفهومی در صنایع کشور مالزی جدید محسوب می شود.
ارزیابی قابلیتها و دیگر اشکال قدرت بالقوه، باید فناوریهای یک دورة تاریخی معین را منعکس کند. برای مثال، اختراع سلاحهای هسته ای پس از پایان جنگ جهانی دوم، روش تفکر افراد را درباره توزیع قدرت تغییر داد. به نظر میرسد از اواخر دهه 1960، استفاده گسترده از شبکه رایانه های رقومی پرسرعت و شبکه های مخابراتی تأثیر مشابهی بر ارزیابی قدرت داشته است. در این مقاله، تأکید بر این سؤال است که چگونه یک فرد باید دربارة قدرت در طی دوره های تحول فناورانه سریع و مخصوصاً دورة جاری بیاندیشد. همچنین بحث میشود که در نتیجه افزایش فناوریهای اطّلاعات، تغییری در مفهوم سازی فناوری وجود داشته است. در مفهوم سازی جدید بر جاسازی عناصر نهادی و فرهنگی در درون فناوریهای اطّلاعات و این امکان که انتقال فناوریها به آن سوی مرزهای ملی مشکل سازتر خواهد شد، تأکید میشود.