امروزه هستان شناسی ها که پایگاه های دانش مفهومی هستند، در سیستم های اطلاعاتی کاربرد بسیاری دارند. ساخت انواع هستان شناسی برای انواع قلمروها و کاربردها، فرآیندی پرهزینه و زمان بر است. خودکارسازی این فرآیند، گامی در جهت رفع گلوگاه کسب دانش در سیستم های اطلاعاتی و کاهش هزینه ساخت آنهاست. در این مقاله، ابتدا مروری بر روش های استخراج دانش مفهومی و ساخت هستان شناسی داریم و سپس برای کشف روابط میان مفاهیم، از روی متون زبان طبیعی، به بررسی روش های مبتنی بر الگو خواهیم پرداخت. در ادامه، برای استخراج دانش مفهومی از متون زبان فارسی، برخی الگوهای زبانی و معنایی را معرفی می کنیم. این الگوها عمومی و مستقل از دامنه و کاربرد می باشند و در سطح جمله عمل می کنند. آنها جهت استخراج روابط طبقه ای و غیر طبقه ای و اصول بدیهی، از عبارات و جملات فارسی به کار می روند. از جمله روابط استخراج شده از طریق این الگوها، می توان به روابط شمول معنایی، جز ـ کل، ویژگی ـ مقدار، هم مرجعی و … اشاره نمود. در این مقاله، ضمن معرفی الگوهای استخراج روابط مفهومی، در هر مورد مثال هایی از روابط قابل استخراج ارایه خواهد شد.
پژوهش حاضر با هدف انواع حافظه (رویدادی و معنایی) در دانش آموزان دختر حافظ قرآن و غیرحافظ قرآن انجام شده است. در این مطالعه، در چهار چوب طرحی نیمه آزمایشی60 نفر حافظ قرآن، 60 نفر مبتدی و 60 نفر غیر حافظ قرآن در سه پایه تحصیلی (دبستان، راهنمایی و دبیرستان) از هر پایه 20 نفر، به طور تصادفی، در پژوهش شرکت داده شدند. روش نمونه گیری چند مرحله ای و ابزار آزمایش جهت بررسی حافظه رویدادی (episodic memory) شامل تکالیف رمزگردانی کلامی و عملی، تکالیف یادگیری آزاد و یادآوری سرنخی بود. در بررسی حافظه معنایی (semantic memory) از آزمون سیالی کلمات (حروف الفبایی و مقوله های معنایی)استفاده گردید. براساس نتایج این پژوهش، حافظان قرآن نه تنها در حافظه معنایی بلکه در حافظه رویدادی نیز از دو گروه کنترل عملکرد بهتری داشتند، اما چنین تفاوتی در انواع حافظه رویدادی و معنایی بین مبتدیان و غیرحافظان قرآن مشاهده نشد. این نتایج در انواع نمره گذاری جملات کامل، اسامی و افعال به طور جداگانه و نمره گذاری به روش سخت و آسان به دست آمد. همچنین نتایج حاکی از آن است که با افزایش پایه تحصیلی، عملکرد حافظان قرآن در انواع تکالیف حافظه رویدادی و حافظه معنایی افزایش می یابد، لذا مهارت در حفظ قرآن، حافظه اطلاعات غیرقرآنی را نیز افزایش می دهد و این مهارت با افزایش سن تاثیر بیشتری بر حافظه می گذارد.
زبان شناسی شناختی، رویکردی است که به زبان به عنوان وسیله ای برای کشف ساختار نظام شناختی انسان می نگرد. این رویکرد که در سه دهه اخیر در زبان شناسی مورد توجه روزافزون قرار گرفته است، زبان را نمودی از نظام تصویری ذهن می داند. زبان شناسان شناختی معتقدند استعاره پدیده ای شناختی است و آنچه در زبان ظاهر می شود تنها نمود این پدیده شناختی است. از نظر زبان شناسان شناختی، استعاره به هرگونه فهم و بیان تصورات انتزاعی در قالب تصورات مملوس تر اطلاق می شود. در این مقاله سعی شده است تا شناخت مختصری از زبان شناسی شناختی و نقش مهم استعاره در این رویکرد به دست آید.
همراه با گسترش فناوریهای ارتباطی و ظهور تأثیرات گستردة آنها در عرصة اجتماعی، پرداختن به روششناسی علوم اجتماعی و ارتباطی یکی از دلمشغولیهای دانشمندان این حوزه از علم بوده است، به طوری که در سراسر قرن بیستم، آنها سعی در تدوین یک روش مطلوب برای بررسی رسانهها، محتوا و نقش آنها در جامعه داشتهاند.
به طور کلی، میتوان گفت هر چه فناوریهای ارتباطی پیشرفت کرده و توسعه یافتهاند روشهای تجزیه و تحلیل محتوای پیامهای رسانهای نیز تکامل بیشتری پیدا کردهاند. از طرفی بعد ارزشی تأثیرات آنها نیز متحول شده است، به طوری که دیگر به تأثیرات صرفاً رسانهای با دیدة تردید نگریسته میشود و دیدگاههای انتقادی در مورد نقش رسانهها و تأثیر اجتماعی آنها در حال گسترش است. در این مقاله ابتدا سعی میشود تحول روششناسی تحقیقی بررسی شود و سپس تغییرهای متنوع در دیدگاههای ارزشی نسبت به نقش و تأثیر رسانهها مطالعه گردد.
مقوله آرامشبخشی به عنوان یکی از کارکردهای فرعی اما بسیار مهم رسانه از چندی پیش به عنوان یک سیاست کلی در دستور کار بخشهای گوناگون سازمان صدا و سیما قرار گرفت و از همان زمان نیز انجام پژوهشی جامع در باب مفهوم، شاخصها، ساز و کارها و روشهای آرامشبخشی در برنامههای این رسانه ملی ضروری تلقی گردید.
مقالة پیش رو، گزارش پژوهشی است که به منظور شناخت مؤلفههای آرامشبخشی در برنامههای صدا و سیما انجام گرفته است. در مرحله اول این پژوهش مؤلفههای آرامشبخشی با مطالعه مبانی نظری و ادبیات تحقیق و با تأکید بر سه رویکرد دینی، ارتباطی و روانشناسی اجتماعی، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
در مرحله دوم، به منظور بررسی نقش صدا و سیما در ایجاد آرامش در بینندگان، 842 نفر از زنان و مردان 18 سال به بالای شهر تهران با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. پرسشنامه محقق ساختة «نقش صدا و سیما در آرامشبخشی مخاطبان» در شهریور ماه 1379 به صورت انفرادی توسط پرسشگران آموزش دیده روی پاسخگویان اجرا شد که پس از جمعآوری دادهها و تجزیه و تحلیل آنها با نرمافزار رایانهای SPSS به نتایج بسیار جالبی دست یافت.
در مرحله سوم و پایانی پژوهش نیز با توجه به دستاوردهای مطالعات و تحقیقات مراحل اول و دوم، راهکارها و پیشنهادهایی برای افزایش آرامشبخشی در برنامههای صدا و سیما ارائه گردید.
«تبلیغات در خبر» گفتمانی انتقادی در مطالعات خبری است. به اعتقاد اندیشمندان این حوزه، با وجود آن که رسانههای خبری ادعای اطلاعرسانی صرف، عینی و واقعی را دارند فراگرد اطلاعرسانی آنها به نحوی است که خبر با خارج شدن از جنبه اطلاعرسانی جنبة تبلیغاتی به خود میگیرد و ایدئولوژی صاحبان رسانهها را بر مخاطبان تحمیل میکند، اما تبلیغات در خبر یا خارج شدن خبر از اطلاعات واقعی و تبدیل آن به تبلیغات، امری مشهود نیست. اصولاً مخاطبان با اعتقاد به بیطرفی، بیغرضی، جامعیت، صحت و قابلیت رسانه که به طور کلی به آن اعتبار رسانه میگویند، اخبار رسانهها را باور میکنند. حال اگر مخاطب متوجه این امر شود که رسانه فاقد یکی از اصول مذکور بوده و به جای اطلاعرسانی خواهان تأثیرگذاری بر وی است، دیگر پیامها را نخواهد پذیرفت و به این ترتیب شکست رسانة خبری حتمی خواهد بود.
با وجود آن که تبلیغات بازرگانی امروزه جزء جداییناپذیر فعالیتهای تجاری در هر نقطه از جهان به شمار میرود، حتی سرسختترین طرفداران آن نیز از پیامدها و تأثیرات نامطلوب آزادی عمل نامحدود در این عرصه غافل نبودهاند این واقعیت که موجد مباحث اخلاقی و حقوقی گستردهای پیرامون مسئله تبلیغات بازرگانی شده است غالب کشورها را به تدوین و تصویب قوانین و مقررات خاص جهت نظارت بر تبلیغات بازرگانی و کاستن از تبعات سوء آن واداشته است. فراتر از قلمرو کشورها در عرصه حقوق بینالمللی جهانی و منطقهای نیز در سالهای اخیر مجموعهای از ابزارهای حقوقی بدین منظور تدوین شده است. این مقاله به بررسی محتوای برخی ساز و کارهای بینالمللی جهانی ـ فاقد ضمانت اجرا که جنبة توصیهای دارند ـ و برخی ابزارهای منطقهای ـ الزامآور ـ که جهت اعمال نظارت و کنترل بر تبلیغات بازرگانی تنظیم و تصویب شدهاند، میپردازد.
اگر «تبلیغات تجاری» (Advertising) بتواند پیام ارتباطی خود را به درستی انتخاب و آن را به مخاطبان به گونهای عرضه کند که مخاطبان پیش از بیرون رفتن برای خرید کالای مورد نظر پیام را دریافت کنند، مطمئناً توانسته است «حس»ِ (Sense) یافت و «دریافت» (Perception) یا «ادراک»ِ آنها را تحت تأثیر قرار دهد. تبلیغ تجاریِ «موفق» باید توجه مخاطب را جلب کند و تأثیری خاطرهانگیز داشته باشد. تبلیغ تجاری «مُفید» باید معنایی قابل دریافت راعرضه کند؛ تبلیغ تجاریِ «اثربخش» باید کُنشِ خرید مخاطبان را تحریک کند و بالاخره تبلیغ تجاری «مطلوب» باید دریافت حسیِ مخاطبان را بیدار کند. هدف بنیادیِ تألیف این مقاله، ارائة دیدگاهی جدید از تبلیغات تجاری با تأکید بر اثرات آسیبشناسیِ دریافت مخاطبان است. در این اثر، برای بررسی عملکردهای آسیبشناسیِ دریافت مخاطبان از تبلیغات تجاری، نخست پس از نقلِ دو گزارش و طرح مسئله ـ تعاریفی مبسوط از «حس یافت و دریافت مخاطبان» ارائه میشود؛ سپس با طبقهبندیِ کاربردیِ انواع دریافت و نسبتِ علّی آن با تبلیغات تجاری سعی خواهد شد «توهم» (Hallucination) و وجوه مختلف آن در مورد مخاطبان تجزیه و تحلیل شود تا نشان داده شود که چطور تبلیغات تجاری بیاثر میتواند این گونه بر دریافت مخاطبان اثر بگذارد. در پایان این نوشتار، نویسنده با توجه به رویکردهای نظری مُتقَن به این نتیجه میرسد که عاملِ اصلی «محرومیت حسیِ» (Deprivation – Sensory) مخاطبانِ تبلیغات تجاری همانا «تصویرسازی نابههنجار» (Abnormal Imagery) است که امروزه حوزة وسیعِ آسیبشناسی دریافت مخاطبان تبلیغات تجاری را پدید آورده است.
از آن جا که هدف علم اقتصاد، تخصیص بهینه منابع کمیاب بین اهداف مختلف اقتصادی است و هم چنین، با توجه به مشکلات اقتصادی کشورهای در حال توسعه در زمینه صادرات و کمبود منابع ارزی، تخصیص بهینه منابع داخلی کشور بیش از پیش ضرورت می یابد. یکی از راه های دستیابی به این هدف، محاسبه مزیت نسبی کالاهای صادراتی است. نظریه مزیت نسبی، زیربنای برقراری مبادلات بین المللی و بین منطقه ای است. افزون بر این، مهمترین ابزار و اهرم راهبرد توسعه صادرات که با مبانی نظری آن نیز هماهنگی کامل دارد، انتخاب سرمایه گذاری ها و فعالیت های تولیدی جدید و گسترش تولیدات حول محور مزیت نسبی است. کشور ایران نیز چون با کمبود ارزهای معتبر مواجه است، شناسایی برتری های نسبی استفاده بهتر از ذخیره ارزی موجود را فراهم می کند. آمار نشان می دهد که در سال های اخیر با فزونی تولید نسبت به مصرف، واردات سیمان به شدت کاهش یافته و ضرورت صادرات سیمان برای جلوگیری از رکود بازار این محصول مطرح شده است. هم چنین، از آن جایی که استان اصفهان دو واحد از واحدهای مهم تولید سیمان کشور را در خود جای داده- که به نوبه خود می توانند نماینده خوبی برای صنعت سیمان کشور باشند- مقاله حاضر، مزیت نسبی صنعت استان اصفهان را مورد سنجش و ارزیابی قرار می دهد. نتایج، حاکی از آن است که استان اصفهان در تولید سیمان دارای مزیت نسبی است. تجزیه و تحلیل حساسیت نیز نشان می دهد که هزینه منابع داخلی نسبت به کاهش قیمت جهانی سیمان با کشش و نسبت به افزایش قیمت جهانی سیمان بی کشش است. هم چنین، هزینه منابع داخلی نسبت به تغییرات نرخ ارز (افزایش یا کاهش) بی کشش است.
مبحث اقتصاد نهادگرایی جدید را با یک اعتراف (اقرار)، یک ادعا و یک توصیه آغاز میکنیم. اعتراف به این که ما هنوز درباره نهادها بسیار کم میدانیم. ادعا این که ربع آخر قرن گذشته شاهد پیشرفتهای متعدد در مطالعه نهادها بوده است. (و درنهایت) اگر به دنبال نظریه واحدی هستیم ، توصیه من این است که پلورالیزم را بپذیریم. پیچیدگی خیلی زیاد نهادها علت عمده جهل و فقدان دانش کافی ماست. از عوامل دخیل دیگر کنار گذاشتن نهادها توسط نئوکلاسیک بود واین که تئوریهای سازمان فاقد وجه علمی بودند. پیشرفتهای انجام شده در خصوص نهادها قسمت عمده مباحث این مقاله را شامل میشود. نسخهها و دستورالعملهای بسیاری با زاویه دیدهای متفاوف برای مطالعه و بررسی نهادهای پیچیده وجود دارد و "پلورالیسم" وعدهای مستحکم برای غلبه براین جهل است. من با این نظر جون الستر (1994،ص. 75) موافقم که میگوید “ما در این مرحله توسعه روی مکانیزمهای جزئی به جای تئوریهای عمومی کار میکنیم.” با وجود این در تفکیک و طبقهبندی خطاها و اشتباهات که لرد اکتون به آن اشاره میکند ما نیازمند تمیز دادن گوسفندها از بزها هستیم. این کار ما طرح این پرسش که آیا نظریه پیش از این که در مصاف دادهها قرار گیرد قابلیت ابطال دارد، قابل انجام است. ماتیوس (1986،ص.903) در سخنرانیش برای انجمن سلطنتی اقتصاد، اعلام کرد که “اقتصاد نهادها یکی از زندهترین مباحث رشته ما گردیده است.” این چنین اظهار رسمی موجب شگفتی بیشتر اهل حرفه گردید. آیا اقتصاد نهادگرایی در دوران طولانی قبل از آن به تاریخ تفکر اقتصادی سپرده شده بود؟ جایگاه زمانی اشاره ماتیوس به حساسیت موضوع چه بوده است؟ پاسخ ماتیوس (1986،ص.903) این بود که اقتصاد نهادگرایی جدید، NIE ، به دو قضیه بر میگردد. اول این که “نهادها بسیار مهم هستند” و دوم، “عوامل تعیینکننده و سازههای نهادها به وسیله ابزار نظریه اقتصادی قابل تحلیلاند”. مورد دوم اقتصاد نهادگرایی جدید را از سایر دیدگاههای نهادی متمایز میسازد و البته تمامی اقتصاددانان نهادگرایی جدید و قدیم در این ایده که “نهادها با اهمیتند” توافق دارند. درحقیقت، گرچه هر دو سبک قدیم و جدید اقتصاد نهادگرایی نظریههای خوب بسیاری را به طور مشترک به این عرصه از علم افزودهاند، اما یک برنامه تحقیقاتی پیشرو نیازمند نظریات بیشتری است. کنث ارو (1987، ص. 734) به شکل