پژوهش حاضر به منظور بررسی نقش جنسیت به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر میزان موفقیت زبانآموزان انجام شده است که شناخت کافی از این عامل، فرایند یاددهی/ یادگیری زبان خارجی را تحتتاثیر قرار می دهد. نقش جنسیت در میزان یادگیری زبان خارجی همواره نظرات متفاوتی را به همراه داشته و همواره این سؤال که آیا توانایی یادگیری زبان خارجی با جنسیت زبانآموز ارتباطی دارد را مطرح می سازد. یادگیری نزد دختران و پسران متفاوت است، اما در یادگیری زبان خارجی این اعتقاد کلی وجود دارد که دختران نسبت به پسران موفقیت بیشتری از خود نشان داده اند. لذا، در این مقاله تلاش بر این است تا با استفاده از نتایج آزمایشهای متعدد و شواهد تحقیقات علمی ارائه شده، بحث جنسیت را با توجه به عوامل متفاوتی از قبیل: تلاش، انگیزه، سبک یادگیری، عوامل اجتماعی و فعالیت های فیزیولوژیکی، به دقت مورد مطالعه و بررسی و نتیجه گیری قرار دهند. نتایج حاصل بیانگر این مطلب است که بین جنسیت با میزان تسلط و یادگیری فرایندهای زبان خارجی، همبستگی معنا داری وجود دارد که فرایند یادگیری زبان خارجی را تحتتاثیر قرار می دهد.
زبانشناسی علمی است که حیطههای موضوعی وسیعی را در بر میگیرد. این علم همانند هر علم دیگری نیاز دارد که نظام تعاریف و مفاهیم آن دقیق و بدون هرگونه ابهام باشد. بنابراین برای پرداختن به این موضوع این سؤال را مطرح میکنیم که «امروزه زبانشناس بودن به چه معناست؟» برای پاسخ به این سؤال لازم است بدانیم جایگاه زبانشناسی در کجا قرار دارد. هدف از زبانشناسی چیست؟ و وظایف زبانشناس کدام است؟ موضوعات و پدیدههایی که زبانشناس با آنها سروکار دارد براساس روش تحلیل منطقی علم مورد بررسی قرار میگیرند. بنابراین روش علم زبانشناسی این علم را از علوم دیگر مجزا میکند و زبانشناس را در ارتباط با حیطههایی قرار میدهد که خاص این علم است و در حیطه علوم بین رشتهای هویت زبانشناسی به کمک روشها و ابزار علمی آن حفظ میگردد.