"
مقدمه :مبتلا به اسکیزوفرنیی یک اختلال شدید روانی است که تقریباً 1% جمعیت را مبتلا میسازد. توأم شدن مبتلا به اسکیزوفرنی ومصرف مواد شایع است و شاخص پیش آگهی بد تلقی میشود. با توجه به این که تاکنون بررسی در مورد مصرف مواد در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در مشهد انجام نشده است بر آن شدیم تا میزان مصرف مواد و نوع ماده ی مصرفی را در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بستری در بیمارستان ابن سینا در سال 85 بررسی نمائیم.روش کار: این مطالعه یک تحقیق توصیفی– مقطعی است، 100 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی بستری در بیمارستان ابن سینا مشهد در سال 85 که بر اساس مصاحبه بالینی روان پزشک بر مبنای ملاک های تشخیصیDSM VI مبتلا به اسکیزوفرنی بودند، با روش نمونه گیری آسان (در دسترس) انتخاب شدند. پرسش نامه مربوط به مصرف مواد با توجه به اطلاعات ثبت شده در پرونده ها و مصاحبه بالینی روان پزشک تکمیل گردید. اطلاعات جمعیت شناختی بیماران نیز در پرسش نامه ثبت شد، سپس نتایج مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.نتایج : از 100 بیمار مورد مطالعه 68 نفر مرد و 32 نفر زن بودند. میانگین سنی بیماران 42 سال بود. 47% بیماران سابقه ی خانوادگی اختلال روان پزشکی داشتند. در بیش از نیمی از بیماران سن آغاز بیماری زیر 25 سال بوده 58% بیماران سابقه ی مصرف مواد داشتند که 5/46% مصرف یک ماده و 5/53% مصرف همزمان چند ماده را ذکر میکردند. سن شروع مصرف مواد 21 تا 31 سال بود. بیشترین ماده مورد مصرف سیگار (98/73%) بود پس از سیگار مصرف تریاک و حشیش شیوع بیشتری داشت. بین جنس ومصرف مواد ارتباط معناداری وجود داشت(05/0p<) اما بین سن، شغل، نوع ماده ی مصرفی، مدت شروع بیماری و مصرف مواد ارتباط معنا داری وجود نداشت (05/0< p). یک سوم بیماران زن و دو سوم بیماران مرد سابقه ی مصرف مواد داشتند.بحث: شیوع مصرف مواد در بیماران مورد بررسی 58% بود. با توجه به این که مصرف مواد در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی میتواند باعث افزایش شدت علایم، بستری شدن های مکرر، بیماری های عفونی، خشونت، جرم، بی خانمانی، عدم مصرف دارو و در نتیجه پاسخ ضعیف به درمان های دارویی شود، همچنین بار مالی و هیجانی بالایی برای بیمار- خانواده و سیستم بهداشت روان دارد، لازم است به مصرف مواد و درمان آن در این بیماران توجه بیشتری شود.
"
هدف: هدف تحقیق حاضر، بررسی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر اساس ابعاد شخصیتی روان نژندی گرایی و برون گرایی می باشد.
روش: ابتدا 725 نفر از دانشجویان پسر، نسخه فارسی تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی آیسنک را تکمیل نمودند. سپس، 140 نفر از آنها بر اساس نمره های انتهایی توزیع در دو بعد روان نژندی گرایی (N) و برون گرایی (E) در قالب چهار گروه برون گرا، درون گرا، روان نژندی گرا و پایدار هیجانی (هر گروه 35 نفر)، به عنوان آزمودنی های اصلی انتخاب و به وسیله پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان ارزیابی شدند.
یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که افراد روان نژندی گرا در برخورد با تجربه منفی، بیشتر از راهبردهای ملامت خویش، پذیرش، نشخوارگری، دیدگاه پذیری، فاجعه سازی و ملامت دیگران، و افراد پایدار هیجانی از راهبردهای تمرکز مجدد مثبت و تمرکز مجدد بر برنامه ریزی استفاده می کنند. راهبردهای رایج در افراد برون گرا، تمرکز مجدد مثبت، دیدگاه پذیری و ارزیابی مجدد مثبت بود. ضمن اینکه، افراد درون گرا بیشتر از راهبردهای ملامت خویش، پذیرش، نشخوارگری، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، فاجعه سازی و ملامت دیگران استفاده می کردند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، می توان گفت که صفات شخصیتی نقش مهمی در انتخاب راهبردهای تنظیم هیجان ایفا می کنند و نوع راهبردهای تنظیم هیجان متناسب با صفات شخصیتی مسلط در فرد می باشد.
"این مقاله برگرفته از پژوهشی است که در سال 1386 و در مرکز تحقیقات صداوسیما انجام شده است. مهمترین یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که اعتماد اجتماعی بیش از آنکه با عوامل سطح خرد در ارتباط باشد به عوامل سطح کلان مربوط است. ارزیابی فرد از وضعیت جامعه مهم ترین عاملی است که سطح اعتماد اجتماعی او را متاثر می سازد، به این معنا که هر چه افراد، جامعه را باثبات تر، بهنجارتر و رفتار نهادها با مردم را صادقانه تر بدانند و معتقد باشند حقوق پایمال شده شهروندان قابل اعاده است، اعتماد اجتماعی بالاتری خواهند داشت. پیامهای دیداری و شنیداری رسانههای ارتباط جمعی نیز به اشکال گوناگون مانند ترویج قانونگرایی و رعایت هنجارها، بیان فواید کار گروهی، تقویت فرهنگ دینی و ... میتوانند بر اعتماد اجتماعی افراد جامعه مؤثر باشند.
" اعتماد اجتماعی، رسانه، ساختار جامعه، عوامل سطح خرد، عوامل سطح کلان، جامعه
"این مقاله برگرفته از پژوهشی پیمایشی است که در مرکز تحقیقات صداوسیما انجام شده است و هدف از انجام آن، بررسی میزان استفاده مخاطبان کودک و نوجوان از وسایل ارتباطی گوناگون و نیازها و علایق آنان در زمینههای مختلف بوده است. در این پژوهش علاوه بر بررسی عادات رسانهای مخاطبان کودک و نوجوان، شرایط اجتماعی و تمایلات روانشناختی آنان مدنظر بوده است.
براساس یافتههای این پژوهش، کودکان و نوجوانان به طور متوسط در شبانهروز 3 ساعت و 52 دقیقه از تلویزیون، 1 ساعت و 38 دقیقه از برنامههای کودک و نوجوان تلویزیون، 1 ساعت و 36 دقیقه از موسیقی، 56 دقیقه از سایر برنامههای ماهواره، 48 دقیقه از بازیهای رایانهای، 24 دقیقه از اینترنت و 11 دقیقه از رادیو استفاده میکنند. از سوی دیگر، کودکان و نوجوانان به طور متوسط در شبانهروز 3 ساعت و 23 دقیقه از وقت خود را صرف درس خواندن میکنند و 31درصد از آنان در سه ماه قبل از پژوهش چهار جلد و بیشتر کتاب غیردرسی مطالعه کردهاند. علاوه بر این، به طور متوسط در شبانهروز 19 دقیقه از وقت خود را به مطالعه روزنامه اختصاص دادهاند.
" "اینترنت، تلویزیون، کودک و نوجوان، ماهواره
"
"در دنیای امروز، خبر به عنوان مهمترین محصول رسانههای جمعی، از جایگاه ویژهای در تعیین خطمشیها و اشاعه آنها برخوردار است. جوامع پیشرفته غربی با در اختیار داشتن ابر رسانهها و مهمترین مراکز خبری دنیا، در جریانسازیهای خود بهره فراوانی از خبر میبرند. این کشورها با وجود ادعای عینیگرایی، با ایجاد فضا و جوسازی علیه کشورهایی که سیاستها و خطمشیهایشان متباین با سیاستهای آنهاست، تصویری غیر واقعی، گمراهکننده و مخدوش از وقایع و رخدادهای این جوامع در معرض دید تودههای مخاطب قرار میدهند. کشور ما ایران نیز از جمله جوامعی است که به دلیل ماهیت ضد استعماری خود، در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی، همواره در معرض جریانسازیهای منفی رسانههای خبری غرب بوده است.
مقاله حاضر، ابتدا تکنیکها و فنون جریانسازی خبری را بررسی کرده و در ادامه، به تببین و تحلیل جریانسازی های منفی رسانههای خبری غرب در خصوص کشورمان ایران پرداخته است. در پایان نیز راهکارهایی برای مقابله با موج فزاینده جریانسازیهای منفی ارائه شده است.
" انگارهسازی، جریانسازی، جنگ روانی، خبر، شایعه
"هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر بهکارگیری سبکها یا روشهای مداخله در تماشای برنامههای خشونتآمیز تلویزیونی بر میزان پرخاشگری آموختهشده کودکان از این برنامهها بوده است. به این منظور، 144 پسر 9 تا 11 ساله، با توجه به دو متغیر مهم مداخلهگر، یعنی سبک مداخله والدین در تماشای برنامههای تلویزیون و طبقه اجتماعی- اقتصادی در یک طرح آزمایشی عاملی تحت مطالعه قرار گرفتند.
نتایج پژوهش نشان داد هرچند میزان پرخاشگری کلی کودکان در پایان 12 جلسه تماشای کارتونهای خشونتآمیز تغییر نکرده است، اعمال روشهای آزمایشی مداخله در تماشای کارتونهای خشونتآمیز (فعال و محدودکننده) توانسته در میزان تأثیرپذیری کودکان از تماشای این نوع کارتونها تغییراتی ایجاد کند." پرخاشگری کودکان، خشونت، رسانههای تصویری، سبکهای نظارت
"امروزه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها بهعنوان یک عامل تعیینکننده در نظام بینالملل تحتتأثیر تحولات شگرف در عرصه ارتباطات قرار گرفته است؛ چنانکه «دیپلماسی رسانهای» بهعنوان یکی از شاخههای اصلی فعالیتهای دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی بخش قابل توجهی از دیپلماسی عمومی کشورهای بویژه قدرتمند جهانی را به خود اختصاص داده است.
در مقاله حاضر پس از بیان پیشینه دیپلماسی رسانهای و کارکردهای آن به بررسی مصادیق دیپلماسی رسانهای در بعد نرمافزاری، جنگ نرم و جنگ رسانهای غرب علیه ایران و همچنین اهداف راهبردی جنگ روانی امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است.
" "جنگ رسانهای، جنگ نرم، دیپلماسی رسانهای
"
"فجایع طبیعی و بحرانهای اجتماعی بدون اطلاع قبلی حادث میشوند و نظم جاری جامعه را برهم میزنند؛ فقدان اطلاعات کافی، یکی از مهمترین عوامل تشدیدکننده وضعیت بحرانی است و از اینرو نقش اطلاعرسانی در مدیریت بحران، نقشی راهبردی در دورههای پیش از وقوع، وقوع و پس از وقوع بحران است. برای رویارویی با بحران دو رویکرد قابل اتخاذ است، رویارویی برنامهریزی شده (تلاش برای پیشبینی و کنترل پیش از وقوع حادثه بحرانی) و برخورد، پس از غافلگیری.
در مقاله حاضر، بر استفاده از نظام برنامهریزی سلولی چندلایه برای رویارویی با بحران که اثربخشی آن بهشدت در گرو حمایت رسانه ملی است، تأکید شده است. رسانه ملی به سه صورت میتواند به این فراگرد کمک کند: ایفای نقش بهمثابه بانک اطلاعاتی و ذخیره دانش مدیریت بحران؛ تدوین برنامهای برای همراهی با مدیریت بحران از طریق بازیابی و ارائه بهموقع اطلاعات و تدوین برنامههای گوناگون بهمنظور هدایت مناسب کمکهای مردمی به سوی مناطق بحرانزده، برحسب نوع و شدت وضعیت بحرانی.
" بحران، نظام برنامهریزی سلولی چندلایه، رسانه ملی، مدیریت بحران، نظامهای اجتماعی
"گشایش
هنگامی که برجهای دوقلوی تجارت جهانی، در برابر دیدگان هزاران هزار بیننده تلویزیونی، فرو ریخت، کمتر کسی در اهمیت این واقعه تردید کرد. نزدیک به یک سال بعد، بودریار در مقالهای در کتاب مشهور خود «شبح تروریسم» (2002)، نوشت آنچه دریازدهم سپتامبر2001 در نیویورک رخ داد، نمونهای از یک «رخداد ناب» بود.
"
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای کنترل خشم بر سازگاری فردی ـ اجتماعی دانشآموزان دختر سال اول متوسطه شهرستان ماهشهر بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشآموزان دختر سال اول متوسطه شهرستان ماهشهر در سال تحصیلی ۸۷ ـ ۸۶ بودند. نمونه این پژوهش را ۵۰ نفر از این دانشآموزان تشکیل میدادند که از بین جامعه مورد نظر با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند و به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند (گروه آزمایش ۲۵ نفر و گروه گواه ۲۵ نفر). پژوهش به روش تحقیق آزمایشی انجام شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه سازگاری فردی ـ اجتماعی کالیفرنیا بود. پس از انتخاب تصادفی گروههای آزمایش و گواه، ابتدا بر روی هر دو گروه پیشآزمون اجرا گردید، سپس مداخله آزمایشی (آموزش مهارتهای کنترل خشم)، در ۸ جلسه ۵/۱ ساعته ارائه گردید و پس از اتمام برنامه آموزش، پسآزمون روی هر دو گروه اجرا شد. سپس دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که آموزش مهارتهای کنترل خشم موجب افزایش سازگاری فردی ـ اجتماعی دانشآموزان دختر گروه آزمایشی در مقایسه با گروه گواه شده است. سطح معناداری در این پژوهش۰۰۱/۰P< است.