مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
ظرفیت هوازی
حوزههای تخصصی:
اضافه وزن و BMI بالا در دوران یائسگی و پس از آن، به طور معنی داری خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش می دهند. از طرفی، به نظر می رسد فعالیت ورزشی بر وزن بدن و BMI اثر داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر فعالیت ورزشی ترکیبی بر برخی متغیرهای آنتروپومتریکی و فیزیولوژیک زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان بود. به این منظور 29 زن 50 تا 65 سال یائسه مبتلا به سرطان پستان که جراحی، شیمی درمانی و پرتودرمانی دریافت کرده و در حال حاضر تحت دارودرمانی بودند، به دو گروه تجربی و شاهد تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 15 هفته و هر هفته 4 جلسه (دو جلسه پیاده روی و 2 جلسه تمرین مقاومتی) به فعالیت ورزشی پرداختند. در این مدت گروه شاهد در هیچ فعالیت ورزشی یا بدنی شرکت نکردند. وزن بدن، BMI، WHR، Vo2max و فشار خون، پیش و پس از 15 هفته اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) انجام گرفت. یافته های پژوهش حاکی از تفاوت معنی دار Vo2max و ضربان قلب استراحت بین دو گروه پس از 15 هفته تمرین بود (05/0p< ). همچنین بین وزن بدن، WHR و BMI دو گروه پس از 15 هفته تفاوت معنی داری مشاهده شد (05/0p< ). در واقع، فعالیت ورزشی بر Vo2max،ضربان قلب استراحت، وزن بدن، WHR و BMI زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان اثر معنی دار دارد. با این حال، بین فشار خون دو گروه پس از 15 هفته، تفاوت معنی داری مشاهده نشد. این به معنای آن است که فعالیت ورزشی ترکیبی بر فشار خون زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان تاثیر معنی داری ندارد. با توجه به یافته های این پژوهش می توان گفت که فعالیت ورزشی ترکیبی اثر مطلوبی بر برخی متغیر های آنتروپومتریک و فیزیولوژیک زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارد.
تأثیر تمرین تناوبی با شدت های مختلف روی سطوح پلاسمایی اورکسین A-، نیمرخ لیپیدی و استقامت قلبی تنفسی زنان دارای اضافه وزن و چاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم زیستی ورزشی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۳۹)
481 - 495
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر دو شیوه تمرین تناوبی با شدت بالا و متوسط روی سطوح پلاسمایی اورکسین-A، نیمرخ لیپیدی و استقامت قلبی- تنفسی زنان دارای اضافه وزن و چاق بود. 24 زن با دامنه سنی 45-25 سال به شکل داوطلبانه و غیرتصادفی به سه گروه تمرین تناوبی با شدت زیاد (9n=،kg/m2 45/3 ±61/29(BMI=، شدت متوسط (8n= ؛ kg/m2 83/3 ± 19/28 BMI=) و کنترل (7n= ،kg/m2 71/4 ± 18/29BMI=) تقسیم شدند. برنامه تمرینی به مدت 8 هفته/ سه جلسه در هفته با شدت90-75% برای گروه HIIT و80-60%ضربان قلب بیشینه برای گروهMIIT اجرا شد. نتایج حاکی از کاهش معناداری در سطوح کلسترول تام و افزایش معناداری در استقامت قلبی- تنفسی گروه های تمرینی بود (05/0P≤). از سوی دیگر، افزایش و تغییراتی در سطوح پلاسمایی اورکسین، کاهش تری گلیسیرید، LDL و درصد چربی بدن در گروه های تمرینی در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد، اما این تغییرات از نظر آماری معنادار نبود (05/0≤P). همچنین سطوح HDL در گروه HIIT افزایش و در گروه MIIT کاهش نشان داد، که در هیچ کدام از گروه ها این تغییرات معنادار نبود (05/0≤P). به نظر می رسد تمرین تناوبی با شدت های مختلف موجب افزایش سطوح پلاسمایی اورکسین و بهبود برخی شاخص های نیمرخ لیپیدی، درصد چربی بدن و استقامت قلبی تنفسی در زنان دارای اضافه وزن و چاق شده است، اما این بهبودی در گروه HIIT بارزتر بود.
تاثیر هشت هفته تمرینات پیلاتس و تحریک الکتریکی بر شاخص های عملکرد ریوی وظرفیت هوازی مردان معتاد به مت آمفتامین در حال ترک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۱
241-258
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از مطالعه حاضر تاثیر هشت هفته تمرینات پیلاتس و تحریک الکتریکی بر عملکرد تنفسی و هوازی مردان معتاد به مت آمفتامین در حال ترک می باشد. روش: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعه مورد مطالعه مردان معتاد در حال ترک بودند که 50 نفر از آن ها به روش نمونه گیری تصادفی با حداقل سه ماه حضور در کمپ ترک اعتیاد انتخاب شدند. افراد انتخاب شده در چهار گروه، تمرین (پیلاتس) + تحریک الکتریکی، تمرین (پیلاتس) + تحریک کاذب، فقط تحریک الکتریکی و گروه گواه تقسیم شدند. پروتکل تمرین پیلاتس به مدت 8 هفته و سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60 دقیقه صورت گرفت. تحریک الکتریکی با استفاده از دستگاه نورواستریم صورت گرفت. یافته ها: براساس نتایج در گروه تمرین + تحریک الکتریکی در شاخص های ظرفیت حیاتی اجباری و حجم بازدمی با فشار در یک ثانیه، از لحاظ آماری تفاوت مشاهده شد. همچنین گروه تمرین + تحریک کاذب در همه متغیرهای مورد ارزیابی به جز عامل نسبت حجم بازدمی اجباری به ظرفیت حیاتی اجباری افزایش یافتند. نتیجه گیری: می توان گفت که تمرینات پیلاتس و تحریک الکتریکی می تواند به عنوان یک راهکار غیردارویی برای افزایش ظرفیت عملکردی ریه و توان هوازی مردان معتاد استفاده شود.
تأثیر دوزهای مختلف کافئین، سیترولین مالات و تقویت پس فعالی بر ارتفاع پرش، توان بی هوازی و توان هوازی زنان کیک بوکسینگ کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
103 - 87
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش به بررسی تأثیرات حاد دوزهای مختلف کافئین، سیترولین مالات و تقویت پس فعالی (PAP) بر توان اندام تحتانی، ظرفیت بی هوازی و عملکرد هوازی در زنان کیک بوکسینگ کار پرداخته شد.
مواد و روش ها: هفتاد شرکت کننده به صورت تصادفی در هفت گروه قرار گرفتند: کنترل (Con)، کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم (Caf4)، کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم (Caf5)، کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات (Caf4+CitMal)، کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات (Caf5+CitMal)، کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات+PAP (Caf4+CitMal+PAP) و کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات+PAP (Caf5+CitMal+PAP). یک ساعت قبل از اجرای آزمون مکمل ها استفاده شدند. تمام مکمل ها (شامل دارونما و گروه های مداخله) از نظر ویژگی های حسی (رنگ، طعم و بو) یکسان بودند. پس از ۵۰ دقیقه از مصرف مکمل، آزمودنی ها به مدت ۱۰ دقیقه گرم کردن انجام دادند. به منظور بررسی عملکرد ورزشی از آزمون های عملکردی شامل آزمون پرش سارجنت (برای اندازه گیری ارتفاع پرش عمودی)، آزمون دویدن بی هوازی (RAST) (به منظور سنجش توان بی هوازی) و آزمون شاتل ران 20 متری (برای تخمین حداکثر اکسیژن مصرفی (maxVO2) استفاده شد. PAP از طریق تمرینات پلایومتریک پنج دقیقه قبل از آزمون ها اعمال شد.
یافته ها: نتایج نشان داد، ترکیب کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم با سیترولین مالات و PAP (Caf5+CitMal+PAP) منجر به بهبود معنادار در ارتفاع پرش عمودی (12 درصد) و توان بی هوازی (15 درصد) در مقایسه با گروه کنترل شد (0.05P<). درمقابل، مصرف کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم به تنهایی (Caf4) بهبود معناداری را ایجاد نکرد. درباره عملکرد هوازی، ترکیب کافئین و سیترولین مالات (Caf4+CitMal و Caf5+CitMal) افزایش معناداری را در VO2max ایجاد کرد؛ به طوری که گروه Caf5+CitMal بهبود 10 درصد در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (0.05P<)؛ با این حال، افزودن PAP تأثیر بیشتری بر عملکرد هوازی نداشت.
نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که دوزهای بالاتر کافئین (5 میلی گرم/کیلوگرم) در ترکیب با سیترولین مالات و PAP، به طور خاص بر بهبود توان انفجاری و ظرفیت بی هوازی در زنان کیک بوکسینگ کار مؤثر است.
تأثیر تمرین به شیوه فعالیت های ورزشی میان وعده ای شدید بر آمادگی قلبی-تنفسی: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
129 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف: کمبود وقت و دسترسی محدود به امکانات ورزشی، از موانع رایج پیروی از دستورالعمل های توصیه شده درباره فعالیت بدنی منظم، به ویژه در بزرگسالان شاغل است. در سال های اخیر، «اسنک های فعالیت ورزشی» به عنوان رویکردی عملی و کوتاه مدت برای ارتقای سلامت عمومی مدنظر قرار گرفته اند. در مطالعه حاضر، این شیوه شامل انجام وهله های بسیار کوتاه (کمتر از یک دقیقه) و شدید فعالیت بدنی به صورت پراکنده در طول روز تعریف شد. با وجود رشد فزاینده مطالعات در این زمینه، هنوز شواهد نظام مند و یکپارچه ای درباره اثر آن ها بر آمادگی قلبی-تنفسی وجود ندارد؛ ازاین رو، این مطالعه با هدف پر کردن این خلأ و مرور نظام مند شواهد موجود طراحی شد.
مواد و روش ها: این مرور نظام مند براساس دستورالعمل PRISMA 2020 و با ثبت پروتکل در سامانه PROSPERO (کد ثبت: CRD420251081118) انجام شد. جستجو در پایگاه های بین المللی پابمد، اسکاپوس، Web of Science، گوگل اسکولار و پایگاه های داخلی مگیران و جهاد دانشگاهی، بدون محدودیت زمانی تا ژوئن ۲۰۲۵ انجام شد. از 1070 مقاله شناسایی شده، ۹ مطالعه با مجموع ۲۳۲ شرکت کننده (18 تا 59 سال) واجد شرایط ورود بودند (ملاک های ورود براساس چارچوب PICOS تعریف شدند). غربالگری و ارزیابی کیفیت توسط دو پژوهشگر مستقل صورت پذیرفت.
یافته ها: اجرای پروتکل های اسنک فعالیت ورزشی (سه تا شش وهله فعالیت شدید ۲۰ تا ۳۰ ثانیه ای، سه بار در هفته به مدت شش تا هشت هفته) باعث بهبود معنا دار VO₂max/VO₂peak(در بازه 4 درصد تا 27 درصد) در جمعیت های متنوع شد. همچنین این شیوه در مقایسه با تمرینات تداومی با شدت متوسط، عملکرد بهتری در ارتقای آمادگی قلبی-تنفسی داشت.
نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که اجرای اسنک های فعالیت ورزشی با شدت بالا، در قالب چند وهله کوتاه و پراکنده در طول روز، رویکردی مؤثر، ساده و ادغام شدنی در زندگی روزمره برای بهبود آمادگی قلبی-تنفسی، به ویژه در افراد کم تحرک است؛ هرچند به انجام مطالعات گسترده تر و بلندمدت برای تأیید نتایج نیاز است.