پژوهشنامه ایران باستان (Ancient Iranian Studies)

پژوهشنامه ایران باستان (Ancient Iranian Studies)

پژوهشنامه ایران باستان دوره 4 تابستان 1404 شماره 14 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی پیکرک های T شکل دوره نوسنگی در فلات ایران و منطقه های همجوار آن در بال شرقی هلال حاصلخیز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوره نوسنگی نوسنگی گرایی پیکرک سازی پیکرک های T شکل زاگرس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۹
هلال حاصلخیز منطقه ای است که برای اولین بار تغییرات اقتصادی، اجتماعی و ایدئولوژیک به شالوده و عناصر تشکیل دهنده دوره نوسنگی در آن ظاهر شد. یکی از مؤلفه های نوسنگی گرایی آن چیزی است که باستان شناسان از آن به عنوان انقلاب نمادها یاد می کنند که به طور برجسته در هنر پیکرک سازی نوسنگی تجلی یافت. به طورکلی، پیکرک سازی یکی از ویژگی های مهم نوسنگی گرایی محسوب می شود و ساخت پیکرک ها دارای سابقه ای قدیمی تر از دوران نوسنگی است. از اواسط هزاره نهم پیش ازمیلاد در کنار پیکرک های حیوانی، تعداد محدودی پیکرک های انسانی با خطوط شماتیک نیز مستند شده است. در پایان هزاره هشتم پ م، دگرگونی اساسی، شامل ساخت پیکرک های انسانی در بیشتر محوطه های دوره نوسنگی دیده شده است. پیکرک های T شکل به عنوان یکی از فرم های انتزاعی انسان در عصر نوسنگی است و رواج آنها به عنوان یکی از مهم ترین مشخصه های دوره نوسنگی باسفال در برخی محوطه های نوسنگی شمال میان رودان، غرب و جنوب غربی ایران بوده است. پیکرک های Tشکل به عنوان یکی از شکل های اصلی پیکرک های نوسنگی است که در محوطه های تپه شیخی آباد، تپه سراب، تپه علی کش، تپه سبز، تپه چغاسفید، تپه تولایی، چغابنوت، چغاسفید، تپه سنگ چخماق، جارمو و چای اونو به دست آمده است. در این مقاله با روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای تلاش دارد که پرسش هایی را ارزیابی کند که پیکرک های T شکل در چه بازه زمانی از دوره نوسنگی بیشترین رواج را داشته است و شواهد آنها در چه محوطه هایی قابل ردیابی است؟ خاستگاه پیکرک های T شکل در چه منطقه یا مناطقی از هلال حاصلخیزی دیده می شود؟ پیکرک های T شکل، همسو با گسترش روابط فرامنطقه ای در عصر نوسنگی باسفال از اوایل هزاره هفتم تا هزاره ششم پ م در کنار مواردی چون سفال منقوش و ابسیدین در زاگرس گسترش داشته است که احتمال ارتباط آنها با جوامع دام دار و کوچ رو وجود دارد. 
۲.

بررسی سازگاری اقلیمی بناهای هخامنشی دهانه غلامانِ سیستانِ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازگاری اقلیمی بناهای تاریخی دهانه غلامان سیستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۸
در اقلیم گرم وخشک ایران می توان نمونه های بارز تأثیر اقلیم در ابنیه تاریخی را مشاهده کرد. توجه به عناصر و فن های به کاررفته در معماری جهت سازگاری با محیط، می تواند برای سکونتگاه های جامعه امروزی نیز مفید باشد. ازجمله مناطقی که همواره تأثیر اقلیم در ابنیه تاریخی اش از گذشته رعایت شده است، منطقه سیستان است. هدف این پژوهش، رسیدن به عناصر و ویژگی های دخیل در شکل گیری بناها تحت تأثیر اقلیم و بررسی سازگاری اقلیمی ابنیه محوطه تاریخی دهانه غلامان سیستان با شرایط محیطی و اقلیمی منطقه است. این مقاله از نظر راهبردی، کیفی و از لحاظ هدف کاربردی است که با گردآوری داده ها و تحقیقات میدانی به بررسی چگونگی سازگاری اقلیم ابنیه تاریخی دهانه غلامان با اقلیم منطقه سیستان در بعد تاریخی به روش تفسیری-تاریخی و در بعد معماری به شیوه توصیفی-تحلیلی پرداخته است. در این مقاله به بررسی بازتاب مؤلفه های شاخص اقلیمی در ساختار بناهای تاریخی محوطه دهانه غلامان پرداخته شده است. از میان مؤلفه های اقلیمی بررسی شده؛ دما، زاویه تابش آفتاب، عرض جغرافیایی و باد بیشترین تأثیر را بر مؤلفه های بازتاب اقلیم در معماری بناها داشته اند. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که جهت گیری بناها، بهره گیری از حیاط مرکزی در طرح ریزی بنا و همچنین استفاده از مصالح بوم آورد منطقه بیشترین تأثیر را در شکل گیری معماری بناهای دهانه غلامان داشته است و باوجود استفاده هخامنشیان از سقف های مسطح در معماری بناهایشان، در منطقه دهانه غلامان پوشش های طاقی و قوسی در سقف استفاده شده است. 
۳.

گاه شماری و گاه نگاری ساسانی از زبان نوشته های پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: گاه شماری گاه نگاری سال شماری زمان ساسانیان متن های پهلوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۲
در این گفتار نگارنده کوشیده است پدیده گاه شماری را در زمان ساسانیان برپایه متون زبان پهلوی (سده سوم تا دهم میلادی) بررسی و واکاوی کند. آن دسته از متون پهلوی را که به گزاره ها و جُستارهای گاه شماری، گرچه پراکنده، پرداخته اند، معرفی کند. همراه با برخی از آن داده ها، پرسش و پیشینه و فرآیند پژوهشی را روشن کند و برآیند به دست آمده را در پایان سخن بازگو کند. این گفتار با الگوی متن پژوهی دستاوردی را به نمایش می گذارد که ایرانیان باستان از آغاز تاکنون در نگاه داشتِ گاه نامه ها و سال شماری (حساب و کتاب روز و ماه و سال) با پدید آوردن جشن ها و آیین ها در هم سویی با سنجه (رصد) اخترشناسی و ستاره شناسی (نجوم) و پدیده هایِ آسمانی، نیز هماهنگی با دگرگونی و چرخش زمین و زیست بوم کوشا بوده اند و تا جایی که در توان داشتند در راستایِ بهبودیِ زندگانی و کشورداری، با برگزاریِ آیین های دینی و ملی آن را به کار می گرفتند و به درستی از آنها بهره می بردند. پرسش هایی که در این پژوهش می توان طرح کرد عبات اند از: آیا اثر یا کتابِ مستقلی درباره گاه شماری به زبان پهلوی برجای مانده است؟ آیا ردِّ پا و یا نشانی از گاه شماری زمانِ ساسانیان در آثارِ بازمانده متون پهلوی می توان یافت؟ چنان چه نشانه هایی از گاه شماری در متن های یادشده دیده شود، آیا با گردآوری گزاره ها و واژگان وابسته به آن، آگاهی درخوری را از گاه شماری و گاه نگاری در زمان ساسانیان می توان به دست آورد؟ 
۴.

تأثیر هنر یونانی مآبی بر تزیینات سنگی در آرایه های معماری ناحیه بلخ از 323 پ م تا 240 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شرق ایران تزیینات سنگی هنر هلنی هنر یونانی-بلخی هنرکوشانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۹
مقاله حاضر به پژوهش درباره تأثیرات هنر یونانی مآبی در آرایه های معماری ناحیه بلخ شامل بخش هایی از شمال افغانستان، جنوب ازبکستان و جنوب تاجیکستان (در شرق ایران) در طول دوره های سلوکی، یونانی-بلخی، پیشاکوشانی (پساهلنیستی) و کوشانی می پردازد با تکیه بر یافته های شاخص که از بررسی ها و کاوش های باستان شناسی به دست آمدند. بر این اساس، با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد مقایسه ای تلاش می شود تا ضمن معرفی تزیینات سنگی به کار رفته در آرایه های معماری این ناحیه به ویژه بناهای حکومتی و آیینی تا حد امکان قدمت آنها را تعیین کرده و با استناد به موقعیت جغرافیایی و بستر باستان شناختی این آثار، کارکرد و سبک به کار رفته در آنها ارزیابی شود. درنهایت تلاش می شود تا به این پرسش کلیدی پاسخ داده شود که چه عنصرهای هنری متأثر از هنر هلنی در تزیینات سنگی این ناحیه به کار رفته و کدام عنصرها در گذر زمان دچار دگرگونی شده یا حذف شده اند؟ اگرچه به دلیل منتشر نشدن جزیی یا کامل نتایج کاوش ها یا بررسی ها در بعضی از محوطه های مورد مطالعه، درک ماهیت بناها و بستر باستان شناختی یافته های سنگی بر ما پوشیده مانده است، با استناد به نتایج حاصل از مطالعه محوطه های شاخص ناحیه بلخ به واسطه مطالعه تطبیقی با سایر نمونه ها در ایران و میان رودان می توان گفت که بناهای حکومتی و آیینی به ویژه در 5 محوطه تخت سنگین، آی خانم، بلخ، ترمذ و سرخ کتل نقش مهمی در حفظ و گسترش هنر هلنی در ناحیه بلخ داشته اند. 
۵.

Daštān (Bīnamāzi), the Related Rules in Sasanian and Post-Sasanian Texts(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Daštān woman Zoroastrianism punishment Pahlavi’s Texts

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۱
Daštān is a Persian word meaning the menstrual cycle that happens to every girl after puberty. In Zoroastrianism, the menstrual cycle is tied to mythology so that they believed it occurred after the Ahriman’s kiss on the forehead of Jahī (Demoness of lasciviousness). The consequence of this belief about menstruation (Daštān) resulted in strict rules to prevent pollution and impurities of sacred elements. Most rules were written in post-Sasanian texts. The obligations of a woman in time of Daštān were stated in those texts. This research describes and analyzes the issue of Daštān in texts based on literary evidence. It examines whether the strict laws surrounding Daštān originated from religious laws or were rooted in myth, and what attitude towards women they created. Studies show that Daštān was considered filthy. Since the menstrual cycle is a periodical condition, a set of rules were conducted for women to obey in order to prevent the spread of pollution. In spite of negative ideas in some texts including Bundahišn and Zādspram about this issue, there were no negative approaches towards women.