سرریز مجموعهای از آشوبهای ایلی و عشایری، ویژگی اصلی تحولات کردستان در تحولات حاصل از فروپاشی نظام اداری ایران در پی واقعه شهریور 1320 بود. در حالی که تلاش مقامات دولتی برای اعاده نظم و آرامش در آن سامان بنا به دلایلی چند ـ از جمله مداخلات و ممانعت نیروهای خارجی ـ با دشواریهای فراوانی روبرو شد، گروهی از نخبگان شهری کرد نیز ـ به گونهای که در این بررسی ملاحظه خواهد شد ـ تلاش کردند با ایجاد یک حرکت سیاسی محلی، از ابعاد این آشوب و اغتشاش کاسته، تحولات آن حوزه را جهتی خاص بدهند.
حزب رستاخیز در طول بیش از سه سال و شش ماه از فعالیت هایش به رغم آنکه موفق شد تشکیلات و سازمان اداری و اجرایی گسترده ای در بیشتر نقاط کشور به وجود آورد و با برگزاری چند کنگره و سمینار اقدامات صوری بسیار، توانست هیاهوی گاه و بیگاهی در فضای سیاسی و اجتماعی کشور به وجود آورد. اما در اهداف و مقاصدی که دنبال می کرد، شکست خورد و در نهایت چاره ای جز انحلال نیافت.
در حالی که با فروپاشی نظام اداری و سیاسی کشور در خلال هجوم قوای متفقین به ایران در شهریور 1320 بسیاری از حوزههای عشایری کشور ـ از جمله آذربایجان غربی و به ویژه مناطق کردنشین آن دچار هرج و مرج شد، تنها در حوزه ارومیه است که با تشکیل گروهی موسوم به «کمیته نجات» یا «کمیته کرد و آسوری» با تلاش سازمان یافته عوامل امنیتی شوروی برای بهرهبرداری از این آشوب در جهت توسعه و تثبیت نفوذشان در آن حدود روبرو میشویم؛ اگر چه این تلاش و تحرک روسیه چند صباحی بیش به طول نیانجامید ـ زمستان 1320ـ ولی از آنجایی که پیش درآمدی شد بر تکرار همین رویکرد از سوی مقامات شوروی در مقیاسی به مراتب گستردهتر در سالهای پایانی جنگ، بررسی آن اهمیت دارد.