هر روایت و متن تاریخی برساخته ای اجتماعی است که نشان از موضع فرهنگی مورخ آن دارد. بنابراین، با بررسی پیکره بندی روایت هایی که از گذشته نقل شده، می توان بافت تاریخی آنها را نیز بررسی کرد. در اینجا، به عنوان نمونه موردی، روایت مورخان دوره ی پهلوی از شخصیت ابن مقفع را در دست گرفته ایم تا بر مبنای آن به بررسی بافت تاریخی دوره پهلوی بپردازیم. بدین منظور، از رویکرد معناکاوی گفتمانی بهره برده ایم، که بررسی نسبت بین معنای دلالت شده در نظام زبانی روایت و بافتار آن را ممکن می سازد. بازخوانی انتقادی روایت مورخان دوره پهلوی نشان می دهد که موضع فرهنگی ملی گرایی رمانتیکی از نوع اصالت گرایی فرهنگی آن عصر باعث شده است تا آنان به تصوری جوهرگرایانه از هویت ایرانی برسند. این تصور، تاریخ نگاری عصر پهلوی را به سوی انتخاب موضوع ها و شخصیت های خاص و ابداع رابطه ای بین آنان و بازآفرینی ملی گرایانه تاریخ دوره اسلامی ایران سوق داده است. گفتمان «تجدد آمرانه» و پروژه «ملت سازی دولت مدرن» عصر پهلوی، که مفاهیم تجدد را در تاریخ ایران جستجو می کرد، سرمنشأ این بازنمایی از گذشته بوده است. بر این مبنا است که در روایت های تاریخ نگاری عصر پهلوی، شخصیت ابن مقفع به عنوان دانشمندی ایران گرا و وطن دوست و ضدعرب برجسته می شود که حافظ میراث فکری ایران باستان و زبان فارسی است.
یکی از اهداف اصلی اشغال ایران و تحمیل پیمان اتحاد سه گانه بر ایران که انگلیسی ها نقش اصلی در آن داشتند بسترسازی برای مداخله تمامعیار و شبه قانونی در امور داخلی ایران بود تا تمهیدهای لازم را برای هرگونه اقدام به نفع متفقین، به طور اعم، و بریتانیا به طور اخص در هر زمینهای که ضرورت داشته باشد، فراهم کنند. بنابراین، انگلیسی ها در زمان اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، در ابعاد وسیعی در امور داخلی ایران مداخله کردند که یکی از آنها امور اقتصادی بود. جنبه اقتصادی اشغال ایران درسطح های خرد و کلان، در مقایسه با سایر جنبه ها و ابعاد اشغال، وسعت و اهمیت بیشتری برای انگلیسی ها، و پیامدهای اقتصادی کوتاه مدت و بلندمدتِ زیانبار و محسوسی برای دولت و مردم ایران داشته است، به طوری که عوارض ناشی از آن، علاوه بر سال های اشغال، در سال ها و دهه های پس از پایان جنگ جهانی دوم نیز همچنان تداوم یافت وانگلیسی ها در امور داخلی ایران در طول سال های اشغال ایران در جنگ جهانی دوم و پیامدهای این مداخله است
پس از وقایع شهریور1320ش/1942م، به علت مواجهه دولت ایران با مشکلات فراوان اقتصادی دولتمردان ایران تصمیم گرفتند، آرتور میلسپو را مجدداً استخدام کنند؛ بنابراین مجلس دوره سیزدهم شورای ملی، در تاریخ 21آبان1321ش/1943م، قانون استخدامی میلسپو را با سمت رئیس کل دارایی ایران تصویب کرد. میلسپو در راه انجام وظایف اقتصادی خود در ایران، با مخالفان فراوانی روبه رو بود؛ اما در این میان دولت شوروی و حزب توده و نیز مصدق و ابتهاج، مخالفان اصلی وی به شمار می رفتند. اتحاد شوروی و حزب توده، به هرگونه تلاش آمریکا، برای کسب نفوذ بیشتر در ایران مشکوک بودند؛ همچنین برخی از سیاستمداران ناسیونالیست، مانند مصدق، با نظارت افراد خارجی بر امور ایران مخالف بودند. ابتهاج نیز از مخالفان اصلی میلسپو به شمار می رفت. مقاله پیش رو را با استفاده از اسناد مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه ایران، روزنامه اطلاعات سال های 1322 و 1323ش/1944و 1945م، مذاکرات مجلس دوره سیزدهم و چهاردهم شورای ملی ایران و همچنین روش توصیف و تحلیل اطلاعات تاریخی تنظیم و سعی کرده ایم، به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که مخالفان اصلی میلسپو چه کسانی بوده و چه اقداماتی علیه او انجام داده اند؟
زبان یکی از مهم ترین عناصر تشکیل دهنده ی هویت به شمار می رود. اقلیت های جامعه ی ایران، ازجمله اقلیت های دینی، همواره در زمینه ی آموزش زبان خود با چالش ها و مشکلات متعددی روبه رو بوده اند. اقلیت های دینی رسمی ایران، یعنی مسیحیان، زرتشتیان و کلیمیان، در دوره ی رضاشاه در فضای گفتمان حاکم ملی گرایانه ی دولت نه تنها قادر نبودند به آموزش زبان خود در مدارس بپردازند، بلکه مدارس شان به تعطیلی نیز کشانده شد. با کناره گیری رضاشاه وضعیت آموزشی اقلیت های دینی به تدریج بهبود یافت، مدارس جدید تأسیس گردید و برنامه ی آموزشی آن ها دچار تغییرات اساسی شد. در این دوره اقلیت های دینی توانستند حقوق و امتیازهایی مبنی بر تدریس زبان خود در مدارس را در حد چند ساعت در کنار زبان فارسی که زبان رسمی کشور بود، به دست آورند. لذا مقاله حاضر درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر اسناد و مدارک آرشیوی به این سؤال پاسخ دهد که وضعیت آموزش زبان اقلیت های دینی رسمی کشور در مدارس عصر پهلوی دوم چگونه بود؟
در دوران قبل از انقلاب1357 به منظور پیشرفت اقتصادی و توسعه کشور شش برنامه عمرانی تدوین شد، اما تا انقلاب 1357 فقط پنج برنامه آن به اجرا درآمد. در هریک از این برنامه ها نیز جهت حفظ منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست بخش هایی در نظر گرفته شده بود و اعتباراتی جهت انجام طرح های عمرانی در این زمینه تخصیص یافته بود. لذا در این پژوهش با استفاده از روش تحقیق توصیفی مقایسه ای سعی بر این است تا ضمن بیان نقش و جایگاه حفاظت محیط زیست در برنامه های عمرانی، نشان دهیم توجه به محیط زیست و حفاظت از آن در برنامه های عمرانی قبل از انقلاب روندی تکاملی را پیموده و در هر برنامه نسبت به برنامه های قبلی دقت نظر بیشتری صورت گرفته و نهایتاً در برنامه پنجم برخلاف برنامه های قبلی که هیچ فصل جداگانه ای جهت حفاظت محیط زیست را دارا نبودند، با گنجاندن فصلی مجزا برای این امر، ایران به عنوان یکی از کشورهای پیشرو در زمینه حفاظت محیط زیست در بین کشورهای در حال توسعه به شمار آمد.