استان آذربایجان بخصوص تبریز را، خاستگاه انقلاب مشروطیت می شمارند. انتشار روزنامه ها در این استان، در پیشرفت مشروطه تاثیر زیادی داشت. علیقلی صفراف نویسنده، شاعر، طنزپرداز و منتقد - که خود راپورتچی و مورد اعتماد محمدعلی میرزا بود - فعالیت سیاسی اش را با انتشار «شبنامه» از سال 131ق./ 1893م. آغاز کرد و در سال 1316ق./ 1899م. روزنامه احتیاج را منتشر ساخت و پس از توقیف، ادامه آن را با نام اقبال چاپ کرد. در سال 1325ق./ 197م. به انتشار روزنامه آذربایجان اهتمام ورزید.
روزنامه آذربایجان، دارای 4 صفحه تصویر کاریکاتوری بود و 4 صفحه متن ترکی و فارسی. پس از تعطیل شدن آن، روزنامه حشرات الارض را، میرزا آقا بلوری تاسیس کرد که همان سبک و سیاق را داشت.
این روزنامه ها، حاوی مطالب انتقادی و تصاویری همسنگ با روزنامه های کشکول و ملانصرالدین تفلیس و باکو بود و مبرهن است که چاپشان در آن هنگام از تاریخ ایران، کار ساده ای نبود.
نهضت تنباکو، نهضتی است که تامل در آن، از حقایق الگوهای تحول در جامعه ایرانی پرده برمی دارد، بازیگران اصلی و اهداف غایی حرکت های خودجوش مردمی در سطحی ملی شناخته می شوند و داعیه های دروغین دراین باره آشکار می گردند. نهضت تنباکو به لحاظ ابعاد، ملی و از نظر ماهیت دینی بود و به قصد اصلاح روابط حکومت با جامعه، از یک سو و سایر حکومت ها با ایران، از سوی دیگر، بود. بررسی نهضت تنباکو از آن رو حائز اهمیت فراوان است که بر کنار از هیاهوهای روشنفکری، تحرک و پویایی اجتماعی در ایران معاصر را با محوریت مردم و دین آشکار می سازد؛ واقعیتی که در انقلاب اسلامی ایران با کمیت و کیفیت بیشتری بروز نمود و به تاسیس نظام جمهوری اسلامی، نظامی دین مدار و مردم گرا انجامید. این مقاله تبیین این واقعیت ها را مدنظر قرار داده است.
بررسی تاثیرگذاری مکان های مختلف در سیر حوادث سیاسی ــ اجتماعی، موضوعی در خور اعتناست که می تواند پتانسیل فعالیت سیاسی ــ اجتماعی را در هر دوره زمانی آشکار سازد. نوشتار پیش رو مشروطه استرآباد را بررسی کرده است.
مروری هرچند اجمالی بر تاریخچه تاسیس، فعالیت و انحلال یا تداوم احزاب در ایران نشان می دهد که زمینه های خاص اجتماعی باعث شده اند که حزب گرایی در ایران، به ویژهانقلاب سیاسیاسلامی، متفاوت از سایر کشورها و دوره ها باشد. در قانون اساسی مشروطیت خبری از احزاب نبود و فقط به تشکیل اجتماعات اشاره مختصری شده بود. اما کوران حوادث در تاریخ معاصر ایران، ظهور جریان ها و گروه های مختلف سیاسی را ناگزیر می ساخت؛ به ویژه آنکه استعمار و استبداد چنگال های خونین خود را از حلقوم مردم ایران برنمی داشتند و سکوت و رضا به معنی مرگ بود. درگیری های فکری و ایدئولوژیک هم می تواند زمینه تشکیل احزاب را فراهم کند و نمایندگان و طرفداران هر اندیشه و مکتبی را به تاسیس سازمان و حزب ترغیب نماید که نمونه های آن در تاریخ معاصر ایران فراوان است. در نوشتار پیش رو مساله حزب در ایران معاصر به طور گذرا بررسی شده است.
اختلاف در نظر و تحلیل همواره وجود داشته و مورخان و محققان را به دسته های مختلفی تقسیم و دسته بندی نموده است، اما در کنار اختلافات، مشترکاتی نیز وجود دارد که باید به آن ها توجه نمود، در این صورت شناخت بهتری از تحولات مورد بررسی حاصل می آید. نکته ای که درخصوص بهائیت در خور تامل است اشتراک نظر و توافق مورخان و محققان (با وجود گرایش های متنوع سیاسی و فکری) در وابستگی سران بهائیت به استعمار می باشد. مقاله پیش رو، اشتراک نظر آن ها را نشان داده است.