دولت عثمانی در دوره قاجار حضور سیاسی در مشهد نداشت، ولی از زمان شروع جنگ جهانی اول که موضوع اتحاد جهان اسلام مطرح شد، طرفدارانی در مشهد یافت که ترک های قفقازی مهم ترین آنها بودند. پس از شکست عثمانی و تشکیل مجلس بزرگ ملی ترک، روابط حکومت جدید با ایران و افغانستان بیشتر شد و مشهد یکی از کانون های ارتباط این سه دولت اسلامی بود. با تأسیس کنسولگری افغانستان در اواخر دوره قاجار، ترکیه نیز شهبندری خود را در سال 1341 قمری در مشهد دایر کرد. با ورود محمد سامی بیک برای برافراشتن «بیرق ماه و ستاره» در مشهد، گام های مهمی برای جلب اتحاد جهان اسلامی برداشته شد و اقدامات عملی برای اتحاد ایران، ترکیه و افغانستان صورت گرفت و زمینه ای برای اتحاد بیشتر در دوره رضا شاه شد. عملکرد سامی بیک و واکنش دول روس و انگلیس موضوع دیگری است که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است. در این مقاله علل شکل گیری شهبندری، عملکرد یازده ماهه سامی بیک در زمینه های مختلف نظیر سخنرانی در حرم امام رضا (ع)، بازدید از مدارس، ملاقات با روزنامه نگاران، برگزاری نماز جمعه، برگزرای نماز عید فطر، شرکت در عزاداری ها، تشویق و حمایت از مخالفان سیاست انگلیس و رابطه با کنسولگری افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد.
میرزا احمد خان مشیرالسلطنه (نخست وزیر محمدعلی شاه در عصر مشروطه) به نیک نفسی و تدین و خیر خواهی شُهره بود، چندانکه مخالفینش نیز به وجود این اوصاف حسنه در وی اعتراف داشتند.1 در آستانه طلوع مشروطه با عینالدوله در افتاد و به همین علت به مشهد تبعید شد.2 در آنجا نیز واسطه اصلاح کار مردم شورشی با دولت بود.3 با این سوابق، پس از عزل عینالدوله، وزیر عدلیه رژیم مشروطه گردید و حتی میخواستند او را «رئیس مجلس قرار دهند.»4
روشنفکری، روشن نگری و نقد اجتماعی مفاهیمی مرتبط با یکدیگر هستند. لیکن در مقام عمل الزاماً هر روشنفکر و روشن نگری منتقد اجتماعی و روشنگر نیست. آنچه که در مقاله حاضر به آن پرداخته می شود، بررسی آرای طالب اُف به عنوان روشن نگری اجتماعی ـ سیاسی در نقد شرایط، آرا و باورهای جامعه زمان خویش است و نحوه پرداختن و رویاررویی وی با این شرایط و آرا. در این بررسی از آثار طالب اُف استفاه شده و از روش تحلیل محتوا سود برده شده است.