منصب نسقچی که از زمان صفویه در نظام دیوانی و تشکیلات دربار وجود داشت پس از سقوط صفویه همچنان به حیات خود ادامه داد اما در دوره قاجاریه به عللی چند از فهرست تشکیلات درباری ایران حذف گردید. واکاوی علل و عوامل موثر بر حذف این منصب از فهرست مناصب دوره قاجاریه به عنوان مسئله اصلی این تحقیق مد نظر است. روش گردآوری داده ها در این پژوهش کتابخانه ای و اسنادی است و روش تحلیل تبیین کارکردی. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد ایجاد نهادهایی با کارکرد مشابه از یک سو و تحولات داخلی ایران و حاکم شدن نظم و ثبات در کشور از مهمترین علل حذف این منصب از تشکیلات دربار قاجاریه به حساب می آید.
به رغم محدودیت های زنان عصر قاجار از جهت حضور در عرصه های اجتماعی و اقتصادی، برخی از روایات تاریخی متضمن اشاراتی در باب مشارکت های اقتصادی زنان در جامعه آن روز است. از میان منابع موجود، سفرنامه ها به ویژه گزارش سیاحان خارجی بیشتر از سایر آثار به این مسأله پرداخته اند.
نتایج حاصل از بررسی ها نشان می دهد که زنان عصر قاجار اعم از زنان شهری، روستایی و عشایری براساس موقعیت، تجربیات و توانمندی هایشان در عرصه های اقتصادی فعالیت داشته اند. در بین این زنان، زنان شهری تحت تأثیر افکار روشنفکران و ورود نوگرایی، حوزه های فعالیت اقتصادی خود را گسترش داده و در مواردی در جراید نسوان، ایده هایی را در جهت تقویت اقتصاد بومی و خودکفایی ابراز نمودند. پژوهش حاضر بر آن است با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی ضمن تحلیل و بررسی نحوه ی مشارکت اقتصادی زنان و ابعاد مختلف آن در گونه های زیست شهری، روستایی و عشایری در عصر قاجاریه به تبیین اندیشه های نوگرایانه در میان زنان طبقه شهری بپردازد.
آثار علمی ــ سیاسی مجتهد مبارز و آزادیخواه بوشهری، مرحوم سید عبدالله بلادی(ره)، را هم میتوان از دیدگاه منابع مشروطهپژوهی بررسی کرد و هم ادبیات پایداری و جهادیهها. هرچند این آثار تمام و کمال در دسترس نیستند و فقط به صورت پراکنده از نگاشتههای او میتوان بهرهمند شد، همان گزیدهها و متون محدود موجود، نشاندهندة جدّ و جهد بلیغ وی در امور سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی است.
مجتهد بوشهری، که هرگز از مبارزه علیه استبداد و استعمار دست برنمیداشت، در برهههای گوناگون تلاطم و تهاجم دست به قلم برد و لوایح و رسائلی نگاشت که در حفظ بیضة اسلام و کیان کشور مؤثر بود. جنگهای ایران و روس، انقلاب مشروطیت، و اشغال نظامی ایران در شهریور 1320، از جمله برهههایی بودند که علما را به نگارش جهادیه و اهل فضل و ادب را به تصنیف پایدارینامه واداشت و در همة این برههها مرحوم آیتالله بلادی نیز حساس و پرتلاش به کار روشنگری ادامه داد.
با توجه به اینکه شماره حاضر مجله زمانه با محوریت مرجعیت و روحانیت شیعه فراهم آمده است، متن ذیل را که گزارشی از مقاله توانای این حوزه تاریخ معاصر در کنگره پنجاهمین سالگرد مجتهد بوشهری میباشد تقدیم حضور گرامیتان مینمائیم.
هدف این مقاله بررسی عملکرد رسانه ایست که در پی جنبشی مهاجرتی دراستانبول شکل گرفت و چهارده سال دوام آورد.تحلیل محتوایی شماره های دو سال نخست این رسانه که «شمس»نام دارد، حاکی از این است که گردانندگان آن تمایلات مشروطه خواهانه داشته اند وبرای استقرارمجددو احیاء مشروطه تلاش می کرده اند
هدف: این پژوهش بر آن است که به بررسی وضعیت فرهنگی ارامنة بوشهر و تأثیر فعالیت آنها در رشد فرهنگی این شهر در دورة قاجار بپردازد.
روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و برپایة منابع کتابخانه ای و اسناد این دوره انجام شده است. در پایان نیز پس از ارزیابی داده های تاریخی و تجزیه و تحلیل آنها به استنتاج پرداخته شده است.
یافته ها و نتایج پژوهش:ارامنة بوشهر در دوره قاجار در محلات مخصوص به خود در بوشهر سکونت و بیشتر به تجارت و بازرگانی اشتغال داشتند. ارامنة این شهر از لحاظ اعتقادی جزء مسیحیان ارتدوکس و در ارتباط مستمر با ارامنة اصفهان بودند. آنها در این دوره با حفظ آئین و زبان مادری خود به زبان های مختلف مورد نیاز خود تسلط داشتند. درمورد نحوة پوشش ارامنه، در این دوره به طور عمده تمایزی میان آنها و اهالی بوشهر وجود نداشت. همچنین، با حفظ هویت مذهبی و فرهنگی خود، نقش فعالی در رشد و توسعة فرهنگی بوشهر داشتند. علاوه بر تأسیس مدرسه و نوانخانه ویژه ارامنه، در توسعه مدرسة سعادت مظفری و ارائة الگویی جهت تأمین بودجة آن مشارکت فعال داشتند. اقدامات ارامنة بوشهر تنها به این بندر محدود نبود و در تأسیس نهادهای آموزشی و امور مطبوعاتی در دیگر بنادر خلیج فارس نیز نقش قابل توجهی دربالا بردن سطح آگاهی و رونق این بنادر ایفا کردند.
بلوچستان در آغاز حکومت قاجار گرفتار آشوب های ناشی از منازعات خان های محلی گردید. بخش وسیعی از این منطقه که همواره جزو جغرافیای تاریخی ایران بوده، سرانجام با دخالت انگلستان جدا شد.
پژوهشگر می کوشد پاسخ مناسبی برای این پرسش بیابد که آیا قاجارها در آغاز حکومت شان توانستند حاکمیت دولت مرکزی را در بلوچستان تثبیت کنند؟ سؤال دیگر این که چه کسانی طی دوران زمامداری فتحعلی شاه و محمدشاه در صحنه سیاسی این ایا لت نقش آفرین بودند؟
چنین فرض می شود کشمکش های محلی در بلوچستان که ریشه در تاریخ میانه ایران داشت، فرصت تثبیت حاکمیت ایران بر این ناحیه را پس از فروپاشی دولت صفوی و افشاری نداد و دولت انگلستان نیز کوشید از این نابسامانی سیاسی در جهت مطامع استعماریش استفاده کند.
این تحقیق با بهره گیری از مندرجات سفرنامه ها، خاطرات رجال سیاسی و سایر منابع دست اول، به روش«تحلیل تاریخی» تحوّلات سیاسی بلوچستان را در یک دورة حساس تحلیل می نماید.
این بررسی نشان می دهد: بلوچستان در آغاز دورة قاجار کانون ناآرا می های فراوانی گردید که دولت انگلستان با فرصت طلبی کوشید با فرقه تراشی بر نابسامانی آن بیفزاید. قاجارها هم به دلیل درگیری با دولت روسیه و انکلس و نیز بی کفایتی برخی دولتمردان، نتوانستند حاکمیت ایران را بر این نواحی به طور کامل برقرار سازند.
ظهور تمدن جدید در اروپا و انتشار آن به ماورای اروپا از مجرای استعمار، به اجبار نوسازی را بر جوامع شرقی و از جمله ایران، تحمیل کرد. اما نوسازی اجباری به جای تاسیس تمدن جدید به دوگانگی و التقاط تمدنی منجر شد. رفع این نقیصه جز با نوسازی اختیاری و انتقال کامل تمدن جدید ممکن نبود. اما، انتقال تمدن جدید بدون الگو و طرح معین نظری و عملی ممکن نمیشد. یافته های این تحقیق نشان میدهد که امیرکبیر از کلیت تمدن جدید درک و تصویر ذهنی مشخصی داشت و اقدامات نوسازانه او براساس الگو و طرح معینی در نظر و عمل آغاز و هدف اصلی او تاسیس تمدن جدید بود. اما، شکست اقدامات او نه به دلیل مشکلات و نقائص شناختی و ادراکی از تمدن جدید، بلکه، به علت غلبه مدافعان شرایط و مناسبات جاری و مخالفت آنان با اصلاحات و نوسازی همه جانبه بود.
قانون اساسی مشروطیت که در دیماه 1285 خورشیدی پس از تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی به تصویب مظفرالدین شاه قاجار رسید و به مدت 72 سال رسمیت داشت، نخستین قانون اساسی ایران به شمار میآید که اگر نه در حیطه عمل، لااقل در چارچوبهای نظری دگرگونیهای شگرفی را در ایران موجب شد.