ز شناخت های لازم، مفید، کاربردی و تعیین کننده، «شناخت امام» است.
در فرهنگ اسلامی و نگاه شیعی، «امامت»، تداوم خط «رسالت» است و «امام» به عنوان وصی و جانشین «پیامبر»، نقش مدیریت جامعه و هدایت مسلمانان و تربیت نفوس مؤمنان و اجرای احکام قرآن و دفاع از اسلام و تبیین خط راستین مکتب و مقابله با تحریف ها و انحراف ها و بدعت ها را بر عهده دارد.
این که پس از پیامبر، چه کسی باید عهده دار «خلافت» باشد و مردم تکلیف دارند از چه کسی و با کدام شاخصه ها و اوصاف، فرمان برداری کنند، مسئله ای مهم و سرنوشت ساز است. به همین دلیل شناخت چنین کسی لازم است. از این رو در روایات متعدد بر ضرورت «امام شناسی» تاکید شده است. رسول خدا(ص) فرموده است: «من مات و هو لا یعرف امامه مات میته جاهلیه؛ هر کس بمیرد، در حالی که امام خود را نمی شناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.»
بنابراین شناخت امام به عنوان یک تکلیف حتمی و نجات بخش، لازم است و آنان که امام خود را نشناسند و از امام شایسته و بر حق تبعیت نکنند، به گمراهی خواهند افتاد.
عیسی بن مریم7 از جمله پیامبرانی است که زندگانی او به طور عام و نقش او در آخرالزمان به طور خاص مورد توجّه منابع دینی اسلام قرار گرفته. در میان آیات قرآن، اشاره به سخن سرنوشتساز مسیح در آخرالزمان، ایمان اهل کتاب به امام زمان7 در پرتو راهنمایی عیسی7 و برتری تابعان عیسی7 بر مخالفان او تا روز قیامت از جمله اموری است که نقش معرفتی نزول عیسی7 را به صورت پررنگ ترسیم نموده. همچنین در روایات متعددی در جریان اقتدای مسیح7 به نماز امام زمان7 میتوان به نقش معرفتی آن پی برد. در برخی از روایات دیگر سخن از نصرت مسیح7 به میان آمده که تکمیلکننده نقش عیسی7 در آخرالزمان است. ما در این تحقیق کوشیدهایم با تبیین دادههای اطلاعاتی به کارکردهای نزول عیسی7 بپردازیم و در فرایند تحقیق به این نتیجه رسیدهایم که عیسی7 نقش بسیار مهمی در معرفتبخشی به مسیحیان و ایمان اهل کتاب به امام زمان7 دارد.
هدف این نوشتار، بررسی شعر انتظار در دوره معاصر از دیدگاه عناصر بلاغی است. در این راستا با توجه به گستردگی این عناصر، از میان صنایع متعدد بدیعی و بیانی، تنها به کارکرد آرایه های بیانی در این نوع ادبی پرداخته شده است تا از این رهگذر میزان حضور کمّی و کیفی چهار صنعت تشبیه، مجاز، استعاره و کنایه در شعر انتظار ارزیابی شود. مسئله اصلی، چندی و چگونگی کارکرد این چهار عنصر بلاغی در نود قطعه شعر انتظار از بیست شاعر عصر انقلاب اسلامی است که نسبت به دیگر شاعران در این باره برجستگی بیشتری دارند. در بدنه اصلی نوشتار، هر کدام از آرایه های بیانی و زیرشاخه های آن ها در شواهدی از شعر شاعران یادشده، ارزیابی شده و در پایان، این نتیجه حاصل گردیده که در شعر آیینی به طور عام و در ادبیات انتظار به طور خاص، مانند دیگر انواع ادبی با وجود این که شبکه مفهومی بسیار غنی و ارجمند است، بخشی عمده از تأثیرگذاری اثر، مبتنی بر ادبیّت متن و به ویژه عناصر بلاغت آفرینِ آن است.
قصص قرآن از دیرباز مورد توجه مفسران، محدثان و دانشمندان علوم قرآنی بوده و از ابعاد گوناگون پژوهش های متنوعی با رویکردهای تاریخی، جغرافیایی، زیبایی شناسی و اعجاز بیانی در این موضوع سامان یافته است. لیکن بعد کلامی آن به ویژه در مسائل کلامی امامت و مهدویت کمتر مورد توجه قرار گرفته است. لذا این نوشتار در صدد است تا بن مایه های کلامی مهدویت در قصص قرآن را مورد بررسی و تبیین قرار دهد. بررسى ها نشان مى دهد امکان پنهانی بودن ولادت، امکان تصدی امامت در کودکی، غیبت، طول عمر، پایایی دوران جوانی، صدور معجزه در وقت ظهور، حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) از مهمترین مباحث کلامی مهدویت در قصص قرآن است. از سوی دیگر تبیین آداب انتظار در سیمای سوره یوسف، حکمت غیبت و امکان رؤیت امام عصر(ع) بى آنکه شناخته شود، از دیگر مسائل کلامی مهدویت است که در این نوشتار از منظر قصص قرآن مورد بررسی قرار گرفته است.
در فرآیند شخصیت شناسی امام مهدی، بحث درباره رتبه و مقام امامت آن حضرت مطرح است. رتبه امامت حضرت مهدی مانند سایر ائمه برتر از رتبه نبوّت و رسالت است. این معنا از یک سو، با تأمّل در مفاد آیه امامت حضرت ابراهیم و از سوی دیگر از سیره حضرت عیسی در اقتدا به امام مهدی و پیروی از ایشان در عصر ظهور اثبات شدنی است.
با درک رتبه امامت حضرت مهدی حدیث «مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ إِمَامٌ فَمِیتَتُهُ مِیتَةٌ جَاهِلِیَّة» (کلینی، 1388: ج1، 376) و احادیث شبیه به آن، که در مصادر فریقین نقل شده اند، ژرف و واقع بینانه معنا می شوند.