مزامیر یا زبور حضرت داود (1015- 1085 ق.م.) مجموعه ای از شعر و سرود با مضمون نیایش، پرستش و توکل بر خداوند است. بسیاری از مفاهیم یکصد و پنجاه باب آن، قابل انطباق با مضامین قرآن و احادیث است. در برخی احادیث اسلامی، حضرت داود علیه السلام مورد خطاب مستقیم پروردگار قرار گرفته است.
این تحقیق برای رسیدن به آموزه های مشترک ادیان ابراهیمی، صرف نظر از طرح حجیت آنها، به بررسی درون مایه های مشترک میان مزامیر و احادیث خطابی به حضرت داود می پردازد. «ستایش»، «حمد و تسبیح»، «توکل»، «امید»، «توبه»، «شکرگزاری»، «رحمت خداوند»، «عدم تلبس به لباس دشمنان»، «دوری از تکبر» و «کمک به نیازمندان»، ازجمله آموزه های مشترک در مزامیر و احادیث خطابی به حضرت داود است. در بسیاری از موارد، بجز جهت گیری کلی و اشتراکات مضمونی، در عبارات، ترکیبات، استدلال ها نیز توارد و همانندی وجود دارد. این امر، فی الجمله می تواند گواه اصالت آسمانی مزامیر باشد.
وحی الهی، یکی از منابع مهم ادیان و آیین های مختلف جهان می باشد. آئین ﺳیکْﻬ نیز بر این موضوع تأکید داشته و با مفهوم شبد از وحی سخن گفته است. با وجود این مطالب، وحی در قرآن کریم و شبد در گرو گرنته صاحب، شباهت و تفاوت هایی دارند. شبد به هیچ وجه در وزان وحی الهی در اسلام نبوده و اساساً با رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه السلام قابل مقایسه نیست. ساده ترین موضوع در وحی متجلی در قرآن ناتوانی دیگران در آوردن مثل آن است و البته وعده حفظ و نگه داری قرآن کریم توسط خداوند نیز تفاوتی اساسی در این میان است.
"در طول تاریخ، در منابع مختلف زرتشتى و غیر زرتشتیت، ایرانى و غیر ایرانى، زرتشتیان ایرانى از سوى خود و دیگران، به نامها و عناوین گوناگونى، نامیده شدهاند.هدف از نگارش این مقاله بررسى و نمایاندن روند تاریخى این نامها، با بارهاى معنایى و ارزشى متفاوت آنها در سیر زمان است که بگونهاى ضمنى و میزان شناخت جامعه اکثریت و تعامل دو جامعه اقلیت و اکثریت را در رسیدن به یک نام مشترک باز مىنمایاند.
"
در تعالیم همه ادیان بزرگ، از دوره ای به نام آخرالزمان یاد شده است. از جمله خصوصیات مهم این دوره، ظهور منجی آخرالزمان است. آموزه ظهور موعود آخرالزمان بخصوص در دو دین اسلام و مسیحیت جایگاه ویژه ای دارد. نظر به دلیل اهمیت این موضوع برای پیروان ادیان و شوق و انتظار همیشگی آنان برای درک واقعة ظهور، همواره در طول تاریخ، افرادی از این رغبت عمومی سوءاستفاده کرده، به نام منجی موعود به فرقه سازی دست زده اند. در دو سده گذشته، در هر دو دین اسلام و مسیحیت، به دلایل مختلف و با پیش فرض اعتقاد به ظهور منجی موعود، فرقه های متعددی شکل گرفتند که عوامل مشترکی در دو دین، مورد سوءاستفاده رهبران فرقه ها قرار گرفته است.
این مقاله به بررسی عامل ادعای دریافت کشف و شهود در ظهور منجی موعود می پردازد که سبب پیدایش فرقه شیخیه در اسلام و مورمون ها در مسیحیت شده است.
خاورشناسانِ قائل به تأثیرات مسیحی در اسلامِ آغازین را می توان به گروه های مختلفی تقسیم کرد. برخی از ایشان قائل به تأثیرات اناجیل غیررسمی و به طور مشخص اناجیل کودکی در اسلام آغازین بوده اند.گابریل رینولدز با طرح این نظر که قرآن را باید با نظر به نوشته های عهدینی فهم کرد، آیات 35-44 سوره آل عمران در باب تولد و کودکی و کفالت حضرت مریم را در پرتو یکی از اناجیل کودکی به نام «پیشا انجیل یعقوب» تبیین کرده است. به تبیین وی از این آیات نقدهایی وارد است که نتیجه غفلت وی از فقراتی از متن عهدین بوده است.