یکی از مباحث مطرح در روایات اسلامی (شیعی و سنی)، روایاتِ «تشابه ادیان توحیدی» است. در این روایات، مباحثی مانند شباهت ادیان در افتراق و فرقه فرقه شدن و نیز بحث رجعت در ادیان مطرح می شود. این روایات، از لحاظ سندی در حد تواتر اجمالی و یا مستفیض، بنابر قول برخی از اندیشمندان هستند و از لحاظ دلالت نیز مورد تأیید آیات قرآن هستند؛ زیرا قرآن تأیید می کند که امت ها در سنن الهی اشتراک دارند و سنن خدا در امت های مختلف تکرار می شود. برخی برای اثبات تحریف قرآن، از این روایات و آیات بهره برده اند و استدلال کرده اند که با توجه به تشابه ادیان توحیدی و با توجه به اینکه کتاب مقدس تحریف شده است، پس قرآن نیز تحریف شده است. در مقابل، متفکران شیعی تلاش زیادی انجام داده، به این برداشت از این روایات پاسخ داده اند. به نظر می رسد، با وجود قوّت برخی از این پاسخ ها، پاسخ کامل تر و بهتری وجود دارد که در جمع بندی این نوشتار ارائه شده است.
مزامیر یا زبور حضرت داود (1015- 1085 ق.م.) مجموعه ای از شعر و سرود با مضمون نیایش، پرستش و توکل بر خداوند است. بسیاری از مفاهیم یکصد و پنجاه باب آن، قابل انطباق با مضامین قرآن و احادیث است. در برخی احادیث اسلامی، حضرت داود علیه السلام مورد خطاب مستقیم پروردگار قرار گرفته است.
این تحقیق برای رسیدن به آموزه های مشترک ادیان ابراهیمی، صرف نظر از طرح حجیت آنها، به بررسی درون مایه های مشترک میان مزامیر و احادیث خطابی به حضرت داود می پردازد. «ستایش»، «حمد و تسبیح»، «توکل»، «امید»، «توبه»، «شکرگزاری»، «رحمت خداوند»، «عدم تلبس به لباس دشمنان»، «دوری از تکبر» و «کمک به نیازمندان»، ازجمله آموزه های مشترک در مزامیر و احادیث خطابی به حضرت داود است. در بسیاری از موارد، بجز جهت گیری کلی و اشتراکات مضمونی، در عبارات، ترکیبات، استدلال ها نیز توارد و همانندی وجود دارد. این امر، فی الجمله می تواند گواه اصالت آسمانی مزامیر باشد.
وحی الهی، یکی از منابع مهم ادیان و آیین های مختلف جهان می باشد. آئین ﺳیکْﻬ نیز بر این موضوع تأکید داشته و با مفهوم شبد از وحی سخن گفته است. با وجود این مطالب، وحی در قرآن کریم و شبد در گرو گرنته صاحب، شباهت و تفاوت هایی دارند. شبد به هیچ وجه در وزان وحی الهی در اسلام نبوده و اساساً با رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه السلام قابل مقایسه نیست. ساده ترین موضوع در وحی متجلی در قرآن ناتوانی دیگران در آوردن مثل آن است و البته وعده حفظ و نگه داری قرآن کریم توسط خداوند نیز تفاوتی اساسی در این میان است.
نبوت، «نووئا» از آموزه های اساسی قرآن و عهد عتیق است. اوصاف انبیا، مراتب آنان، وحی و حالات انبیا هنگام دریافت وحی، ازجمله مباحث مشترک حوزه نبوت در این دو کتاب مقدس است. در عهد عتیق مباحثی از نبوت مطرح شده که در قرآن نیامده، و یا کمتر بدان پرداخته شده است. نبوت زنان، نبوت گروهی و نبوت دروغین از آموزه های خاص عهد عتیق است. انبیا زن که به مادر اسرائیل موسوم اند، همچون انبیا مرد به نبوت و پیشگویی می پرداختند. در قرآن کریم به پیامبری زنان، اشاره نشده است و تنها نام بیست و پنج نفر از پیامبران تصریح شده، که همگی از مردان هستند. در این تحقیق به مقایسه آموزه های عهد عتیق و قرآن درباره نبوت اشاره می شود.
"در طول تاریخ، در منابع مختلف زرتشتى و غیر زرتشتیت، ایرانى و غیر ایرانى، زرتشتیان ایرانى از سوى خود و دیگران، به نامها و عناوین گوناگونى، نامیده شدهاند.هدف از نگارش این مقاله بررسى و نمایاندن روند تاریخى این نامها، با بارهاى معنایى و ارزشى متفاوت آنها در سیر زمان است که بگونهاى ضمنى و میزان شناخت جامعه اکثریت و تعامل دو جامعه اقلیت و اکثریت را در رسیدن به یک نام مشترک باز مىنمایاند.
"
در تعالیم همه ادیان بزرگ، از دوره ای به نام آخرالزمان یاد شده است. از جمله خصوصیات مهم این دوره، ظهور منجی آخرالزمان است. آموزه ظهور موعود آخرالزمان بخصوص در دو دین اسلام و مسیحیت جایگاه ویژه ای دارد. نظر به دلیل اهمیت این موضوع برای پیروان ادیان و شوق و انتظار همیشگی آنان برای درک واقعة ظهور، همواره در طول تاریخ، افرادی از این رغبت عمومی سوءاستفاده کرده، به نام منجی موعود به فرقه سازی دست زده اند. در دو سده گذشته، در هر دو دین اسلام و مسیحیت، به دلایل مختلف و با پیش فرض اعتقاد به ظهور منجی موعود، فرقه های متعددی شکل گرفتند که عوامل مشترکی در دو دین، مورد سوءاستفاده رهبران فرقه ها قرار گرفته است.
این مقاله به بررسی عامل ادعای دریافت کشف و شهود در ظهور منجی موعود می پردازد که سبب پیدایش فرقه شیخیه در اسلام و مورمون ها در مسیحیت شده است.