امام علی(ع)، علم را بر دو نوع «مسموع» یعنی شنیده شده از خارج و «مطبوع» یعنی نشئت گرفته از عقل تقسیم می کند. بر این اساس، حافظه محوری و اندیشه محوری دو نگرش عمده حاکم بر روش های آموزش شمرده می شوند. هرچند امروزه بیشتر بر روش های اندیشه محوری تأکید می گردد، حافظه محوری نیز یکی از رویکردهای پرکاربرد به شمار می آید. نوشتار حاضر با هدف نشان دادن جایگاه و تفاوت های این دو رویکرد، با تأکید بر روایات منقول از امام علی(ع) به روش توصیفی ـ تحلیلی، نخست با تعریف دانش و خرد و رابطه میان آن دو، اهمیت آنها را در آموزش بررسی می کند، سپس به معرفی هریک از دو نگرش حاکم و روش های مورد حمایت آنها می پردازد. بررسی موضوع، اگرچه برتری به کارگیری تربیت عقلانی در آموزش را نشان می دهد، درعین حال، مشخص می کند که نباید روش تکرار و حافظه محوری را به طور کلی از نظر دور داشت.
امت اسلامی در مصداق «اهل بیت» اختلاف دارند و دو گروه عمدة اسلامی (شیعه و اهل سنت) دربارة جایگاه آنان نزد خداوند و نقش آنان در نظام آفرینش، دو نگاه مهم دارند: نگاه افراطی، آنان را فوق بشر تصور میکند و صفات خدایی برای آنان در نظر میگیرد و نگاه تفریطی آنان را در حد مسلمان عادی میداند و گاهی تکفیر هم میکند.
با بررسی متون حدیثی دو گروه، میتوان حدّ وسط این افراط و تفریط را اثبات کرد که عبارت است از «پذیرش بندگی آنان در برابر خداوند، با وجود برخورداری از مقاماتی مانند خلافت، ولایت، امامت و عصمت»؛ با این توجیه که مستندات دینی اثبات میکند این مقامات اعطایی از سوی خداوند هستند؛ نه ذاتی آنان.
باتوجه به بررسی متون دینی، این مقامات متناسب با نیازهای مردم طراحی و جعل شده است. این مقاله نمونه ای از مقامات حقیقی آنان را ـ براساس روایات دو گروه ـ بررسی و مستندات، فلسفة جعل و مصداق آنها را از روایات دو فرقه ارائه میکند.
درمنظومة آیات و روایات اسلامی، محل معرفت قلب است و علم حقیقی همان معرفت قلبی است.مهم ترین ویژگی های معرفت شهودی و قلبی مطرح در آیات و روایات عبارت اند از: وهبی و از سوی خداوند بودن، نامتعارف و غیرعادی بودن، مستقیم و عاری از تفکر و واسطه بودن، شناختی بودن، برخورداری از حقیقت و صدق، برخورداری از متعلَّق فرامادی وغیبی، نتیجة تقوا و مجاهده [درونی و بیرونی] بودن. عرفا نیز، به تبعیت از شریعت ناب، قایل به معرفت عرفانی و قلبی اند. از دیدگاه ابن عربی معرفت حقیقی شناختی قلبی، بی واسطه، غیراکتسابی و وهبی است که با حصول استعداد نفس از طریق رعایت تقوا، مجاهده و سلوک عملی حاصل می شود . روشن است که تطابق دیدگاه عرفا بر شریعت مبین اسلام به دلیل پایبندی آنان به دستورات و اصول اسلامی است
نور اسمی از اسمای حسنای خداوند و نام یکی از سوره های قرآن کریم و از کلماتی است که در قرآن و احادیث بر مصادیق گوناگونی اطلاق شده است. گرچه این مصادیق متعددند، ولی وجود ویژگی خاصی در آن مصادیق سبب نام گذاری نور به آنان می باشد. مشهورترین آیه ای که در قرآن کریم بحث نور را مطرح کرده است آیه 35 سوره نور است که واژه نور در آن پنج مرتبه به کار رفته است. در طلیعه این آیه خداوند نور آسمان ها و زمین معرفی شده است Gاللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِF. مفسران، متکلمان، محدثان، فیلسوفان و عارفان دیدگاه های گوناگونی در خصوص معنای آن مطرح کرده اند؛ اما مهم ترین دیدگاه در زمینه نور بودن خداوند بر اساس روایات تفسیری فریقین، هدایت گری خداوند است.
تاریخ اسلام در طول قرن های متمادی انواع فتنه ها و جریانهای متعددی از غوغاسالاری وانحراف را تجربه کرده است. حضرت علی (ع) در مجموعه سخنان خود در نهج البلاغه بارها با طرح این مساله درصدد برآمد تا بر زوایای ناپیدای انواع فتنه ها نور بتاباند و نقاب از چهره آنها بردارد در این مقاله پس از استخراج و بررسی غالب بیانات حضرت در این زمینه، توصیف دقیق و داهیانه امیرالمومنین از جلوه های فتنه و بسترهای لازم برای شکل گیری آن ها و نیز آثار و پیامدهای آن ها مورد بررسی قرار گرفته و شیوه های مورد نظر امام(ع) در مقابله باآنها نیز رصد شده است. امام علی هوا پرستی و ضعف در باورهای دینی و ورود بی خردانه به مسایل شبهه ناک را از مهمترین عوامل بروز فتنه می داند که فضای غبارآلود ناشی از آن با درآمیختن حق و باطل سبب گمراهی افراد می شود.ایشان برای مقابله با فتنه، تمسک به آموزه های قرآنی و پرهیز از شتابزدگی و برخورد محتاطانه را مورد تاکید قرار می دهد.
واژة فتنه یکی از پُربسامدترین واژگان در شبکة مفاهیم قرآنی و روایی است که اهل لغت سه معنا را به طور کلّی برای آن ذکر کرده اند: اوّل «گدازاندن در آتش»، دوم «اختبار و آزمایش» و سوم، «اضطراب و اختلال در نظم امور» که از میان این معانی، معنای دوم که همان اختبار و آزمایش است، دامنة مفهومی عام تری از معانی دیگر دارد، ولی با این حال، معنای سوم با مفهوم اصطلاحی فتنه که همانا حوادث اجتماعی التهاب آور مرکّب از حقّ و باطل است، ارتباطبیشتری دارد. از آنجا که فتنه های اجتماعیآثارزیان آوریرا در عرصة اجتماع موجب می گردند، مقالة حاضر در صدد است به تبیین راهکارهایی چون رجوع به معارف قرآن کریم و اهل بیت، علیهم السّلام، و ... به عنوان راهکارهایی برای در امان ماندن از فتنه ها و و راهکارهایی درجهت چگونگی مواجهه با این پدیده ها نظیر برخوردهای نرم و روشن گرانه و در صورت لزوم، برخورد سخت و قاطع با ایجادکنندگان و طرّاحان فتنه ها به عنوان راهکارهایی کوتاه مدّت و تربیت اخلاقی و معرفتی افراد جامعه و تقویت اعتقادات به عنوان روش هایی بلندمدّت به منظور مبارزه با فتنه های بشری در پرتو تعالیم بپردازد.