بعد از رحلت پیامبر (ص)، جریان های فکری و کلامی متعدد و معارض با یکدیگر که بیشتر، از اهل سنت بودند، پدیدار شدند که در هر یک از آن ها، برای تبیین اندیشه ها، علاوه بر قرآن، به روایات نبوی (ص) استناد می شد. در اثنای این تکاپوها، برخی آیات، دچار تحریف معنوی شدند و روایات نیز دست خوش تحریف لفظی و تبیین ناصواب (تحریف معنوی) و یا گرفتار وضع شدند. اهل بیت (ع) در مواجهه با چنین روایاتی که دست مایه عقاید جریان های فکری و کلامی بودند، گاه مواضع تحریف روایات را آشکار می کردند، گاه با تبیین صحیح روایات، سوء برداشت ها را می زدودند و گاه با استناد به ادلّه عقلی و نقلی، جعلی بودن حدیث را نشان می دادند.
تحوّلات علمی و عملی در حوزه سیاست، به تولید نظریه های سیاسی نوین انجامیده که از این میان، نظریه نظام (سیستم) سیاسی، در عصر اخیر، جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است. متأسفانه با وجود کاربرد بسیار اصطلاح «نظام سیاسی اسلامی» هنوز درک علمی و روشمندی از آن وجود ندارد. با توجه به ویژگی های مثبت و منفی تئوری مذکور، این نوشتار در پاسخ به پرسش امکان سنجی استخراج یک نظریه نظام سیاسی، از اندیشه ها و آموزه های مکتب علوی، نشان داده است که اندیشه سیاسی امام علی علیه السّلام، به صورت قوی، توان تولید الگویی صحیح و کارآمد را برای نظام سیاسی دارد. بر این اساس اهداف، مرزبندی، دانش، قدرت، ساختار و پیشرفت سیاسی اجزای شش گانه ای بوده که در نظریه نظام سیاسی علوی، به شکلی منسجم و جامع، پاسخ گفته شده است. در نهایت، در ضمن یک جدول، نتیجه گرفته شده است که وجه تمایز نظام سیاسی علوی، از نظام های سیاسی مادی، ریشه داشتن در جهان بینی الهی اسلامی است؛ به گونه ای که ویژگی های فوق الذکر، ناشی از مبادی و در راستای اهداف جهان بینی اسلامی است.
این مقاله به شرح مناجات زاهدان امام سجاد علیه السلام، پیرامون زهد و بى رغبتى به دنیا مى پردازد. در قرآن کریم، پنج ویژگى براى دنیا بیان شده است: لعب و بازى، لهو و سرگرمى، زینت، تفاخر و تکاثر. این ویژگى ها منطبق با سنین کودکى، نوجوانى، جوانى و پیرى و کهنسالى انسان است.
دنیا از این جهت که مخلوق خداست، نکوهیده و نازیبا نیست، هرآنچه مخلوق خداست، زیباست. آنچه موجب انحراف ها از سرشت و خطرات خدادادى خود مى شود، جلوه هاى زیباى دنیا، هواى نفس و شیطان است. اگر این سه نبودند، انسان هرگز دچار کژى و انحراف و گناه نمى شد.
افزون بر اینکه، محدودیت ها در برخوردارى از مظاهر زندگى عامل دیگر گناه و تزاحم زندگى بشر است. اگر محدودیت ها نبود و همه چیز به وفور در اختیار انسان بود، شاهد سرکشى انسان نبودیم.
نسبت بین عقل و وحی و یا به تعبیر دیگر کارکردهای متقابل عقل و وحی به ویژه در حوزه معرفت خداوند از مشخصه ها و نتایج بحث «عقل و وحی» است. این بحث از سده های نخستین اسلامی در قالب های مختلفی مورد توجه اندیشمندان مسلمان بوده است. در این پژوهش، ابتدا موضوع حجیت و اعتبار عقل در حوزه معرفت خداوند و محدودیت و نیاز آن بر اساس روایات بررسی می شود. آن گاه کارکردهای عقل و وحی و نسبت میان آن دو با تکیه بر معرفت خاصی که روایات اهل بیت (علیهم السلام) در این حوزه در اختیار می گذارند، تبیین می گردد.