این پژوهش با هدف شناخت آسیب های تربیت دینی به منظور ارائه راهکارهای مناسب از دیدگاه صاحبنظران با محوریت برنامه ریزی درسی انجام شده است. پژوهش از نوع کیفی و روش گردآوری داده ها میدانی، از نوع کتابخانه ای و مصاحبه بود. در مرحله اول، آسیب های تربیت دینی در سه محور فرهنگی، آموزشی و مذهبی ایدئولوژیکی از متون اسلامی استخراج، و با روش تحلیل محتوای اسنادی تحلیل شد. سپس با استفاده از مصاحبه، راهکارهای برونرفت از مسائل تربیت دینی از دیدگاه متخصصان مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری، صاحبنظران حوزه تربیت دینی در آموزش و پرورش و آموزش عالی بود که با روش نمونه گیری هدفمند با ده نفر از آنان مصاحبه به عمل آمد. مصاحبه ها به صورت نیمه ساختار یافته تدوین شد و روایی محتوایی آن مورد تأیید چند صاحبنظر قرار گفت. نتایج حاکی است که برخوردهای تعصب آمیز و قشری گونه، کج فهمی ها، بدفهمی های دینی از سوی افراد و هم چنین ناکارامدی نظامهای تربیت دینی مهمترین آسیب ها بود. راهکارهای این نوشتار نیز نشان داد که ترویج رویکرد عقل ورزی، دوری جستن از تعصبات و تمایلات فردی و جمعی، لزوم رعایت تفاوتهای فردی و استفاده از روشهای آموزشی مسئله محور در برنامه ریزیهای درسی تربیت دینی، می تواند زمینه برونرفت از آسیب ها را فراهم سازد.
یکی از روش های آموزشی که قرآن کریم بر آن تأکید دارد و ویژه تعلیم و تربیت اسلامی است، روش حکمت آموزی است. این که آموزش حکمت به چه معناست و در تعلیم و تربیت اسلامی چه جایگاهی دارد، چه تفاوتی با موعظه و جدل دارد، انواع آن کدامند، چه شیوه های برای ارائه آن مطرح است، شرایط تأثیر گذاری آن کدامند، عوامل و اسباب تحصیل و یا اعطای آن کدامند، چه آثاری ممکن است بر آموزش حکمت مترتب شود، موانع تأثیر آن چیست و با چه آسیب هایی ممکن است مواجه شود، سؤالاتی است که در این مقاله با بهره گیری از روش تحلیل اسنادی و تفسیر در قرآن کریم بررسی می شود.
نتایج حاصل از این تحقیق این است که حکمت به معنای یقین قلبی به علم یا عمل راست و درست مبتنی بر مبانی عقلانی است که دارای سه نوع نظری، عملی و حقیقی است و دارای آثاری چون هدایت، فرقان، عصمت و شکر است و با تحصیل، تزکیه نفس، ایمان، اخلاص، سکوت و تفکر انفاق بهترین ها برای انسان حاصل می شود.
این نوشتار، میزان اثر گذاری آموزه های مهدویت را بر تعلیم و تربیت بررسی می کند. به همین دلیل، پس از مقدمه و بیان مفهوم تعلیم و تربیت و رابطه آن دو و نیز تبیین جایگاه آن در میان آموزه های مهدویت که بخشی از آموزه های اسلام است، تنها به دو آموزه اساسی (معرفت امام عصر و انتظار ظهور) می پردازد و اثر گذاری آنها را بر تعلیم و تربیت بررسی می کند. آموزه های مربوط به معرفت و شناخت امام، ما را در شناخت خدا ، حفظ دین و خلافت الهی یاری می رساند و آموزه انتظار ظهور نیز مایه امیدآفرینی، خودسازی و دیگرسازی است. همه این آموزه ها در تعلیم و تربیت انسان ها نقش بسزایی دارند. این موارد در کنار روش های تربیتی هم چون الگوگرایی، الگوی عملی، پند و اندرز که قالب و سیاق آن آموزه ها را تشکیل می دهند، کمال و سعادت انسان ها را تضمین می کنند و آنها را به مقام قرب و عبودیت می رساند که هدف آفرینش انسان به شمار می رود.
تبیین روش های درست تعلیم و تربیت، در تعالیم دینی و اسلامی که بخشی از آن، به آموزه های مهدویت مربوط است، می تواند نیاز فطری و حقیقی انسان ها را برآورده سازد. بی شک، علم و آگاهی به تعالیم مهدویت و عمل به آنها، انسان را به سرمنزل مقصود می رساند و راه های دیگر، به سقوط و گم راهی منجر می شود
این نوشتار به شرح و تفسیر سخنان حضرت علی علیهالسلام در توصیف بندگان و دوستان خدا میپردازد. آن حضرت در این بخش از خطبه 87، مهمترین ویژگی مؤمنان و دوستان خداوند متعال را اخلاص و عدالتورزی قلمداد میکنند. اخلاص و نیل به مقام مخلِصین، از طریق ریاضت و مجاهدت، خلوص در نیت، سخن و عمل حاصل میشود. مقام مخلَصین، پس از مبارزه با نفس و تحصیل اخلاص در فکر، سخن و رفتار، به بنده برگزیده خدا اعطا میشود. با خلوص عمل، و خودسازی بنده برای خدا، معارف الهی و دین بر قلب بندگان خدا جاری میشود. اهلبیت علیهمالسلام چشمهسار معارف الهی بر قلب بندگان مخلص خداوند هستند.
مقاله، پس از اشاره به ارتباط «پلورالیزم و نسبیگرایی» و به مسئلة «تساهل و تولرانس»، نمونههائی از احکام اسلام و تعالیم قرآن و سنت را دال بر مدارا و گذشت و سعة صدر اسلامی مثال میزند که بدون پذیرش نسبیگرائی و شکاکیت و لیبرالیزم، متضمن حد اعلای انسانیت و حقوق بشر میباشد از قبیل «اجباری نبودن پذیرش اسلام»، «طرح گفت و گوی منطقی و آرام با ادیان دیگر»، «نفی استثمار و اطاعت بندگان»، «دعوت به مدارا با کافران غیر حربی» و...