هدف از این پژوهش، بررسی متون حدیثی در زمینة عوامل مؤثر در انحرافات جنسی کودکان و نوجوانان و راه های پیشگیری از رفتارهای نابهنجار جنسی است. در این تحقیق با استفاده از روش هرمنوتیک و روش اجتهادی، متون آیات و احادیث معصومان(ع) در زمینة شیوه های تربیتی پیشگیری از رفتارهای جنسی نابهنجار در نوجوانان و جوانان، بررسی گردیده و به تفصیل و تحلیل محتوای آنان پرداخته شده است.
در متون دینی به منظور پیشگیری از انحرافات جنسی و پرورش رفتارهای سالم جنسی در بین کودکان و نوجوانان، به والدین به عنوان نزدیک ترین افراد به آنان، آموزش هایی داده شده است. در این آموزش ها به دو دسته عوامل خانوادگی و محیطی (اجتماعی وفرهنگی) توجه ویژه شده است. درمورد دستة اول رفتارهای پوششی درخانواده، عفاف کلامی وجلوگیری ازبیان کلمات سخیف جنسی هنگام خشم وناراحتی نسبت به کودکان و نسبت به یکدیگر (بین پدر و مادر) و حجاب اتاق خواب و مراقبت های ویژه در مورد کنجکاوی های کودکان و نوجوانان در مسائل جنسی، تنزیه محیط زندگی از تحریکات جنسی، پرهیز والدین از رفتارهای کلامی و غیرکلامی نابهنجار جنسی در مقابل کودکان، ازجمله آموزش ها در این زمینه است. در مورد دستة دوم سالم سازی محیط مدرسه، سالم نگه داشتن ارتباطات همگنان به دور ازشکستن هنجارها، مراقبت های اجتماعی فرهنگی دربارة مطالعه ودیدن مجلات، ماهواره، اینترنت، پاکسازی جامعه از الگوهای ناسالم اجتماعی که می تواند آسیب هایی را درجهت رشد ناسالم جنسی دربین کودکان، نوجوانان وجوانان به بار آورد؛ ازجمله آموزش ها در زمینة عوامل محیطی است.
حیا به عنوان موهبتی الهی، از مهم ترین عوامل حفظ و بقای عفت عمومی جامعه است که در همه ادیان آسمانی، مورد تأکید قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی این موضوع است که آموزه های اسلامی چه شیوه هایی را برای تقویت حیا در افراد توصیه نموده تا با محور قرار دادن آنها، جامعه اسلامی از مفاسد و انحرافات جنسی مصونیت یابد؟ روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی است که سعی نموده با محور قرار دادن آیات و روایات موجود درباره حیا، عفاف و نیز حریم روابط زن و مرد نامحرم و تحلیل و بررسی آنها، به الگوی تقویت حیا در سبک زندگی اسلامی دست یابد. از نتایج مهم این تحقیق آن است که تقویت حیا به عنوان زیربنای عفاف و حجاب نیازمند دو رکن اساسی است: رکن اول آن، که اصلی تر و زیربنای رکن دیگر نیز هست، تربیت صحیح جنسی فرزندان در خانواده است و رکن دوم، رعایت حریم ها در جامعه و توجه به توصیه های دینی در این باب است که در متن مقاله به آنها اشاره خواهد شد.
دشمنی کردن در قالب دوستی و خیانت کردن با ابراز خیرخواهی، موفّقیّت بیشتری برای دشمنان به ارمغان می آورد، بی آنکه هزینة مالی و جانی در این مسیر صرف شود. نخستین موجودی که از این شیوه بهره جست، ابلیس بود. دشمنی او از روی حسادت نسبت به مقام والای آدم سرچشمه می گیرد. گرچه شیطان بر انسان سلطه ندارد، امّا از ابزارهایی مانند نفس امّاره و اختیار انسان استفاده کرده است و با شیوه هایی همچون وسوسه، وعده های دروغ، تفرقه افکنی، اغفال، فسادانگیزی و مانند آن، آدمیان را به سوی گمراهی سوق می دهد. امّا اگر انسان مؤمن و باتقوا به خدا پناهنده شود و بر او توکّل نماید، از شرّ شیطان ایمن خواهد بود. در این نوشتار، ابتدا به معرّفی ابلیس و شیطان پرداخته شده است و آنگاه اهداف آنان از منظر قرآن تبیین شده است. در ادامه نیز روش ها و ابزارهای تهدید شیطان معرّفی، و در پایان، راهکارهای قرآن برای رهایی از این خطر برشمرده شده است.
پژوهش حاضر با هدف اسلامى سازى عناصر برنامه درسى (هدف، محتوا، روش و نحوه ارزشیابى) بر اساس آموزه هاى تربیتى امیرمؤمنان على علیه السلام در نهج البلاغه انجام شده است. روش پژوهش، توصیفى تحلیلى مى باشد. یافته هاى پژوهش به شیوه تحلیل اسنادى و تحلیل محتوا استخراج و با استفاده از روش کیفى تحلیل شده است. نتایج بیانگر آن است که در نظام تربیتى نهج البلاغه، چهار عنصر شاخص برنامه درسى مورد توجه واقع شده است، به گونه اى که در عنصر اهداف مى توان دو نوع غایى (وصول به مقام قرب الهى) و واسطه اى (الهى، فردى، اجتماعى و زیست محیطى)، در عنصر محتوا حوزه هاى معرفتى متعددى از جمله آموزش تاریخ، قرآن، احکام دینى، اخلاق، زمین شناسى، ستاره شناسى، بهداشت و روان شناسى، در عنصر یاددهى یادگیرى، مجموعه اى از روش هاى متنوعى همچون حکمت، اکتشافى، مشارکتى، پرسش و پاسخ، تمثیل، الگویى، موعظه و امر و نهى و همچنین در عنصر ارزشیابى روش هایى مانند آغازین، تکوینى، شفاهى و خودارزیابى را معرفى نمود.