هدف از این تحقیق بررسی عمل به باورهای مذهبی بر تاب آوری و سرسختی روانشناختی در بین دانشجویان و طلاب حوزه علمیه بود. در این تحقیق علی- مقایسه ای،100 دانشجوی پسردانشگاه پیام نور و 100 طلبه مشغول به تحصل در شهرستان شیراز به روش دردسترس انتخاب گردیدند. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد که عمل به باورهای مذهبی به طور مثبت و معنادار می تواند تاب آوری وسرسختی روانشناختی را پیش بینی نمایند همچنین نتایج دیگر تحقیق نشان داد که شرکت کنندگان طلبه به طور معنا داری در کلیه متغیرهای تحقیق شامل عمل به باورهای، سرسختی روانشناختی، تاب آوری نمراتی بالاتر از گروه دانشجویان بدست آوردند. از اینرو عمل به باورهای مذهبی می تواند سرسختی روانشناختی و میزان تاب آوری فرد را به طور مثبت پیش بینی نماید.
هیئات مذهبی یکی از کانون های تربیت دینی غیررسمی و دارای تاریخچه ای طولانی در تاریخ ایران می باشند. پژوهش حاضر تلاش نموده است با انجام مقایسه ای بین افراد هیئتی و غیرهیئتی، میزان اثرگذاری این مراکز بر مخاطبان خود را مورد سنجش قرار دهد. به این منظور پرسشنامه ای در قالب چهار مقوله (هویت دینی، هویت ملی، ارزش های اجتماعی- اخلاقی و باورهای فردی) ساخته شد. جامعه آماری پژوهش حاضر جوانان29-17 سال مشهدی بودند که در دو گروه هیئتی و غیرهیئتی دسته بندی شدند. به دلیل عدم وجود آمار دقیق از افراد هیئتی و غیرهیئتی روش نمونه گیری در مرحله تعیین طبقه ای غیر نسبتی بوده است.
مقایسه صورت گرفته نشان داد که افراد هیئتی در هر چهار مقوله به طور معناداری از افراد غیرهیئتی بالاتر هستند، ضمناً نمره افراد هیئتی در سه مقوله هویت دینی، هویت ملی و باورهای صحیح فردی از میانگین طیف (نمره متناظر با نقطه برش 50 درصدی) به طور معناداری متفاوت و بالاتر است و در مقوله ارزش های اجتماعی به طرف منفی متمایل می باشد. در مجموع می توان چنین استنباط کرد که برون داد تربیتی هیئات مذهبی در دو مقوله هویت ملی و باورهای فردی رضایتبخش است، در مقوله هویت دینی در حد انتظار نیست و در مقولة ارزش های اجتماعی رضایتبخش نیست.
هدف پژوهش، جستجو درباره یک اصل تربیتی قرآنی تحت عنوان ""گذر از ظاهر به باطن"" است، که در سه محور چیستی این اصل، نقش و جایگاه آن در سبک زندگی اسلامی و تأثیرش بر شکل گیری تمدن نوین اسلامی تکمیل می شود. در این پژوهش، که از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده، یافته ها حاکی است که اولا، این اصل، تربیتی و قرآنی است که با توجه به آموزه های قرآنی مبنی بر ظاهر و باطن داشتن عالم، روشهایی از جمله روش تجربی، عقلانی و شهودی برای دستیابی به باطن راهگشاست. ثانیا در سه حوزه آموزش و پرورش، خانواده و رسانه، که از عناصر مهم سبک زندگی است به ترتیب، توجه به آموزش معنا گرا در عین توجه به آموزش واقعگرا با ابزار و روشهای متناسب برای عبور از واقع به معنا، تربیت عقلانی و بصیرت آفرین، تولید برنامه-های عمق دار و تعقلی به جای برنامه های مروج نیازهای سطحی و ظاهری در رسانه استنتاج می-شود. ثالثاً در شکل گیری تمدن نوین اسلامی انتخاب این اصل به عنوان اصل معرفت شناختی استعلایی، که به حقیقت عالم رهنمون می شود در مقابل معرفتهای برخاسته از اومانیسم و ماده-گرایی دنیای غرب، که باعث توقف انسان در سطح پدیده ها می گردد، ضرورت می یابد.