«جوع» همواره به عنوان یکی از نمایه های ریاضت در عرفان و اخلاق مورد توجه بوده است و همه فرق صوفیه در ضرورت «جوع» به عنوان یکی از ارکان اساسی سیر و سلوک اتفاق نظر دارند. در چیستی معنای جوع، گروهی «جوع» را به معنای «به اندازه خوردن» و گروهی آن را معادل «روزه» دانسته اند و برخی نیز آن را تا حد «سدّ جوع» (نخوردن مگر به ضرورت) معنا کرده اند.
در این مقاله تلاش شده است تا با میزان قرار دادن قرآن و سنت به بررسی مفهوم شناسی جوع و دیدگاه های متعدد دراین باره پرداخته شود و با مقایسه این نظرات، براساس میزان قرآنی و سنت نبوی نظر صائب معرفی گردد. جوع از نظر قرآن و متون اسلامی در خطاب های عامِ «یا بنی آدم» به معنای «به اندازه خوردن»؛ در خطاب های خاصِ «یا ایها الذین آمنوا» به معنای «روزه» و در خطاب به اخص خواص یعنی انبیا و اولیا، به معنای کم خوردن است.
از آیات مورد استناد شیعه در اثبات عصمت امام و تنصیصی بودن مقام امامت، آیه ۱۲۴ بقره است. استناد به ادله لفظی همچون اطلاق فراز «لاینال عهدی الظالمین»، تناسب این فراز از آیه، به عنوان پاسخ خدا، با درخواست ابراهیم(ع) و نیز ادله عقلی از جمله دلایلی است که مفسران شیعه بر مدعای خود اقامه نموده اند. در مقابل، مفسران اهل سنت با حمل لفظ «اماماً» به «نبیاً»، تنصیصی بودن مقام نبوت و عصمت نبی را برداشت کرده اند. از بررسی در تفاسیر اهل سنت به دست می آید که اغلب مفسران اهل سنت به منظور اثبات اعتقاد خود؛ مبنی بر به حق بودن خلافت شیخین و رد دیدگاه مفسران شیعه، به تأویل آیه دست زده اند. نادرستی این تأویل با ادله محکمی که مفسران شیعه بیان داشته اند، اثبات شده است.
گرچه هر عضوی از اعضای آدمی نقش تعیین کننده ای در سعادت و شقاوت وی ایفا می کند، لیکن برخی از اعضا و جوارح مثل زبان، چشم، گوش، فکر و ... از اهمیت ویژه ای برخوردارند. در این میان، زبان به عنوان عضوی کوچک از اعضای آدمی از چنان اهمیتی برخوردار است که گفته اند: ایمان و کفر، خوشبختی و بدبختی، عزت و ذلت و صلاح و فساد او در گرو صلاح و فساد زبان وی بوده و مراقبت دایمی از آن، از شرایط مهم پرهیزکاری و سلوک الی الله محسوب گشته و کنترل آن در پاک سازی آیینه دل، نقش مؤثری ایفا می کند. در این مقاله موقعیت و آفات زبان، انواع سکوت و علل برتری آن در برابر کلام و زیانهای هذر و هذیان از دیدگاه آیات و احادیث بررسی گردیده است.
عزاداری برای سیدالشهداء (ع) یکی از بزرگ ترین مصادیق بزرگداشت شعائر الهی است. در حقیقت یکی از مهم ترین امتیازات جامعه شیعه، برخورداری از چشمه پر فیض نورانیت و معنویت عاشوراست. این چشمه جوشان از نخستین روزی که موضوع یادکرد مصیبت امام حسین (علیه السلام) و یارانش مطرح شد جریان یافت و تا امروزه همچنان جاری است و پس از این هم ادامه خواهد داشت. اما در طول تاریخ همواره کسانی بوده اند که علی رغم اینکه ادعای اسلام داشته اند، با اقامه عزا بر آن حضرت مخالف بوده و آن را نپذیرفته اند. بر این اساس با توجه به این که قرآن به عنوان کتاب الهی، مورد پذیرش همه مسلمانان است؛ پرسش پژوهش حاضر این است که آیا قرآن برای عزاداری بر آن حضرت دلایلی بیان کرده است؟
این مقاله در صدد است با اتّخاذ روش توصیفی- تحلیلی، به معرفی این آیات بپردازد. با نظری به آیات نورانی قرآن روشن می شود که عزاداری و برپایی مجالس عزا نه تنها با قرآن مخالفت و ناسازگاری ندارد، بلکه موجب تثبیت قلوب، ذکر و موعظه و از مصادیق شعائر الهی، مودّت و محبّت به اهل بیت (علیهم السّلام) می باشد که در قرآن به آن ها سفارش شده است.
درباره آیه «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیرا»(انسان: 8) در میان مفسران فریقین، مباحث گوناگونی شکل گرفته است که عمدتاً به سبب نزول این آیه برمی گردد. شیعه به استناد دلایل متقن درون متنی و برون متنی تنها سبب نزول مرتبط با اهل بیت را پذیرفته وبه هیچ روی عام بودن آیه را نمی پذیرد. درمقابل، مفسران اهل سنت در این باره اتفاق نظری ندارند؛ برخی از آنان همچون سید قطب، سبب نزول مرتبط با اهل بیت را مطلقاً نمی پذیرند و به دلایل درون متنی و برون متنی متعددی استناد می کنند. برخی دیگر نیز از سبب نزولی که درباره انفاق ابوبکر و عمر و چند تن از مهاجرین است سخن به میان آورده اند. اما دسته ای دیگر از آنان، ضمن پذیرش سبب نزول مرتبط با اهل بیت با دلایلی به عمومیت تعابیر آیه و اختصاص نداشتن آن به اهل بیت معتقد شده اند. در این راستا اصلی ترین دلیل آنان برای عدم تخصیص شأن نزول به اهل بیت، تعمیم آیه به افراد و مصادیق دیگر است که بطلان این مطلب در جای خود اثبات می شود.
آیه 33 سوره احزاب (آیه تطهیر)، موضوع پایان نامه کارشناسى ارشد نگارنده بوده و در این گفتار، خلاصه اى از آن رساله را ارائه مى کند. بخش اوّل به بررسى آیه تطهیر، از حیث : اهمّیّت، مفردات و معناى اهل بیت در نظر دانشمندان شیعه و سنّى مى پردازد و به مناسبت، نگاهى به شخصیّتِ عکرمه مى افکند. امّا بخش دوم و اصلى این رساله، پیگیرى آیه تطهیر در شعر شاعران عرب است که به دلیل جایگاه رفیع شعر و شاعران، سخن آنان مورد استناد بوده و است. نویسنده آیه تطهیر را در شعر عربى، از قرن دوم تا سیزدهم هجرى قمرى به ترتیب زمان، پى مى گیرد و در این مقاله، نمونه هایى از آن را مى آورد؛ ازجمله: عبدى کوفى، سید حمیرى، ذکوان، ابونواس، دیک الجنّ، دعبل، وامق مسیحى، ابن دُرَید، صنوبرى، ابوفِراس، ابوعلى ضریر خوارزمى، خطیب حصکفى، ابن عودى نیلى، ابن طلحه شافعى، ابن ابى الحدید.
یکی از دلیل های عقلیِ از سوی خدا بودن قرآن، آیات تحدی است. در این مقاله از رهگذر شناخت ترتیب نزول آیات یادشده و بررسی دیدگاه ها در راز تحدی های گوناگون، به تبیین دیدگاه استاد مصباح پرداخته ایم.
در باب راز تحدی ها سه دیدگاه عمده وجود دارد: 1. تحدی به نوع قرآن؛ 2. اختلاف مخاطبان تحدی یا زمان آنها؛ 3. تحدی از دشوارتر به آسان تر. دربارة دیدگاه سوم ـ که متناسب با سیر طبیعی و منطقی دعوت به مبارزه طلبی ـ است تبیین های مختلفی وجود دارد که نوعاً به دلیل ناسازگاری با روایات ترتیب نزول یا با سیاق آیه و یا به دلیل ناتوانی در رد سخن مشرکان (افترا بودن تمام سوره های قرآن)، پذیرفتنی نیست.
استاد مصباح تحدی را نخست به کل قرآن سپس به یک سوره و در نهایت به ده سوره که درمجموع همانند یک سورة کامل قرآن باشد، می داند. این دیدگاه علاوه بر سازگاری با ترتیب نزول آیات تحدی و با ذیل آیات تحدی، توانایی رد ادعای مشرکان را دارد و نیز با توصیف «عشر سور» به «مثله» و به «مفتریات» متناسب است.
نظم عمومی ازجمله موضوعات بنیادین مورد بحث درحوزه فقه و حقوق عمومی است، برخی عقیده دارند این موضوع و مباحث پیرامونی آن، از ابداعات ودستاوردهای حقوقدانان است و در متون دینی اهتمام چندانی نسبت به آن صورت نگرفته است. اما بادقت و تأمل در آموزه های قرآن به خوبی می توان به بنیان های تشریعی و احکام اساسی آن از منظر کتاب به عنوان نخستین مصدر استنباطات فقهی دست یافت.که در نوشتار حاضر تلاش برآن است تا پس از توصیف حقوقی نظم عمومی، بایسته های قرآنی آن مورد دقت قرار داده شود.
«سرمایة معنوی»، که اکنون به عنوان یکی از مهم ترین اشکال سرمایه های سازمانی محسوب می شود، از زوایای گوناگون مطمح نظر قرار گرفته و مطالب متفاوتی در باره اش ارائه شده است. برخی به جنبة فردی این سرمایه در قالب «هوش معنوی» پرداخته اند. عده ای در سطح سازمانی به آن توجه کرده اند. برخی هم به نقش این سرمایه در بهبود متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و یا فرهنگی اشاره کرده اند. ولی واقعیت این است که سرمایه ای معنوی محسوب می شود که با ایجاد انسجام و هماهنگی میان جنبه های گوناگون زندگی، به مفهوم زندگی عمق دهد و کیفیت آن را بهبود بخشد. این مقالة به روش «استدلالی» و بر پایة تجزیه و تحلیل و ترکیب و تلفیق ادبیات سرمایة معنوی با تعالیم قرآنی تلاش نموده است مفهوم «سرمایة معنوی» را بر اساس آموزه های قرآنی در سازمان ها تشریح و تبیین کند و مبنای شکل گیری آن در سازمان ها و هدف نهایی از ایجاد و توسعة این سرمایه را آشکار سازد. یافته های این تحقیق نشان می دهد رابطه ای دو سویه میان سرمایه های اقتصادی و سرمایه های معنوی وجود دارد و «درک معنای زندگی و هدف آفرینش»، همچنین «همبستگی معنوی بین کارکنان» از عناصر اصلی سرمایة معنوی محسوب می شود که یکی از نمودهای عملی آن در خدمت گزاری به مردم نمایان می شد.
یکی از مباحث زبان شناسی نقش گرا، نظریه انسجام متنی است. این نظریه عواملی که اجزاء تشکیل دهنده متن را به هم مرتبط می سازد و سبب انسجام و هماهنگی آن می شود، بررسی می کند. الگوی این نظریه را هلیدی و حسن (1976) ارائه دادند. آن ها عوامل انسجام متنی را به سه دسته تقسیم کردند: عامل واژگانی، عامل دستوری، عامل پیوندی. هر یک از این عوامل خود به چند قسمت تقسیم می شوند که وجود آن ها در یک متن، آن متن را منسجم و اجزاء تشکیل دهنده آن را با هم مرتبط می کند.در مقاله حاضر سعی بر این شده است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی عوامل انسجام متنی در سوره نوح بررسی شود. ابزارهای آفریننده انسجام متنی در سوره نوح به سه دسته تقسیم می شوند: اول، عامل واژگانی که در این سوره شامل تکرار و باهم آیی است، که هر یک از این دو خود چندین زیر مجموعه را در بر می گیرند. دوم، عامل دستوری، این عامل به سه صورت ارجاع، جایگزینی و حذف در انسجام متنی سوره مؤثر شده است. سوم، عامل پیوندی که در دو نوع ارتباط اضافی و ارتباط زمانی در سوره یافت می شود. در بین این عوامل به ترتیب عامل واژگانی سپس عامل دستوری و در پایان عامل پیوندی از بیشترین بسامد در سوره برخوردار هستند و بیشترین تأثیر را در منسجم ساختن سوره نوح بر عهده دارند.
مساله امامت در تاریخ اندیشه اسلامی همراه با رویکردهای متفاوت دارای جایگاه ویژه ای است. خدای متعال نیز آیاتی از قرآن کریم را به این امر مهم اختصاص داده است. مفسران فریقین در ذیل این آیات دیدگاه های گوناگونی را در زمینه بیان حقیقت امامت ارائه کرده اند، به دلیل عدم تبیین دیدگاه مفسران اهل سنت، این مقاله به بررسی دیدگاه آنان در این زمینه پرداخته است، با بررسی آراء مفسران اهل سنت می توان دریافت که آنان در تبیین چیستی امامت یا به بیان معنای لغوی اسوه و مقصود بودن اکتفا کرده اند یا اینکه مراد از امامت را همان نبوت دانسته اند. نتیجه کلی این پژوهش آن است که جمعی از مفسران اهل سنت قائل به عدم استقلال مقام امامت از نبوت هستند که چنین تفسیری از آیه قول بی دلیل و ناسازگار با ظاهر آیه و متاثر از مبانی کلامی آنان در باب امامت است.