این نوشتار سعی در بازنگری و تقویت جایگاه «ریاضت نفس» در نظام تربیتی و اخلاقی اسلام دارد؛ ریاضت، روح انسان را «قوت» و «خضوع» می بخشد و این دو خصلت، ضامن موفقیت در همه عرصه ها اعم از فردی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، دنیوی و اخروی هستند؛ ریاضت به دو قسم اختیاری و غیر اختیاری قابل تقسیم است که تمام تکالیف شرعی در قسم اختیاری جای گرفته و مقصود از ریاضت غیر اختیاری، ابتلائات و امتحانات الهی است؛ این دو قسم، مکمل یکدیگر در فرآیند تربیت انسانند و با فلسفه خلقت انسان گره خورده اند؛ فلسفه تبعید انسان به محنت کده دنیا، اشرفیت نفس او در میان سایر مخلوقات بود که او را در معرض خطرناک ترین رذیلت اخلاقی یعنی غرور و تکبر قرار داد؛ از آنجا که علاج هر رذیلتی با ضد آن است، ریاضت تنها مسیری بود که نه تنها انسان را از رذیلت تکبر پیراست بلکه او را به زیباترین فضیلت اخلاقی یعنی محبت و عشق الهی نیز بیاراست.
پژوهش حاضر با رویکردی قرآن محور و با استفاده از روش معناشناسی، در چهارگام از طریق مطالعه بافتی یا متنی، توجه به واژگان جانشین و مترادف، کاربردهای متضاد و موازنه ساختمان دستوری، مدلول لغوی و مراد تفسیری دو کاربرد فعلی ماده «د ﻫ ن» را در آیه « وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ » بررسی کرده است. بر اساس نتایج این پژوهش، منظور از مداهنه درخواستی مشرکان از پیامبر | ، فرمانبرداری، سازش، تسامح و تساهل در اصول اساسی و بنیان های دینی و اعتقادی است، به طوری که به کفر پیامبر | بینجامد. مشرکان دوست دارند، نیرنگ زده، پیامبر | را بفریبند و با دوستی و روی خوش نشان دادن به ایشان، در کفر از او پیروی کنند تا بر همگان روشن شود که پیامبر | نیز منادی دروغین دین الهی است.
»اخلاق«مقوله ای است که بخش مهمی ازآموزه های ادیان آسمانی را تشکیل می دهد و علمای علم اخلاق،صفات وافعالی راکه انسان رادر رسیدن به سعادت یاری می رسانند،فضایل اخلاقی گفته اند.فضایل اخلاقی در اسلام و مسیحیت به عنوان دو دین بزرگ وحیانی مورد توجه بسیار قرار گرفته است.اشتراکات این دو دین،در محدودە فضیلت های اخلاقی که درمهم ترین منابع اخلاقی آن ها،یعنی اناجیل اربعه و قرآن کریم نمودار است،بیان گر این واقعیت است که آن ها دارای منبع وریشه مشترکی هستند.از طرفی با مقایسه فضایل اخلاقی دراناجیل اربعه وقرآن کریم،برتری و جامعیت قرآن کریم بر اناجیل اربعه در این حوزه آشکار می شود.
عناصر تربیت اعم از اهداف، اصول، روش ها، عوامل و موانع تربیت به چیستی انسان، بازگشت دارد. شرط اولیه و اساس در اتقان یافته ها پیرامون چیستی انسان و ساختار وجودی او، بهره مندی از منابع علمی موثق است. در میان منابع موجود، اتکای به قرآن به عنوان منبع اصیل، قطعی الدلاله و قطعی الصدور، انکارناپذیر است. به ویژه آنکه این متن مقدس، رسالت خود و رسول را هدایت و تربیت بشر معرفی کرده است. این مقاله در راستای شناخت انسان با استفاده از روش تحلیل متن در علم «معناشناسی» با رویکرد «هم زمانی» و متمرکز بر مفهوم «قلب» به کشف معنای قلب به عنوان یکی از کلیدی ترین واژه های حوزه انسان شناسی قرآن کریم پرداخته است. این بررسی، بیشتر بر افعال و صفات هم نشین قلب تمرکز دارد. در ادامه براساس فهم هویت قلب، دلالت های ناظر بر تربیت انسان، ارائه شده است؛ «یگانگی منشأ ادراکات، انفعالات و رفتار انسان»، «تأثیر رفتارها بر کارکرد قوای ادراکی»، «ذات خیرطلب انسان»، «هویت یکپارچه خیر او»، «لاینفک بودن تربیت مطلوب از علم، اندیشه و عمل» و «وابستگی درک و فهم انسان به امور عینی و حسی» از آن جمله اند.
یکی از خصوصیّات برجستة انسان نسبت به دیگر موجودات، برخورداری از نیروی عاطفه است. این نیرو یکی از ملزومات زندگی اجتماعی به شمار می رود. انسان ها در پرتو دلبستگی به یکدیگر، زندگی تشکیل می دهند و با از خود گذشتگی و ایثار به این زندگی ادامه می دهند و به پرورش نسل های بعد از خود می پردازند. در قرآن و روایات ائمّه(ع) نیز به مصادیق مثبت عاطفه همچون ایثار، محبّت، خشم در مقابل ظلم و مقابله با کینه، حسد، بُخل و رذایل دیگر بسیار اشاره شده است. با توجّه به اهمیّت مسئله در امر تربیت و فراوانی روش های ایجابی عاطفی در عمل تربیتی افراد خانوادهو ناشناخته ماندن روش های سلبی عاطفی که با عنوان روش های عاطفی آسیب زا در تربیت از آن یاد می شود، این پژوهش درصدد است با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع دینی و یافته های علوم معاصر به تبیین مهم ترین روش های عاطفی آسیب زا در تربیت بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مهم ترین روش آسیب زا تبعیض میان کودکان و تحقیر کودک در برابر دیگران است که با روش هایی چون استهزاء و تمسخر، ملامت و سرزنش، تهمت، دشنام و القاب زشت بروز می یابد و راهکارهایی همچون تکریم شخصیّت کودک در هر شرایط، توجّه به احساسات او و دوری از تبعیض، می تواند راهی برای مقابله با این روش باشد. این مهم با درک بهتر موقعیّت کودک، احساسات او و دقّت در عملکرد والدین در برابر افراد خانواده و به طور کلّی، متربّیان حاصل خواهد شد.
در این نوشتار بر آنیم تا حکمت آزمونهای خداوند را دریافته روشن سازیم که منظور او از امتحان انسان نه برای کسب خبر است که او دانای غیوب است و آگاه مضمرات قلوب، بلکه همة بندگانش و حتی پیامبران و اولیاء را در همة زمانها می آزماید تا تربیتشان کند، بر اساس عملشان داوری فرماید و پاک را از بدسرشت باز نماید. چگونگی و روند کلی این امر، در اینجا به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.
تدبیر هستی در مقام تکوین و تشریع به صورت مستقل، ویژه خداوند بزرگ است. با وجود این، قرآن کریم به صراحت از حضور و نقش آفرینی موجوداتی به نام ملائکه در بسیاری از شئون تدبیری جهان سخن گفته است. ملائکه چگونه موجوداتی هستند و نقش آنان در تدبیر امور انسان که بخش مهمی از هستی به شمار می آید، چگونه است؟ این پژوهش با تکیه بر آرای تفسیری علامه طباطبایی تصویر روشنی از چیستی ملائکه و چگونگی نقش آفرینی آنان در تدبیر امور انسان از نگاه قرآن ارائه می نماید. ملائکه گروهی از مخلوقات خداوند و مجرد از ماده و مکلف به تکالیف تکوینی الهی هستند و در جهان ماده تمثل می یابند؛ درحالی که دارای مراتب وجودی مختلفی هستند. نقش های اصلی این موجودات نامرئی در امور انسان عبارتند از: 1. واسطه بین خداوند و جهان مشهود؛ 2. استغفار برای اهل زمین؛ 3. ثبت اعمال انسان؛ 4. حفاظت از انسان؛ 5. یاری مؤمنان در موقعیت های خاص.