این مقال شرحى است بر مناجات معتصمین امام سجاد علیه السلام. ازآنجاکه انسان بیشتر نیازهاى خود را مستقیما به وسیله اسبابى که در اختیار دارد تأمین مى کند، خود را نیازمند آن اسباب مى پندارد. ازاین رو، گمان مى کند از مسبب الاسباب بى نیاز است. به همین دلیل، وقتى نعمت هاى بى کران الهى در اختیار ماست و نیازهاى ما را برطرف مى کند، و با اسبابى در اختیار خود، مشکلات خود را برطرف مى کنیم، خود را بى نیاز از خدا مى پنداریم. این امر ناشى از غفلت و جهل به این حقیقت است که خداى قادر متعال، نیازها و حوایج ما را برطرف مى کند. این در حالى است که خداى متعال همواره از ما مى خواهد که به اسباب ظاهرى اعتماد نکنیم؛ چون اختیار آن اسباب نیز در دست خداست؛ تا او اراده نکند، کارى از آنها ساخته نیست. به همین دلیل، امام سجاد علیه السلام سفارش مؤکد دارند که نباید به غیر خدا امید بست، ما محتاج خداى متعال هستیم.
سه خرده گفتمان در عرصه اجتماعی جامعه مرتبط با صدر اسلام شکل گرفت: گفتمان «ولایت»، «خلافت» و «سلطنت» که هر سه لباس اسلام را به تن داشته و در تلاش بودند تا با نزدیک کردن ارزش های اسلامی (دال های شناور اسلامی) به دال مرکزی گفتمان خویش، ذهنیت جمعی اجتماع را به دست آورند. طبعاً هر یک از این سه گفتمان برای وصول به این مهم، ناچار به تعریف ارزش های اسلامی منطبق با دال مرکزی گفتمان خویش بودند. همچنان که جابه جایی معروف و منکر در جامعه، ناشی از تعریفی است از این دو که معروف را منکر جلوه داده و منکر را معروف. از آن جا که گفتمان پیامبر اسلام، «ولایت» بوده است: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُه »(مائده، 55)؛ نوشتار پیش رو به دنبال پاسخ به این سوال اصلی است که: «گفتمان ولایت چه تعریفی از ارزش های اسلامی ارائه داده است؛ که بوسیله عده ای پذیرفته نشد و منجر به تولید دو گفتمان خلافت و سلطنت گردید؟». برای پاسخ به این سوال، تخاصم گفتمان ولایی حسین بن علی(ع) و گفتمان سلطنتی یزید به عنوان مطالعه موردی، تحت بررسی قرار خواهد گرفت.