نواحی کلانشهری ایران بر اثر مهاجرت های روستایی- شهری رشد سریعی را تجربه کرده است. روند رشد کلانشهر ها موجب جذب جمعیت روستاهای پیرامون مراکز شهری شده و به ظهور حوزه تازه ای انجامیده است که تعلق فضایی مشخصی ندارد؛ نه شهر به شمار می آی د و نه خصوصیات اصیل روستایی دارد . این پدیده به روستا نشینی شهری موسوم است. روستا نشینی شهری به گسترش بحرانهای محیطی، اقتصادی و اجتماعی میانجامد. هدف اصلی تحقیق حاضر ، بررسی روستا نشینی شهری و عواقب آن است. این عواقب به عنوان بحران محیطی تلقی شده ، بعضی از آنها به این شرح است: - بحران کمی و کیفی آب؛ - تخریب فضای سبز و اراضی کشاورزی؛ - ایجاد ناامنی اجتماعی واقتصادی. ناحیه مورد مطالعه این تحقیق را روستاهای شهرستان رباط کریم تشکیل می دهد. این شهرستان در جنوب غربی استان تهران واقع شده است . دادههای مورد نیاز از طریق مشاهده پدیده های محلی، گفتگو با اعضای شوراهای اسلامی روستاها ٬ تکمیل پرسشنامه در روستاهای نمونه و مرکز بهداشت روستایی و برخی اسناد به دست آمده است. داده های جمع آوری شده از طریق مطالعه مقایسه ای، آمار توصیفی و آزمون های آماری( رگرسیون ٬ فریدمن ٬ T- student و روش لیکرت) تجزیه و تحلیل شده است. نتیجه نشان می دهد که در نظام های متمرکز سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، مادر شهرهای ملی به محل جذب جمعیت مهاجر اقصی نقاط کشور تبدیل می شود. در این شهرها، بر اثر ارائه خدمات و فرصت های شغلی جاذبه جمعیتی ایجاد می شود. بر اثر بالا بودن قیمت زمین و هزینه مسکن در مادرشهرو گسترش وسایل حمل و نقل عمومی و خصوصی، روستاهای پیرامونی محل تمرکز اقشار کم درآمد اجتماعی می شود؛ دسترسی آنان به خدمات از نظر کیفی تنزل می یابد و نا امنی طبیعی ( بحران آب و زیست- محیطی) ناامنی اقتصادی، (بیکاری و تمرکز فقر) و نا امنی اجتماعی (کجرورهای اجتماعی) به عنوان بحران های محیطی بروز می نماید.
رشد روزافزون جمعیت و به تبع آن توسعه شهری باعث ایجاد تغییراتی در جابجایی انسان و کالا در سطح شهر میشود که گاهی این تغییرات از نظر ساختاری با سیستم موجود در شهر خوانایی ندارند. سیستم BRT یکی از اشکال حمل و نقل توده ای است که در راستای حل مشکل ترافیک و حرکت به سمت توسعه پایدار شهری طراحی و اجرا شده است. در این مسیر برنامه ریزان و سیاستگذاران همچنان به سرمایه گذاری در شبکه حمل و نقل و متراکم سازی اراضی، فارغ از اثرات وسیع اقتصادی- اجتماعی بر سیستم شهر، علاقه نشان می دهند. این مطالعه با هدف بررسی و ارزیابی اثرات سیستم BRT بر کاربری های تجاری حاشیه خیابان در شهر تبریز از فلکه دانشگاه تا چهارراه شریعتی انجام پذیرفت ه است . روش پژوهش اسنادی و میدانی است و داده ها به صورت پیمایشی از طریق پرسشنامه و مصاحبه با کسبه و بازاریان جمع آوری شده است. سپس با استفاده از نرم افزرارهای ACCESS و SPSS تجزیه و تحلیل و پردازش اطلاعات صورت گرفته و در نهایت با وارد کردن داده ها به محیط GIS ، از طریق ماژول زمین آمار ( Geo Statical )، نمودارهای مکانی داده ها ترسیم و نقشه های خروجی برای سهولت تجزیه و تحلیل بصری آماده شده اند. بر اساس نتایجی که از تحقیق حاضر به دست آمده است؛ سوای رکود بازار و مشکلات اقتصادی، تأثیرات سوء خطوط BRT بر کاربریهای تجاری به خصوص در قیمت سرقفلیها و اجاره بها و تعداد مراجعه کنندگان به مغازهها و فروشگاه ها به طور چشمگیری نمایان است که البته اثرات سوء بر کاربری های تجاری قسمت شمالی نسبت به کاربری های جنوبی ملموستر است.
بخش مسکن یکی از مهم ترین بخش های توسعه در یک جامعه است، شناخت و بررسی وضعیت مسکن، منوط به شناسایی و تحلیل عوامل تأثیرگذار بر مسکن است. یکی از راه های شناخت وضعیت موجود، رتبه بندی است که میزان برخورداری و یا عدم برخورداری در زمینه های مختلف را با اولویتی خاص بیان می کند و می تواند به عنوان راهنمایی مناسب برای تخصیص منابع در برنامه ریزی های آتی مورد توجه قرار گیرد. پژوهش پیش رو که نوعی تحقیق
توصیفی - تحلیلی و موردکاوی است، همچنین روش یافته اندوزی براساس مطالعات کتابخانه ایی و اسنادی و مصاحبه با کارشناسان و مسئولان بوده است. که با هدف سنجش میزان توسعه یافتگی مناطق شهری اصفهان در بخش مسکن درصدد آن بوده است که با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه ای و روش دلفی، به بررسی و تحلیل وضعیت شاخص های توسعه یافتگی بخش مسکن، در مناطق چهارده گانه شهر اصفهان بپردازد. نتایج به دست آمده از این بررسی حاکی از وجود اختلاف قابل توجه در بین مناطق، به لحاظ توسعه یافتگی در بخش مسکن بوده است. که بر این اساس منطقه یک با کسب بیشترین امتیاز (574/0) برخوردارترین و منطقه چهارده با کسب کمترین امتیاز (719/0-)، محروم ترین منطقه شهری اصفهان به لحاظ شاخص های کمی و کیفی بخش مسکن در بین مناطق بوده اند. نتایج این پژوهش می تواند سیاست گذاران و برنامه ریزان را در تدوین سیاست ها و برنامه ریزی مناسب در جهت محرومیت زدایی و برقراری عدالت اجتماعی یاری دهد.
هویت در دوران اخیر به یکی از اساسی ترین مسائل حوزه های مختلف فرهنگ و زندگی مردم تبدیل شده است. فرایندهای مدرن مسائل جدیدتری را در هویت یابی جوانان ایجاد کرده اند. در دوران مدرن متأخر، فراغت به امری زیبایی شناختی تبدیل شده است که افراد از طریق آن می توانند به هویت متفاوتی دست یابند.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر گذران فراغت در تکوین هویت ملی است که در آن از نظریة گیدنز، به منزلة چهارچوب نظری، استفاده شده است. جامعة آماری همة جوانان 15 - 29 سالة تهران، روش نمونه گیری به صورت خوشه ای، حجم نمونه 407 نفر، و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است.
یافته های پژوهش نشان داد که تحول در الگوهای فراغت جوانان تأثیری عمیق در فرایند هویت یابی آنان داشته است. این امر فرصت ها و در عین حال تهدیدهایی را برای هویت یابی بازاندیشانة جوانان موجب شده است. بعضی از گونه های فراغت، به علت انطباق نداشتن با چهارچوب های رسمی، چالش های اخلاقی بسیاری را ایجاد کرده اند و تهدیدی برای هویت یابی جوانان به شمار می روند
تجربهی تجدد، تجربه ای است که در کوردستان به شکلی جدی و عمیق مورد مطالعه قرار نگرفته است. مطالعهی تجربهی رویارویی جامعهی سراپا سنتی کوردستان با پدیده ها و مظاهر و ایده های مدرن از جمله چیزهایی است که میتواند نحوهی رویارویی و واکنش این جامعه را با جهان مدرن نشان دهد. این مقاله در پی آن است که با خوانش افکار و آثار «امین زکی بگ» به عنوان یک فرد صاحب منصب در امپراطوری عثمانی و حکومت عراق،که به سمتهای عالی حکومتی دست یافته است، و هم به عنوان یک اندیشمند متجدد، چگونگی تجربهی مدرنیته از نگاه وی و بینش او نسبت به جامعهی مدرن و نیز جامعهی غیر مدرن کوردستان را نشان دهد. امین زکی بگ در این راستا پروژه های تجددطلبانه و اصلاح طلبانهی خاصی از قبیل گسترش آموزش، بهداشت، پرورش نخبگان، تاریخ نویسی و... را در نظر داشت و در پی طرح و اجرای آن بوده است. این مقاله به تفصیل جایگاه وی در ورود افکار مدرن و مدرنیزاسیون به کوردستان را بررسی میکند.
مسئله اصلی این نوشتار تأمل درباره امکان و زمینه های ارتقا، ژرف اندیشی و گسترش سبک زندگی دینی در جامعه ایرانی است. فرض اساسی نیز آن است که در جامعه ایرانی و متأثر از امواج مدرنیته و جهانی شدن، الگوهای مختلفی از سبک زندگی در کنار سبک های زندگی سنتی و دینی وجود دارد؛ بنابراین میدان رقابت جدی (در زمینه فرهنگی و به ویژه برای شمولیت یافتن انواع سبک های زندگی) وجود دارد. بنابراین مسئله اصلی این پژوهش، بررسی میزان کفایت یا پاسخگویی الگوهای دینی سبک زندگی به نیازهای موجود و چگونگی انطباق آن با شرایط موجود و همچنین قابلیت پاسخگویی مراجع دینی (مبتنی بر احکام و سفارش های دینی) به نیازهای روزمره کنشگران در زمینه های گوناگون سبک زندگی از جمله پوشش، مصرف و... است. پرسش های اصلی بیان شده عبارتند از: ویژگی ها و ابعاد سبک زندگی دینی (با تأکید بر آثار نوشتاری روایی_ حدیثی) چیست؟ زمینه و عوامل استقرار، نفوذ و تداوم الگوی دینی (اسلامی) سبک زندگی کدام اند؟ امکان پذیری اجرای آنها در جامعه ایرانی به چه اندازه است؟ برای برخورداری این پژوهش از ماهیت و رویکرد یا روش شناختی امکان سنجی، بررسی محتوای سبک زندگی دینی یا الگوی زیست مسلمانی در معنای اصلی و روایی آن مهم است. به همین علت، محتوای سه اثر مهم دینی ازجمله کتاب های مفاتیح الحیاه (جوادی آملی)، الحیاه (حکیمی) و سراج الشیعه (مامقانی غروی) بررسی شده است که با هدف ارائه سبک زندگی اسلامی تدوین شده اند. سپس ویژگی های این سه اثر با معیارهای ارزیابی سبک های زندگی مقایسه شده است. در پایان مشکلات و موانع استقرار و تداوم سبک زندگی مذهبی (حیات طیبه) بررسی و پیشنهاد شده است؛ ابتدا اینکه به تنوع الگوهای سبک زندگی دینی توجه شود و همچنین به تلاش های احیاگران و روشن اندیشان دینی در دوره های معاصر برای تحقق سبک زندگی دینی یا ایمانی بیشتر در مراکز سیاست گذاری فرهنگی توجه شود.
با توجه به آنکه فرهنگ مصرفی امروزه خصوصیت اصلی جامعة مدرن قلمداد می شود و فرهنگ جامعة ایران نیز در نتیجة تبادلات فرهنگیِ اثرگذار، درحال گذار به وضعیت مدرن محسوب می شود، ارائة تصویری از فرهنگ مصرفی جامعة ایران می تواند به ارائة تحلیلی دقیق از نحوة گذار از جامعة سنتی به مدرن منجر گردد. در این مقاله داده های پیمایش ملیِ گرایش های فرهنگی و نگرش های اجتماعی در ایران، پیرامون بررسی گذران اوقات فراغت مورد تحلیل ثانویه قرار گرفته است. از آنجا که الگوهای گذران اوقات فراغت از مؤلفه های اصلی فرهنگ مصرفی است، تلاش شده با گونه شناسی ها و طبقه بندی های ثانویه بر روی داده های پیمایش فوق الذکر، نیم رخی تحلیلی از فرهنگ مصرفی جامعة ایران ارائه گردد. جامعة آماریِ تحقیقی که داده های آن مورد استفادة این مقاله قرار گرفته است تمامی شهرها و روستاهای کشور است. نمونه نیز به شیوة خوشه ای چند مرحله ای اخذ شده است. در نهایت با تحلیل داده های جمع آوری شده از 9000 نمونه این نتیجه حاصل شده که الگوهای گذران اوقات فراغت به شش دسته قابل طبقه بندی است و هرکدام از این دسته ها گویای شکل خاصی از فرهنگ مصرفی در جامعة ایرانی است.