تأملی بر علل تحول محتوای قصیده در قرن های پنجم، ششم و هفتم با تکیه بر گفتمان سیاسی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
101 - 128
حوزههای تخصصی:
ادبیات و مظاهر مختلف آن همواره تحت تأثیر اجتماع و جریان های سیاسی و اجتماعی جامعه قرار داشته است تا جایی که می توان گفت، تحولات اجتماعی مسیر ادبیات را مشخص کرده یا تغییر داده اند. در این میان، قصیده نیز به عنوان یکی از قالب های رایج ادبی، در دوره های مختلف به لحاظ مضمون و محتوا به شدت تحت تأثیر جریان های اجتماعی و ایدئولوژی حکومت ها قرار گرفته است. این پژوهش بر آن است تا نقش شرایط سیاسی و اجتماعی و تغییر حکومت ها را بر محتوای قصیده های قرن پنجم تا هفتم (عهد غزنوی، سلجوقی و مغولان) به شیوه توصیفی تحلیلی بکاود و جنبه های مختلف آن را بازنماید. برایند پژوهش نشان می دهد که وقتی در قرن پنجم حکومت ترک تبار غزنوی بر سر کار می آید، از شعر به عنوان ابزاری برای تبلیغ اقتدار نظامی و گسترش قلمرو حکومت خویش بهره می برد؛ ازاین رو، مدح های اغراق آمیز و دروغین تبدیل به محتوای مسلط قصیده می شود. در قرن ششم و عهد سلجوقیان که عصر هرج ومرج و نابسامانی های اجتماعی و زوال جامعه ایران است، اگرچه مدح در قصاید همچنان جریان دارد، اما پند و اندرز نیز آرام آرام در قصاید فارسی جا باز می کند و شانه به شانه مدح پیش می رود. سرانجام در قرن هفتم و دوره استیلای مغولان بر این سرزمین، در اثر کشت وکشتار، نامردمی ها و ستم هایی که رخ می دهد، انتقاد و اعتراض های شدید و توفنده بر ناملایمات اجتمای در قصیده رواج می یابد و جای مدح های دروغین دوره های پیشین را می گیرد.