فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱٬۵۷۴ مورد.
نقد و بررسی شاهنامه بنداری (الشاهنامه)
حوزههای تخصصی:
اندرزهای سیاسی سنایی در مثنوی حدیقه و سرچشمه های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدیقهسنایی گرایش های مختلف ادبیات اخلاقی و تعلیمی ما را در خود جلوه گر ساخته است. در این مثنوی در کنار تربیت باطنی که هدف اصلی است و در نقل آداب صوفیه جلوه گر میشود، شاهد نوع خاصی از ادب سیاسی هستیم که سرچشمه ای غیر از آداب صوفیه دارد و آن اندرزهای سیاسی است که ریشه در ادبیات پیش از اسلام دارد. اندرزهای سیاسی یک جریان تعلیمی را در مثنویهای فارسی پدید میآورد. این جریان در شاهنامه و گرشاسبنامه و بعضی آثار منثور چون نصیحه الملوک غزالی شکل گرفت و در حدیقهسنایی ادامه یافت. اندرزهای سیاسی در مثنویهای فارسی بر محور عدل و تشویق فرمانروا به عدالت استوار است.
فرشته شعر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاعری نیازمند استعداد خاصی است که هرکسی از آن بهره مند نیست. تاثیر شگرف شعر بر اذهان و اندیشه ها، زمینه ساز پیدایش اسطوره ها و باورهای خاصی نسبت به شاعران شده است، به طوری که این باور در میان بسیاری از ملل به وجود آمده که سخنان شاعران از دنیای دیگری سرچشمه می گیرد و موجودات برتری این سخنان را به آنان تلقین می کنند و در حقیقت شاعر سخنگوی آن موجود برتر است. این شیوه تفکر را در اساطیر یونان و برخی ملل دیگر همچنین در اندیشه های اعراب جاهلی و شاعران پس از دوران جاهلیت می توان دید.در اساطیر یونان و روم «آپولون» فرزند زئوس رب النوع هنر و شعر به شمار می آید و «موزها» که الهه های نه گانه هنر هستند زیر نظر «آپولون» الهام کننده شعر به شاعران و راهنمای آنان در سرودن حماسه و غزل محسوب می شوند.در ایران باستان نیز مانی بر این باور بود که فرشته ای به نام «توم» یا «همزاد» سخنانی را به او الهام می کند.همچنین اعراب دوره جاهلی بر این باور بودند که هر شاعر «جن» یا «شیطانی» مخصوص به خود دارد که شعر را بر زبان شاعر تلقین می کند.در شعر فارسی نیز برخی از شاعران از «فرشته»، «جن» یا «تابعه»ای نام برده اند که شعر را به آنان تلقین یا الهام می کند.
بررسی چگونگی نام گذاری عنوان شعر در ادبیات سنتی و معاصر و کارکردهای زیباشناختی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عنوان شعر، حکم شناسنامه ی شعر را دارد که برای بررسی و سخن گفتن در مورد یک شعر میان منتقدان و دیگر افراد مهم محسوب می شود. هدف این مقاله بررسی چگونگی نام گذاری عنوان شعر در ادبیات سنتی و معاصر است. این نام گذاری ها در شعر سنتی و معاصر تفاوت های چشمگیری با هم دارد. در گذشته چندان به نام گذاری شعر توجهی نمی شده است. البته از میان قالب های سنتی، در نام گذاری قصاید نسبت به قالب های دیگر تأکید بیشتری وجود داشته است. در شعر سنتی مواردی مانند واژه ی ردیف، حروف قافیه، محتوای شعر، مخاطب، بیت مطلع، واژه ی کانونی و... معیارهایی برای نام گذاری شعر به شمار می رفته است. با گسترش روزنامه و نشریات در دوران معاصر و پیدایش شعر نو، درج عنوان شعر نیز رواج یافته و بخصوص در قالب های نو یکی از ضروریات شعر محسوب شده است. در این دوران عنوان شعر جزیی از شعر است و در فضاسازی، درک معنا و اندیشه شاعر و ایجاد خلاقیت، تناسب با روحیات و دغدغه ها و جنسیت شاعر، نمادپردازی و... نقش دارد و ضروری است در نقد و بررسی شعر، عنوان آن نیز مورد بحث واقع شود؛ نکته ای که تاکنون مورد توجه جدی قرار نگرفته است.
نقدی بر گزارش دشواریهای دیوان خاقانی
حوزههای تخصصی:
گزارش دشواریهای دیوان خاقانی، به قلم دکتر میر جلال الدین کزازی، از جمله آثاری است که
در باره خاقانی شناسی به زیور طبع آراسته شد. این مقاله به نقد و بررسی پاره ای از ابیات دارای مضامین طبی پرداخته که نگارنده گزارش دشواریهای دیوان خاقانی به شرح و توضیح آنها همت گماشته است. نویسنده در این مقاله با استناد به منابع و مراجع معتبر طبی و ادبی، در رفع و تکمیل نقصها و کاستیهای کتاب مذکور کوشیده و به تبیین پاره ای از ابهامات آن پرداخته است.
دیوان فصیحی هروی
داستان انبیا در منظومه هفت پیکر
حوزههای تخصصی:
حکیم نظامی گنجوی از استادان بزرگ و از ارکان شعر فارسی است. در ادب فارسی داستان پردازی، در منظومه های پرآوازه او به اوج خود رسید. از جمله این منظومه ها، مثنوی هفت پیکر یا هفت گنبد است که گاهی بهرام نامه نیز خوانده شده و چهارمین منظومه نظامی است.
با نگاهی سطحی به آثار نظامی، این پرسش به ذهن خواننده متبادر می گردد که چگونه شاعری که عمری را در ریاضت و سیر و سلوک روحی و معنوی گذرانده و در روزگار جوانی مخزن الاسرار را آفریده، پیرانه سر اقدام به نظم داستانهای بزمی و عاشقانه نموده است؟ اما با توجه به شخصیت نظامی که مرد دین و حکمت و اخلاق است و با تامل در داستانهای وی -که دربردارنده نتایج اخلاقی و عرفانی است- درمی یابیم که اگرچه «به حسب صورت افسانه است، اما از روی حقیقت، کشف حقایق و معارف را بهانه است.» شاعر پرآوازه گنجه از نظر اعتقادی مسلمان معتقدی است. وی همه آثار خویش را با توحید و مناجات خدا آغاز می کند. ایمان و اعتقاد وی به رسالت نبی اکرم (ص) و خلافت خلفای راشدین به طریق سنیان در آثار او کاملاً مشهود است.
در این مقاله، داستان انبیا در مثنوی هفت پیکر و برداشت تاویلی نظامی از این مایه های داستانی بررسی می گردد.
تناسب تصاویر طلوع و غروب با موضوع حکایت در آثار نظامی گنجوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تصویر آفرینی یکی از اصلی ترین هنر شاعران است و بنای آن بر تخیل (بن مایه اصلی شعر) نهاده شده است.ارتباطی که شاعران با طبیعت اطراف خود برقرار می کنند با توجه به حساسیت ویژه ذهن و قوه تخیل شاعری می تواند کشفیاتی همچون تصاویر بکر - که هنر شاعر را به نمایش می گذارد - را موجب شود تصاویری که مدام از مقابل دیدگان عموم مردم گذشته و می گذرد اما آنقدر غریب می نماید که به آن توجهی نمی کنند.بنابراین وجود این روحیه و تخیل حساس و ذهن وقاد نسبت به محیط اطراف لازم است تا با به تصویر کشیدن این امور دور از ذهن و غریب، انسان های عادی جامعه با نوآفرینی و بینش نو به تعقل و تخیل بیشتری سوق یابند. شاعران از گذشته تا امروز اساس کار خود را بر خلق تصاویر نو و آشنا کردن مردم با این تصاویر نهاده اند تا یکی از رسالت های شاعری خود را انجام داده باشند. بی گمان یکی از این شعرا حکیم نظامی گنجوی است. در این جستار سعی شده است هنر تصویر آفرینی حکیم گنجه با موضوع «تناسب تصاویر طلوع و غروب با موضوع حکایت در آثار نظامی» بررسی شود تا هنر نظامی در خلق تصویر با رعایت تناسب موضوع برای خواننده بیشتر نمایان شود این موضوع خواننده را نسبت به درک بهتر زیبایی های حکایت و داستان رهنمون می سازد و نشاط خاصی در او ایجاد می کند.
طرح چند بیت قابل تأمل از مخزن الاسرار نظامی گنجوی
حوزههای تخصصی:
طبلة عطار و نسیم گلستان
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، پس از گذری کوتاه بر تاریخ زندگی و درگذشت سعدی، گلستان سعدی از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته و بیش از همه به زبان سعدی در گلستان، بررسی نثر مسجع وی در این اثر، مقایسه مقامات حمیدی و عتبةالکتاب با گلستان و آهنگ موسیقی نثر گلستان پرداخته شده تا بدین وسیله، علاوه بر معرفی این اثر، شاخصهای هنری آن نیز مورد بررسی و توصیف قرار گیرد.
جایگاه تخلص در غزلیات مدحی حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از روند گسترش غزل و افول قصیده سرایی، چون پیوند شعر و شاعری با دربار منقطع نگشته بود، غزل تا حدی، وظیفه ی اصلی قصیده را (مدح ممدوح) بر دوش کشید. مدیحه سراییِ در غزل، غالباً در دیوان شاعرانی ملموس تر است که جز غزل در قالب دیگری شعر نگفته اند. (یا در قوالب دیگر بسیار کم شعر گفته اند) حافظ شیرازی نیز مانند بسیاری از شاعران در غزل به مدح بعضی از پادشاهان، وزرا و... پرداخته است. اما مدایح او رنگ و بویی دیگر دارد. در بسیاری از مواقع ابیات مدح با دیگر ابیات غزل گره نخورده و تصنعی می نماید. او تا حدود زیادی از طریق ذکر نام ممدوح و تخلص خود، که گاهی با هم در یک بیت می آیند و گاهی یکی بر دیگری مقدم می شود، عظمت و شأن ممدوح را تلویحاً مشخص کرده است. شاید به همین دلیل است که در بعضی از غزل های مدحی گاهی تخلص در بیت آخر و گاهی در بیت ماقبل آمده است و احیاناً به جای تخلصِ به نام خود، به نام ممدوح تخلص کرده و گاهی پس از اتمام غزل از ممدوح یاد می کند. به طور کلی در این مقاله سعی شده با توجه به جای گیری تخلص و ممدوح در غزل های مدحی حافظ تا حدی شأن و منزلت آنان در نظر حافظ مشخص شود.
نقد و تحلیل کتاب نقد تطبیقی ادیان و اساطیر در شاهنامة فردوسی، خمسة نظامی و منطق الطیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار، با هدف بررسی و نقد کتابِ نقد تطبیقی ادیان و اساطیر در شاهنامة فردوسی، خمسة نظامی و منطق الطیر، نوشتة حمیرا زمردی، استادیار دانشگاه تهران، فراهم آمده است. حاصل این بررسی این است که اولاً، مبنای کار نویسنده در این کتاب، پذیرش بی علت و غیرعلمی نظریه ای است که از جانب برخی غربیان، در باب ادیان و اساطیر و ارتباطشان با یک دیگر و نحوة پیدایی شان ابراز شده است. ثانیاً، روش کار نویسنده مبتنی بر روش علمی و پژوهشی نیست؛ زیرا در سراسر کتاب در هر بخش، نخست مطالبی از اساطیر ملل گوناگون آورده می شود و آن گاه، با تقطیع ابیاتی از شاهنامه یا آثار نظامی و عطار چنین القا می کند که متون نام برده نیز متأثر از همان اساطیر و درواقع، مبیّن آن هاست. ثالثاً، بی توجهی نویسنده به فردوسی، نظامی و عطار از حیث اعتقاد آگاهانه و راسخ ایشان به اسلام و تجلی فرهنگ اسلامی است که در جای جای آثارشان به چشم می خورد و بینونتی تام با اساطیر و نظریات به اصطلاح اسطوره شناسان دارد. در نتیجه، حاصلِ کار نویسنده تلاشی است برای مشابه جلوه دادن متون سترگ ادب کلاسیک فارسی با دیدگاه های ایدئولوژیک اسطوره شناسان غربی و این که این ها چیزی نیست جز همان اساطیر الاولین.