بهمن اکبری

بهمن اکبری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۲ مورد از کل ۷۲ مورد.
۶۱.

اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر روی آوردهای مصاحبه انگیزشی و ذهنی سازی بر اجتناب تجربه ای دانش آموزان با ترومای کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
زمینه و هدف: تجربه هرگونه حادثه آسیب زا در دوران کودکی می تواند بهزیستی افراد را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر روی آوردهای مصاحبه انگیزشی و ذهنی سازی بر اجتناب تجربه ای دانش آموزان با ترومای کودکی انجام شد. روش: پژوهش حاضر شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری ۲ ماهه با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان با ترومای کودکی در مقطع سنی ۱۲ تا ۱۵ سال بود که در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ به مراکز مشاوره آموزش و پرورش شهرستان رشت مراجعه کرده اند. نمونه مورد نظر۳۰ دانش آموز از جامعه آماری مذکور بود که با روش نمونه گیری دردسترس و براساس معیارهای ورود و خروج و داوطلبانه انتخاب و به صورت ﺗﺼﺎدﻓﯽ در دو گروه آزﻣﺎیﺶ و گواه (در هر گروه ۱۵ دانش آموز) جایدهی شدند. برنامه آموزشی مبتنی بر روی آوردهای مصاحبه انگیزشی و ذهنی سازی در قالب ۱۱ جلسه ۹۰ دقیقه ای برای گروه آزمایش به صورت گروهی اجرا شد و گروه گواه در طی فرایند مطالعه هیچ نوع مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل آخرین نسخه اعتباریابی شده پرسشنامه های چندبعدی اجتناب تجربه ای گامز و همکاران (2011) و پرسشنامه ترومای کودکی برنشتاین و فینک (1998) در ایران بود. تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل واریانس آمیخته و نرم افزار SPSS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان دادکه تفاوت معناداری بین کاهش میانگین اجتناب تجربه ای (۱۱۵/ ۳F=، ۰۴/0P=) و مؤلفه های اجتناب رفتاری (۶۷۰/ ۶F=، ۰۱/0P=)، انزجار از آشفتگی (۴۶۴/ ۳F=، ۰۴/0P=) و حواس پرتی- توقف (۹۷۵/ ۵F=، ۰۲/0P=) در مرحله پس آزمون گروه آزمایش و گواه وجود دارد و این نتایج (کاهش اجتناب تجربه ای) در گروه آزمایش و در مرحله پیگیری نیز تداوم داشت (05/0P<). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، می توان استنباط کرد که آموزش مبتنی بر مصاحبه انگیزشی و ذهنی سازی با ایجاد راهبردهای شناختی لازم برای مواجهه با تنیدگی ها به جلوگیری از مارپیچ فروکاهنده خلق و تفکر منفی و گرایش به پاسخ های نگران کننده و اجتنابی دانش آموزان با ترومای کودکی کمک کرده است.
۶۲.

بررسی رابطه تصویر بدنی و باورهای وسواسی با کیفیت زندگی دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۴۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی تصویر بدنی با باورهای وسواسی و کیفیت زندگی دانشجویان متأهل انجام شد. جامعه این پژوهش شامل کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد واحد رشت است که با توجه به آمار دریافتی از بخش آمار پژوهشکده و فناوری اطلاعات دانشگاه ۱۲۱۰۱ نفر بودند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان نمونه ای متشکل از ۳۶۰ نفر از دانشجویان (زن=۲۰۴، مرد=۱۵۶) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه چند بعدی روابط بدن خود (MBSRQ)، پرسشنامه باور وسواسی (OBQ-44) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که بین تصویر بدنی و باورهای وسواسی با کیفیت زندگی دانشجویان متأهل رابطه وجود دارد و متغیرهای اهمیت و کنترل افکار، نگرش فرد درباره وزن توانسته است حدود ۷/۶ درصد واریانس کیفیت زندگی را توجیه کنند. همچنین نتایج نشان داد بین تصویر بدنی و ظاهر با کیفیت زندگی رابطه وجود دارد و بین باورهای وسواسی با کیفیت زندگی رابطه ی معکوس وجود دارد.
۶۳.

نقش میانجی نگرانی از طرد در رابطه بین تجربه غفلت در کودکی و رفتارهای پرخاشگرانه در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۷۱
هدف از این مطالعه تعیین نقش میانجی نگرانی از طرد در رابطه بین تجربه غفلت در کودکی و رفتارهای پرخاشگرانه در نوجوانان بود. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر صومعه سرا در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند. 260 دانش آموز دختر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای مشارکت داشتند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ی پرخاشگری (AQ) باس و پری (1992)، پرسشنامه ی حساسیت به طرد (RSQ) داونی و فلدمن (199۶) و پرسشنامه ی ترومای کودکی (CTQ) برنستاین و همکاران (2003) استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری و بوت استرپ استفاده شد. نتایج ضرایب مسیر بیانگر این بود که مدل پیشنهادی در مجموع 40% از واریانس پرخاشگری را در شرکت کنندگان پیش بینی می کند و از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که اثر مستقیم تجربه غفلت و نگرانی از طرد بر پرخاشگری معنادار بود، همچنین اثر مستقیم تجربه غفلت بر نگرانی از طرد معنادار بود (05/0>P). نتایج دیگر نشان داد که نگرانی از طرد بین تجربه غفلت در دوران کودکی و پرخاشگری نقش میانجی دارد (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این داشت که تجربه غفلت در دوران کودکی می تواند موجب افزایش رفتارهای پرخاشگرانه در نوجوانان گردد؛ همچنین این رابطه می تواند به واسطه افزایش نگرانی از طرد واسطه گری شود.
۶۴.

اثربخشی آموزش گروهی معنادرمانی بر انعطاف پذیری روان شناختی و احساس انسجام مادران کودکان مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۱
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش معنادرمانی گروهی بر انعطاف پذیری روان شناختی و احساس انسجام مادران کودکان مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه مادران کودکان مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی شهر رشت تشکیل دادند که در سال 1401 به مراکز روانشناسی و مشاوره شهر رشت مراجعه نموده بودند. از این جامعه، 32 نفر داوطلب واجد شرایط، به روش هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. آموزش معنادرمانی به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای یک بار) در مورد گروه آزمایش اجرا شد. ابزار مورد استفاده در این مطالعه، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI) (دنیس و وندروال، 2010) و پرسشنامه احساس انسجام (COC) (آنتونووسکی، 1993) بود. نتایج نشان داد که در گروه آزمایش، میانگین نمرات انعطاف پذیری روان شناختی و احساس انسجام در پس آزمون به طور معنی داری کمتر از پیش آزمون است (01/0P<)، که نشان دهنده اثربخشی درمان بر متغیرهای ذکرشده است. همچنین بین میانگین نمرات انعطاف پذیری روان شناختی و احساس انسجام در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری وجود نداشت (01/0P<)، که نشان دهنده ماندگاری درمان بود. بنابراین، آموزش معنادرمانی گروهی ممکن است جهت بهبود انعطاف پذیری روان شناختی و احساس انسجام مادران کودکان مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی مؤثر باشد.
۶۵.

مقایسه اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک و ذهن آگاهی مبتنی بر استرس بر علائم خودشیفتگی آسیب پذیر در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۶۶
زمینه: اختلال شخصیت مرزی و خودشیفتگی آسیب پذیر، اگرچه به عنوان سازه ای متمایز شناخته می شوند اما با هم در ارتباط هستند. رفتاردرمانی دیالکتیک و ذهن آگاهی مبتنی بر استرس می تواند در بهبود این جنبه نقش مؤثری داشته باشد. با این حال، شکاف پژوهشی موجود به دلیل کمبود مطالعاتی که به صورت مستقیم اثرات رفتاردرمانی دیالکتیک و ذهن آگاهی مبتنی بر استرس را بر علائم خودشیفتگی آسیب پذیر در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی، بررسی کرده اند، مشهود است و مطالعه مقایسه ای تا به حال انجام نشده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و ذهن آگاهی مبتنی بر استرس بر علایم خودشیفتگی آسیب پذیر در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مراجعه کننده به کلینیک درمانی بهار در سال 1403 در شهر رشت بود. در این پژوهش 45 نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری (دو گروه مداخله و یک گروه گواه) قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت مداخله ذهن آگاهی مبتنی بر استرس (کابات زین، 2009) و 10 جلسه تحت مداخله ی رفتاردرمانی دیالکتیک (لینهان، 1993) قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودشیفتگی مرضی (پینکاس و همکاران، 2009) استفاده شد. تحلیل داد ه ها با بهره گیری از آزمون آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که پیش آزمون خودشیفتگی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0 >P)، همچنین نتایج دلالت بر آن داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود نداشت، اما هر یک از درمان ها نسبت به گروه گواه تغییرات معناداری در خودشیفتگی داشتند (05/0 >P). نتیجه گیری: براساس نتایج رفتاردرمانی دیالکتیک و ذهن آگاهی مبتنی بر استرس دو روش درمانی کارآمد در بهبود خودشیفتگی در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی است. این نتایج می توانند به متخصصان حوزه روانشناسی بالینی در طراحی مداخلات دقیق تر و مؤثرتر کمک کرده و موجب ارتقای کیفیت زندگی افراد مبتلا به این اختلال شوند.
۶۶.

مقایسه ی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی اسلامی و درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی نوجوانان دارای رفتار پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۳۵
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی اسلامی و درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی نوجوانان دارای رفتار پرخطر انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر رشت در سال 1402 بود که از بین آن ها، 45 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (15 نفره) تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005، DTS) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد هر دو گروه مهارت های زندگی اسلامی و ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس نسبت به گروه کنترل بر متغیر تحمل پریشانی و مؤلفه های آن اثربخش تر هستند (05/0>P). همچنین بین دو گروه مداخله برای متغیر تحمل پریشانی و مؤلفه های آن، تفاوت معنادار (05/0>P)؛ و نشان دهنده اثربخشی بیشتر ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس نسبت به آموزش مهارت های زندگی اسلامی بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت درمان ذهن آگاهی یک مداخله اثربخش تر از مهارت های زندگی اسلامی بر افزایش تحمل پریشانی نوجوانان دارای رفتار پرخطر می باشد.
۶۷.

Identification of Psychological Risk and Protective Factors of Obesity in Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۹
Objective: Obesity is a complex, multifactorial, chronic, and progressive disease that has become a crucial public health problem worldwide. Therefore, it seems necessary to identify risk and protective factors to prevent obesity and treat obesity. This study aims to identify the risk and protective factors of obesity in women. Method: The study was descriptive-correlational. The research sample consisted of 429 overweight and obese women, selected through voluntary sampling. To collect data, a physical activity questionnaire, core beliefs of eating questionnaire, self-criticism questionnaire, shame and guilt scale, self-esteem scale, body image concern questionnaire, stress-anxiety-depression questionnaire, and weight self-efficacy questionnaire were used. The obtained data were analyzed using stepwise regression using SPSS 24. Results: The findings showed that among obesity risk factors (core beliefs of eating, self-criticism, shame and guilt, concern about body image, stress-anxiety-depression), the core beliefs of eating, stress, and depression can predict obesity. Also, the research results showed that among obesity protective factors (weight self-efficacy, self-esteem, and physical activity), weight self-efficacy can predict obesity improvement more than other variables. Conclusion: Based on the results of the present research, we can say that the variables of core beliefs about eating, stress, and depression as risk factors and the variable of self-efficacy as a protective factor can predict body mass index.
۶۸.

مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل دانش آموزان دارای اعتیاد به اینترنت شهر رشت در سال 1403 بود که از بین آن ها، 48 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (16 نفره) تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001، CERQ) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد که نمرات پیش آزمون راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ که نشان دهنده اثربخشی بیشتر شفقت درمانی نسبت به آموزش مهارت های زندگی اسلامی بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان یک مداخله پایدار بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت مؤثر می باشد؛ اما شفقت درمانی مؤثرتر است.
۶۹.

مدل ساختاری رابطه بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد: نقش میانجی سیستم های مغزی/ رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۹
مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری رابطه بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی با نقش میانجی سیستم های مغزی/رفتاری در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی _همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه همه مردان مبتلا به سومصرف مواد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد رشت در سال 1403 بودند که 264 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه های پژوهش شامل: پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (ریف و کیز، 1995، (PWB، پرسشنامه تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005، (DTS، و پرسشنامه سیستم های مغزی/رفتاری (کارور و وایت، 1994، BIS/BAS) بود. داده ها با روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. برآورد اثر مستقیم تحمل پریشانی بر بهزیستی روان شناختی، مثبت و معنادار؛ اثر مستقیم سیستم بازداری رفتاری بر بهزیستی روان شناختی، منفی و معنادار؛ و اثر مستقیم سیستم فعال سازی رفتاری بر بهزیستی روان شناختی، مثبت و معنادار بود (05/0>p). همچنین اثر غیرمستقیم سیستم های مغزی/رفتاری در ارتباط بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی، مثبت و معنادار بود (05/0>p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت نقش میانجی سیستم های مغزی/رفتاری در ارتباط بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد تایید شد.
۷۰.

مقایسه اثربخشی درمان نوروفیدبک و توانبخشی شناختی بر بهبود کارکرد های اجرایی در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۲۰۵
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان نوروفیدبک و توانبخشی شناختی بر بهبود کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری این پژوهش، کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی شهر تهران در سال 1404 بودند که از این جامعه، 48 نفر داوطلب واجد شرایط به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تخصیص داده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رتبه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی، (BRIEF؛ جرارد و همکاران، 2000) و پرسشنامه اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی؛SNAPIV) ؛ سوانسون و همکاران، 1980) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که نمرات هر دو گروه مداخله درمان نوروفیدبک و توانبخشی شناختی در مقایسه با گروه کنترل به طور معنادار نمرات پیش آزمون تا پس آزمون و پیگیری در متغیر کارکرد اجرایی افزایش یافته است (001/0P<)؛ اما تفاوت معناداری بین دو روش نوروفیدبک و توانبخشی شناختی مشاهده نشد (005/0P<). نتایج نشان می دهد که برای حداکثرسازی پایداری و انتقال به زندگی روزمره، در پروتکل های آتی، ترکیبی تلفیقی از این دو مداخله برای پوشش دادن جامع تر ابعاد نوروبیولوژیک و رفتاری نقص توجه توصیه می شود تا از پتانسیل هم افزایی آن ها بهره گیری شود.
۷۱.

اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۲
هدف. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی انجام شد. روش. این پژوهش به روش شبه آزمایشی و طرح پژوهشی پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تعداد 214 از زنان با تجربه طلاق عاطفی در سال 1402 بود که از بین آن ها نمونه ای به تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های طلاق عاطفی گاتمن (2008)، تعادل عاطفی دینر و همکاران (2009) و توافق پذیری (کاستا و مک کری، 2005) استفاده شد. گروه آزمایش به میزان 8 جلسه تحت مداخله درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (2011) قرار گرفت درحالی که در این مدت گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها. نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0˂P-value). همچنین نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0˂P-value). نتیجه گیری. براساس نتایج یافته های پژوهش حاضر نتیجه گیری می شود که می توان از محتوا و دستورالعمل های درمان فراتشخیصی برای افزایش توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی استفاده کرد. علاوه بر این، می توان بیان کرد که مداخلات فراتشخیصی به افراد کمک می کند تا یاد بگیرند که چگونه با هیجان های نامناسب خود مواجه شده و سازگارانه تر با هیجان های خود برخورد کنند. روش مذکور در تلاش است تا با تنظیم عادت های نظم بخشی هیجانی، وقوع و شدت عادت های هیجانی را کم کرده، میزان آسیب را کاهش و کارکرد آن را افزایش دهند. در رویکرد یک پارچه رفتارها، هیجانات، افکار و احساس ها با هم در تعامل پویایی بوده، هر کدام از آن ها در تجربه هیجانی نقش تعین کننده داشته و در آن اثرگذار هستند. بر این اساس، درمان فراتشخیصی با تأکید ویژه بر نقش هیجان ها و شیوه پردازش آن ها سبب مدیریت و پردازش بهتر هیجان ها شده و از این طریق می تواند منجر به افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی شود. در بخش دیگری از این پژوهش نتایج نشان داد درمان فراتشخیصی در افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی مؤثر بود. یافته مذکور با نتایج حاصل از پژوهش های بیگی و لطفی (1402)، فیروزی و همکاران (1401) ما و همکاران (2021) هم راستا است. در تبیین یافته یاد شده می توان بیان کرد تکنیک های درمان فراتشخیصی از قبیل آگاهی هیجانی، مواجهه، پذیرش هیجانات و بازسازی شناختی، باعث می شود که فرد از ارتباط متقابل بین افکار و هیجانات آگاه و ارزیابی های ناسازگارانه خودکار شناسایی شوند و این ارزیابی مجدد شناختی، باعث افزایش انعطاف پذیری در افکار و تعدیل احساسات شده و سبب می شود تا افراد، با به کارگیری انعطاف پذیری شناختی، قدرت حل مسئله خود را نیز بهبود داده و با کسب قدرت مقابله ای بالاتر، تاب آوری روان شناختی بیشتری را از خود نشان دهند. علاوه بر این، می توان بیان کرد که درمان فراتشخیصی یک پارچه به منظور آماج قرار دادن عوامل مشترک بین اختلال های هیجانی و اختلال های روان شناختی دارای آسیب های هیجانی طراحی شده است و تأکید عمده آن بر تجربه و پاسخ های هیجانی است. بر این اساس، درمان فراتشخیصی یک پارچه به زنان دارای طلاق عاطفی می آموزد که چگونه با هیجانات ناخوشایند خود مواجه شده و به شیوه سازگارانه تری به هیجان های خود پاسخ دهند. این درمان کمک می کند تا افراد فهم بهتری از تعامل افکار، احساس ها و رفتارها در ایجاد تجربه های هیجانی درونی داشته باشند و این روند می تواند به بهبود پردازش شناختی و روان شناختی منتهی شده و تعادل عاطفی روان شناختی بالاتری را در پی داشته باشد.
۷۲.

مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به چاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به چاقی انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش دختران مقطع متوسطه دوم شهر رشت مبتلا به چاقی در سال 1404 بود که از بین آن ها، 55 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه درمان شفقت (17 نفر)، رفتاردرمانی دیالکتیکی (18 نفر)، و گروه کنترل (20 نفر)، تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) (CERQ) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که نمرات پیش آزمون راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ که نشان دهنده اثربخشی بیشتر رفتاردرمانی دیالکتیکی نسبت به درمان متمرکز بر شفقت بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان یک مداخله پایدار بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به چاقی مؤثر می باشد؛ اما رفتاردرمانی دیالکتیکی مؤثرتر است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان