مقوله دانش و مدیریت دانش رفته رفته جای خود را در سازمانها باز می کند . امروزه مدیران سازمانها می دانند ماشین آلات ، تجهیزات و ساختمان را نمی توان اصلی ترین دارایی یک سازمان به حساب آورد . آنچه به عنوان دارایی مهم هر سازمان به شمار می رود ، دانش سازمانی است و مدیریت صحیح بر آن باعث کسب مزیت رقابتی برای سازمان و در نهایت پیروز شدن بر رقبا خواهد شد . مطالب بسیاری در این باره در ژورنالها ، کتابها و مجلات مختلف نگاشته شده است ولی آنچه نویسندگان این مقاله را بر آن داشت تا به این موضوع ( ناکامی مدیریت دانش ) بپردازند ، خلاء موجود در باره علل ناکامی بعضی شرکتها در این رابطه بود ...
سازمان یک نهاد اجتماعی است که مبتنی بر هدف بوده و دارای سیستم های فعال و هماهنگ است و با محیط خارجی ارتباط دارد . در گذشته ، هنگامی که محیط نسبتا با ثبات بود ، بیشتر سازمانها برای بهره برداری از فرصتهای پیش آمده به تغییرات تدریجی و اندک اکتفا می کردند . ولی با گذشت زمان ، در سراسر دنیا سازمانها دریافته اند که فقط تغییرات تدریجی راهگشای مشکلات کنونی سازمانها نیست و گاهی برای بقای سازمان لازم است تغییراتی به صورتی اساسی و زیر بنایی در سازمان ایجاد شود . امروزه در سراسر دنیا این تغییرات انقلابی را با نام مهندسی مجدد می شناسند .
مدیریت دانش روشی سیستماتیک برای تشخیص ، سازماندهی و به اشتراک گذاشتن دانش در سازمان است که می تواند در نهایت به تولید دانش بیشتر در سازمان منجر گردد . امروزه مدیران ارشد سازمانها دریافته اند که سرمایه های دانشی در سازمان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده و می بایست توان زیادی را برای مدیریت سرمایه های دانشی و دانش نهفته در فرایندهای سازمان خود صرف کنند . از طرفی ، گاه فرایندهای سازمان از کارایی کافی برخوردار نبوده و مدیران را به اندیشه هایی چون مهندسی مجدد ، فرایندها جهت اصلاح مکانیسمها و فرایندهای سازمان خود وامی دارند ...
سازمان یاد گیرنده یا فراگیر یک الگوی تغییر یافته برای سازمانها و راهی نوین برای اندیشیدن درباره سازمان در عصر دانش است . یک سازمان یاد گیرنده دارای کمترین سلسله مراتب اختیارات ، پاداشی برابر در برابر عملکرد یکسان ، فرهنگ مشترک و ساختاری انعطافپذیر و سازشکار است که میتوان بدان وسیله از فرصتها استفاده کرد و بحرانها را از بین برد . سازمان یادگیرنده الگوی منحصر به فردی ندارد و به واقع نوعی نگرش یا فلسفه جدید درباره سازمانهاست که نقشهای اصلی را به عهده اعضای سازمان میگذارد ...
الگوبرداری (BENCHMARKING) روشی سیستماتیک است که سازمانها به وسیله آن می توانند فعالیتهای خود را براساس بهترین صنعت یا سازمان، اندازه گیری و اصلاح کنند. این روش با فراهم سازی چارچوبی برای سازمانها که به وسیله آن فعالتیهای بهترین سازمان مشخص گردیده است و تشخیص وجوه تمایز سازمان موجود با بهترین سازمان، نشان می دهد که چگونه می توان شکافهای موجود را پر کرد. الگوبرداری به واقع ابزاری برای بهبود مستمر است و می تواند توسط انواع سازمانهای تولیدی و خدماتی به کار گرفته شود. این روش را با نامهای الگوگیری و الگوبرداری نیز می شناسند.