مریم احمدی

مریم احمدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۲ مورد از کل ۸۲ مورد.
۸۱.

بررسی مبنای مسئولیت متصدی حمل ونقل دریایی در حقوق ایران و تطبیق آن با کنوانسیون بروکسل، مقررات هامبورگ و روتردام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۵۴
از مهم ترین مباحث حقوق دریایی، حمل ونقل دریایی و مسئولیت مدنی متصدی است و اهمیت آن نسبت به حمل ونقل خشکی و هوایی بیشتر است، زیرا هزینه و سهولت آن بیشتر است و در عین حال نقش آن در توسعه تجارت بین الملل در مقایسه با سایر حمل ونقل ها از اهمیت بیشتری برخوردار است. حمل و نقل دریایی کالا در حقوق بین المللی را مقررات سه کنوانسیون عمده مختلف تنظیم می کند: کنوانسیون لاهه ویزبی ۱۹۲۴، کنوانسیون هامبورگ ۱۹۸۷و کنوانسیون اخیرالتصویب روتردام ۲۰۰۸. لذا کشورهای مختلف بسته به اینکه به کدام یک از این کنوانسیون ها ملحق شده باشند یا مقررات آن را وارد حقوق داخلی خود کرده باشند، حمل ونقل بین المللی کالا از طریق دریا را بر ساختارهای متفاوتی بنا نهاده اند. مبنای مسئولیت متصدی حمل ونقل در هر یک از این سه کنوانسیون، در عین اینکه بر زمینه تقصیر قرار گرفته، متفاوت است. درخصوص مبنای مسئولیت متصدی حمل ونقل در این کنوانسیون ها و به تبع آن قانون دریایی ایران، اختلاف نظر وجود دارد و بیشتر معتقدند که بر فرض تقصیر استوار شده است؛ درحالی که مسئولیت در مقررات هامبورگ مبتنی بر فرض مسئولیت است و مقررات روتردام در عین اینکه مسئولیت را بر فرض تقصیر استوار ساخته، تفصیلاً بار اثبات دعوا را در هر یک از مراحل اثبات ادعا، به طور متعادل میان مدعی و متصدی تقسیم کرده و لذا می توان که گفت ساختاری نو در اختصاص بار اثبات دعوا و تعیین مبنای مسئولیت بنا نهاده است. این مقاله با رویکرد تطبیقی تلاش کرده تا مبنا، شرایط و مسئولیت متصدی در قراردادهای حمل ونقل بین المللی دریایی کالا را با توجه به مقررات لاهه، هامبورگ و روتردام مطالعه کند.
۸۲.

بازطراحی منطق برنامه درسی در چارچوب STEM پروژه محور: استخراج یک مدل پارادایمی از دیدگاه خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۹
این پژوهش با هدف بازطراحی منطق برنامه درسی در چارچوب STEM و بر اساس رویکرد پروژه محور انجام شد و به دنبال استخراج یک مدل پارادایمی از دیدگاه خبرگان بود. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است و جامعه پژوهش شامل متخصصان حوزه های برنامه ریزی درسی، آموزش علوم، ریاضی و فناوری می باشد. نمونه گیری به صورت هدفمند و بر اساس ملاک های تخصصی انجام گرفت و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شد. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت و در نهایت مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین برای نمایش روابط میان مقوله ها استخراج گردید. یافته ها نشان دادند که شرایط علّی اجرای برنامه درسی STEM پروژه محور شامل نیاز به توسعه مهارت های قرن بیست ویکم، ضعف شیوه های سنتی آموزش و ضرورت پیوند آموزش با مسائل واقعی زندگی است. شرایط زمینه ای اجرای این رویکرد نیز شامل ساختار متمرکز برنامه درسی، کتاب محوری، تأکید بر نمره در ارزشیابی و محدودیت منابع و زمان آموزشی بود. علاوه بر این، آمادگی حرفه ای معلمان، حمایت نهادی و دسترسی به منابع آموزشی به عنوان شرایط مداخله گر شناخته شدند. راهبردهای مورد استفاده توسط کنشگران آموزشی شامل طراحی پروژه های واقعی میان رشته ای، تغییر نقش معلم به تسهیل گر یادگیری، بهره گیری از یادگیری مشارکتی و ارزشیابی عملکردی است. اجرای این راهبردها باعث یادگیری عمیق و معنادار، افزایش انگیزش تحصیلی، تقویت مهارت های حل مسئله، خلاقیت و همکاری اجتماعی دانش آموزان می شود. این مطالعه نشان می دهد که برنامه درسی پروژه محور در چارچوب STEM، با حمایت نهادی و شرایط اجرایی مناسب، می تواند به عنوان الگویی مؤثر برای ارتقای کیفیت یادگیری و پاسخ گویی به نیازهای آموزشی عصر حاضر به کار گرفته

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان