عامر نیک پور

عامر نیک پور

مدرک تحصیلی: استادیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۵ مورد از کل ۷۵ مورد.
۶۱.

بررسی و تحلیل شاخص های توسعه شهری بر اساس مدل های تصمیم گیری چند معیاره، مورد مطالعه: شهر بابل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۷
عدالت اجتماعی یکی از مهمترین مباحث مدیریت و برنامه ریزی شهری به شمار می رود. توجه به اهمیت توزیع عادلانه خدمات و امکانات در نواحی شهری از مهمترین عوامل کاهش نابرابری های محله ای و افزایش سطح رفاه اجتماعی و پایداری زندگی شهری محسوب می شود. در این پژوهش مناطق12 گانه شهر بابل به لحاظ برخورداری از خدمات و امکانات شهریتوسط مدل های تصمیم گیری چند معیاره و براساس 5 شاخص اصلی و 44 زیر شاخص رتبه بندی شده اند. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی اﺳﺖ و به منظور ﺟﻤﻊ آوری اﻃﻼﻋﺎت از روش ﻫﺎی ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪای و ﻣﯿﺪاﻧﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. طبق نتایجمنطقه ی 3 با بیشترین میزان برخورداری رتبه اول و منطقه 12 با کمترین میزان در رتبه آخر جای گرفته است. همچنین توزیع شاخص ها و متغیرها در مناطق این شهر عادلانه و هماهنگ نمی باشد، به طوری که با افزایش فاصله از مرکز شهر میزان برخوداری از خدمات کاهش می یابد. بر این اساس میزان برخورداری در مناطق مرکزی (3، 4و10) بیشتر از مناطق بیرونی و حاشیه ای شهر(6 و9) است و شاخص آموزشی- فرهنگی از توزیع نامتعادل تری برخوردار است.
۶۲.

سطح بندی محلات براساس شاخص های کمی و کیفی مسکن (مورد مطالعه شهر بابلسر)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۳۷
امروزه مسکن مفهومی فراتر از یک سرپناه پیدا نموده و نقش مهمی در چگونگی کیفیت کالبدی شهرها دارا ست. مسکن به عنوان کوچکترین عنصر تشکیل دهنده سکونتگاه ها به وجود آورنده یکی از مهم ترین پدیده های جغرافیایی هر منطقه به شمار می رود. افزایش سریع جمعیت،گرایش به تملک مسکن مستقل، گرانی زمین شهری و کمبود خدمات، مسکن را به عنوان معضلی پیچیده مطرح می سازد. هدف اصلی این پژوهش، سطح بندی محلات شهر بابلسر بر اساس شاخص های مسکن است. پژوهش از نوع کاربردی و روش انجام آن توصیفی – تحلیلی است. در این پژوهش از 46 شاخص استفاده شد. جامعه آماری، شامل 19 محله،420 بلوک و 15459 واحد مسکونی است که داده های آن از بلوک های آماری 1390 استخراج شده است. برای تحلیل و رتبه بندی محلات از مدل های تصمیم گیری شامل تاپسیس، ویکور و الکتره و تکنیک ادغام و برای تعیین تعادل فضایی شاخص ها از ضریب ویلیامسون استفاده شده است. نتایج بیانگر آن است که محلات پارکینگ ها و نخست وزیری تقریبا در تمامی مدل ها دارای بالاترین سطح برخورداری و محله بی بی سر روزه دارای پایین ترین سطح برخورداری می باشند. همچنین رابطه معناداری بین فاصله محلات از مرکز شهر و مطلوبیت مسکن دیده نمی شود، اما همبستگی بالایی بین فاصله محلات از خط ساحلی و مطلوبیت مسکن وجود دارد.
۶۳.

تحلیل شاخص های مسکن در شهر آمل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۱۸۲
مسکن یکی از شاخص های اجتماعی پایه است. کیفیت زندگی و رفاه افراد و مکانها را مشخص می کند. امروزه مفهوم مسکن دیگر صرفاً به عنوان سرپناه مطرح نیست بلکه نقش حیاتی در دستیابی به توسعه پایدار دارد. بنابراین توسعه مسکن به عنوان یک موضوع چند بعدی از مهم ترین اهداف برنامه ریزی و مدیریت شهری به شمار می رود. این پژوهش با هدف بررس ی و تحلیل شاخص های کیفیت مسکن در محله های شهر آمل تدوین شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی – توسعه ای و از نظر ماهیت و روش توصیفی - تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز از بلوک های آماری شهر آمل در سرشماری 1395 استخراج شده است. نتایج به دست آمده از روش تحلیل عاملی نشان داد که 4 عامل اصلی در کیفیت مسکن محله های شهر آمل تأثیرگذارند که در مجموع 86 درصد از واریانس را تبیین کرده اند. پهنه بندی کیفیت مسکن نشان داد که در مجموع پهنه مسکونی مناسب با 55 درصد از مساحت و 66 درصد از جمعیت، بیشتر در نیمه غربی رودخانه هراز و در امتداد محور شمالی - جنوبی شهر وجود دارد و پهنه مسکونی نامناسب نیز با 24 درصد مساحت و 21 درصد از جمعیت در بافت های قدیم، فرسوده و بافت های پیرامونی متصل به محدوده شهری و به ویژه در نواحی غرب، شمال شرقی و شرق شهر دیده می شود. بر اساس روش تحلیل خوشه ای، محله های آمل در پنج خوشه طبقه بندی شده اند، خوشه اول 4 محله و24 درصد از مساکن شهر، خوشه دوم 2 محله و 9 درصد از مساکن، خوشه سوم 3 محله و 9 درصد از مساکن ، خوشه چهارم 2 محله و 6 درصد از مساکن و خوشه پنجم 9 محله و حدود 50 درصد از کل مساکن شهر را تشکیل داده است.
۶۴.

بررسی الگوی کالبدی توسعه شهرهای شمال کشور (مورد مطالعه: شهر کیاکلا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۲۸
الگوی رشد شهر یکی از موضوعات حیاتی قرن بیست و یکم در ارتباط با پایداری شهر است. الگوی رشد شهر به عنوان الگوی فضایی فعالیت های انسان در برهه خاصی از زمان تعریف می شود و به دودسته اصلی گسترش افقی یا پراکنده و اگوی فشرده تقسیم می گرددو شناخت الگوی توسعه کالبدی شهر به منظور هدایت آن در راستای پایداری شهری امری اساسی است. بر این اساس، هدف این پژوهش بررسی و شناخت مراحل و الگوی توسعه فیزیکی شهر کیاکلا در دهه های گذشته و تحلیل عوامل موثر برآنها می باشد. این شهر در سال های اخیر به عنوان مرکز شهرستان تازه     تاسیس سیمرغ رشد فیزیکی قابل ملاحضه ای را تجربه نموده است. روش تحقیق مبتنی بر رویکردهای توصیفی تحلیلی است که با استفاده از مدل های گسترش کالبدی مانند تحلیل فضایی تراکم جمعیت، روش های خودهمبستگی فضایی موران و لکه های داغ در محیط نرم افزار GIS جهات و فرم توسعه فیزیکی را مشخص خواهد نمود. نتایج حاصل از بکارگیری مدل ها برای سالهای 1385-1395 در شهر کیاکلا نشان می دهد که طی این دوره، گسترش فیزیکی شهر کیاکلا، به صورت پراکنده و غیرمتراکم بوده و زمینه را برای رشد اسپرال و بدون برنامه شهر آماده نموده است. نتایج تحلیل فضایی نشان می دهد که تراکم در هر سه شاخص جمعیت، مسکونی و ساختمانی، الگوی توزیع خوشه ای و خودهمبستگی فضایی دارد. بیشترین لکه های داغ در نواحی غربی و قسمت های مرکزی شهر و بیشترین لکه های سرد در نواحی شرقی و جنوب شرقی شهر دیده می شود.
۶۵.

مطالعه و ارزیابی شاخص های محیطی مؤثر بر قابلیت پیاده روی ( مورد مطالعه: شهر آمل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۹۷
شهرهای خودرو محور منجر به خلق محیط های شهری می شود که نه تنها وابستگی به خودرو را ترویج و تشویق می نماید بلکه نوعی فرهنگ خودرو محوری را خلق می کند، به طوری که در عمل دسترسی به خدمات بدون خودرو امکان پذیر نبوده و یا بسیار مشکل است. در مقابل پیاده راه سازی نیرومند ترین و اثرگذارترین جنبش طراحی محلات شهری است و همچنین پیاده راه سازی کاهش پیامدهای زیان بار خودرو محوری، افزایش ایمنی افراد پیاده و بهبود محیط شهری را به ارمغان می آورد. روش شناسی این تحقیق مبتنی بر رویکردهای توصیفی تحلیلی بوده که از شاخص قابلیت پیاده روی فرانک، ضریب آنتروپی شانون، بی مقیاس سازی فازی و برای تعمیم میزان قابلیت پیاده روی در سطح مناطق 25 گانه شهر آمل از نرم افزار GIS و برای تجزیه وتحلیل میزان همبستگی از نرم افزار SPSS استفاده شده است. با توجه به اینکه بین فعالیت فیزیکی افراد و محیط ساخته شده شهر که در آن زندگی می کنند ارتباط وجود دارد، شاخص قابلیت پیاده روی می تواند در مراحل مختلف برنامه ریزی شهری مفید باشد. که در آن ارزش بالا از شاخص قابلیت پیاده روی بدان معنی است که یک آرایش خاص از شهر می تواند فعالیت بدنی افراد را مشخص کند، و پایین بودن شاخص قابلیت پیاده روی بدان معنی است که مردم اغلب از اتومبیل برای زندگی روزمره استفاده می کنند که منجر به حداقل فعالیت بدنی می شود. با توجه به شمارش شاخص قابلیت پیاده روی برای هر ساختار موجود از شهر و برای هر طرح شهری پیشنهادی می تواند امکان پذیر باشد. نتایج نشان می دهد عوامل مختلف محیطی تأثیر قابل توجهی بر میزان قابلیت پیاده روی دارد که هر چه میزان فشردگی و اختلاط کاربریهای شهری بیشتر باشد قابلیت پیاده روی افزایش می یابد و مناطق مرکزی شهر آمل بالاترین میزان قابلیت پیاده روی را دارا می باشد که این امر موجب افزایش فعالیت های پیاده روی و بدون خودرو خواهد بود.
۶۶.

شناسایی عوامل مؤثر بر زیست پذیری در شهر نورآباد ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۰۷
امروزه شهرها با چالش های بسیاری در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی مواجه شده اند. به همین دلیل برخورداری از خصوصیات زیست پذیری برای شهرها و کلانشهرها ضرورت یافته است به گونه ای که در تمام برنامه های توسعه بهبود سطح کیفی زندگی به عنوان یک هدف کلی و اصلی در نظر گرفته می شود. اصطلاح زیست پذیری اشاره به درجه تامین ملزومات یک جامعه بر مبنای نیازها و ظرفیت های افراد آن جامعه دارد. در این راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر زیست پذیری شهر نورآباد ممسنی می باشد. روش شناسی این تحقیق ترکیبی می باشد. بخش کیفی شامل شناسایی عوامل موثر بر زیست پذیری در نورآباد ممسنی از طریق بررسی مبانی نظری و تئوریک پژوهش و انجام تحلیل دلفی با مشارکت 15 متخصص به عنوان اعضای پانل می باشد. بخش کمی با استفاده از متدلوژی تحلیلی نوین مدل سازی ساختاری – تفسیری (ISM) روابط بین ابعاد و شاخص های زیست پذیری تعیین و تحلیل شده است. در نهایت با استفاده از تحلیل MICMAC نوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر متغیرها مشخص شده است. نتایج پژوهش نشان داد متغیرهای بعد اقتصادی شامل اشتغال پایدار، توزیع زیرساخت های مناسب حمل و نقل و مسکن مناسب دارای بیشترین قدرت نفوذ می باشند.
۶۷.

بررسی الگوی مکانی-زمانی نقاط حاد تصادف در جاده فیروزکوه با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۱
شناسایی مناطق خطرناک حادثه خیز از نظر وقوع تصادفات جاده ای در محور فیروزکوه به دلیل ترانزیتی بودن و اهمیت اقتصادی آن و همچنین نقش این جاده در صنعت گردشگری از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار می باشد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی الگوهای مکانی-زمانی توزیع تراکم و نقاط حاد تصادفات در جاده ترانزیتی فیروزکوه می باشد. بدین منظور، داده های تصادفات جاده ای در سال های 1395-1401 با استفاده از تخمین تراکم کرنل و تحلیل نقاط حاد در GIS مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که به دلیل محدودیت های حمل ونقل جاده ای و مسافرت در دوران اپیدمی کرونا، تعداد تصادفات کمتری در سال های 1398 و 1399 در مقایسه با سال های ماقبل و مابعد آن در بازه زمانی 1395-1401 رخ داده است. نتایج نشان داد که توزیع تراکم و نقاط حاد تصادفات از نظر مکانی-زمانی دارای تغییرپذیری می باشند. به دلیل تراکم بالای تصادفات در منطقه های ایستگاه قطار دوگل و بعد از تونل آبشار، خوشه های تصادفات با میانگین 32/2 Z-score = و سطوح اطمینان 90 تا 99 درصد در بازه زمانی 1395-1401 در این دو منطقه شناسایی شده است. طول جاده در این خوشه های تصادفات 979/10 کیلومتر بوده که شامل 46 درصد از تصادفات جاده ای در این بازه زمانی می باشد. نتایج این تحقیق می تواند جهت بررسی عوامل مؤثر بر وقوع تصادفات جاده ای در مناطق با تراکم بالا و خوشه های تصادفات، اتخاذ تصمیمات آگاهانه جهت مدیریت سوانح رانندگی و همچنین اجرای اقدامات عمرانی و آموزشی توسط سازمان های مسئول در جهت افزایش ایمنی جاده مورداستفاده قرار بگیرد.
۶۸.

سنجش کالبدی فرم شهر بر اساس تراکم (مورد مطالعه شهر آمل)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
تراکم از مهمترین عناصر شناخت فرم شهر است که تحلیل آن راهی مفید برای سامان دهی نظام توزیع جمعیت و فعالیت شهر به شمار می رود. تحلیل تراکم؛ کوشش برای سامان دادن به الگوی کالبدی شهر و هدف از آن برنامه دار کردن سازمان فضایی شهر است. پژوهش حاضر با تعریف و ارائه شاخص های مختلف از تراکم و با تحلیل فضایی سعی نموده تا تصویر کامل تری از فرم شهر آمل ارائه دهد. تحقیق از نظر ماهیت کاربردی و روش آن تحلیلی و کمی است. برای سنجش توزیع تراکم از روش تحلیل تراکم و از مدل های کمی مانند ضریب ویلیامسون، آنتروپی نسبی و شانون استفاده شد. برای تحلیل الگوی فضایی تراکم نیز از تکنیک اتوکرولیشن فضایی استفاده شد که با استفاده از آماره G نقشه های (Hot Spot) و(Cold Spot) تهیه گردید. نتایج تحقیق از تمرکز گرایی ساخت و سازهای جدید و وجود تفاوت در بین مناطق مختلف شهرآمل حکایت دارد. در این بین شاخص های (F.A.R)، تراکم مسکونی، تراکم ناخالص و خالص مسکونی دارای توزیع نابرابر و شاخص های تراکم نفر در مسکن و خانوار در مسکن توزیع برابری را در مناطق شاهد بوده اند. بیشترین تمرکز و فشردگی مربوط به شاخص (F.A.R) بوده که نشان دهنده بالا بودن میزان متراژ زیربنای واحدهای مسکونی بین مناطق مختلف شهر آمل است، اما شدت توزیع تراکم مسکونی(136/0) بیشتر از تراکم ساختمانی(124/0) بود که این امر یعنی تمایل به افزایش تعداد واحدهای مسکونی بیشتر از تمایل به افزایش زیربنای مسکونی است.
۶۹.

توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با تأکید بر شاخص های حکمروایی مطلوب شهری (مطالعه موردی: شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۳
دیگر نمی شود همچون گذشته بدون توجه به رویکردهای مشارکتی و توجه به مقیاس محلی به برنامه ریزی پرداخت. در این میان حکمروایی مطلوب شهری به مثابه الگوی مؤثر و کارآمد برای اداره ی امور شهر مطرح می شود. حکمروایی مطلوب یکی از رویکردهای مهم برای کنترل و مدیریت پدیده اسکان غیررسمی است. پژوهش حاضر ازنظر روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و از نظر ماهیت کاربردی است. روش گردآوری اطلاعات به منظور پاسخ به سؤالات تحقیق و بر اساس روش تحقیق پژوهش از دو روش اسنادی-کتابخانه ای و پیمایشی استفاده شده است. در این تحقیق از پیمایش پرسشنامه وب-محور به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شده است. به منظور سنجش پایایی پرسشنامه، از آزمون کرونباخ و ضریب آلفای آن بهره گرفته شد. جامعه آماری این تحقیق را متخصصان، کارشناسان و اساتید دانشگاه، دانشجویان دکتری جغرافیای شهری، مدیران شهری و رشته های مرتبط با مدیریت شهری تشکیل می دهند که از این تعداد 79 نفر به عنوان نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی استفاده شده است. به منظور تحلیل داده و آزمون فرضیات از روش های تحلیل کمی (مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد واریانس-محور (PLS) ، از روش های نمایش ویژگی های محلات در نرم افزار Gis از قبیل Quantities استفاده شد. همچنین از نرم افزارهای SmartPls، Spss استفاده می شود. نتایج بررسی ها براساس شاشخص های حکمروایی مطلوب نشان دهنده آن است که حکمروایی شهری در شکل گیری و گسترش سکونتگاه های غیررسمی در شهر بابل نقش بسیار مهمی دارد و تأثیرات زیادی بر جوامع و شهر دارد. این نتایج تأکید می کنند که تدوین و اجرای سیاست ها و برنامه های مناسب توسط حکومت محلی برای جلوگیری از گسترش ناپایدار سکونتگاه های غیررسمی بسیار حیاتی است.
۷۰.

تحلیل الگوی مکانی- زمانی تصادفات در جاده کندوان با استفاده از روش های آمار فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
احتمال وقوع تصادف در جاده کندوان که به عنوان یکی از زیباترین و شگفت انگیزترین جاده های توریستی کشور شناخته شده است، از دغدغه های مهم مسافران در بازدید از استان مازندران محسوب می شود. در پژوهش حاضر، با استفاده از قابلیت های GIS، الگوی توزیع مکانی– زمانی تراکم تصادفات جاده ای، الگوی توزیع مکانی– زمانی خوشه های تصادفات و سطح معنی داری آماری آنها با استفاده از روش های تخمین تراکم کرنل و تحلیل نقاط حاد مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور، داده های تصادفات جاده ای به وقوع پیوسته دربازه زمانی سال های 1401-1395 که توسط سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر استان مازندران جمع آوری شده، مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل توصیفی و آماری تصادفات جاده ای نشان می دهد که در این بازه زمانی، 2084 تصادف درامتداد این جاده به وقوع پیوسته که در آن 9076 نفر مصدوم و 52 نفر فوت شده اند. بیشترین تعداد وقوع تصادفات در سال های 1400 و 1401 بوده که نسبت به تعداد پایین وقوع تصادفات در سال های 1398 و 1399 به دلیل مشکلات مرتبط با بیماری کرونا و منع مسافرت، رشد قابل ملاحظه ای داشته است. علاوه بر این، نتایج حاصل از تابع تخمین تراکم کرنل، نشان دهنده تراکم بالای تصادفات در منطقه های پل زنگوله، تونل کندوان، سیاه بیشه، مجلار، پل اوشن و شاه چشمه در بازه زمانی 1401- 1395 است. همچنین نتایج بدست آمده از تحلیل نقاط حاد نشان می دهد که در منطقه های پل زنگوله، تونل کندوان، مجلار، سیاه بیشه و پل اوشن خوشه های مکانی تصادفات با مقدار میانگین Z-score = 3.12 و سطح اطمینان 90-95 % شناسایی شده اند. نتایج این تحقیق می تواند در جهت شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری خوشه های مکانی تصادفات و افزایش ایمنی حمل و نقل جاده ای در محور کندوان مورد استفاده قرار بگیرد.
۷۱.

تحلیل فضایی جمعیت سالمند در شهر قائمشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۴
از مهم ترین چالش های اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی قرن بیست ویکم می توان به پدیده ی افزایش جمعیت سالمندان اشاره کرد. این مقاله با هدف تحلیل فضایی نماگرهای جمعیتی سالمندان در محله های شهر قائمشهر تهیه شده است. روش تحقیق مطالعه حاضر توصیفی - تحلیلی و بر اساس هدف کاربردی می باشد. داده هاى خام از بلوک های آماری شهر قائمشهر در سال های 1390 و 1395 استخراج شده اند. برای بررسی وضعیت سالمندان در محله های 20 گانه شهر قائمشهر از شاخص های نسبت سالمندی، نسبت وابستگی سالمندی، شاخص سالمندی، شاخص پیری استفاده شده و برای تحلیل فضایی شاخص های جمعیت سالمند از نرم افزار Arc Gis و از روش های لکه های داغ و خودهمبستگی فضایی موران بهره گرفته شده است. با بررسی هرم سنی شهر قائمشهر در سال های 1390 تا 1395 مشخص شده که نسبت جمعیت سالمند به سایر گروه های سنی در دوره اخیر بیشتر شده است. محله های 2، 18، 9 و 3 به ترتیب بیشترین میزان نرخ رشد جمعیت سالمند طی سال های 1390 تا 1395 را دارند. نرخ رشد جمعیت سالمند کل شهر نیز 4/18 درصد می باشد. شاخص های مورد مطالعه دارای الگوی فضایی خوشه ای در سطح شهر بوده و مقادیر آن ها در سطح محله های مرکزی بیشتر از محله های پیرامونی می باشند. با توجه به یافته های پژوهش، ضروری است که مدیران شهری و سیاست گذاران، توزیع فضایی سالمندان را در فرآیند برنامه ریزی لحاظ کنند. همچنین، اتخاذ سیاست هایی برای افزایش دسترسی سالمندان به خدمات شهری، فضاهای عمومی، امکانات رفاهی و حمل ونقل عمومی از اهمیت بالایی برخوردار است.
۷۲.

تحلیل فضایی رابطه بین فرم شهری و دسترسی در محله های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۴
سابقه و هدف: توسعه شهری، با رویکردی مبتنی بر فرم فشرده و پایدار، نقش مؤثری در بهینه سازی الگوهای سفر شهری ایفا می کند. چنین ساختاری با کاهش مسافت های سفر، ارتقای امکان پیاده روی، افزایش دسترسی به خدمات شهری و کاهش وابستگی به خودرو شخصی همراه است. در این میان، محله هایی با تراکم جمعیتی و اختلاط کاربری بالا، درقیاس با مناطق کم تراکم حاشیه ای، از مزیت هایی چون کوتاهی مسیر و تنوع دسترسی برخوردارند. کلان شهر تهران، به منزله یکی از پرجمعیت ترین و گسترده ترین شهرهای ایران، در دهه های اخیر با رشد افقی و پراکندگی فضایی چشمگیری مواجه بوده و این مسئله به افزایش فاصله های میان مبدأ و مقصد و درنتیجه، بروز چالش هایی در حوزه عدالت فضایی و دسترسی منجر شده است. در چنین شرایطی، برنامه ریزی کالبدی با هدف ارتقای فرم شهری، به گونه ای که بتواند نیازهای شهروندان را در کمترین فاصله و با بیشترین سهولت تأمین کند، از اولویت های اساسی مدیریت شهری محسوب می شود. درعین حال مرور منابع موجود نشان می دهد که بیشتر مطالعات پیشین در سطوح کلان شهری یا منطقه ای انجام شده اند و اطلاعات اندکی درباره نحوه توزیع دسترسی، در سطح محله های شهری، وجود دارد. پژوهش حاضر، با هدف پر کردن این خلأ، رابطه میان فرم شهری و میزان دسترسی در محله های شهر تهران را بررسی می کند. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. به منظور گردآوری مبانی نظری، از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای بهره گرفته شد. داده های مورد استفاده شامل بلوک های آماری سال 1395 مرکز آمار ایران، نقشه های کاربری اراضی شهری تهران و اطلاعات شبکه معابر از پایگاه Open Street Map است. برای ارزیابی فرم شهری، از هفت شاخص منتخب در حوزه ساختار کالبدی، شامل تراکم، اتصال و اختلاط کاربری، استفاده شد. همچنین برای سنجش میزان دسترسی در سطح محله ها، مدل جاذبه هنسن به کار رفت. درنَهایت، برای تحلیل ارتباط میان متغیرهای فرم شهری و شاخص دسترسی، از آزمون های آماری در نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج و بحث: یافته های پژوهش نشان می دهد که محله های واقع در مناطق 14، 8، 10 و 17 که در محدوده مرکزی شهر قرار دارند، درمقایسه با سایر مناطق، دارای فرم شهری پایدارتر و متراکم تری اند و درمقابل، مناطق 21 و 22 در غرب تهران از الگوی کالبدی پراکنده و ناپایدار تری تبعیت می کنند. نتایج تحلیل دسترسی نیز حاکی از آن است که در سطح شهر تهران، الگوی دسترسی به صورت پراکنده توزیع شده است؛ بااین حال تمرکز بالای شاخص دسترسی در نواحی مرکزی، به ویژه منطقه 12، مشهود است. درمقابل، نواحی غربی شهر، به ویژه در مناطق 21 و 22 با محدودیت های شایان توجهی در دسترسی مواجه اند. مقایسه یافته های این پژوهش با مطالعات پیشین نیز نشان می دهد که ازمنظر پایداری بافت مرکزی شهر تهران، نتایج با مطالعات سرور و همکاران (2020) و نیک پور و همکاران (2018) هم خوانی دارد. اما درباره هم راستایی فرم مرکزی شهر با الگوهای پایدار، نتایج به دست آمده با یافته های میتروپولوس (2023) در تضاد است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که اگرچه فرم شهری با سطح دسترسی رابطه معناداری دارد، این رابطه چندان قوی نیست و سایر عوامل نیز در تعیین سطح دسترسی نقش آفرین اند. بااین حال، ازمیان شاخص های فرم شهری، تراکم ساختمانی بیشترین همبستگی را با شاخص دسترسی نشان داده است.
۷۳.

سنجش و ارزیابی تأثیر شاخص های فرم شهر بر آلودگی کلان شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۶
امروزه آلودگی هوای کلان شهرها بحران های اساسی در زمینه توسعه؛ اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی ایجاد کرده است به طوری که این موضوع به اولویت اول برای برنامه ریزان شهری در جهت کنترل این معضل تبدیل شده است. بررسی تأثیرات فرم شهری بر کیفیت هوا هم در تحقیقات تجربی و هم نظری مورد توجه قرار گرفته است. کلان شهر اراک به دلیل وجود منابع زیاد انتشار آلودگی هوا در بیش از نیمی از روزهای سال بویژه برای گروه های آسیب پذیر ناسالم می باشد و هم اکنون جزء هشت شهر آلوده کشور است. لذا هدف تحقیق حاضر سنجش و ارزیابی تأثیر شاخص های فرم شهر بر آلودگی کلان شهر اراک است. داده ها و اطلاعات موردنیاز تحقیق با مطالعه اسناد، طرح ها، مقالات و مراجعه به به سازمان های مرتبط (شهرداری، سازمان محیط زیست و...) جمع آوری شده است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار GIS، مدل رگرسیون GWR و مدل Moran استفاده شده است. درنهایت نتیجه گیری تحقیق مؤید این مطلب است؛ که در مناطق شهری اراک که از وضعیت اسپرالی(منطقه 1و 3) برخوردار هستند، رابطه فضایی آلاینده ها با فرم شهر در سطح بالایی قرار دارد. که از دلایل این موضوع؛ وجود کارخانه های صنعتی ماشین سازی، کارخانه آلومینیوم و وجود نیروگاه پتروشیمی شازند است. همچنین در مناطق فشرده شهر به لحاظ جمعیتی و ساختمان سازی(4و 5) تجمع آلاینده های SO و O3 در سطح بالایی قرار دارد. این مطالعه به بررسی فرم مناطق و آلودگی هوا در شهری پرداخت که تمرکز صنایع وضعیت محیطی را تشدید کرده است. بنابراین برنامه ریزی و سیاست های شهری باید متناسب با عملکرد شهری و ساختار صنعتی کلانشهر اراک طراحی و تدوین شود. همچنین در مناطق فشرده شهر به لحاظ جمعیتی و ساختمان سازی(4و 5) تجمع آلاینده های SO و O3 در سطح بالایی قرار دارد. این مطالعه به بررسی فرم مناطق و آلودگی هوا در شهری پرداخت که تمرکز صنایع وضعیت محیطی را تشدید کرده است.
۷۴.

تبیین شکل گیری فضاهای اعیانی در مناطق پیراشهری تهران (مورد مطالعه: منطقه لواسانات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۶
مطالعه فضاهای اعیانی در مناطق پیرامونی شهرهای بزرگ، به یکی از موضوعات محوری در مطالعات شهری تبدیل شده است. این پژوهش باهدف تبیین شکل گیری فضاهای اعیانی در مناطق پیراشهری منطقه لواسانات تهران، به بررسی عوامل مؤثر در این پدیده می پردازد. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است. داده های مورداستفاده از منابع مختلف شامل مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه با ساکنان و متخصصان شهری و تصاویر ماهواره ای جمع آوری شده است. روش تجزیه وتحلیل شامل تحلیل کیفی مضمون و تحلیل تصاویر ماهواره ای با شاخص های مختلف ازجمله NDVI و طبقه بندی کاربری ها بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که افزایش قیمت زمین در مرکز شهر تهران، تمایل طبقات مرفه به زندگی در محیط های طبیعی و آرام، توسعه زیرساخت های حمل ونقل، مصرف متظاهرانه و سیاست های مدیریت شهری در ارتباط با فضاسازی اعیانی، در شکل گیری فضاهای اعیانی نقش داشته اند. این روند، پیامدهایی ازجمله: تغییر بافت اجتماعی منطقه، افزایش نابرابری فضایی، تخریب محیط زیست، توسعه فیزیکی سریع شهر به سمت پیرامون ازجمله دامنه کوه ها و داخل حوزه روددره ها و کاهش دسترسی گروه های کم درآمد به زمین و مسکن داشته است. همچنین شاخص NDVI نشان می دهد که به مرورزمان از میزان پوشش گیاهی کاسته شده و به حجم ساخت وسازها افزوده شده است. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل ساختار کالبدی- فضایی نیز نشان می دهد که شهرها و روستاهای منطقه لواسانات با عناصر جدیدی ازجمله شبکه های عبور و مرور، کاربری های خدماتی، گردشگری و تفریحی مواجه است. درنتیجه، این پژوهش پیشنهاد می کند که برنامه ریزان و سیاست گذاران شهری با تدوین قوانین سخت گیرانه تر و توجه به توسعه متوازن، از تشدید این چالش ها جلوگیری کنند. 
۷۵.

تحلیل روند تغییرات الگوی مسکن شهری در بیجار با تأکید بر کیفیت محیط مسکونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۹
به دنبال رشد فزاینده شهرنشینی در ایران تأمین و کیفیت مسکن به یکی از مهمترین مسائل کشور تبدیل شده است. کیفیت مسکن دارای ابعاد اقتصادی، کالبدی و اجتماعی متفاوتی است که هریک از آنها شاخص های متفاوتی را شامل می شود. این شاخص ها در مناطقی از شهر که گروه های کم درآمد و اقشار آسیب پذیر ساکن هستند وضعیت نامطلوب تری دارند. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی است. داده های خام پژوهش از اطلاعات بلوک های آماری شهر بیجار در دو دوره سرشماری 1385 و 1395 استخراج شده است. نتایج به دست آمده از روش تحلیل عاملی نشان داد که 4 عامل اصلی بر کیفیت مسکن در شهر بیجار تأثیرگذارند که در مجموع  71 درصد از واریانس را تبیین کرده اند. پهنه بندی کیفیت مسکن نشان داد که در مجموع پهنه های مسکونی نامطلوب با 19 درصد از مساحت و 31 درصد از جمعیت، بیشتر در نواحی مرکزی و جنوب غربی شهر متمرکز است و پهنه مسکونی مطلوب نیز با 50 درصد مساحت و 30 درصد از جمعیت، در نواحی شمال غربی، شمال شرقی و غرب دیده می شود. تغییر الگوی ساخت مسکن شهر بیجار در سال های 1385 تا 1395 از دیگر نتایج تحقیق است، بر این اساس میانگین متراژ زیربنای مسکونی شهر بیجار از 106 مترمربع در سال 1385 به 96 متر مربع در  سال 1395 کاهش یافت، و همچنین تعداد واحدهای مسکونی کمتر از 100 مترمربع در سال 1385 که حدود 61 درصد از کل واحدها را شامل می شد در سال ۱۳۹۵ به 46 درصد کاهش یافت. مقایسه الگوهای ساخت مسکن نیز نشان داده که بالاترین میزان نرخ رشد به ترتیب مربوط به متراژهای 301 تا 500 ، 151 تا 200 و 51 تا 75 مترمربع است که هرکدام نشانگر رشد طبقات برخوردار، متوسط و ضعیف در شهر بیجار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان