کیوان کاکابرایی

کیوان کاکابرایی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۵ مورد از کل ۸۵ مورد.
۸۱.

شناسایی شاخص های الگوی زوج شکوفا: مطالعه ای به روش بنیادبخشی نظریه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۶
زمینه: ازدواج زمانی می تواند فضایی امن برای شریک زندگی و محیطی برای رشد کودکان فراهم و به تقویت پیوند بین اعضای خانواده کمک کند که زن و شوهر بتوانند در یک رابطه سازنده با یکدیگر قرار گیرند. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های الگوی زوج شکوفا انجام شد. روش: این پژوهش در چارچوب روش شناسی کیفی و با بکارگیری روش بنیادبخشی نظریه (داده بنیاد) بود. جامعه آماری شامل زوجین ساکن در شهر کرمانشاه در سال 1401 که از طریق نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود شامل: گذشت 10 سال از زندگی مشترک، ازدواج اول فرد، داشتن حداقل یک فرزند موفق از لحاظ علمی و اخلاقی، سن بین 35 تا 60 سال، کسب بالاترین نمره در ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه رضایت زناشویی (انریچ) و سازگاری (اسپاینر) و عملکرد زوجین (مک مستر) و پایین ترین نمره در تعارض والد- فرزند ثنایی، تا اشباع نظری 15 زوج (30 نفر) انتخاب و تحت مصاحبه عمیق قرار گرفتند. مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری باز، محوری و گزینشی شدند و مقوله های الگوها استخراج شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد مقوله اصلی زوج شکوفا شامل مؤلفه های صمیمیت، توجه و حمایت گری، هم ترازی، انتخاب آگاهانه و ویژگی های مثبت اخلاقی به عنوان عوامل زمینه ساز، مؤلفه های نداشتن همراهان خوب، ناتوانی مالی و عدم توانمندسازی آموزشی به عنوان عوامل مداخله گر و مؤلفه های پایبندی به ارزش ها و باورها، مهرورزی و امنیت روانی به عنوان شرایط علی و همچنین دیگر عامل شناسایی شده در این الگو، عوامل راهبرد شامل معنویت، ارتباط مؤثر، شناخت و کمک به رشد مهارت ها، ذهن آگاهی، بخشش، عزت نفس و حل مسئله می باشد همچنین مؤلفه های احساس مثبت در خانواده و توفیقات به عنوان پیامد شناسایی شدند. نتیجه گیری: در نتیجه با عنایت به اینکه این الگو بر گرفته از زمینه های فرهنگی اجتماعی زوج ایرانی است به نظر می رسد این عوامل می توانند در نیل به شکوفایی زوجین مؤثر باشند. همچنین با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود نهادهای مشاوره و ازدواج به مؤلفه های این الگو در تدوین بسته های آموزشی توجه نمایند.
۸۲.

مدل یابی نقش میانجی گر اضطراب ناشی از کرونا ویروس در رابطه بین هوش هیجانی با مقیاس های بهزیستی ذهنی در دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: هدف پژوهش حاضر مدل یابی نقش میانجی گر اضطراب ناشی از کرونا ویروس در رابطه بین هوش هیجانی با مقیاس های بهزیستی ذهنی (شامل؛ رضایت از زندگی، عاطفه ی مثبت و عاطفه ی منفی) در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی03-1402 بود. روش: در این پژوهش، از روش همبستگی و نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد. در مجموع، ۳۱۳ دانش آموز (۱۵۳ دختر و ۱۶۰پسر) به طور تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه 33سوالی هوش هیجانی گلمن (1995)، مقیاس 5 سئوالی رضایت از زندگی (داینر و همکاران، 1985)، مقیاس20 سئوالی عاطفه ی مثبت و منفی( واتسون و همکاران، 1988) و مقیاس 18 سوالی اضطراب ناشی از کرونا ویروس (علی پور و همکاران، 1398) جمع آوری شد. به منظور تحلیل روابط ساختاری و ارزیابی مدل معادلات ساختاری، داده ها با استفاده از نرم افزارSMART-PLS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد، الگوی ساختاری پژوهش دارای برازش مناسبی است، هم چنین، اضطراب ناشی از کرونا ویروس نقش میانجی و معناداری در رابطه ی غیرمستقیم بین هوش هیجانی با عاطفه ی منفی، عاطفه ی مثبت و رضایت از زندگی دانش آموزان داشت. نتیجه گیری: هوش هیجانی از طریق کاهش اضطراب ناشی از کرونا ویروس، منجر به کاهش عاطفه ی منفی دانش آموزان شد. هم چنین، هوش هیجانی از طریق کاهش اضطراب ناشی از کرونا ویروس، منجر به افزایش عاطفه ی مثبت و رضایت از زندگی دانش آموزان گردید. به نظر می رسد که آموزش و تقویت هوش هیجانی در دانش آموزان می تواند به کاهش عواطف منفی و افزایش عواطف مثبت و رضایت از زندگی آن ها، به ویژه در بحران هایی همانند پاندمی، کمک کند.
۸۳.

اثربخشی آموزش حل مسئله خانواده/ مدرسه محور بر اضطراب و افسردگی نوجوانان در معرض خطر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۶
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش حل مسئله خانواده/ مدرسه محور بر اضطراب و افسردگی نوجوانان در معرض خطر کرمانشاه بود. پژوهش حاضر با توجه به هدف کاربردی و شیوه اجرا نیمه آزمایشی، طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی نوجوانان در معرض خطر شهر کرمانشاه با علائم اضطراب و افسردگی که در سال تحصیلی 1404-1403 در مدارس استان کرمانشاه مشغول به تحصیل بودند. انتخاب نمونه های این پژوهش به این شکل بود که ابتدا از بین تمام نوجوانان در معرض خطر شهر کرمانشاه با علائم اضطراب و افسردگی بر اساس معیارهای ورود به مطالعه 30 نفر واجد شرایط از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و وارد مطالعه شد، این تعداد با گمارش تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل(15 نفر آزمایش و 15 نفر کنترل) تقسیم شدند. گروه آزمایش تحت 10 جلسه آموزش حل مسئله خانواده/ مدرسه محور قرار گرفتند و گروه گواه در لیست انتظار قرار داشتند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد و در نهایت جهت تجزیه و تحلیل یافته ها در این مطالعه از نرم افزار، SPSS- 26 استفاده گردید. نتایج نشان داد آموزش حل مسئله خانواده/ مدرسه محور بر اضطراب و افسردگی نوجوانان در معرض خطر کرمانشاه در سطح 001/0 تفاوت معناداری وجود دارد.
۸۴.

اثربخشی مداخله حل مسئله بر خودکارآمدی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه دارای وسواس فکری و عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۳
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر خودکارآمدی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه دارای علائم غیربالینی اختلال وسواس فکری_عملی بود. این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ اجرا شد. جامعه آماری شامل ۲۳۷ دانش آموز مراجعه کننده به مرکز مشاوره روشن در خرم آباد بود که از میان آنها، ۲۴ نفر واجد شرایط به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۲ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه وسواسی_جبری مادزلی، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر و پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه ای آموزش حل مسئله گروهی شرکت کرد. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش حل مسئله به طور معناداری خودکارآمدی (در ابعاد میل به آغازگری و ادامه تلاش) و انگیزه پیشرفت را در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش داد و این اثرات در پیگیری دو ماهه پایدار ماند. این یافته ها بر اثربخشی مداخلات شناختی_رفتاری در بهبود مؤلفه های روان شناختی و حمایت از سلامت روان دانش آموزان در نظام آموزشی تأکید دارد.
۸۵.

اثربخشی برنامه ارتقاء شناختی مبتنی بر تنظیم شناختی هیجان بر کنش های اجرایی (مهار بازداری) کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: کنش های اجرایی مهم ترین جنبه های تحول کودکان است که آنها را در سازش یافتگی با محیط و همسالان یاری می رساند. با وجود اهمیت این موضوع، مطالعات محدودی تأثیر برنامه های شناختی را بر کودکان پیش دبستانی ایرانی بررسی کرده اند. بدین ترتیب این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی بسته ارتقای شناختی مبتنی بر تنظیم شناختی هیجان بر بهبود کنش های اجرایی (مهار بازداری) کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و پیگیری با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان پیش دبستانی پسر منطقه 1 شهر تهران در تابستان سال 1403 بود. نمونه پژوهش شامل 36 نفر از کودکان جامعه مذکور بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (18 نفر در هر گروه) جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای (سه بار در هفته) در برنامه ارتقاء شناختی مبتنی بر تنظیم شناختی هیجان شرکت کردند، در حالی که گروه گواه آموزش های معمول مرکز آموزشی خود را دریافت می کرد. ابزار این پژوهش شامل آزمون شناختی برو_ نرو بود که در مراحل پیش آزمون، پس آزمون، و پیگیری یک ماهه از هر دو گروه اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه ارتقاء شناختی مبتنی بر تنظیم هیجان بر بهبود کنش های اجرایی (مهار بازداری) در کودکان پیش دبستانی مؤثر است (001/0P<، 62/15=(1،34)F). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده و با توجه به انعطاف پذیری مغز بالا در کودکان، بسته ارتقای شناختی با تأثیرگذاری بر ارتباطات عملکردی مغز موجب بهبود کنش های اجرایی شد. این یافته ها بر اهمیت گنجاندن برنامه های شناختی در آموزش پیش دبستانی تأکید دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان