نصرالله پورجوادی

نصرالله پورجوادی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۶۹ مورد از کل ۱۶۹ مورد.
۱۶۷.

هستی– داد نخستین کتاب پارسی در هستی شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۱ تعداد دانلود : ۱۰۲۰
در این مقاله، سخن بر سر صورت صحیح نام یک کتاب است از ابوالعباس ایرانشهری و آن کتابی است که بر اساس بیان الادیان ابوالمعالی محمد بلخی نام آن را «هستی» دانسته اند. اما پس از جستجو در معنا و مفهوم واژه «هستی در زبان و فرهنگ و تلقی فلاسفه ایرانی قرون اولیه، باید نام اصلی کتاب «هستی_داد» باشد نه هستی. در پایان هم به ضرورت توجه ایرانیان به زبان فارسی در برابر عربی اشاره شده که بسیاری از متفکرین لازم می دیده اند به این زبان هم، کتابی آسمانی وجود داشته باشد تا براساس موازین و معتقدات تاریخی و اساطیری ایران، مبانی عقیدتی تبیین و تفسیر شود. به همین دلیل کسانی که نمی خواسته اند دینی غیر از اسلام در فضای فرهنگ ایران مطرح باشد، کتاب آسمانی اسلام، یعنی قرآن را در دوره سامانی به پارسی برگرداندند.
۱۶۸.

دردانه عشق (شرح بیتی از حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۷ تعداد دانلود : ۵۲۰
نسج و بافت بیان در شعر حافظ، علی رغم سادگی و  روشنی بیشینه ابیات و تعابیر، بر شبکه معنایی پیچیده و عموماً پنهانی مبتنی است که گاه معانی عمیق و دقیق مستتر در آن، چندان در بادی امر رخ نمی نماید. به همین سبب، ابیات متعددی از دیوان وی، تنها با تأملات و بازخوانی های مکرر است که در معرض فهم و منصه ظهور قرار می گیرد. ازجمله این ابیات، این بیت مشهور است که «عشق دُردانه است و من غواص و دریا میکده/ سر فروبردم در آنجا تا کجا سر برکنم» (از غزل مشهورِ «من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم»)؛ بیتی که شارحان و حافظ شناسان به گواهی آثارشان، معنای آن را روشن و سرراست تلقی کرده اند. نویسنده جستار حاضر، علی رغم این تلقی عمومی، با تکیه بر بازخوانی دقیق تر و تأمل در شبکه معنایی پیچیده و به هم تافته اجزا و مفردات بیت، می کوشد در عین نقد تلقی مذکور، معنای مستنبط خود را از بیت با خوانندگان در میان نهد. تبارشناسی تعابیرِ شاعرانه و مفاهیم صوفیانه بیت مذکور، ارتباط مکتب عرفانی حافظ با اندیشه های احمد غزالی و کتاب سوانح او را نشان می دهد.
۱۶۹.

دریاهای مینوی در فلسفه ایرانشهری و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۹
ابوریحان بیرونی در کتاب الصیدنه وقتی می خواهد ضعف زبان پارسی را در مقایسه با زبان تازی یادآور شود می گوید که زبان پارسی صرفاً به درد قصه گویی های شبانه و داستان سرایی کردن برای پادشاهان می خورد، و نه برای طرح مباحث و مسائل دقیق علمی و فلسفی. یکی از زنده ترین و پرتحرّک ترین تعبیرات اشاری که هم در زبان پارسی میانه و هم در دوره جدید در میان فلاسفه و عرفای ایرانی رایج بوده است تعبیر «دریا» است. این نام که در زبان پارسی معمولی به معنای شناخته شده به کار می رفته، نزد حکما و عرفای ایرانی برای اشاره به چیزهای مینوی و صفات اهورائی وهمچنین ضدّ آنها یعنی صفات اهریمنی به کار رفته است. البته در دوره پیش از اسلام، حکمای ایرانی دریا را برای نامیدن کلیّاتی که در عالم مینو وجود دارند و افلاطون و افلاطونیان آنها را مثل می نامند به کار می برده اند و در دوره اسلامی عرفای ما عمدتاَ آن را برای اشاره به صفات الهی یا حالات و مقامات نفسانی و کمالات و رذائل اخلاقی در نظر گرفته اند. در این مقاله که در دو بخش تنظیم شده است، ابتدا سعی خواهیم کرد معنایی را که در زبان پارسی میانه، به خصوص در کتاب دینکرد ششم برای «دریا» در نظر داشته اند بررسی کنیم و سپس کارکرد این کلمه را در آثار و سخنان عرفای پارسی زبان، از بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی گرفته تا نویسندگان و شعرایی چون رشیدالدین میبدی و فریدالدین عطار بررسی نماییم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان