سید فضل الله میرقادری
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۴۱ مورد.
خصوصیات اگزیستانسیالیسم دازاین در مقدمات طللی معلقات سبع
نویسنده:
سید فضل الله میرقادری حانیه ظفرآبادی
حوزههای تخصصی:
یکی از مکاتب فکری که در تاریخ فلسفه ظهور یافته و به بحث درمورد وجود انسان و اهمیت آن درمقابل وجود اشیا در طبیعت می پردازد، مکتب اگزیستانسیالیسم است. از پیشگامان این مکتب، مارتین هایدگر است که بحث درباره ی وجود را درخلال بررسی احوال انسان یا دازاین، به عنوان تنها موجودی که از وجود سؤال می کند، آغاز نموده است. هایدگر معتقد است آنچه انسان را در درک بهتر احوال دازاین یاری می کند این است که حالاتش بر پایه ی شکلی از هستی که همان درجهان بودن است، قرار گیرد. برای رسیدن به این هستیِ محض هایدگر به وجود انسان (دازاین) یا همان وجود در جهانی او رجوع می کند و سه ویژگی هستی خاص انسان را که شامل حالت انفعالی یا امکان، سقوط و درجهان انداختگی یا مجعولیت است، بیان می کند که وسیله ی ارتباط انسان با وجود است و به همین دلیل این ویژگی ها را خصوصیات اگزیستانسیال می نامد. اگزیستانسیالیسم از دیرباز پیوند عمیقی با ادبیات عربی داشته و مقدمات طللی به عنوان یکی از ریشه دارترین مباحث ادبیات عربی مرتبط با این مکتب در این مقاله موردبررسی قرار گرفته است و پژوهشگر سعی دارد با روش موضوعی، خصوصیات اگزیستانسیالیسم را در مقدمات طللی معلقات سبع جاهلی مشخص کند. درنهایت این پژوهش، خواننده درمی یابد که این سه ویژگی بر مقدمات طللیِ معلقات قابل تطبیق است.
نقد و بررسی مناهج النقد الأدبیّ الحدیث: رؤیة إسلامیّة(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید فضل الله میرقادری
حوزههای تخصصی:
آثار منتشرشده در زمینة نقد ادبی دو دسته اند: دستة اول آثاری است که جنبة پژوهشی دارد و با بررسی زوایای گوناگون نقد ادبی و بر اساس یکی از شیوه های نقد ادبی به ارزیابی آثار می پردازد. دستة دوم کتاب هایی است که با طرح بعضی از مباحث اصولی و اساسی نقد ادبی صبغة آموزشی دارد. مناهج النقد الأدبی الحدیث از نوع دوم است که در این مقاله، به سبب جهت گیری مناسب با دیدگاه های اسلام و فرهنگ کشورهای اسلامی و محتوای علمی، برای ارزیابی و نقد برگزیده شد. پس از بررسی های ظاهری و محتوایی و یادآوری برجستگی ها و برتری های این کتاب نسبت به آثار دیگر و ذکر بعضی از نارسایی ها، پیشنهادات اصلاحی ای ارائه شد که به نظر می رسد پس از بررسی و اصلاح، کتابی مناسب و مطابق با اهداف درسی برای تدریس در دورة کارشناسی خواهد شد.
شخصیت پردازی در رمان ام سعد غسان کنفانی و تأثیر آن در بیان درون مایه داستان(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
لیلا جمشیدی سید فضل الله میرقادری
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین عناصر داستان که معیاری برای سنجش یک اثر داستانی به شمار می آید، شخصیت و شخصیت پردازی است که نقشی برجسته در انتقال درون مایه داستان دارد. غسان کنفانی از برجسته ترین نویسندگان فلسطینی است که با پردازش هنرمندانه این عنصر در داستان هایش، مجال را برای بررسی آن فراهم ساخته است. مقاله حاضر به تحلیل شخصیت پردازی وی در رمان ام سعد می پردازد و، پس از اشاره به تعهد وی در هنر داستان نویسی و تعریف شخصیت و شیوه های پردازش آن در رمان ام سعد، نوع شخصیت های این رمان را تحلیل می کند. کنفانی با پردازش دقیق این عنصر در رمان ام سعد، گذشته از اینکه ساختار داستانی آن را استحکام بخشیده، با هنرمندی شخصیت هایش را برای به تصویر کشیدن درونمایه آن مطابقت داده است؛ درون مایه مقاومت و پایداری دربرابر اشغالگران و مبارزه قهرمانانه ازجان گذشتگان، به ویژه مادران دلاور و رنجدیده فلسطینی.
السرد الاجتماعی فی روایه "العوده إلی المنفی"(مقاله علمی وزارت علوم)
الروایه هی فنّ سرد الأحداث والقصص وهی أحسن وأجمل فنون الأدب النثری. هذا وسوسیولوجیا النص یسعی لتحقیق فعل القراءه بطریقه أساسیه وعمیقه . والنص لا یکون تاماً ولایستطیع تحقیق کیانه إلّا بعد قراءته. النقد السوسیولوجی من الأسالیب الجدیده المؤثره لتحلیل النصوص الأدبیه ، وخاصّه لتحلیل الروایه . تحاول هذه المقاله باعتماد مذهب لوکاتش النقدی ومن خلال المنهج الوصفی- التحلیلی قراءه نص روایه "العوده إلی المنفی" لأبی المعاطی أبوالنجا، والوصول إلی القضایا الاجتماعیه والإیدیولوجیه التی عاش فیها المجتمع المصری والتی حاولت الروایه تصویرها . الهدف من اختیار هذه الروایه أهمیتها فی تصویر المجتمع المصری والوصول إلی معاناته خلال فتره حضور الأجانب فی البلد. وما توصل إلیه المقال هو أنّ الکاتب لعیشه طیله العمر فی مدن مصر یعرف حیاه الشرائح المصریه المتوسطه معرفه عمیقه و هذه الروایه تعبر عن إیدیولوجیه المشاکل الموجوده فی المجتمع، حیث یمکن التعبیر عنها من خلال اتحاد کل مکونات بنیه الروایه ، فهنا ک علاقه وثیقه بین عناصر الزمان، والمکان، والفئات الاجتماعیه ، والشخصیات الروائیه والمشاکل الاجتماعیه المطروحه فی الروایه .
دور تراسل الحواس فی بناء الصورة الفنیة لدى سعاد الصباح
نویسنده:
سید فضل الله میرقادری علی خطیبی
حوزههای تخصصی:
تراسل الحواس من المقولات السیمیائیة التی قامت علیها الصورة الشعریة الحداثیة فی بناء الاستعارات والتی من خلالها استطاعت الشاعرة سعاد الصباح أن تکسب شعرها إیحاءات ودلالات شعریة خصبة وفاعلة، کما أن تراسل الحواس یفتح الطریق للتعبیر عن أشیاء فی نفس الشاعر لا یمکنه التعبیر عنها إلا بها. وتبین الشاعرة من خلاله قدرتها على تصویر تلک اللوحات البدیعیة التی تدعو إلى التفکیر والتأمل إلى ما وراء البنیة السطحیة وکشف البؤرة العمیقة التی تصورها اللوحات الفنیة من خلال تراسل الحواس. تعتمد هذه الدراسة على المنهج الوصفی – التحلیلی، الذی یغوص فی البحث بالتحلیل الدقیق لاستنباط تراسل الحواس فی الصورة الشعریة من خلال حضورها السیمیائی. وتوصلت الدراسة إلى أن الشاعرة فی دیوان "أمنیة" قد استعملت تراسل الحواس التجریدی الحسی أکثر من الحسی والحسی والدال البصری کان له التأثیر الأکبر بین الحواس فی تکوین الصورة الشعریة لدى الشاعرة.
بافت و کنش های گفتاری مناجات امام حسین (ع) در واپسین لحظات عمر
نویسنده:
سید فضل الله میرقادری مریم اشراق پور
حوزههای تخصصی:
آستین، اوّلین شخصی بود که نظریّه کنش گفتاری را مطرح (۱۹۶۲) و سپس شاگردش سرل آن را ترویج نمود (۱۹۷۹). از دیدگاه این نظریّه واحد کلام، فعل گفتاری است؛ به این معنا که شخص هنگام سخن گفتن فعلی را انجام می دهد و مخاطب با توجه به بافت، مقصود آن را دریافت می کند. سرل کارگفت را به پنج قسم اظهاری، ترغیبی، تعهّدی، عاطفی و اعلامی تقسیم کرد.این پژوهش با رویکرد کاربرد شناسی، نظریه ی کنش گفتاری و بافت به بررسی کنش های گفتاری مناجات امام حسین (ع) در واپسین لحظات عمر می پردازد. امام حسین (ع) در شرایط بسیار سخت روحی به سر می برد و جز خداوند یاوری ندارد لذا فعل عاطفی (٪۴۰) و ترغیبی (۳۳٪) بیش ترین بسامد را دارد. بیش ترین ارجاع ضمیری به خداوند (۴۹٪) و سپس امام (۲۳٪) اختصاص دارد. فعل های اخباری به کار برده شده در متن (٪۶۷)، و کنش های انشایی (۳۳٪) می باشد. کلمات کلیدی: کاربردشناسی، کنش گفتاری، سرل و آستین، بافت، مناجات امام حسین (ع).
نسیج التکرار وأسالیبه فی دیوان "لا تسرقوا الشمس منا" للشاعر إبراهیم المقادمه (دراسه أسلوبیه فی البنیتین الإیقاعیه والدّلالیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۷
105 - 126
حوزههای تخصصی:
المقادمه من شعراء فلسطین. ظهر التکرار جلیاً فی شعره بحیث اعتبر سمه أسلوبیه بارزه فی نتاجه الشعری. هدف البحث هو الکشف عن أسلوب التکرار فی دیوان الشاعر وعلاقته بالإیقاع والدلاله. فقد لفت التکرار أنظار الشّعراء والنقّاد من العصور الغابره حتّی الآن بسبب الدور الهام الذی یلعبه فی الکشف عن جمالیات الشعر وموسیقاه، وکذلک بسبب دوره الوظیفی والدلالی فی الشعر، لذا فإن دراسه هذه التقنیه فی شعر المقادمه تعدّ ضروریه. حاولنا فی هذا البحث أن نقوم من خلال دراسه هذا العنصر لدی الشّاعر بتعرّف المفاهیم الرئیسه لشعره المقاوم والعثور علی کیفیه استخدام هذه التقنیه فی تعمیق البنیه الدّلالیه والإیقاعیه وعلاقتها بأنواع البدیع. المنهج المستخدم فی هذا البحث هو المنهج التحلیلی – التوصیفی کما وظّفنا المنهج الإحصائی لاستخراج عدد الأصوات والکلمات والجمل المتکرّره. وما توصّل إلیه البحث هو أنّ المقادمه وظّف تکرار أصوات الحاء والهمزه والکاف للتعبیر عن صعوبه الموقف العاطفی الذی یمرّ به وصوت اللام للتعبیر عن الجهر والمعارضه کما أراد عن طریق المزاوجه بین النون والیاء التعبیر عن حاله الشجن التی تنتابه، وهذا النمط من التکرار درسه النقاد القدماء ضمن ما یعرف بالمعاضله الکلامیه وقد فصلوه عن التکرار. وقد رصد الشاعر فی تکرار البدایه صوره التضحیه والأبطال بهدف الترغیب وفی تکرار النهایه صوره الرثاء بهدف إثاره مشاعر المتلقی، حیث یشکلان مظله شعریه تهیمن علی مناخ القصیده وتحتویها، وقد هدف بتکراره ضمیر "نحن" تجسید الجراح الجماعیه وصوره الاتّحاد الفلسطینی وبتکراره ضمیر "أنت" بیان مدی علاقته بابنه الفقید. وقد تمیّز التکرار المرکب عنده بعنصر الارتکاز والتمحور الذی یجعله مختلفاً عن التکرار البسیط، وقد استخدمه فی تعمیق المضامین الطوباویه، والانصهار فی الوطن ودعم الانتفاضه.
حافظ و شکر ایزد
نویسنده:
سید فضل الله میرقادری
حوزههای تخصصی:
المواقف التربویه و النّزعات الإصلاحیّه فی أدب ابن المقفع(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید فضل الله میرقادری لیلا جمشیدی
إنّ الجانب التربوی من الجوانب الهامه فی الأدب، فهناک أدباء یتصف أدبهم بالجوانب الأخلاقیه و التربویه یتناولون سلوک المرء فی مجالات الحیاه و یهتمون فی أدبهم ببعض القضایا المتعلقه بالتربیه؛ و منهم ابن المقفع الذی اهتم الباحثون اهتماما بالغاً بکشف جوانب هامه من فکره فی مجال الدراسات اللغویه و البلاغیه؛ إلا أنّ الجانب التربوی من فکره لم یحظ بتلک العنایه. و مما یلفت النظر هو ترکیز ابن المقفع فی آثاره علی الجانب التربوی و محاولته وضع الأهداف التربویه فی أدبه، ثم تقدیم المناهج التی تحقق تلک الأهداف من خلال تحدید المبادئ التی عمل علی توضیحها و التأکید علیها و علی إصلاح الإنسان و استقامته. یهدف هذا المقال باعتماده منهج تحلیل النصّ، إلى دراسه و تحلیل أهم الآراء و الأفکار و المبادئ التربویه عند ابن المقفع من خلال استقراء آرائه المبثوثه ضمن کتاباته و رسائله. و قد توصّل البحث أخیراً إلی أنّ ابن المقفع الأدیب کان من الأدباء المربین و المصلحین و عمل فی المجالین النظری و العملی، و الجانب التربوی الذی تطرّق إلیه خیر نموذج لکی یرشد المجتمع الإنسانی إلی حیاه أفضل تضمن له سعاده الدارین.
جایگاه لسان الغیب در ادب عربی
نویسنده:
سید فضل الله میرقادری
حوزههای تخصصی:
نقد و تحلیل کتاب اتجاهات الشعر العربی المعاصر (رویکردهای شعر عربی معاصر)(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید فضل الله میرقادری
منبع:
پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی سال ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۹۰)
465-482
به دلیل محدوده زمانی که در اصطلاح به آن دوره معاصر می گویند، تولیدات شعری فراوان و انبوه و وجود شاعران در کشورهای عربی و شاعران عربی سرا در دیگر کشورهای جهان، بسیار دشوار است که بتوان رویکرد های شعر معاصر را در قالب یک کتاب و در قالب اندیشه های یک نویسنده پژوهشگر مشاهده کرد. محقق و منتقد معاصر إحسان عباس بر پایه دیدگاه های خویش بعضی از رویکردهای شعر معاصر را در قالب کتابی عرضه داشته است و به تحلیل و نقد آن رویکردها پرداخته و سعی داشته است در آن تحلیل ها بیشتر دیدگاه های نقدی خویش را عرضه کند و سپس نمونه هایی را ذکر نماید. خواننده ژرف نگر با بررسی این رویکردها با سؤال هایی روبرو می شود از جمله اینکه:چرا مؤلف محترم همین پنج رویکرد را مطرح ساخته و چرا در تحلیل هریک دچار یکنواختی شده و مطالب زیر عنوان های فرعی دسته بندی نشده است؟ در این نوشتار، با شیوه ی وصفی تحلیلی به سؤالات ذکر شده پاسخ داده شده است. نتیجه ی حاصله این است که با این که این کتاب در حیطه ی رویکردهای شعر عربی معاصر از جامعیت برخوردار نیست، ولی به وسیله ی آن زمینه ای برای پژوهش در این مسیر فراهم شده است و در صورت رفع نارسایی های ذکر شده، برای استفاده ی دانشجویان تحصیلات تکمیلی مفید است.
طلائع المقارنه فی الأدب العربی الحدیث در ترازوی نقد
نویسنده:
سید فضل الله میرقادری
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی از شاخه های نقد ادبی است. همه آثاری را که تاکنون در این عرصه منتشر شده است می توان به طور کلی به چهار دسته تقسیم کرد: دسته نخست، آثاری که مربوط به نظریه پردازی در این عرصه است؛ دسته دوم، آثاری است که نگارنده عملاً به تطبیق بین مباحثی در ادبیات زبانی با زبان دیگر می پردازد؛ و دسته سوم، آثاری است که پژوهشگر اثر خویش را آمیخته ای از دو نوع پیش تنظیم می کند، یعنی کتاب او شامل بخش نظریه پردازی و بخش تطبیق است؛ دسته چهارم آثاری است که نگارنده براساس پژوهش های خویش، با طرح ادبایی و آثاری از آنان، گزارش مبسوطی ارائه می دهد و درمورد محتوای هرکدام نقد و نظر دارد. کتاب عصام بهی، از نوع چهارم است. در این نوشتار نگارنده این سطور، برای نقد و بررسی این کتاب، پس از بررسی ساختاری و محتوایی و توجه به اصطلاحات تخصصی موجود، بررسی تناسب اثر با اهداف نگارنده و تناسب محتوا با عنوان و فهرست و تناسب کتاب با تدریس در دانشگاه و روزآمدی اطلاعات و ارجاع به منابع معتبر و سنجش کتاب از حیث نوآوری و امانت داری نگارنده آن و یافتن ویژگی های برتر و کاستی ها، مطالبی ارائه داده است. از نتیجه این پژوهش برمی آید که پس از عملی ساختن پیشنهادها و اصلاحات لازم، با توجه به ساختار و نگرش دقیق به پیشگامان عرصه ادبیات تطبیقی و تمییز بین موازنه و مقارنه، این اثر به منزله یک منبع کمک درسی در دوره های تحصیلات تکمیلی در درس نقد ادبی مفید است.
دراسه العلاقه بین النص والصوره فی کتب اللغه العربیّه للمرحله الإعدادیه بناءاً علی تصنیف "وارش ومایت"(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
امین نظری تریزی سید فضل الله میرقادری
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
151 - 176
حوزههای تخصصی:
تعتبر الصور من أبرز الوسائل التعلیمیّه فی الکتب المدرسیه، إذ تؤدّی دوراً لافتاً فی تعزیز تعلّم محتوی المادّه الدراسیه وتدعیمها لدی الطالب کما تساهم مباشره فی تسهیل تعلیم المواد الدراسیه لدی المدرّس. وکثیر من الباحثین فی مجال التعلیم یولون اهتماماً بالغاً لمدی تکاملیه العلاقه بین الصوره والنص اللغوی، حیث کلما زادت العلاقه بین الصوره والنص زاد مستوی تحسین عملیتی التعلیم والتعلّم. انطلاقاً من هذه المسأله یهدف البحث الحالی إلى دراسه العلاقه بین النص والصوره فی کتب اللغه العربیّه للمرحله الإعدادیه بناءاً علی ثلاثه مستویات لتصنیف "وارش ومایت"، فقد تم إجراء البحث علی کتب اللغه العربیّه للمرحله الإعدادیه، وقد اقتصر مجتمع الدراسه علی کل الصور لهذه الکتب کما تکوّنت عینه الدراسه من 470 صوره مرافقه للنص بطریقه هادفه متجانسه. طبّقت الدراسه منهج تحلیل المحتوی. وما توصّلت إلیه المقاله هو أنّ معظم الصور المرافقه لنصوص کتب اللغه العربیّه للمرحله الإعدادیه ترتبط وتلتحم بالنصوص فی تناسق وتکامل بلغت نسبته 85.74% ویعزی ذلک لمدی اهتمام لجنه التألیف بأهمیه تکاملیه العلاقه بین الصوره والنص لما لها من تأثیر لافت فی تنمیه عملیه التواصل بین الدارس والمدرّس وتطویر الجانب المعرفی لدیهم؛ فی المقابل نلاحظ أنّ 14.25%، أی ما یعادل 67 صوره تحتوی علی مکوّنات النص بشکل ناقص؛ حیث إنّها تؤدّی وظیفه التزیین؛ ولا تؤثّر إیجاباً علی فهم النصوص التعلیمیّه، وذلک راجع إلی أنّ هذه الصور لا تکاد تکون واضحه أحیاناً أو جاءت مبتوره لا تدعم النصّ اللغوی بشکل تام بل تظهر جزءاً بسیطاً وقلیلاً من مجریات النص بما فیها الشخصیات الحواریه وعملیات التفاعل والتواصل بین الشخصیات، والأمکنه وأیقوناتها.
السّیاق اللّغوی ودوره الوظیفیّ لدی "حنّا مینه" فی روایه "الشمس فی یوم غائم"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی العلوم الانسانیه دوره ۲۷ سال ۱۴۴۲ شماره ۴
103-122
تُجسّد روایّه "الشمس فی یوم غائم" لحنا مینه الصّور الواقعیّه لمجتمع الکاتب حیث تتّسم بنوع من النقد الاجتماعی کصراع بین السّنن التّقلیدیّه والقضایا التّجددیّه ممّا تحرّض الشعب علی التمرّد. أحدثت مظاهر السّیاق اللغوی التّماس ک النصّی بین نسیج هذه الروایّه ، والأجناس، والأحداث، والزمن، والعاطفه إذ تسهم آلیّاته (القصد هو السیاق) سهماً بارزاً للکشف عن تمنّیّات "حنّا مینه" کرفض التحجّر والجهل والتمیّز الطبقی فی ظلّ الأسالیب اللّغویّه والأغراض البلاغیّه. من هذا ال منطلق یسوق ال مقال من خلال ال منهج الوصفی-التحلیلی إلی بیان دور آلیّات السیاق اللّغویّه فی الرّوایه؛ وأهمّ ما وصلت إلیه هو أنّ آلیّات السیاق لیست زخرفیّهً بل هی إقناعیّه حیث وظّفها "مینه" لنقد أجناس وأحداث وطبقات المجتمع. یُعتبر عنوان "الشّمس فی یوم غائم" والتّعابیر المتعلّقه به فضاءً دلالیّا یربط بدایه القصه بنهایتها المظلمه، مبیّناً الحزن والجهل المخیَّم علی المجتمع؛ وأیضاً یتّخذ الکاتب آل یّاتٍ لغویّهً ک : التّ ضاد ، والاستفهام ، والتکرار عبر الأسلوب التهکّ می-التوبیخی - لیحثّ الشعب علی الحرکه الاحتجاجیّه ویصوّر الثّنائیّات الضّدّیّه فی مجتمعه کأنّه یبثّ علی أجواء روایته اللّ ون الرّمادی دون أن یصلَ إلی نتیجته المنشو ده.
تجلیّات الوطن الإیرانی والمصری وقضایاهما فی شعر نسیم شمال وأحمد محرّم(دراسه مقارنه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال نهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۴
139 - 158
حوزههای تخصصی:
یتناول هذا البحث دراسه قسم من الشعر الملتزم فی ایران ومصر ویحاول أن یبین الدور الذی أدّاه شعراء ذلک العصر ومنهم نسیم شمال و أحمد محرّم فی التعبیر عن القضایا التی جرت آنذاک؛ کان أهم هذه الأحداث قضیه الوطن التی شاعت فی الشعر العربی والفارسی فی زمن الدستوریه علی نحو یسترعی النظر وإن هذا المقال یتبع المنهج الوصفی التحلیلی ویقوم بتحلیل المضامین الوطنیه فی شعر الشاعرین ویحاول ضمن المنهج المقارن- بناء علی المدرسه الإمریکیه- أن یتوقف عند مواطن التشابه والخلاف فی تصویر القضایا الوطنیه فی شعرهما.
السیاسه الداخلیه فی شعر بهار والرصافی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
موسی بیات سید فضل الله میرقادری
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال ششم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۴
47 - 58
حوزههای تخصصی:
عصفت الثوره الدستوریه فی ایران والعراق للشعراء والمفکّرین دورٌ کبیرٌ فی تنویر الأذهان، وتعرّف أبناء بلادهم علی الثوره الدستوریه والأحداث السیاسیه الداخلیه واستبداد الحکومه. ومنهم محمدتقی بهار المعروف ب «ملک الشعراء» و معروف عبدالغنی الرصافی الشاعر العراقی. الشاعران کانا ملتزمین بالوطن والشعب ومصالحه ونائبین فی المجلس وأصدرا مجلاتٍ وصحفاً وبذلا قصاری جهودهما فی سبیل الحریّه. یشیر البحث إشاره خاطفه إلی حیاه الشاعرین ونشاطاتهما فی السیاسیّه الداخلیّه والادب المقارن، یدرس الأشعار المتعلقه بالسیاسه الداخلیه ویقوم بتحلیل الأشعار المتعلقه بنقد الرجال السیاسیین والمجلس نموذجاً، ویختار المدرسه الأمریکیه کمنهج فی الدراسه اعتماداً علی التشابهات والمفاهیم المشترکه بین الشاعرین.
بررسی تطبیقی دریافت ابراهیم الشواربی و عباس زلیخه از غزل 175 حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید فضل الله میرقادری
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی از گرایش های جذّاب و بسیار با ارزش و مفیدِ عرصه نقد ادبی است و چون شیوه های پژوهش در ادبیات تطبیقی مختلف و متعدّد است؛ به گونه ای که هر پژوهشگر بر اساس شیوه پژوهشِ خویش، مکتب یا منهجِ مناسب را برمی گزیند. با پیدایش نظریه دریافت در سال 1989م ، به نقش خواننده توجه بیشتری شد و منهجِ تلقی یا دریافت محوری، رسمیت یافت. از موضوعات پژوهشی در عرصه نظریه دریافت، برداشت صاحبانِ فن و ادیبانِ عربی زبان از شعر فارسی است. در این زمینه، حافظ شیرازی توجه ادیبان و پژوهشگران عرصه ادبیات در زبان های دیگر را جلب کرده است و ادیبان عربی زبان در برداشت از شعر حافظ، سهم بسزایی دارند. ابراهیم امین الشواربی و علی عباس زلیخه از ادیبانی هستند که به شعر حافظ توجه ویژه ای داشته و برداشت خویش را به صورتِ شعر و نثر عرضه داشته اند. در این پژوهش دریافت دو ادیب از غزل 175 حافظ (بر اساس نسخه غنی قزوینی) عرضه شده و مورد بررسی و تحلیل و مقایسه قرار گرفته و در نهایت برداشت نگارنده نگارش می شود. بطور عموم می توان گفت، دریافتِ الشواربی از ابیات غزل حافظ، جامع تر از دریافتِ زلیخه است؛ ولی از نظر عاطفی و احساسات، دریافتِ زلیخه برتر از دریافتِ الشواربی است
أسباب التكيّف الاجتماعيّ السلبيّ للشّعب في شعر خليل مطران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
266 - 298
حوزههای تخصصی:
إنّ التکیّف الاجتماعیّ هو عملیه تنبثق من خلال شبکه الأدوار الاجتماعیّه وعلاقاتها داخل المنظومه المجتمعیّه بما یحقق التوازن مع البیئه المحیطه؛ وهذا التوازن ینطوی على قبول الضوابط الاجتماعیّه عبر آلیات القبول الطوعیّ أو القسریّ بما یضمن استمراریه البنیه الاجتماعیّه. نظراً لأهمیه هذه الظاهره فی معرفه الأدوار الاجتماعیّه فی المجتمع الذی عاش فیه خلیل مطران والذی یحول دون التغییر الإیجابی فی البناء الاجتماعیّ آنذاک، وبما أنّ أدوار الشّعب الوظیفیه أصبحت متمثله فی نمط من الانقیاد والخضوع؛ فإنّ هذا البحث عالج أسباب التکیّف الاجتماعیّ لدى الشعب من خلال شعر مطران، اعتماداً على منهج تحلیل المحتوى النوعی. وقد توصّل البحث إلى أنّ أهمّ أسباب التکیف الاجتماعی السلبی یعود بعضها إلى الفقر الثّقافی عند الشّعب بسبب سیاسات الحاکم لإقصاء خطاب الشعب النقدی وتشویه الوعی الجمعی من خلال نشر ثقافه الخوف والاستسلام. ویخلص بعضها الآخر للتنشئه الاجتماعیّه- السیاسیه ودور مؤسساتها، وکذلک أسالیبها السائده على ذاک المجتمع. ومن أهم أسبابها تزییف الوعی الاجتماعیّ التاریخی للشعب فی تلک الفتره عبر نظام الأسره أو المؤسسات التعلیمیه وتکریس ثقافه الخنوع من خلال خطاب سیاسی قمعی. الأمر الذی أدى إلى عدم تمکن الشعب التفاعل الإیجابی ضمن البناء السیاسی والقیام بأدوارهم الوظیفیه الحقیقیه ومن ثمّ الحیلوله دون تصدّى الشعب لروح الخنوع والانقیاد أمام الحاکم فی المجتمع الذی قضى فیه مطران أیامه. ومن أهم الحلول التی یتضح من خلال تحلیل شعر مطران الاجتماعیّ هی الدعوه إلى تبنی التعلیم وتفعیل دور الشعب المثقف فی مواجهه الخطاب المهیمن وتعزیز القراءه النقدیه للتراث والواقع؛ هذا وبالإضافه إلى تمکین المرأه فی المجتمع الذی عاش فیه مطران ککائن أساسی فی عملیه التغییر الاجتماعیّ وإعاده هیکله نظام الأسره وکذلک النظام السیاسی على أسس المشارکه والعداله.
نرجسية حكام الأهواز الشعراء (دراسة شعر الأمير الشاعر علي بن خلف المشعشعي علي ضوء نظرية هاينز كوهت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی العلوم الانسانیه دوره ۳۲ الصیف ۱۴۴۶ شماره ۲
85 - 108
حوزههای تخصصی:
کانت الأهواز مرکزاً حضاریاً وثقافیاً مهماً فی العصور المختلفه، حیث تُعدّ محلاً حیویاً للتجمعات الأدبیه والثقافیه والعلمیه. وبعد ما أوشک الأقلیم علی الانحطاط من حیث التطور والثقافه والأدب فی العصر العثمانی، ظهر المشعشعیون مؤسّسین إمارتهم فی مدینه الحویزه، ومساهمین بإحیاء الإقلیم وتطویر الأدب. کان الأمیر علی بن خلف المشعشعی أحد المتضلّعین بالأدب فی تلک الفتره، حیث کان من أبرز أدباء عصره. إنه شاعر مفلق نظَمَ الشعر فی أغراض شتّی کالفخر، والقومیه، والوطنیه والسیاسه وغیرها من الأغراض، کما کان کثیراً ما یتباهی بنفسه وقومه ونسبه، وهذا ما دفع الباحث إلی محاوله کشف نرجسیه الشاعر وتبیین مواضع تجلی خصائص الشخص النرجسی فی دیوانه. ومن هذا المنطلق، قام الباحثون بتحلیل کل دیوان الشاعر المسمی "خیر أنیس لخیر جلیس"، ودراسه النرجسیه فی شعره علی ضوء نظریه هایز کوهت اعتماداً علی المنهج النفسی. وقد أظهرت النتائج أنَّ کلَّ الخصائص الخمس للشخص النرجسی المتمثّله بالمبالغه فی مدح الذات بصفات العظمه، وإعطاء قیمه عالیه للأفعال والبحث عن المثالیه للذات، ورسم الطموح العالیه للنفس والأهداف النبیله، واحترام الذات وإعطاء قیمه عالیه للأفضال الشخصیه، والبحث عن المثالیه فی الآباء من حیث المرکز والعطاء، التی استُخلصت من آراء کوهت فی النرجسیه، قد تجلت فی شعر علی بن خلف. وکذلک شوهِدت هذه الخصائص فی کل الأغراض الشعریه السبع التی نظم بها الشاعر، کما تبیّن أنّ الدیوان المحتوی علی 347 بیتاً شعریاً یحمل الخصائص النرجسیه فی 100 بیت منه، أی ظهرت النرجسیه بنسبه 28.82 % فی کل دیوان علی بن خلف المشعشعی.