وحیدرضا میرابی

وحیدرضا میرابی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۷ مورد از کل ۶۷ مورد.
۶۱.

شناسایی عوامل موثر بر تجاری سازی محصولات شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۷۷
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تجاری سازی محصولات شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از صاحب نظران و متخصصان حوزه مراکز دانش بنیان در استان آذربایجان غربی می باشد و نمونه ها از روش نمونه گیری بصورت هدفمند انتخاب شدند. گرد آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده های از طریق داده بنیاد و کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی طراحی شده با 14 شاخص که شامل شرایط علی (عوامل مدیریتی، عوامل اطلاعاتی، عوامل مالی)، شرایط زمینه ای (قوانین و مقررات، قابلیت های فناورانه)، مقوله محوری (عوامل بازار، عوامل محصول)، راهبردها (تقویت تعاملات، توانمندی بازاریابی و فروش)، پیامدها (توسعه اقتصادی، اقتصاد دانش بنیان، توسعه کارآفرینی)، شرایط مداخله گر (عوامل فردی، عوامل فرهنگی- اجتماعی)، تبیین کننده مؤلفه های تجاری سازی محصولات شرکت های دانش بنیان می باشد، شناسایی شدند.
۶۲.

ارائه چارچوبی جامع برای بهبود عملکرد صادراتی شرکت های کوچک و متوسط ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی جامع برای بهبود عملکرد صادراتی شرکت های کوچک و متوسط ایرانی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و نظر ماهیت توصیفی – همبستگی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی در حوزه صادرات و به روش نمونه گیری قضاوتی و گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 217 نفر از کلیه پرسنل شرکت های کوچک ومتوسط صادراتی در محدوده استان تهران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه محقق ساخته می باشد. در تجزیه وتحلیل داده های بخش کیفی با استفاده از روش دلفی فازی و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج آماری نشان داد که 78 متغیر (کدباز) اثرگذار نفوذ به بازارهای بین الملل هستند، و از نظر آماری همه آن ها مؤثر هستند. 33 مؤلفه اثرگذار نفوذ به بازارهای بین الملل هستند، و از نظر آماری همه آن ها مؤثر هستند. مؤلفه ها و ابعاد نهایی مدل مؤلفه های اثرگذار نفوذ به بازار بین الملل پس از اعمال آزمونهای آماری (تحلیل عاملی تاییدی) شناسایی شدند. بر اساس مدل پژوهش نفوذ به بازار بین الملل شامل 5 بعد، 33 مؤلفه و 75 شاخص می باشد و در مقایسه با مدل اولیه پژوهش شامل 5 بعد، 33 مؤلفه و 78 شاخص، 3 شاخص در مدل نهایی حذف گردید و بقیه مؤلفه ها و ابعاد ضمن برخورداری از بارعاملی مناسب، درمدل نهایی تأیید گردیدند.
۶۳.

ارائه الگوی برندسازی مقصد مبتنی بر نوستالژی صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۴۱
هدف اصلی از انجام این پژوهش، ارائه الگوی برندسازی مقصد مبتنی بر نوستالژی صنعت گردشگری است، بنابراین پژوهش حاضر از نظر هدف در حیطه تحقیقات کاربردی-توسعه ای می باشد. همچنین پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) است که از لحاظ زمانی به شکل مقطعی انجام می شود. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 30 نفر از خبرگان دانشگاهی و بازار در رابطه با صنعت گردشگری می باشد که به صورت هدفمند غیرتصادفی و در نهایت با تعداد 30 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته اشباع نظری رسیده است. جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه گردشگران استان تهران در سال 1401 می باشد که از این میان، نمونه ای متشکل از 384 نفر انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه حاصل از فاز کیفی است. تحلیل داده ها در روش کیفی با رویکرد داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA 20 انجام شد. اعتبار سنجی مدل با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.آل. اس انجام گرفت. بر اساس تحلیل کیفی، مدل پارادایمی تحقیق در شش بعد عوامل علی (گاهی از برند مقصد، تصویر برند مقصد، مدیریت ارتباط با گردشگران، مشارکت گردشگران)، شرایط زمینه ای (زیرساخت های گردشگری)، عوامل مداخله گر (فرهنگ گردشگری میزبان)، راهبردها (برندسازی مبتنی بر نوستالژی)، پدیده محوری (توسعه برند گردشگری) و پیامدها (تصمیم سفر گردشگر) طراحی شد. بر اساس نتایج بدست آمده از اعتبارسنجی مدل در بخش کمی مشخص شد که مدل پیشنهادی این تحقیق از اعتبار مناسبی برخوردار است.
۶۴.

The Study of Effective Factors in the Development of the Tourism Industry with Emphasis on the Competitive Advantage of Maritime Tourism Destinations in Iran (Case Study: Mazandaran Province)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۴
Background and Theoretical Foundations: Tourism has an efficient and effective potential in the economic, social, and cultural growth of countries, especially developing countries such as Iran, which, if implemented, can lead to development. Iran has a significant and unique potential in terms of tourism attractions, so that the capacity of this country can be compared with countries such as Greece, Italy, Turkey, Egypt, and some other ancient countries. As an invisible export of goods and services, due to its effectiveness on the process of production and employment, the Tourism industry is one of the most important and most profitable industries of the world and can play a significant role in meeting foreign exchange earnings and economic growth, and development of countries. Methodology: The objective of conducting the present study is to present a model to realize the competitive model of the tourism industry. In this study, the indicators of the Crouch and Ritchie model were used to create a framework that includes the views of experts. The reliability and validity of the research were confirmed through statistical methods to establish the primary indicators along with the defined sub-indices. The statistical universe of the study includes the tourism experts, including university professors, experts employed in the organizations related to tourism, in two sections of governmental and private, who have sufficient acquaintance with the Mazandaran region. The sampling method will be available sampling with the Cochran formula. In available sampling, the researcher uses the available samples, and it is an inexpensive and available sampling method. Findings: The findings of the study show that the rating of factors effective on attraction of tourism destinations of Mazandaran Province are inheritable Cultural resources, built resources, supportive and situational factors, natural inheritable resources, policy making, planning and development, key resources and attractions, condition of demand, management of tourism destination, ability of controlling expense, public infrastructure, ability of concentration and differentiability, respectively. Therefore, it is inferred that, concerning importance towards, other factors effective on attraction of tourism destination of Mazandaran province, competitiveness of destination has less priority. Conclusion: The results show that three main factors are effective in the development of marine and non-marine tourism in Mazandaran province. These factors include primary factors such as heritable cultural resources, heritable natural resources, and built resources. Secondary factors include policy-making, destination planning and development, tourism destination management and supporting situational factors. And tertiary factors such as public infrastructure, demand conditions, key resources, and attractions. This study finally evaluates the destination's competitiveness based on cost control, differentiation, and focusability. The results of the Friedman test show that the highest priority is given to heritable cultural resources with an average score of 11.8, followed by built resources with 8.03 and supporting and situational factors with 31.7. The next priorities include inherited natural resources (7.16), policy and planning (7.14), key resources and attractions (6.81), demand conditions (6.26), tourism destination management (5.88), cost control (5.58), public infrastructure (5.48), focusability (5.27), and finally, differentiation with an average of 0.06.
۶۵.

اولویت بندی مولفه های موثر مدل برند کارفرمایی مبتنی بر هوش مصنوعی با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی( مورد کاوی در صنعت برق ایران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: برند کارفرمایی به عنوان یک مفهوم نوآورانه، دنیای مدیریت برند بازاریابی و مدیریت منابع انسانی را به هم متصل می کند. این مفهوم به عنوان فرآیندی کلیدی در بازاریابی برای ارائه استراتژی های موثر برندسازی در صنعت برق، اهمیت بسیاری دارد. لذا هدف اصلی این مطالعه، اولویت بندی مؤلفه های موثر بر برند کارفرمایی مبتنی بر هوش مصنوعی در صنعت برق ایران با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر رویکرد کمی، از نوع توصیفی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری شامل کارشناسان و خبرگان صنعت برق و اساتید بازاریابی دانشگاه ها بود. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخته بود که روایی آن با استفاده از روش دلفی فازی و نظرات 5 نفر از خبرگان تأیید شد و پایایی آن با نرخ ناسازگاری بررسی شد. داده ها با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی تحلیل شدند. بخش کمی پژوهش بر اساس نظرات ۱۵ نفر از همان خبرگان بخش کیفی انجام شد که جداول مقایسات زوجی FAHP را تکمیل کردند. تحلیل ها با نرم افزارهای Smart PLS و تکنیک FAHP انجام گردید. یافته ها: نتایج اولویت بندی نشان داد که مهم ترین مؤلفه های موثر بر برند کارفرمایی مبتنی بر هوش مصنوعی در صنعت برق شامل حفظ کارکنان، بهره وری کارکنان، تمایز از رقبا، رضایت شغلی و استخدام کارآمد است. نتیجه گیری: مدیریت بازاریابی داخلی کارمندان فعلی و بالقوه به عنوان مؤلفه ای کمتر اثرگذار بر برند کارفرمایی شناخته شد. این یافته ها می توانند به مدیران صنعت برق کمک کنند تا استراتژی های مؤثرتری برای تقویت برند کارفرمایی خود تدوین کنند.
۶۶.

ارائه مدل ارزش ویژه برند بر پایه مزیت رقابتی پایدار، استراتژی بازاریابی و تصویر ذهنی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل ارتقای ارزش ویژه برند در فروشگاه های زنجیره ای هایپراستار شیراز انجام شده است. با توجه به نقش حیاتی برند در ایجاد تمایز رقابتی و حفظ مشتریان در بازارهای رقابتی، این تحقیق بر آن است تا با بهره گیری از مؤلفه های مزیت رقابتی پایدار، استراتژی بازاریابی و تصویر ذهنی شرکت، مدلی مفهومی و بومی برای افزایش ارزش ویژه برند ارائه دهد. روش شناسی: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی از لحاظ نوع پژوهش به صورت آمیخته اکتشافی (کیفی–کمی) طراحی شده است. در بخش کیفی، از رویکرد نظریه داده بنیاد (گرندد تئوری) بر اساس مدل نظام مند استراوس و کوربین استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار Smart PLS انجام گرفت. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که شرایط مداخله گر، به ویژه مسئولیت اجتماعی شرکت، بیشترین تأثیر را بر راهبردهای ارتقای ارزش ویژه برند دارد. از سوی دیگر، عوامل سازمانی برخلاف انتظار، تأثیر معناداری بر راهبردهای برند نداشتند که این یافته می تواند زمینه ساز پژوهش های آینده در حوزه منابع انسانی و نقش آن در استراتژی های بازاریابی باشد. نتیجه گیری: ارتقای ارزش ویژه برند مستلزم برنامه ریزی دقیق در حوزه های مسئولیت اجتماعی، تمایز خدمات، ارتباط با مشتری و تصویرسازی برند است. مدل ارائه شده می تواند به عنوان ابزاری کاربردی در سیاست گذاری برند و بازاریابی در سازمان های خرده فروشی به کار گرفته شود و زمینه ارتقای جایگاه رقابتی برند را فراهم آورد.
۶۷.

توسعه مدل عوامل مؤثر بر موفقیت استارت آپ های رمز ارز در ایران با تأکید بر مشارکت ذی نفعان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۲
هدف پژوهش حاضر توسعه مدل عوامل مؤثر بر موفقیت استارت آپ های رمز ارز در ایران با تأکید بر مشارکت ذی نفعان می باشد. پژوهش از نوع اکتشافی و روش آن با توجه به هدف پژوهش، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی)، شامل گراندد تئوری برای بخش کیفی و استراتژی پیمایشی برای بخش کمّی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 12 نفر از بنیان گذاران استارت آپ های رمز ارز، متخصصین و خبرگان فعال در بازارهای مالی و ارزهای دیجیتال و با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و جامعه آماری در بخش کمّی شامل 197 نفر از فعالان و کاربران استارت آپ های رمز ارز که در یک سال گذشته از استارت آپ های ایرانی می باشد. گرد آوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه وتحلیل داده های بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. در بخش کیفی، 267 کد اولیه در قالب 40 مفهوم غیرتکراری و 10 مقوله فرعی شناسایی شد که شامل شرایط علّی، پدیده محوری، مکانیزم ها و راهبردها، بسترها و زمینه ها، شرایط مداخله گر و پیامدها هستند. در بخش کمی، یافته های حاصل از تحلیل داده های آماری از طریق مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که روابط بین این مقوله ها معنادار بوده و فرضیه های پژوهش تأیید شدند. نتایج تحلیل نشان داد که مشارکت مؤثر ذی نفعان و شفافیت قوانین از عوامل کلیدی موفقیت استارت آپ های رمز ارز در ایران هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان