The rapid growth of modern long-distance communication technologies
both in term of quality and quantity and the consequent emergence
of cyberspace in parallel with the real world, has led to new forms of
inequality which can be interpreted in three different ways. Using the
three-generation theory of social networks (Oral networks; Longdistance
networks; and, Digital networks), one can make domestic
comparisons, and find countries in which the majority of the population
are within the third category or the digital network. On the other side
of the extreme, are nations who are still under the limited conditions
of the first and second categories of oral and long-distance networking.
This paper presents a chart using a combination of different statistical
indicators to illustrate the inequality in question. The focus of this paper
has been on the two countries of Iran and the United States as its case
study. The conclusion at the end suggests that tackling and reducing the
inequality in question has to do with ‘national will and national facilities’
as well as ‘individual will and individual facilities’.
[1]مفهوم نسبتاً جدید «برند ملی»، در واقع، مجموع تصوراتی است که ذی نفعان بین المللی از مردم، مکان، زبان، تاریخ، غذا، مد، چهره های مشهور و نامدار، برندهای شناخته شده و جهانی مربوط به محصولات یک کشور دارند. این مفهوم در عصر جهانی شدن، به یکی از ضرورت های پیش روی کشورها تبدیل شده است. در این میان، رسانه های بین المللی با تکیه بر قدرت نفوذ بالایی که دارند، نقشی کلیدی در ساخت معنی های مثبت یا منفی در ذهن مخاطبان خود داشته و بنابراین هرگونه بازنمایی ارائه شده از سوی آنها تأثیر مستقیمی در تقویت یا تضعیف برند ملی کشورها در سطح بین المللی خواهد داشت. در این پژوهش، با هدف تعیین چگونگی بازنمایی برند ملی ایران در عکس های خبرگزاری آسوشیتدپرس، تعداد 16994 عکس مرتبط با برند ملی ایران به عنوان نمونه، با روش تحلیل محتوای عمقی و از طریق تکنیک مقوله بندی با استفاده از دستورالعمل کُدگذاری معکوس توسط نرم افزار ام. آر. پی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج پژوهش، نشان دهنده یک برند به شدت سیاسی و سراسر منفی از بُعد «حکومت» ایران، در قالب بنیادگرایان دینیِ جنگ طلب، حامی تروریسم و ناکارآمد است که به نقض گسترده حقوق مدنی و قضایی شهروندان از طریق سانسور و توقیف رسانه ها، بازداشت و زندانی کردن فعالان سیاسی و مدنی و تحمیل چارچوب های سختگیرانه مذهبی اقدام می نمایند. هرچند در مقطع قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با بازنمایی کاملاً متفاوتی مبنی بر یک حکومت دیکتاتوری اشرافی مدرن و دارای تعاملات بین المللی سازنده و تأثیرگذار در جهت تقویت صلح و امنیت جهانی مواجه هستیم. <br clear="all" /> [1] این مقاله، مستخرج از رساله دکتری حمید عابدی با عنوان «بازنمایی برند ملی ایران در عکس های خبری دو خبرگزاری AP و AFP» در دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی است.
مقاله با این مقدمه که در آینده ای نه چندان دور، تحولات سخت افزاری ارتباطات و توسعه ابزارهای نوین ارتباطی، بشریت را وارد دوره جدیدی از مواجهه ادیان با یکدیگر خواهد نمود، بر این نکته تأکید نموده که در آن شرایط، وابستگان به هر یک از سه دین ابراهیمی فرصت خواهند یافت که بدون واسطه به شناخت بیشتر کتب مقدس یکدیگر بپردازند. متعاقباً این سؤال را مطرح کرده که گزاره های هنجاری مربوط به پیامبران در سه کتاب مقدس چیست و از این نظر، چه مشابهت ها و تفاوت هایی در آن ها وجود دارد؟ سپس به تعریف مفهومی «پیامبر» و «هنجار» پرداخته و دلایلی را مطرح کرده تا نشان دهد احتمالاً «هنجار» در کتب مقدس، تفاوت هایی با هنجار در ادبیات جامعه شناسی دارد. سپس برای دستیابی به پاسخ سؤالات مقاله، به یک روش تحقیق تلفیقی در تحلیل محتوا روی آورده و با کمک نرم افزار، گزاره های هنجاری موجود در آیات تورات، انجیل و قرآن را استخراج و موضوع را در هفت دسته به شرح زیر در هر سه کتاب دنبال و مشابهت ها و تفاوت ها را تبیین کرده است؛ 1- بایدها و نبایدها در رابطه ما و پیامبران به طور عام، 2- بایدها و نبایدها در رابطه ما و حضرت ابراهیم (7)، 3- بایدها و نبایدها در رابطه ما و حضرت موسی (7)، 4- بایدها و نبایدها در رابطه ما و حضرت عیسی (7)، 5- بایدها و نبایدها در رابطه ما و حضرت محمد (6)، 6- بایدها و نبایدها در رابطه ما و سایر پیامبران و 7- بایدها و نبایدها در نگرش ما به معجزات پیامبران. در انتها با کمک محاسبه ضریب همبستگی فی، تقارن مضامین هفتگانه را استخراج و مدل های حاصل از آن را ارائه کرده است.
ارتباط درون فردی یکی از سطوح اصلی ارتباطات است که بر اساس آن یک فرد هم فرستنده پیام و هم گیرنده آن است. در تحقیق حاضر باهدف شناخت ارتباط درون فردی در دیدگاه های دو اندیشمند مطرح در این حوزه، دنا وکیت و فیض کاشانی این مسئله که چیستی ارتباط درون فردی در اندیشه دنا وکیت به عنوان اندیشمند غربی حوزه ارتباطات و فیض کاشانی به عنوان اندیشمند اسلامی اخلاق فردی چیست و چه شباهت ها و تفاوت هایی در نظرات آن ها وجود دارد مورد بررسی قرار گرفته است. تحقیق حاضر در مرحله جمع آوری داده ها با روش اسنادی یا کتابخانه ای انجام گرفته است و در مرحله بررسی، تفسیر و تحلیل داده ها از روش تطبیقی استفاده شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که در اندیشه وکیت اصل صحبت از ارتباط درون فردی تعمدی و آگاهانه بررسی خود یا نفس فی نفسه نیست بلکه بحث از ارتباط درون فردی برای نیل به شخصیت بهتر و برقراری ارتباط های بعدی و یا تصمیم گیری درباره ی آن هاست. درحالی که در اندیشه فیض کاشانی ارتباط درون فردی بر توانایی فرد در شکست دادن نفس برای بهبود شخصیت دلالت دارد. در تحقیق پیشرو به این نتیجه رسیده شده است که تفاوت اساسی ارتباط درون فردی نزد وکیت و فیض کاشانی در نوع نگاه آن هاست به طوری که اولی ارتباط درون فردی را در چارچوب فرد - جامعه و دومی در چارچوب خدا - فرد - جامعه در نظر می گیرند.